profile - دانشکده کشاورزی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه کشاورزی
پردیس دانشگاه
آرش آذری
دانشیار / کشاورزی / علوم و مهندسی آب
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| هوا و اقلیمشناسی کشاورزی | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه هوا و اقلیمشناسی کشاورزی | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه هوا و اقلیمشناسی کشاورزی | 1 | هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه هوا و اقلیمشناسی کشاورزی | 1 | هرهفته، شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه هوا و اقلیمشناسی کشاورزی | 1 | هرهفته، شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| هیدرولوژی مهندسی | 2 | هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آبهای زیرزمینی تکمیلی | 3 | هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00، هفته هاي فرد ، دوشنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| سنجش از دور تکمیلی | 3 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00، هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| بهینه سازی در منابع آب | 3 | هرهفته، چهارشنبه ، 14:00-16:00، هفته هاي زوج ، دوشنبه ، 16:00-18:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
مطالعه ریاضی و آزمایشگاهی دبی جریان درکانال ذوزنقه ای با پایه گوه ای
اکرم نورائی 1405 -
کاربرد روشهای یادگیری ماشین درریزمقیاسسازی و پش بینی ماهانه دمای حداقل، حداکثر و رطوبت نسبی تحت سناریوهای اجتماعی-اقتصادی گزارش ششم تغییر اقلیم در ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه
افسانه منصوری 1404هر تغییر وضعیت مشخص در الگوهای مورد انتظار برای میانگین آبوهوایی، که در طولانیمدت در یک منطقه خاص یا برای کل اقلیم جهانی رخ دهد را تغییرات آبوهوایی یا تغییر اقلیم گویند. تغییرات غیرعادی در اقلیم درون اتمسفر زمین و پیامدهای ناشی از آن در قسمتهای مختلف کره زمین نشانهای از تغییر اقلیم است. افزایش یا کاهش این عوامل درونی ممکن است اثر بازخوردهای ناشی از تغییر اقلیم متغیر باشد. همچنین بسیاری از این تغییرات درونی با تاخیر در سیستمهای اقلیمی رخ دهند. زیرا به دلیل زیاد بزرگ بودن سیستم اقلیمی کره زمین، به کندی حرکت میکند و با تاخیر به ورودیها پاسخ میدهد. در دهه ????، اصطلاحات گرمایش جهانی و تغییر اقلیم رایجتر شد. اگرچه این دو اصطلاح گاهی به جای هم بهکار میروند، ولی از نظر علمی، گرمایش جهانی تنها به افزایش گرم شدن سطح زمین اشاره دارد، در حالی که تغییر اقلیم کل تغییرات سامانه اقلیمی زمین را توصیف میکند. اکنون دانشمندان، سیاستمداران و رسانههای مختلف از اصطلاحاتی مانند بحران اقلیمی یا اضطرار اقلیمی برای صحبت در مورد تغییرات اقلیمی، و داغشدن جهانی بهجای گرمایش جهانی نیز استفاده میکنند. هیئت بین دولتی تغییرات آبوهوایی (IPCC) میگوید تغییرات جوی که در سراسر جهان مشاهده میشود به احتمال خیلی زیاد ناشی از عواملی است که بشر در آنها دست دارد. گزارش تلفیق ششمین گزارش ارزیابی IPCC (AR6) خلاصهای از آخرین یافتهها در زمینه تغییر اقلیم، اثرات و مخاطرات گسترده آن و کاهش اثرات و سازگاری با تغییر اقلیم است. این گزارش در سه بخش 1. وضعیت و روند فعلی، 2. آینده تغییر اقلیم، مخاطرات و پاسخهای بلندمدت 3. پاسخهای کوتاهمدت تهیه شده است و وابستگی متقابل اقلیم، اکوسیستم و تنوع زیستی و جوامع انسانی؛ ارزش انواع مختلف دانش؛ و ارتباط تنگاتنگ بین سازگاری با تغییر اقلیم، کاهش انتشار، سلامت اکوسیستم، رفاه انسان و توسعه پایدار را به رسمیت شناخته و منعکس کنندهی تنوع فزایندهی ذیمدخلان در اقدام اقلیم است. در این پژوهش طبق جدیدترین گزارش IPCC گزارش ششم سناریوهای انتشار 2-4.5، 1-2.6، 5-8.5 و Historical برای متغیرهای دمای حداقل، حداکثر و رطوبت نسبی در ایستگاه سینوپتیک کرمانشاه موردمطالعه قرار میگیرد. کلیدواژهها: تغییر اقلیم، گرمایش جهانی، اکوسیستم، سینوپتیک هر تغییر وضعیت مشخص در الگوهای مورد انتظار برای میانگین آبوهوایی، که در طولانیمدت در یک منطقه خاص یا برای کل اقلیم جهانی رخ دهد را تغییرات آبوهوایی یا تغییر اقلیم گویند. تغییرات غیرعادی در اقلیم درون اتمسفر زمین و پیامدهای ناشی از آن در قسمتهای مختلف کره زمین نشانهای از تغییر اقلیم است. افزایش یا کاهش این عوامل درونی ممکن است اثر بازخوردهای ناشی از تغییر اقلیم متغیر باشد. همچنین بسیاری از این تغییرات درونی با تاخیر در سیستمهای اقلیمی رخ دهند. زیرا به دلیل زیاد بزرگ بودن سیستم اقلیمی کره زمین، به کندی حرکت میکند و با تاخیر به ورودیها پاسخ میدهد. در دهه ????، اصطلاحات گرمایش جهانی و تغییر اقلیم رایجتر شد. اگرچه این دو اصطلاح گاهی به جای هم بهکار میروند، ولی از نظر علمی، گرمایش جهانی تنها به افزایش گرم شدن سطح زمین اشاره دارد، در حالی که تغییر اقلیم کل تغییرات سامانه اقلیمی زمین را توصیف میکند. اکنون دانشمندان، سیاستمداران و رسانههای مختلف از اصطلاحاتی مانند بحران اقلیمی یا اضطرار اقلیمی برای صحبت در مورد تغییرات اقلیمی، و داغشدن جهانی بهجای گرمایش جهانی نیز استفاده میکنند. هیئت بین دولتی تغییرات آبوهوایی (IPCC) میگوید تغییرات جوی که در سراسر جهان مشاهده میشود به احتمال خیلی زیاد ناشی از عواملی است که بشر در آنها دست دارد. گزارش تلفیق ششمین گزارش ارزیابی IPCC (AR6) خلاصهای از آخرین یافتهها در زمینه تغییر اقلیم، اثرات و مخاطرات گسترده آن و کاهش اثرات و سازگاری با تغییر اقلیم است. این گزارش در سه بخش 1. وضعیت و روند فعلی، 2. آینده تغییر اقلیم، مخاطرات و پاسخهای بلندمدت 3. پاسخهای کوتاهمدت تهیه شده است و وابستگی متقابل اقلیم، اکوسیستم و تنوع زیستی و جوامع انسانی؛ ارزش انواع مختلف دانش؛ و ارتباط تنگاتنگ بین سازگاری با تغییر اقلیم، کاهش انتشار، سلامت اکوسیستم، رفاه انسان و توسعه پایدار را به رسمیت شناخته و منعکس کنندهی تنوع فزایندهی ذیمدخلان در اقدام اقلیم است.
-
پیش بینی دبی های ماهیانه بر اساس مدل های استوکستیک خطی با سری بیرونی (ARIMAX) و مدل های غیرخطی مبتنی بر هوش مصنوعی در حوضه گاماسیاب
سامان رحیم بیگی 1404 -
کاربرد سنجش از دور در پایش کیفی مخزن با روش های یادگیری ماشینی
زهره امجدیان 1404کیفیت آب مخازن میباشد که در این پژوهش سعی در عملی کردن آن داریم. معمولاً اولین اقدامی که در پیشبینیها و انجام مطالعات در خصوص اندازهگیری و پایش منابع آبی به ذهن میرسد مطالعات و پژوهشهای میدانی میباشد، اما پایش و پیشبینی کیفیت منابع آبی به صورت میدانی هم زمانبر بوده و هم به هزینه و نیروی بیشتری احتیاج دارد. بنابراین، با استفاده از تصاویر دو ماهوارهی سنتینل-2 و سنتینل-3 غلظت پارامترهای کیفی آب شامل (کدورت، TSS و غلظت کلروفیل a) در مخزن سد زمکان استان کرمانشاه را بدست آوردیم. به همین منظور ابتدا تصاویر ماهوارهای بدست آمده را پیش پردازش کرده و سپس باندها و شاخصهای طیفی مناسبی برای شناسایی ارتباط معنیدار بین مقادیر هر پارامتر کیفی و تصاویرماهوارهای با استفاده از سنجش از دور و روش رگرسیون بدست آوردیم. سپس با به کارگیری روشهای یادگیری ماشینی ANN، SVR، RF و ... رابطهی بین تصاویر ماهوارهای و پارامترهای کیفی را به تفکیک مدلسازی نموده و سپس دقت آنها را به ازای مقادیر واقعی (مشاهداتی) محاسبه نمودیم. که میزان خطای محاسبه شده برای کدورت، TSS و غلظت کلروفیل a به ترتیب برای دادههای آموزشی برابر با 76/0، 80/0 و 58/0 و برای دادههای آزمایشی 94/0، 94/0 و 95/0 است. به طور کلی هر چه میزان کدورت آب، TSS آب و غلظت کلروفیل a کمتر باشد کیفیت آب بالاتر است. در هر دو روش سنجش از دور و یادگیری ماشینی نتایج تقریباً با هم یکسان بوده و سد زمکان ماه دی و بهمن سال 1396 کمترین مقدار کدورت آب، ماه آذر 1396 کمترین مقدار TSS آب و ماه بهمن 1396 کمترین مقدار غلظت کلروفیل a را داشته است.
-
بررسی آنتروپی وزنی شاخص کیفیت آب برای پساب تصفیه خانه های فاضلاب (مطالعه موردی)
سعید کرمی 1404این پژوهش به ارزیابی مقایسهای کیفیت پساب تصفیهخانه فاضلاب شهر ایوان، ایران، در دو سال متوالی 2020 و 2021 پرداخته و از شاخص کیفیت آب خروجی (EWQI) بر اساس استانداردهای سازمان حفاظت محیطزیست ایالات متحده (EPA)، سازمان بهداشت جهانی (WHO) و استاندارد ملی ایران استفاده کرده است. شاخص EWQI با بهرهگیری از یک کد اختصاصی در محیط برنامهنویسی پایتون محاسبه شده و نتایج حاصل از آن مبنای تحلیل و ارزیابی کیفیت قرار گرفته است. نتایج نشان داد که بر مبنای معیارهای EPA و WHO، کیفیت پساب در سال 2020 بهطور پایدار در محدوده «خوب» باقی مانده، در حالیکه در سال 2021، بهبود قابل توجهی در نیمه دوم سال موجب ارتقاء کیفیت به سطح «عالی» شده است. در مقابل، استاندارد ملی ایران به دلیل دامنه مجاز وسیعتر برای پارامترهای شیمیایی و فلزات سنگین، کیفیت پساب را در اکثر ماههای هر دو سال در سطح «عالی» طبقهبندی کرده است. بهبود مشاهدهشده در سال 2021 ارتباط معناداری با تغییرات اقلیمی فصلی، بهویژه کاهش بارندگی و افزایش دما داشته که باعث ارتقاء کارایی فرآیندهای بیولوژیکی تصفیه و کاهش بار آلایندهها شده است. غلظت فلزات سنگین از جمله سرب، کادمیوم و کروم در هر دو سال کمتر از حدود مجاز بوده و کاهش محسوس این مقادیر در سال 2021 حاکی از بهبود راندمان فرآیندهای فیزیک وشیمیایی و زیستی حذف آلایندههاست. این یافتهها بر ضرورت استفاده از چارچوبهای ارزیابی چنداستانداردی برای درک جامعتر و بومیسازیشده کیفیت پساب تاکید دارند. بهطور کلی، کیفیت پساب در هر دو سال برای استفاده مجدد در کشاورزی مناسب ارزیابی شد، اما نقش بارز عوامل اقلیمی و فصلی بر کیفیت پساب نشان میدهد که پایش مستمر، مدیریت تطبیقی و مدلسازی پیشبینی برای حفاظت از سلامت محیطزیست، بهرهوری کشاورزی و ایمنی عمومی در شرایط تغییرات اقلیمی ضروری است. کلیدواژهها: شاخص کیفیت آب خروجی (EWQI)، تصفیهخانه فاضلاب، استاندارد EPA، دستورالعمل WHO، ایران
-
اثر افزودن سطوح مختلف نانو ذره روی دوپ شده با نانوذره مس پوشش داده شده با کوئرستین، نانوذره روی دوپ شده با نانوذره مس، کوئرستین بر پارامترهای پس از انجماد-یخگشایی منی قوچ سنجابی
صبا خدایاری 1403تولید بیش از حدگونههای اکسیژن فعال (ROS) در طول انجماد و پس از یخگشایی بر کیفیت اسپرم و ظرفیت باروری بعدی تاثیر میگذارد. ویژگیهای نانوذرات (با خاصیت آنتیاکسیدانی) به دلیل افزایش طول عمر اسپرم و بهبود باروری جنس نر، اخیرا در دامها مورد توجه زیادی قرارگرفتهاند. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر افزودن کوئرستین، ترکیب کلرید مس و کرید روی، نانوذرات اکسید مس دوپ شده با نانوذرات اکسید روی و کوئرستین لود شده بر روی نانوذرات دوپ شده برکیفیت اسپرم گوسفند در شرایط پس از انجماد-یخگشایی است. نانوذرات دوپ شده خریداری شد و در آزمایشگاه داروی کوئرستین بر روی آن لود شد. ویژگیهای نانوذرات با کمک EDX، FE-SEM، uv-visible، FT-IR و پتانسیل زتا مشخص شد. انزالهای مخلوط شده از 4 گوسفند نژاد سنجابی با رقیقکننده نگهداری رقیق شد. غلظتهای مختلفی از تیمارها (1، 5، 25 و 125 میکروگرم در میلیلیتر) به رقیقکننده انجماد اسپرم گوسفند اضافه شد. گروه شاهد گروه بدون هیچ گروه تیماری در نظر گرفته شد. مایع منی رقیق شده و غنی شده با تیمارهای فوق به تدریج طی 4 ساعت تا دمای 4 درجه سانتیگراد سرد شد و سپس در نی های 25/0 میلیلیتری کشیده شد و در نیتروژن مایع منجمد و نگهداری شدند. پارامترهای اسپرمی، نظیر زندهمانی، تحرک تام، یکپارچگی غشا و DNA، ناهنجاری تام، مالوندیآلدهید در گروههای مختلف ارزیابی شد. یافتهها نشان داد افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلیلیتر نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی پوشش دار شده با کوئرستین به طور معنیدار نسبت شاهد و سایر گروههای تیماری درصد زندهمانی، تحرک تام، یکپارچگی غشا و DNA را افزایش و میزان تولید مالوندیآلدهید را کاهش داده بود (p<0.05). افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلیلیتر نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی پوشش دار شده با کوئرستین به طور معنیدار نسبت شاهد و سایر گروههای تیماری، غیر از گروه 25 میکروگرم در میلیلیتر کوئرستین درصد ناهنجاری را کاهش داده بود (p<0.05). بنابراین، افزودن غلظت 5 میکروگرم در میلیلیتر نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی پوشش دار شده با کوئرستین به عنوان یک آنتیاکسیدن به رقیقکننده منی گوسفند میتواند دامنه تحمل اسپرم در برابر انجماد و پایداری اسپرم پس از پس از یخگشایی را افزایش دهد. کلمات کلیدی: اسپرم، گوسفند، آنتیاکسیدن، کوئرستین، نانوذرات اکسید مس دوپ مس شده با نانوذرات اکسید روی.
-
بررسی اثر کود دامی بر عملکرد و اسانس گیاه دارویی سیاه دانه (Nigella sativa) تحت شرایط قطع آبیاری
ایوب رستمی مامو 1403مدیریت عناصر غذایی خاک در تولید گیاهان دارویی از اهمیت ویژهای برخوردار است، از طرفی تنش کمبود رطوبت نیز به عنوان مهمترین عامل محدود کننده تولید منجر به کاهش عملکرد گیاه میشود. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر کود دامی بر ویژگیهای بومشناختی فیزیولوژیک، عملکرد دانه و عملکرد اسانس گیاه سیاهدانه در شرایط قطع آبیاری انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. تیمارها شامل کود دامی کاملا پوسیده گوسفندی (صفر، 10، 20 و30 تن در هکتار) به عنوان عامل اصلی و قطع آبیاری (آبیاری متداول، قطع آبیاری از مرحله گلدهی، قطع آبیاری از مرحله پر شدن دانه) به عنوان عامل فرعی بود. ویژگیهای اندازهگیری شده شامل شاخص سطح برگ، جذب تشعشع، سرعت رشد نسبی، سرعت رشد محصول، وزن خشک کل، کارایی مصرف تشعشع، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اصلی، تعداد فولیکول، تعداد دانه در فولیکول، وزن هزار دانه، عملکرد وزن خشک کل، عملکرد دانه، درصد اسانس، عملکرد اسانس و شاخص برداشت بود. نتایج نشان داد کاربرد کود دامی و تیمارهای آبیاری بر ویژگیهای مورد ارزیابی تاثیرگذار بود. بالاترین (34/2) و پایینترین (1/1) حداکثر شاخص سطح برگ به ترتیب مربوط به تیمار 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل و شرایط عدم کاربرد کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گدهی بود. در تمام تیمارهای مصرف کود دامی با افزایش میزان آب آبیاری میزان جذب تشعشع نیز بهبود یافت. بالاترین و پایینترین میزان جذب تشعشع به ترتیب در شرایط 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. بیشترین و کمترین سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول به ترتیب مربوط به 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل (به ترتیب، 094/0 گرم بر گرم در روز و 2/6 گرم در متر مربع در روز) و عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی (به ترتیب، 066/0 گرم بر گرم در روز و 3/2 گرم در متر مربع در روز) بود. بیشترین کارایی مصرف تشعشع (5539/0 گرم بر مگاژول) مربوط به 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و کمترین آن (4565/0گرم بر مگاژول) نیز در شرایط عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی بدست آمد. برهمکنش کاربرد کود دامی و قطع آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه معنیدار بود. بیشترین وزن هزار دانه (69/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (5/251 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (7/108 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (7/ گرم در متر مربع 18) و کمترین وزن هزار دانه (39/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (3/125 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (3/44 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (2/8 گرم در متر مربع) به ترتیب در تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. نتایج همچنین نشان داد که همبستگی صفت عملکرد دانه با صفات عملکرد ماده خشک کل، شاخص برداشت، تعداد فولیکول در متر مربع، تعداد دانه در فولیکول و وزن هزار دانه مثبت و معنیدار بود. بطور کلی نتایج نشان داد که جهت دستیابی به حداکثر عملکرد دانه و عملکرد اسانس دانه، تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل بهتر بود، با این حال در شرایط 30 تن کود دامی بین قطع آبیاری از مرحله نموی پر شدن دانه با آبیاری کامل اختلاف معنیدار نبود. بنابراین میتوان بجای آبیاری کامل مزرعه بدون افت عملکرد دانه و اسانس، آبیاری را از مرحله پر شدن دانه قطع نمود که از این طریق منجر به کاهش میزان آب مصرفی در مزرعه میشود. واژههای کلیدی: شاخصهای رشد، جذب تشعشع، کارایی مصرف تشعشع، عملکرد دانه، اجزای عملکرد، عملکرد اسانس
-
ارزیابی تغییرات منابع آب زیرزمینی استان کردستان با دادههای ماهواره GRACE و GLDAS
اصغر محمدی 1403تعیین تغییرات ذخیره آب زیرزمینی بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک موضوعی حیانی بهمنظور مدیریت و برنامهریزی منابع آب زیرزمینی هست. ماهواره GRACE با بهرهگیری از تغییرات میدان گرانش زمین، تغییرات ذخیره آب را باقدرت تفکیک مکانی 1 درجه تولید مینماید .در این پژوهش سعی شد تا در دو سلول یک درجه مربعی از استان کردستان (دشت دهگلان و قروه و دشت بیجار ) در طول جغرافیایی 47 تا 48 درجه شرقی که شامل بخشی از کل مساحت آبخوان میباشند ، با استفاده از دادههای دو مرکز پردازش اطلاعات ماهواره GRACE به نام های JPLو CSR ، تغییرات سطح آب زیرزمینی ماهانه در بازه زمانی
-
بررسی تنوع ژنتیکی اکوتیپهای بالنگوی شهری از نظر ویژگیهای زراعی و محتوای روغن دانه
علی شمسی نیا 1403چکیده دانههای روغنی بهعنوان ماده اولیه تولید روغن خوراکی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار هستند. یکی از مهمترین مشکلات بخش کشاورزی، کمبود دانههای روغنی و وابستگی به واردات آنها برای مصارف مختلف میباشد. بالنگوی شهری گیاهی چند منظوره با قابلیتها و کاربردهای متنوع و فراوان است که میتواند نقش بسیار مهمی در کشاورزی پایدار مناطق خشک و نیمهخشک ایران داشته باشد. اصلاحکنندگان نبات به منابع وسیع خزانه ژنتیکی برای انجام فعالیتهای اصلاحی بر روی گیاهان زراعی احتیاج دارند. بنابراین شناسایی عوامل و شاخصهای موثر بر افزایش عملکرد و بهبود ویژگیهای بیوشیمایی گیاه دارویی بالنگوی شهری و استفاده از آنها در برنامههای بهنژادی و بهزراعی امری ضروری بهنظر میرسد. در این پژوهش تعداد 35 اکوتیپ جدید بالنگوی شهری همراه با رقم شاهد سارا به صورت طرح لاتیس ساده با دو تکرار مورد بررسی قرارگرفتند. آزمایش در سال زراعی 1401-1400 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی سراب چنگایی خرمآباد (مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی لرستان) به صورت یکساله اجرا شد. صفات مختلفی شامل تعداد روز تا گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک، ارتفاع بوته و تعداد شاخه فرعی در بوته یاداشتبرداری شد و پس از برداشت نیز صفات تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در بوته، وزن دانهها در بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، درصد روغن دانه اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس براساس طرح لاتیس نشان داد که اثر تیمار برای وزن تک بوته در سطح احتمال یک درصد و در مورد صفات تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه در سطح احتمال پنج درصد معنیدار بود. نتایج تجزیه واریانس صفات مورفولوژیک براساس طرح بلوکهای کامل تصادفی نشان داد که بین اکوتیپها از نظر تعداد دانه در بوته در سطح احتمال پنج درصد و از نظر صفات تعداد کپسول در بوته، وزن دانهها در بوته و وزن هزار دانه در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنیدار وجود دارد. بیشترین مقدار وزن دانهها در بوته و عملکرد دانه در اکوتیپ شماره 36 (شهرستان سنقر) و کمترین مقدار وزن دانه در بوته در اکوتیپ شماره 10 (تبریز 5) بدست آمد. وزن هزار دانه و تعداد روز تا 50 درصد رسیدگی در اکوتیپ شماره 25 (روستای الوار بستان آباد) بیشترین بود. کمترین مقدار وزن هزار دانه در اکوتیپ شماره 3 (محلی شهرستان کلوانق 4) مشاهده گردید. بیشترین مقدار درصد روغن دانه در اکوتیپ شمارهی 17 (محلی شهرستان کلوانق 13) و کمترین مقدار در اکوتیپ شماره 23 (ورزقان 1) دیده شد. عملکرد دانه با صفات تعداد روز تا گلدهی و روز تا رسیدگی فیزیولوژیک همبستگی منفی و معنیدار داشت. همبستگی عملکرد دانه و درصد روغن، مثبت و معنیدار بود. وزن هزار دانه با صفات وزن تک بوته و وزن دانه در بوته همبستگی مثبت و معنیدار و با صفات تعداد دانه در بوته و تعداد کپسول در بوته همبستگی منفی و بسیار معنیداری داشت. بر اساس تجزیه خوشهای، اکوتیپها به پنج گروه تقسیم شدند. اکوتیپهای شماره 36، 31، 34، 35، 18، 32 و 23 با کمترین فاصله از اکوتیپ ایدهآل، بیشترین فاصله از اکوتیپ غیرایدهآل و بیشترین مقدار شاخص SIIG برترین اکوتیپها در این مطالعه بودند. این اکوتیپها در تجزیه خوشهای نیز اکثراً در یک گروه قرار داشتند. واژههای کلیدی: تجزیه خوشهای، دانه روغنی، دیم، شاخص SIIG، عملکرد دانه.
-
تاثیرمحرک¬های رشد گیاهی بر عملکرد نخود زراعی (Cicer arietinum L.) در شرایط دیم
تورج میلادی 1403 -
شناسایی مولفه های موثر بر میل به کارآفرینی در زنان روستایی دهستان میاندربند
نسیم شفیعی 1403به آن توجه نشده بود.
-
پیشبینی آبدهی در مدل هیدرولوژیکی SWAT در سناریوهای اقلیمی تحت تاثیر عدم قطعیت
آناهید کشاورز 1402سناریوی 1-2.6 و 1-8.5 شبیهسازی شده حاکی از آن بود
-
طبقه¬بندی جریان ورودی مخزن با روش K-means و تاثیر آن در نتایج برنامهریزی پویای تصادفی مخزن سد جامیشان
حسام کریمی نژاد 1402محدودیتهای کمی و کیفی منابع آب و افزایش جمعیت، از جمله مواردی است که لزوم توجه به چگونگی مصرف آب و برخورد با مشکلات ناشی از کم آبی توسط برنامهریزی منابع آب و ارائه روشهایی جهت استفاده بهینه از آنها را نمایان میسازد؛ بنابراین یکی از ارکان مدیریت منابع آب، بهرهبرداری بهینه از مخازن سدهای کشور بهعنوان اصلیترین منابع آبهای سطحی است و این موضوع دارای اهمیت و جایگاه ویژهی در علم مهندسی سد میباشد. در این تحقیق، ابتدا با استفاده از روش جدید خوشهبندی K-means کلاسه دبی ورودی به مخزن سد در هر فصل بهینه شد و برای گسسته سازی حجم ذخیره مخزن از روش موران در 7 کلاسه استفاده شد. با کمک برنامهنویسی در محیط پایتون، آبدهی ورودی مخزن در هر فصل از 2 تا 20 کلاسه مختلف طبقهبندی شد. از میان 19 خوشه در نظر گرفته شده، برای کلاسه جریان شماره 5، بهترین نتایج در طبقهبندی دبی فصلی حاصل شده است. سپس مقدار l* در شرایط ایستا در ازای ترکیبات مختلف ازk و i به دست آمد. نتایج نشان داد که بیشترین تغییرات در بهار تا 5 کلاسه مخزن و کمترین آن در تابستان با یک کلاسه از مخزن اتفاق افتاده است. بیشترین میزان احتمال خروجی از مخزن در فصول پاییز، زمستان و بهار برای کلاسه مخزن 4 اتفاق افتاده است و برای فصل تابستان به دلیل آبدهی کمتر و بالاتربودن میزان نیاز، این مقدار در کلاسه 5 مخزن اتفاق افتاده است. از آنجا که تغییر در کلاسهبندی جریان منجر به تغییر اساسی در ماتریس احتمال انتقال خواهد شد لذا استفاده از روش K-means در گسستهسازی آبدهی جریان با توجه به امکان بهینهشدن تعداد خوشهها در هر دوره زمانی، میتواند در برنامهریزی پویای تصادفی مخزن بسیار سودمند و تاثیرگذار باشد. لذا استفاده از این روش در بهرهبرداری از مخازن بصورت برنامهریزی پویای تصادفی قویا توصیه میگردد.
-
برآورد برخی ویژگیهای ساختاری جنگلهای زاگرس با استفاده فتوگرامتری پهپاد مبنا
آرین اسفندیاری 1402 -
بهینه سازی چندهدفه بهره برداری از سیستم های منابع آب بر اساس همبست آب، غذا، انرژی در شرایط تغییر اقلیم
آذر داربوئی 1402پدیده تغییر اقلیم می¬تواند تاثیرات منفی زیادی را بر سیستم¬های مختلف از جمله منابع آب، محیط زیست، صنعت، بهداشت، کشاورزی و کلیه سیستم-هایی که در کنش با سیستم اقلیم می¬باشند، بگذارد که در این میان سیستم منابع آب از اصلی¬ترین آنها به شمار می¬رود. پدیده تغییر اقلیم در سال¬های اخیر منجر به تغییر قابل توجه در عناصر هواشناسی و در نتیجه وضعیت منابع سطحی و زیرزمینی در نقاط مختلف شده است. از طرفی سه منبع آب، انرژی و غذا سه منبع اساسی برای سلامت انسان، کاهش فقر و توسعه پایدار هستند و از مهمترین منابع در کشاورزی هستند که هم بر تغییرات اقلیم تاثیر میگذارند و هم از آن تاثیر میپذیرند و هم وابستگی قوی با یکدیگر دارند. هر سه منبع بسیار کمیاب هستند و میلیاردها نفر در جهان به آن دسترسی ندارند و تقاضا برای هر سه منبع در حال رشد است. لذا هر گونه اقدام در راستای پایداری باید تعامل و یکپارچگی این سه منبع را درنظر بگیرد تا بتواند توسعه پایدار را به دنبال داشته باشد. باتوجه به این شرایط، دستیابی به مدیریت پایدار منابع موجود در کشاورزی به صورت موثر و هماهنگ، یک مسئله چالش برانگیز است. بنابراین اگر بتوان بهره وری آب و انرژی برای تامین مواد غذایی را افزایش داد، میزان انتشار گازهای گلخانه¬ای و آلودگی¬های زیست محیطی نیز کاهش می¬یابد و به دنبال آن، می¬توان در جهت توسعه پایدار گام برداشت. به عبارت دیگر، اگر رویکردی در جهت مدیریت یکپارچه سه منبع آب، انرژی و غذا درنظر گرفته شود، هم آلودگی محیط زیست کاهش می¬یابد و هم کشاورزی پایدار و توسعه پایدار اتفاق خواهد افتاد، از طرفی سازگاری پایدار در برابر تغییرات اقلیم را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا با وجود تعاملات بین این سه منبع و پایداری، تمرکز بر یک منبع بدون درنظر گرفتن ارتباط با سایر منابع، ممکن است موجب پیامدهای پیش بینی نشده حاد و حتی ناپایداری گردد. هدف از این پژوهش شبیهسازی- بهینه سازی بهرهبرداری تلفیقی ازآبهای سطحی و زیرزمینی دشت کرمانشاه درشرایط تغییر اقلیم براساس گزارش ششم هیات بین الدول (IPCC-6) می¬باشد. بدین منظور یک مدل تلفیقی کوپل شده آب سطحی و زیرزمینی تهیه خواهد شد که در آن جهت تهیه مدل آب سطحی از مدل ارزیابی WEA و جهت تهیه مدل آب زیرزمینی از مدل MODFLOW استفاده میگردد. سپس اثر تغییر اقلیم بر مدلسازی آب سطحی و زیرزمینی در مدل تلفیقی بررسی خواهد شد. در نهایت با اتصال الگوریتم چندهدفه گرگ خاکستری (MOGWO) به بدنه مدل کوپل شده بر اساس توابع هدف مبتنی بر همبست آب، غذا و انرژی و پارامترهای اجتماعی و عوامل زیست محیطی راهکارهای بهینه برای مدیریت یکپارچه منابع آب منطقه تحت سناریوهای تغییر اقلیم بررسی خواهد شد و اثرات آن بر وضعیت آب سطحی و زیرزمینی مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت .
-
بررسی روند تغییرات کیفیت آب زیرزمینی از دیدگاه کشاورزی با رویکرد زمین آمار (مطالعه موردی: دشت ملایر)
هدی حسین زاده 1402 -
برآورد تبخیر تعرق سیب زمینی براساس الگوریتم های سنجشازدوری تک منبعی و دومنبعی
مهسا نبی زاده 1401 -
محاسبه ضریب گیاهی گیاه سیبزمینی با استفاده از سنجشازدور در کرمانشاه
محمدباقر محمدی زاد 1401چکیده ضریب گیاهی یکی از پارامترهای مهم گیاهی در معادله محاسبه تبخیر و تعرق گیاهی است که نحوه محاسبهی آن از اهمیت زیادی برخوردار است. با توجه به اینکه اطلاعات لازم برای محاسبهی ضریب گیاهی به روش های مستقیم در بیشتر اراضی کشور در دسترس نیستند پس گردآوری اطلاعات جهت محاسبه ضریب گیاهی با استفاده از روشهای مستقیم هزینه و زمان زیادی لازم دارد، امروزه به دنبال یافتن روشهای جدید برای به دست آوردن ضریب گیاهی هستند یکی از این روشها که برای اراضی گسترده مناسب است استفاده از تصاویر ماهوارهای و سنجشازدور است. با استفاده از این روشها میتوان پارامترهای مورد نیاز را بهصورت مکانی در مقیاس بزرگ به دست آورد. در این پژوهش ابتدا ضریب گیاهی سیبزمینی با استفاده از روش لایسیمتری تعیین شد. برای این کار دادههایی مثل میزان آب آبیاری، میزان آب زهکشی شده، میزان رطوبت خاک قبل از آبیاری و مقدار آب بارندگی اندازهگیری گردید. با توجه به مقادیر اندازهگیری شده، تبخیر و تعرق گیاه مرجع و گیاه سیبزمینی تعیین گردید. در ادامه با تقسیم تبخیر و تعرق گیاه سیبزمینی بر تبخیر و تعرق گیاه مرجع، ضریب گیاهی برای مراحل اولیه، میانی و پایانی به ترتیب 69/0، 02/1، 86/0 به دست آمد. سپس با استفاده از تصاویر ماهواره لندست 8 و الگوریتم سبال مقدار ضریب گیاهی سیبزمینی برای مرحله اولیه، میانی و پایانی به ترتیب 43/06،0/1، 75/0 به دست آمد. در نهایت ضریب گیاهی بهدستآمده با استفاده از این دو روش به وسیله شاخصهای آماری,RMSE, ME, MBE,NRMSE, MAE وR2 با هم مقایسه شدند. مقدار این شاخصها به ترتیب 14/0، 012/0، 22/0، 11/0، 08/0 و 76/0 به دست آمد که نشان میدهد نتایج به دست آمده با استفاده از دو روش به هم نزدیک میباشند. در ادامه رابطه بین ضریب گیاهی و شاخصهای گیاهی SAVI و DVIبا استفاده از رگرسیونگیری خطی پیدا شد؛ که ضریب همبستگی (R2 )، بین SAVI و NDVI به ترتیب 33/0 و 62/0 به دست آمد. همچنین بین ضریب گیاهی سیبزمینی و ترکیب شاخصهای گیاهی SAVI و NDVI رگرسیونگیری انجام شد که مقدار ضریب همبستگی 90/0 به دست آمد. با توجه به مقادیر R
-
افزایش طول عمر سیب زمینی خردشده با استفاده از پوشش خوراکی بسته بندی نانو و اتمسفر اصلاح شده و بررسی با روش طیف سنجی
فرزاد عبدی 1401 -
بهسازی شبکه توزیع آب با کنترل و مدیریت فشار در شبکه با الگوریتم های فراکاوشی چند هدفه
سمیه عمرملی 1401شبکههای توزیع آب به عنوان یکی از اساسترین زیرساختهای شهری دارای اهمیت فراوانی برای جامعه بشری به ویژه کشور ایران میباشد و با توجه به کمبود آب در چند سال اخیر در کشور، نیاز به طراحی شبکههای اصولی و اقتصادی در کشور ضروری میباشد. بنابراین بهینهکردن شبکههای توزیع آب میتواند گام موثری در جهت مدیریت منابع آبی و همچنین طراحی اصولی شبکههای توزیع آب باشد. به طوریکه بهینهیابی با در نظر گرفتن محدودیتهای اقتصادی و منابع آب و تعمیر نگهداری شبکه و... باشد. از آنجایکه یکی از مهمترین عوامل در کنترل و مدیریت شبکه، توزیع فشار مطلوب در شبکه است و همچنین عامل دیگر موثر نیر اقتصادی کردن طرح یا کاهش هزینههای ساخت و تعمیر نگهداری شبکه توزیع آب میباشد، در این پایاننامه مکانیابی موقعیت بهینه شیرهای فشارشکن در شبکه به عنوان تامین کننده تابع هدف، کاهش هزینهها در شبکه بوده و مدیریت فشار با در نظر گرفتن تامین فشار مطلوب تابع هدف دیگر میباشد. همچنین الگوریتم چندهدفه NSDE به عنوان مدل بهینهسازی مورد استفاده در این تحقیق میباشد و از نرمافزار تجاری و رایگان EPANET برای شبیهسازی هیدرولیکی شبکه توزیع آب استفاده شد. مطالعه موردی در این تحقیق برای شبکه توزیع آب خرمشهر میباشد. نتایج بدست آورده شده در این تحقیق پس از اجرای مدل نشان داد که، نتایج بدست آورده شده در مدل بهینهساز نسبت به حالت فعلی شبکه یعنی حالت بدون شیر فشارشکن برتری کامل را داراست. بهطوریکه برای یک شیر فشارشکن کاهش فشار 8.616 درصد بوده و برای تعداد 2 شیر فشارشکن این میزان کاهش فشار برابر با 39.642 درصد میباشد. در سه شیر فشارشکن در شبکه توزیع آب خرمشهر 39.642 درصد کاهش فشار، 4 شیر فشارشکن 39.839 درصد کاهش شیر فشار برای 5 شیر فشارشکن، 55.262 درصد کاهش فشار در شبکه و برای 6 و 7 شیر فشارشکن به ترتیب کاهشی فشاری معادل با 55.287 و 55.456 به دست آورده شد و همچنین در نظر گرفتن سناریو آتش نشانی در شبکه برای برآورده کردن توابع هدف، بسیار مفید و موثر بود. از سوی دیگر میتوان گفت که نصب و تنظیم شیر فشارشکن مطابق با موقعیتها و تنظیمات بهینه خروجی مدلهای پیشنهادی بهبود قابل توجهی در اهداف مورد نظر یعنی قرار گرفتن فشار در ناحیه مطلوب و کاهش هزینهها داشته است.
-
شبیه سازی دو بعدی جریان سیلابی در رودخانه دز با استفاده از مدل عددی
زهرا حیدری 1401 -
ارزیابی شاخص تنش آبی گیاه مزارع آفتابگردان با استفاده از تصاویر ماهوارهای(مطالعه موردی: شبکه آبیاری سلیمانشاه)
فاطمه فرهنگیان 1401 -
بررسی کیفیت لایه رویین خاک در کاربریهای جنگل بلوط، مرتع و کشاورزی در منطقه ماهیدشت
منیژه مرادی 1401یکی از مسائل مورد توجه در مدیریت پایدار سرزمین برای تولید بهینه کشاورزی و حفظ منابع طبیعی، ارزیابی کیفیت خاک میباشد. استفاده از نمایههای کیفیت خاک ابزار سودمندی برای تعیین و مقایسه وضعیت خاک است. این پژوهش بهمنظور بررسی کیفیت لایه خاکزاد رویین خاک در بخشی از منطقهی ماهیدشت انجام شد. برای این منظور با توجه به ویژگیهای زمینریختشناسی منطقه و استفاده از نمایههای توپوگرافی، موقعیت 71 نقطه مشاهداتی با کاربست الگوریتم ابرمکعب لاتین مشروط (CLHS) در منطقه مورد مطالعه مشخص شد. با توجه به اهداف پژوهش، الگوی نقاط نمونهبرداری بهگونهای طراحی شد که زمینچهرهای مختلف و زمینهای کشاورزی آبی و دیم، مرتع و جنگل بلوط زاگرس را در برگیرد. تجزیه آزمایشگاهی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی نمونهها مطابق روشهای استاندارد انجام شد. پس از تحلیل آماری دادهها، ارزیابی کیفیت خاک بر پایهی نمایه انباشته کیفیت (IQI) و نمایه کیفیت نمورو (NQI) جداگانه بر پایه دو مجموعه کل دادهها (TDS) و کمینهی دادهها (MDS) صورت پذیرفت. انتخاب MDS به کمک تجزیه به مولفههای اصلی (PCA) انجام و از 8 نشانگر TDS 6 نشانگر شامل واکنش خاک، رسانش الکتریکی، کربن آلی، درصد اشباع، رس و سیلت انتخاب شد. در بین ویژگیهای مختلف کربنات کلسیم معادل و واکنش خاک بیشترین محدودیت را برای کیفیت خاک در منطقه داشتند. میانگین کیفیت خاک در نمایههای IQITDS، NQITDS، IQIMDS و NQIMDS بهترتیب 815/0، 760/0، 717/0 و 857/0 بود که برای همگی نمایهها بهجز IQIMDS در کلاس خوب و برای IQIMDS در کلاس متوسط بود. ضریب همبستگی میان IQITDS و IQIMDS برابر 93/0 و بین NQITDS و NQIMDS برابر با 74/0 به دست آمد که در سطح یک درصد معنیدار شد. بیشترین مقدار نمایههای کیفیت خاک بهترتیب در جنگل، مرتع و زمینهای کشاورزی با میانگین 844/0، 831/0 و 804/0 در نمایه IQITDS و میانگین 833/0، 779/0 و 744/0 در نمایه NQITDS بود. تغییر مکانی کیفیت خاک با محاسبه و برازش مدل کروی واریوگرام تجربی بر نمایههای IQITDS و NQITDS بررسی شد. با توجه به نقشههای کریجینگ معمولی، مقدار هر دو نمایه IQITDS و NQITDS در کاربری جنگل و مرتع که بیشتر در حاشیهی منطقهی مطالعاتی قرار دارند، بالاتر و در قسمتهای میانی منطقه که کاربری زمینها کشاورزی است، پایینتر بود.
-
ارزیابی دادههای بارش ماهوارهای بر اساس دادههای منطقهای و پیشبینی آن با استفاده از روشهای یادگیری ماشینی در استان کرمانشاه
فروزان پای فشرده 1401از گذشته تابه امروز نیاز به آب و تامین آن با روشهای مختلف از مهمترین مسائل جوامع بشریاست که البته بارشهای جوی در این میان از اهمیت ویژه ایی برخوردار است. در دهههایاخیر دادههای بارش ماهوارهای موردتوجه دانشمندان و مهندسان علم هیدرولوژیقرارگرفته است. با توجه به اینکه دادههایی که با استفاده از ایستگاههای زمینیبه دست میآیند بهصورت نقطهای بوده و همچنین در سطح وسیع و مناطق صعبالعبوردادههای کافی وجود ندارد و با توجه به گرمتر شدن زمین و کاهش بارش نیاز بهپیشبینیهای بلندمدت بارش برای برنامهریزی و استفاده مناسب از منابع آبی در دسترسانسان برای منطقه موردنظر لازم و ضروری است. در این پژوهش به بررسی دقت دادههای بارشماهوارههای CHRIPS, ERA5, PERSIAN_CDR, GPM, GSM, TRMM, TERRA که با استفادهاز محیط ابری گوگل ارث اینجین بدست آمدهاست با دادههای 14 ایستگاه سینوپتیک استان کرمانشاه در سه مقیاس ماهانه، فصلی و سالانه در دوره 2000 تا 2019پرداخته شد. سپس بهپیش بینیبارش با استفاده از دادههای بارش مشاهداتی و ماهوارهای در سه حالت بارش با یک ، دو و سه تاخیر در محیطنرمافزار اورنج و با استفاده از مدلهای ماشین یادگیری درخت تصمیم، ماشین بردارپشتیبان و جنگلی تصادفی و همچنین ریزمقیاس نمایی با روش دلتا با مدلهای اقلیمی CANESM5و KIOSTESMگزارش ششم و سناریوی 5_8.5پرداختهشد؛ پس از انتخاب بهترین مدل پیشبینی به محاسبه شاخصهای خشکسالی برای دادههای مشاهداتی، ماهواره، پیشبینی برایاستان کرمانشاه پرداخته شد. نتایج نشان داد برای ایستگاههای اسلامآباد ، هرسین،گیلان غرب، کرمانشاه، کنگاور، روانسر و سرپل ذهاب ماهواره TERRA و برای ایستگاههای سنقر، سرآرود، سومار وتازهآباد ماهواره EAR5و برای قصر شیرین ماهوارهTRMMبهترین برآوردرا دارد. با توجه به دادههای مشاهداتی و پیشبینی و نقشههای درونیابی معکوس فاصله، بارش درقسمتهای شمال و شمال غرب و همچنین جنوب شرق استان یعنی در ایستگاههای سرآرود،جوانرود و روانسر بیشتر از سایر نقاط بوده است و در ایستگاههای هرسین، قصرشیرین وسومار کمترین مقدار را داشتهاند. نتایج پیشبینی نشان داد که مدل درخت تصمیم با معیارهای خطای مناسب بهتر از دو مدل دیگراست و همچنین با توجه به نقشههای درونیابیپیشبینی با یک تاخیر، مناطق کم باران و پرباران در دوره مشاهداتی را بهتر برآورد کرده است. این مدل در بیشتر ایستگاههابارش را در ماههای مهر و آبان حدود 40 درصد کمتر از مشاهداتی برآورد کردهاست. نتایجشاخصهای خشکسالی I، RAI و SPI برای حالت های مختلف محاسبه گردید و نتایجنشان داد سال 2015 به ترتیب خشکسالی بسیار شدید، خشکسالی شدید و نزدیک نرمالبرآورد کردهاند و برای سالهای 2020 و 2028 و 2035 خشکسالی شدید یا متوسط رابرآورد کردهاند.
-
روش جدید بازسازی، تطویل و پیشبینی دادههای هیدرولوژیکی زیرحوضه گاماسیاب با استفاده از روشهای یادگیری ماشین
صدیقه دارابی چقابلکی 1401برنامهریزی مدیریت منابع آب ازجمله کاربردیترین و ضروریترین اقدامات بشر جهت حفظ و نگهداری منابع آب شیرین دردسترس است؛ ازآنجاییکه منابع آب شیرین در دسترس محدود میباشد یافتن یک رابطه بینمتعادل بین نیاز محیطزیست و نیاز انسان گامی مهم در پایداری منابع آب میباشد. برایبرنامهریزی صحیح جهت مدیریت منابع آبی در وهله اول داشتن پارامترهای اقلیمی وهیدرولوژی کافی و قابلاطمینان که بر اساس آنها بتوان مناسبترین برنامهریزی راداشت امری ضروری است.در این تحقیق ابتدادادههای موجود ایستگاههای هیدرومتری زیر حوضه گاماسیاب به روشهای مختلف بررسی وجهت پیشبینی، تطویل و بازسازی دادهها آماده شده و ابعاد مختلفی از متغیرهایوابسته با درنظرگرفتن ابعاد مکانی و یا ابعاد زمانی پارامترها در دو سناریو مختلفایجاد شده است؛ در هر سناریو به ترتیب 80 و 20 درصد دادهها برای آموزش و آزمودن مدلاستفادهشده است؛ همچنین با استفاده از روشهای کاهش مولفههایاصلی ابعاد مناسب انتخاب و با روشهای شناخته شده یادگیری ماشین و بهینهسازی این روش توسط الگوریتم ژنتیک درمحیط برنامهنویسی پایتون مدلسازی شده است. در نهایت باتوجهبه میزان درصد تطبیق و اعتبارسنجی هریکاز این روشها، دقیقترین گزینه و روش پیشبینی انتخاب شده است.نتایج پیشبینی و تطویل دادهها درسناریو اول (به روش مکانی) نشان داد در شرایطیکه دادهها استانداردسازی شدهاند نتایج مطلوبتر بوده و همچنین نتایج حاصل از رویکردغیرسریزمانی نسبت به سری زمانی در حالتهای مشابه بهتر بوده است بهطوریکهبالاترین ضریب بهدستآمده از NSEبرای دادههای مرحله آموزش 85/0 و برای مرحله آزمودن برابر6/0 است. بهطورکلی بهتریننتیجه در این سناریو مربوط به رویکرد غیرسریزمانی و با انتخاب ویژگی مدل توسط مدلSVR بهینهشدهبا الگوریتم ژنتیک است.بهطورکلی پیشبینی و تطویل دادهها تحتتاثیرعوامل مختلفی است؛ نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد پیشپردازش دادهها، درنظرنگرفتنتوالی زمانی دادهها، کاهش ابعاد ورودی مدل و استفاده از الگوریتم بهینهساز ژنتیکبه ترتیب بیشترین تاثیر را در بهدستآمدن نتیجه مطلوب وبا دقت بالا جهت پیشبینی و تطویل دقیق دادههادارند.
-
بهینه سازی چند هدفه مقطع سدهای انحرافی با استفاده از الگوریتم های فراکاوشی
وحید شکری 1401 -
شناسایی میزان و محل نشت در سیستم های توزیع آب با استفاده از تکنیک های هوش مصنوعی
بهروز دشتی 1401باکاهش منابعآب قابل مصرف و تنش آبی رو به افزایش درسایر نقاط جهان ، توسعه روشهای مختلف جهت مدیریت کارآمد این ماده حیاتی، اهمیت ویژهای پیدا کرده است. کاهش حجم آب به حساب نیامده از مهمترین روشهای مدیریت مصرف آب محسوب میشود. نشت که به عنوان اصلیترین موئلفه آب به حساب نیامده شناخته شده است، نه تنها یک مساله اقتصادی، بلکه مسالهای زیست محیطی و به طور بالقوه یک مساله بهداشتی و ایمنی میباشد که کاهش میزان آن در سیستمهای آبرسانی را میتوان یکی از اهداف عمده سازمانهای تامین و توزیع آب به شمار آورد. در تحقیق حاظر از یک تکنیک هوش مصنوعی تحت عنوان ماشین یادگیری افراطی (ELM) جهت یافتن محل و میزان نشت در شبکه توزیع آب استفاده شده که با توسعه این روش برخی از محدودیتهای استفاده از تکنیکهای هوش مصنوعی منجمله تعداد خروجی مدلهای یادگیری ماشینی رفع شده و همچنین فرآیند اجرا که در اکثر این تکنیکها در مواجه با دادههای با ابعاد بزرگ امری نسبتا زمانبر است در مدل ELM بکار رفته کاهش یافته است. در این تحقیق همچنین از یک مدل شبکه عصبی پرسپترون چند لایه MLP جهت مقایسه نتایج و عملکرد آن با مدل ELM استفاده شده است. روشها بر روی یک شبکه توزیع آب فرضی و کاملا حلقوی موسوم به شبکه توزیع آب پولاکیس اعمال شدند. نتایج بدست آمده نشان میدهد روش بکار رفته که در آن ماهیت وابسته به فشار نشت حفظ شده است، با حداقل برداشت اطلاعات هیدرولیکی از نوع فشار گرهی، علاوه بر شناسایی موقعیت گرههای نشتدار، محل و میزان نشت گرهی که نشت کمتری را دارد با دقت بالایی پیشبینی کند.
-
بهینه سازی تولید محصولات زراعی در دشت صحنه
آزاده اعظمی 1400در سالهای اخیر توسعه پایدار بخش کشاورزی مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و برنامهریزان قرار گرفته است. اما مدیریت نامناسب و محدودیت منابع که گاهاً در اثر وجود اهداف متضاد ذینفعان بخش کشاورزی ایجاد شده است راه را جهت رسیدن به این مهم با دشواری همراه ساخته است. همین مسئله لزوم استفاده بهینه از منابع را بیش از پیش ضروری ساخته است. در سالهای اخیر و در مبحث بهینهسازی تولید محصولات زراعی روشهای گوناگونی جهت برنامهریزی تولید به کار گرفته شده است. یکی از ارجحترین روشها، برنامهریزی آرمانی فازی است. در این روش با وجود عدم دسترسی به منابع و اطلاعات قطعی امکان رسیدن به جواب بهینه با بالاترین میزان دقت وجود دارد. هدف اصلی این پژوهش بهینهسازی تولید محصولات زراعی با در نظر گرفتن همزمان آرمانهای افزایش سود، کمینهسازی مصرف آب، کود و سموم شیمایی و افزایش عملکرد در دشت صحنه است. پژوهش فوق در غالب 7 سناریو با محوریت آرمانهای فوق برای 7 متغیر تصمیم مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری شامل کلیه بهرهبرداران از چاههای عمیق و نیمه عمیق ثبت شده در سازمان آب منطقهای استان کرمانشاه(421 بهرهبردار) میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 201 بهرهبردار تعیین شده است. بعد از جمعآوری دادهها از طریق پرسشنامه، با بهرهگیری از تکنیک برنامهریزی آرمانی فازی معادله آرمانی برای هر یک از آرمانهای مدنظر تعیین گردید. به منظور حل معادلخ بهینهسازی از نرمافزار گمز بهره گرفته شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد آرمان فوق در صورتی محقق میگردد که سطح کشت گندم به 66.55، چغندرقند به 126.65، یونجه به 369.9، گشنیز به 43.69، ذرت به 4.9، آفتابگردان به 10.22 و برنج به 8.54 هکتار برسد. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از میان محصولات فوق محصول آفنابگردان بیشترین و ذرت کمترین میزان دستیابی به آرمان را به خود اختصاص دادهاند.
-
جزء بندی و سینتیک آزاد سازی پتاسیم خاک تحت تاثیر کاربرد کودهای شیمیایی و آلی در کشت های مختلف
سمیرا محمدی 1400 -
اثرات تغییر اقلیم مدل های CMIP5 در تعیین سیاست های بهره برداری از مخزن سد با مدلSVR
بنفشه رحیمی 1400امروزه اثرات تغییر اقلیم و گرمایش جهانی به دلیل افزایش گازهای گلخانهای در جهان به اثبات رسیدهاست. وقوع این شرایط، فرآیندهای هیدرولوژیکی را که از منابع اصلی تامین کننده آب حوضه است را تحت تاثیر قرار میدهد. در این تحقیق مقادیر ماهیانه دما، بارش و دبی سد جامیشان در سالهای ????-???? به عنوان دوره پایه در نظر گرفته شدهاست. شبیه سازی منابع و مصارف حوضه آبریز سدجامیشان با استفاده از مدل WEAP و روش SVR با الگوهای کشت موجود در منطقه مورد بررسی قرار گرفت. برای ارزیابی تاثیر تغییر اقلیم بر پارامترهای بارش و دما در این منطقه از خروجیهای سناریو RCP8.5 مدل های HADGEM2_ES ، FLO_ESM، MIROC5 و CNRM_CM5 از سری مدلهای گزارش پنجم CMIP5 استفاده شد و خروجی این مدلها برای منطقه مورد نظر ریزمقیاس شد. در این پژوهش با استفاده از روش عامل تغییر دادههای مدل اقلیمی ریزمقیاس شده و پارامترهای ماهانه دما و بارش سد جامیشان برای دورهی ????-???? تولید گردید. به منظور بررسی رواناب منطقه مورد نظر در اثر تغییراقلیم به بررسی و مقایسهی مدلهای SVM، GEP و IHACRES پرداختهشد. نتایج مدل اقلیمی به طور میانگین افزایش دمای ?/? تا ? درجه سلسیوس را نشان میدهد. همچنین نتایج بارش شبیه سازی شده نشان می دهد که میانگین بارش ماهیانه تحت سناریو ?/? RCP در دوره آتی به جز در مدل HADGEM2_ES با کاهش بین ? تا ? درصدی نسبت به دوره پایه همراه بوده است که بیشترین کاهش مربوط به مدل MIROC5 و کمترین کاهش مربوط به مدل CNRM_CM5 می باشد. به طور کلی بررسی نتایج حاصل از پیشبینی دبی در هر سه مدل SVM، GEP و IHACRES حاکی از کاهش رواناب است که بیشترین کاهش رواناب مربوط به SVM در مدل اقلیمی FLO_ESM با ?/?? درصد و کمترین کاهش رواناب مربوط به IHACRES با ? درصد میباشد و در این پژوهش مدلهای IHACRES و GEP نسبت به روش SVR از دقت مطلوبتری برخوردار است. شبیه سازی الگو کشتهای مختلف در WEAP نشان میدهد بیشترین تامین برابر با ?/?? درصد در مدل GEP و کمترین تامین برابر با ?? درصد در مدل SVR که به ترتیب مربوط به الگوی کشت یک و الگوی کشت سه میباشد. همچنین در شبیهسازی تحت سناریوی الگو کشتهای مختلف در WEAP بیشترین درصد پر بودن مخزن در الگوی کشت سه و برابر با ?/?? درصد و بیشترین درصد خالی بودن مخزن در الگوی کشت یک و برابر با ?/?? درصد که به ترتیب مربوط به مدلهای IHACRES و SVR میباشد. . همچنین در این پزوهش با استفاده از روش SVR به پیشبینی تامین ماهیانه نیازهای کشاورزی پرداخته شد. نتایج تامین نیازهای کشاورزی منطقه در همه ی مدل های اقلیمی حاکی از آن است که بیشترین تامین مربوط به مدل GEP در الگوی کشت شماره سه(بیشترین میزان درآمد) و کمترین تامین مربوط به مدل SVR الگوی کشت شماره یک(شرایط موجود) می باشدواژههای کلیدی:
-
یک روش قابل اعتماد برای پیش بینی سیلاب رودخانه بر اساس زنجیره مارکوف با استفاده از داده های ماهواره ای (دریاچه موهاو)
عرفان زارعی 1400Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA استفاده از اطلاعات ماهوارهای جهانی ، در دسترس و ارزانتر در اندازه گیری ویژگیهای رودخانهها ، که بهعنوان جایگزینی برای اندازه گیریهای در محل و گران قیمت مورد استفاده قرار میگیرد. با استفاده از دادهها و اطلاعات ماهوارهای مطالعات نشان داده است که میتوان دبی رودخانهها را بهطور دقیق کالیبره کرد. دو روش جدید از توسعه زنجیرههای مارکوف (MC) ، یعنی روشهای آنلاین-زنجیرههای مارکوف (O-MC) و زنجیرههای پیشرفته آنلاین مارکوف (EO-MC) در مطالعه حاضر برای افزایش عملکرد پیش بینی MC معرفی شدند. مزایای روش O-MC نسبت به MC از پیاده سازی آنلاین حالتهای صحیح و EO-MC نسبت به MC مزایای اجرای همزمان آنلاین حالتهای صحیح و ماتریس مارکوف (MM) بهروز شده در طی دادههای آموزش است. این روشها برای پیش بینی سیگنالهای ماهوارهای کوتاه مدت رودخانه mohave استفاده شد. در مرحله بعد ، بهمنظور اندازه گیری قابلیت اطمینان محاسبات ، تحلیل عدم قطعیت مونتکارلو برای هر سه روش مبتنی بر MC در نظر گرفته شد. برای انجام این کار ، هر مدل 1000 بار توسعه داده میشود و دو شاخص 95 درصد عدم قطعیتهای پیش بینی شده (95PPU) و ضریب فاصله متوسط (d-factor ) محاسبه میشود. عملکردهای MC و دو پسوند آن یعنی O-MC و EO-MC نیز در موارد عدم وجود اطلاعات آموزشی مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این کار، درصد آموزش کل مجموعه دادهها از ?? درصد به ? درصد بهتدریج کاهشیافته و عملکرد مدلها در تولید سیگنالهای دقیق آینده در مجموعه دادههای مشاهدهشده محاسبه میشود.در آخرین مرحله از این مطالعه، مشکل ورودی متغیر ورودی (IVI)برای روشهای مبتنی بر MC در نظر گرفته شد و نتایج با رگرسیون خطی، Perceptron Multi (LR)، ماشین یادگیری افراطی (elm)، و روشهای رگرسیون توابع پایه شعاعی (RBF)مقایسه شدند. نتایج نشان داد که عملکرد EO-MC و O-MC بسیار بهتر از روش MC ساده است. علاوه بر این ، میتوان نتیجه گرفت که EO-MC و O-MC تقریباً در تحلیل عدم قطعیت عملکرد یکسانی دارند و هر دو آنها قابل اعتماد و قوی هستند. مزیت اصلی EO-MC در مقایسه با روش O-MC هنگامی ارائه میشود که عملکرد مدلها در شرایطی مقایسه شود که تعداد نمونه آموزش بسیار کم باشد. در نهایت ، با توجه به مشکل IVI ، نشان داده میشود که عملکرد O-MC و EO-MC بهطور قابل توجهی بهتر از روشهای LR ، MLP ، ELM و RBF است. کلیدواژه: دادههای دبی ماهوارهای ، دبی روزانه، دریاچه موهاو، زنجیره مارکوف، الگوریتم مونتکارلو.
-
پیشبینی رواناب با استفاده از مدلهای تغییر اقلیم و مدل SWAT
شراره امیری 1400ارزیابی پدیده تغییر اقلیم و پیامدهای احتمالی آن بر فرایندهای هیدرولوژی حوضه کمک فراوانی به چالشهای مدیران و برنامه ریزان منابع آب در دورههای آتی خواهد کرد. اثر تغییر اقلیم بوسیله شبیه سازی فرآیندهای هیدرولوژیکی با مدل فیزیکی بارش رواناب مورد بررسی قرار می گیرد. مدلهای هیدرولوژی چارچوبی را برای بررسی رابطه مابین هواشناسی و منابع آب فراهم می کنند. هدف از این پژوهش بررسی رواناب سطحی با استفاده از مدلهای تغییر اقلیم و مدل SWAT میباشد. در این پژوهش ابتدا به بررسی رواناب در ایستگاه هیدرومتری پل شاه پرداخته شد و با استفاده از نرم افزار swat cup آمار ایستگاه هیدرومتری مربوطه و استفاده از الکوریتم بهینه سازی sufi2 پارامترهای موثر بر جریان و دبی جریان کالیبره و استخراج گردید و با در نظر گرفتن ضریب همبستگی و ناش-ساتکلیف مقادیر 75/0 و 79/0 برای بازه کالیبراسیون 71/0 و61/0 برای صحت سنجی استخراج گردید. سپس در جهت بررسی شاخصهای آماری بارش و دما تحت تاثیر تغییر اقلیم با بهره گیری از نرم افزار larsWG6 و به کار گیری مدلهای اقلیمیhadgem2 و miroc5 تحت سناریوهای انتشار 2.6 و 4.5و8.5 اقدام ریزمقیاس نمایی و استخراج داده های بارش و دما برای طول آماری 2020تا 2080 گردید. در نهایت در جهت به دست آوردن تاثیر تغییر اقلیم بر رواناب نرم افزار swat تحت هریک از سناریوهای مدل های اقلیمی نسبت به طول آماری دوره های مختلف اجرا گردیده و نمودارهای بدست آمده از تغییرات رواناب مدل برای شبیهسازی دبی رواناب به صورت متوسط ماهانه با داده اقلیمی حال مقایسه گردید و بیانگر کاهش یا افزایش رواناب در برخی از ماه های سال گردیده است. کلمات کلیدی: رواناب – SWAT - تغییر اقلیم - lars WG6 - مدل های اقلیمی HADGEM2 و MIROC5– حوضه پل شاه
-
بهینه¬سازی چندهدفه فازی برای بهره¬برداری از منابع آب براساس فضای پاسخ سه بعدی
صدف موالی 1400میانگین بارش سالیانه کشور ایران کمتر از یکسوم میانگین بارش سالیانه در جهان است. بنابراین در سالهای پیشرو با مشکلات جدی و مخاطرهآمیزی در زمینهی کمبود منابع آبی روبرو خواهد شد. به همین دلیل است، که بهرهبرداری بهینه از این منابع آب محدود، امری حیاتی و مهم به شمار میرود. یکی از پیچیدگیهایی که در این زمینه وجود دارد، تضاد اهداف در مسائل بهرهبرداری از منابع آب میباشد. در این تحقیق برای بهرهبرداری بهینه از دو سد دز و بالارود از روش کوپلشده شبیهساز_بهینهساز با استفاده از اتصال مدل شبیهساز WEAP و الگوریتم بهینهساز چندهدفه MOICA استفاده شد. همچنین در این تحقیق منابع آب سطحی در رودخانه دز، از مسیر سدتنظیمی دز تا انتهای محدوده مطالعاتی و در نزدیکی محل بندقیر به لحاظ کمی و کیفی بررسی شد. الگوریتمهای فراکاوشی به دلیل توانایی در حل مسئلههای پیچیده و غیرخطی مورد توجه برنامهریزان منابع آبی قرار گرفته است. دادهها و اطلاعات برای دو سناریو در یک دوره 30 ساله (1397-1367) در مدل شبیهساز تعریف شد. در سناریوی اول تحت عنوان سناریوی رفرنس بدون انجام فرآیند بهینهسازی جریان زیستمحیطی در پاییندست منطقه مطالعاتی و در نزدیکی محل بندقیر با جریان زیستمحیطی به روش مونتانا، برابر قرار دادهشد. در سناریوی دوم تحت عنوان سناریوی بهینه با هدف بهینهسازی میزان نیاز زیستمحیطی در محل بند قیر مدل شبیهساز و بهینهساز به یکدیگر متصل شدند. در این تحقیق سه هدف درنظر گرفته شد، هدف اول حداکثرسازی مجموع درصد تامین نیازها در کل سیستم، هدف دوم حداقلسازی میزان تخطی از مقادیر مجاز پارامترهای کیفی در مسیررودخانه و هدف سوم حداقلسازی جریمه ناشی از تخطی از ظرفیتهای مجاز بهرهبرداری از مخازن، میباشد. در مدل MOICA با جمعیت 24 و تعداد1000 تکرار، جوابهای بهینه به دستآمده در گراف پاراتو رسم شدند. نتایج نهایی برای هرکدام از سناریوها به دست آمدند و باهم مقایسه شدند. نتایج به دست آمده از سناریوی بهینه نشان داد، که میزان تامین نیاز افزایش یافته و پارامترهای کیفی در مسیر رودخانه وضعیت مطلوبتری را پیدا کردهاند، همچنین وضعیت تغییرات حجم مخازن نسبت به سناریوی رفرنس بهبود پیدا کردهاست. بنابراین اعمال سناریوی بهینه موجب میشود که در ماههای کمآب و خشک وضعیت مخازن دچار شکست نگردد و خسارات زیادی به سیستم وارد نشود. باتوجه به استانداردهای کیفیت آب رودخانهها، بدترین وضعیت آلایندهها مربوط به BOD در منطقهی کارخانهجات هفتتپه و EC در محل بند قیر و نیشکر دهخدا بودهاست. نتایج نهایی نشان میدهند که مدل کوپل شده شبیهساز-بهینهساز تنها به دنبال افزایش درصد تامین نیاز در سیستم نبودهاست و به میزان استاندارد پارامترهای کیفی در مسیر رودخانه و وضعیت ذخیرهای مخزن نیز توجه کردهاست. براساس سناریوی رفرنس و تغییراتی که در حجم مخازن دیده میشود بارها حجم مخزن در طی دوره 30 ساله شبیهسازی به تراز حداقل بهرهبرداری رسیدهاست. این در حالی است، که در طول انجام فرآیند بهینهسازی هیچکدام از مخازن به تراز حداقل بهرهبرداری نرسیدهاند. استفاده از مدل کوپلشده شبیهساز- بهینهساز و بهرهگیری از مدل WEAP و الگوریتم MOICA میتواند روشی مناسب برای برنامهریزی و مدیریت منابع آب موجود در منطقه مطالعاتی و با در نظر گرفتن تمام نیازهای موجود در منطقه باشد. که در واقع علاوه بر تامین قابل قبول نیازها به بررسی روند کیفیت و آلودگی در رودخانهها نیز میپردازد.
-
پیش بینی دبی رودخانه بر اساس سیگنال های ماهواره ای با توسعه ی یک تکنیک جدید جهت رفع نواقص مدلهای هوش مصنوعی و روش رطوبت خاک
مرصاد عسگری 1400چکیده امروزه استفاده از تصاویر ماهواره ای در پیش بینی دبی جریان در ایستگاههای زمینی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. در مطالعه حاضر، تکنیک جدیدی بر اساس مدلهای هوش مصنوعی جهت پیش بینی سیگنالهای ماهواره ای (S) ارائه شده که با معرفی یک شاخص جدید به اسم PS مشکل تقلید از داده های ورودی تا حد بسیار زیادی رفع میشود. بر این اساس، یک مدل پرسپترون چند لایه (MLP ) در ترکیب با الگوریتم بهینه سازی دو هدفه تکاملی (NSGA-II) جهت پیش بینی دادههای S معرفی شده که مدل پیشنهادی در تحقیق حاضر بصورت IM نامگذاری شده است. همچنین در رساله ی حاضر، مقادیر واقعی دبی جریان در ایستگاه های محلی رودخانه های مختلف توسط مدل رطوبت خاک محاسبه و با مقادیر دبی جریان بدست آمده از سیگنال های ماهواره ای مقایسه شده است. کاهش همزمان دو شاخصMSE و در مدل پیشنهادی IM موضوع مورد بررسی تحقیق حاضر بوده که تا به حال در روش های هوش مصنوعی معمولیOM در پیش بینی سری زمانی اغماض شده است. علاوه بر این در تحقیق یک مدلMLP معمولی جهت بررسی و مقایسه ی عملکرد IM ارائه شده است. پیش بینی ها برای 6 رودخانه به نام های وایت، رد، میسوری، کانکتیکات، ویلامت و پی دی صورت گرفته است. کلیدواژه: سیگنالهای ماهوارهای، دبی رودخانه، بهینهسازی چندهدفه ،پیشبینی سیل،روش رطوبتخاک
-
کاربرد تصاویر ماهواره ای در مطالعات بیلان آب زیرزمینی (مطالعه موردی: دشت کرمانشاه)
کریم شیرمحمدی 1400بارش از اجزای اصلی چرخه آبشناسی و ورودی مورد نیاز بسیاری از مدلهای آب و هوایی و آبشناسی است. کمبود دادههای قابل اعتماد و کامل از مهمترین چالشها در واکاوی بارش و پیشبینیهای آبشناسی در مدیریت آب است. طی سالیان اخیر تخمین بارش با استفاده از ماهوارهها توانسته است بهعنوان یک راهکار نوآورانه مورد توجه قرار گیرد. دادههای ماهوارهای با فراهم آوردن پوشش مکانی کامل، قادر به تخمین بارش برای کل جهان است. برای تبدیل مقادیر بارندگی مستخرج از تصاویر ماهوارهای در ماههای مختلف به سری مکانی-زمانی مقادیر بارندگی زمینی، ابتدا دقت تصاویر ماهوارهای TRMM و GPM نسبت به مقادیر زمینی ثبت شده مورد بررسی قرار گرفت. تصاویر GPM نسبت به TRMM همبستگی بیشتری با دادههای زمینی داشت. بهمنظور شبیهسازی مکانی- زمانی بارش در کل دشت مدلهای مختلف شبکه عصبی مورد ارزیابی قرار گرفت و در آخر خروجی مدل ORELM دارای بهترین برازش با دادههای مشاهداتی با مجذور ضریب همبستگی برابر با 96/0 بود، همچنین دارای بهترین و نزدیکترین پراکندگی نقاط در اطراف خط 45 درجه بود و از این نظر دقیقترین مدل محسوب میشود. برای اطمینان از انتخاب درست مدل برتر از دیاگرام تیلور نیز استفاده شد، نتایج نشان داد نزدیکترین نقطه به نقطه مرجع مربوط به روش ORELM میباشد، لذا برای تبدیل بارندگی حاصل از تصاویر ماهوارهای به بارش زمینی از این مدل استفاده شد. در تحقیق حاضر سعی بر آن شده است که با دست یافتن به اطلاعات حاصل از تصاویر ماهوارهای در منطقه مطالعاتی بتوان اطلاعات جدیدی از نوسانات منابع آب زیرزمینی منطقه و منابع محرک در تغذیه و تخلیه منابع آب زیرزمینی دشت میاندربند بهدست آورد. همچنین به پیشبینی تراز آب زیرزمینی دشت با استفاده از تصاویر ماهوارهای بارش و مدل کوپل شده WEAP-MODFLOW با هدف مدیریت صحیح منابع آب پرداخته شده است. در این تحقیق برای اولین بار تصاویر ماهوارهای در یک مدل تلفیقی-دینامیک استفاده شده است. در مدل کوپل شده WEAP-MODFLOW مقدار بارندگی روی دشت و تغذیه ناشی از بارندگی و آب آبیاری در سطح کل دشت با استفاده از شبیهسازی ناحیه غیراشباع خاک(مدل رطوبت خاک) و براساس ترکیب مدل شبکه عصبی مصنوعی ORELM و تصاویر ماهوارهای در هر یک از مناطق همگن(60 ناحیه مختلف) در طول دوره شبیهسازی(اکتبر 2000 تا سپتامبر 2020) محاسبه شد. نقشه تراز آب زیرزمینی برای تمام ماههای دوره شبیهسازی مورد محاسبه قرار گرفت و براساس آنها تغییرات در ماههای خشک و تر و حتی تحت تاثیر وقایع حدی و بارشهای سنگین مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد میزان متوسط افت تراز آب زیرزمینی با در نظر گرفتن کل سطح آبخوان کرمانشاه در پایان دوره بهرهبرداری 20 ساله(اکتبر 2000تا سپتامبر 2020) حدود 3 متر است.
-
پیشبینی تغییرات سطح آب زیرزمینی با استفاده از ماهواره GRACE
هانیه چشمه قصابانی 1399چکیده در این تحقیق به پیشبینی سطح آب زیرزمینی با استفاده از زوج ماهواره GRACE و مدلسازی سری زمانی بدست آمده توسط این ماهواره با استفاده از مدل شبکه عصبی GSGMDH پرداخته شد. منطقه مطالعاتی این تحقیق، حوضه آبریز دریاچه ارومیه واقع در شمالغربی ایران میباشد. بدین منظور از 163 ماه داده ماهوارههای GRACE طی سالهای آپریل 2002 تا ژوئن 2017 استفاده شد که برای حذف پارامترهای هیدرولوژی دادههای GRACE از مدل هیدرولوژی GLDAS استفاده گردید. خروجی ماهوارهها شامل 6 نقطه قرار گرفته در حوضه انتخابی میباشد که نتایج نشان دهنده روند کاهشی ضخامت معادل آب زیرزمینی با دامنه تغییرات 50- تا 50+ میلیمتر برای شش نقطه مطالعاتی معین در حوضه است. نتایج ماهواره برای شش نقطه مطالعاتی حوضه ارومیه با مشاهده اطلاعات چاههای پیزومتری موجود در محدوده هر نقطه مورد مقایسه قرار گرفت. برای مقایسه صحیح ارتفاع سطح آب چاههای مشاهداتی به کمک ضریب آبدهی ویژه تبدیل به ضخامت معادل آب شد. مقایسه خروجی ماهوارههای GRACE با مقادیر مشاهداتی نشان داد مقدار ضریب همبستگی در شش نقطه به طور میانگین برابر 48/0 میباشد که این مقدار با نتایج بدست آمده از پژوهشهای مشابه همخوانی دارد همچنین مقدار RMSE، MARE وRMSRE به طور میانگین برابر با 8/8 ، 4/1و1/3 میباشد که نشاندهنده عمکرد مناسب ماهوارههای GRACE در برآورد ضخامت معادل آب زیرزمینی در منطقه مطالعاتی میباشد. در ادامه با استفاده از مدل GSGMDH سری زمانی بدست آمده توسط ماهوارههای GRACE برای شش نقطه مطالعاتی مدلسازی گردید. برای اینکار پس از حذف روند موجود در دادهها با استفاده از نمودار ACF تاخیرهای با بیشترین خودهمبستگی مشخص و در فرآیند مدلسازی به کار گرفته شد. با توجه به یکسان بودن روند دادهها در شش نقطه، دادهها به صورت یکجا برای همه نقاط مدل گردید که نتایج بدست آمده نشاندهندهی عملکرد مناسب مدل میباشد به طوریکه مقدار ضریب همبستگی در مرحله آموزش برابر با 96/0 که این مقدار برای مرحله آزمایش به 86/0 رسیده است. مقدار RMSE در مرحله آموزش و آزمایش بسیار نزدیک به هم بوده اما مقدار MARE در مرحله آزمایش نتایج بهتری را ارائه داده است همچنین مقدار RMSRE در مرحله آزمایش عملکرد بسیار بهتری نسبت به مرحله آموزش داشته است که نشان دهنده کارایی بالای مدل در مدلسازی دادههای GRACE میباشد. واژههای کلیدی: زوج ماهواره GRACE، حوضه آبریز ارومیه، سری زمانی مدل GSGMDH، مدل هیدرولوژی GLDAS، ضخامت معادل آب زیرزمینی، اطلاعات چاههای پیزومتری.
-
بهره برداری تلفیقی ازمنابع آب سطحی و زیرزمینی درشرایط تغییر اقلیم (مطالعه موردی: دشت کرمانشاه)
کامران عزیزی 1399چکیده بهرهبرداری و مدیریت مجزای منابع آبزیرزمینی و آبسطحی میتواند آسیب جدی بر هرکدام از منابع وارد کرده و باعث بروز مشکلاتی همچون کاهش تراز سطح ایستابی، افزایش هزینههای برداشت، آسیب به محیط زیست و...گردد. این مشکلات با اثرات تغییر اقلیم بر منابع آبی میتواند باعث تشدید آسیبها گردد. بههمین دلیل دراین پژوهش ابتدا تغییرات اقلیمی براساس برونداد سری مدلهای CMIP5 در محدوده دشت کرمانشاه استخراج و سپس برهمکنش آبهای زیرزمینی و سطحی از طریق اتصال دینامیکی منابع سطحی و زیرزمینی وکوپل شدن با پارامترهای اقلیم شبیهسازی گردید. دراین روش دادهها و نتایج در هرگام زمانی ماهیانه بین دو مدل MODFLOW و WEAP و برونداد سری مدلهای CMIP5 در گردش قرار میگیرد بطوریکه در دوره پایه مقادیر برداشت، رواناب، تراز رودخانه از مدل WEAP وارد مدل MODFLOW شده تا تراز و حجم ذخیره آبخوان و غیره محاسبه شده و به مدل WEAP برگردد. در این رفت و برگشت بین دو مدل، خروجی مدلهای تغییراقلیم (AR5) اضافه میگردد تا مدل کوپلشده، منابع آبسطحی و زیرزمینی را در شرایط تغییر اقلیم شبیهسازی و پیشبینی نماید. دوره پایه از اکتبر 1991 تا سپتامبر 2018 انتخاب گردید سپس سه دوره اول (2045-2018) دوم (2072-2045) و سوم (2099-2072) تحت چهار سناریو انتشار RCP2.6, RCP4.5, RCP6.0, RCP8.5 شبیهسازی گردید. نتایج در دوره پایه نشان میدهد میانگین تراز آبزیرزمینی در پایان دوره 4.3 متر کاهش داشته و بیلان نهایی دشت منفی 9.37 میلیون مترمکعب درسال میباشد. تغییرات بارش در سناریو RCP2.6 به ترتیب در دوره اول، دوم و سوم بیشترین افزایش بارش در ماههای مارس، دسامبر و مارس به میزان 7.79 و 1.81 و 4.87 میلیمتر و بیشترین کاهش در فوریه، آوریل و می به میزان 4.42 و 8.74 و 13.37 میلیمتر خواهدبود. نتایج شبیهسازی مدل کوپل شده با این سناریو نشان میدهد آبخوان کرمانشاه در دوره اول افزایش تراز 19 سانتیمتر و بیلان مثبت 56 هزار مترمکعب درسال، و در دورههای دوم و سوم به ترتیب کاهش تراز 0.81 و 1.9 متر و بیلان منفی 3.6 و 5.8 میلیون مترمکعب درسال را تجربه خواهدنمود. در RCP4.5 بیشترین افزایش بارش در دوره اول و ماه مارس به میزان 5.1 میلیمتر و بیشترین کاهش در دورههای اول، دوم و سوم در ماه می، آوریل و می به میزان 6.3 و 12.1 و 16.9 میلیمتر خواهدبود و در نتایج شبیهسازی کاهش تراز به ترتیب 0.45 و 2.82 و 2.62 متر و بیلان منفی 1.73 و 9.12 و 9 میلیون مترمکعب درسال پیشبینی میگردد. در RCP6.0 بیشترین افزایش بارش در دوره اول و ماه مارس به میزان 6.39 و بیشترین کاهش در دورههای اول، دوم و سوم در ماه می، آوریل و می به میزان 9.89 و 12.25 و 16.07 میلیمتر خواهدبود. و در نتایج شبیهسازی کاهش تراز به ترتیب 1.02 و 3.27 و 2.79 متر و بیلان منفی 3.2 و 10.4 و 9.7 میلیون مترمکعب درسال پیشبینی میگردد. در RCP8.5 بیشترین افزایش بارش در دوره اول و ماه مارس به میزان 3.31 و بیشترین کاهش در دورههای اول، دوم و سوم در ماه فوریه، فوریه و می به میزان 6.37 و 14.28 و 18.9 میلیمتر خواهدبود. و در نتایج شبیهسازی کاهش تراز به ترتیب 1.12 و 4.41 و 3.35 متر و بیلان منفی 3.37 و 13.4 و 11.73 میلیون مترمکعب درسال پیشبینی میگردد. کلیدواژه: تغییراقلیم ، گزارش پنجم (IPCC5)، بهرهبرداری تلفیقی ، برهمکنش آبهای سطحی و زیرزمینی، MODFLOW، WEAP، بیلان
-
بهینه سازی بهره برداری تلفیقی از منابع آب سطحی و زیرزمینی بر اساس الگوریتم فراکاوشی NSGA-III
پریا رضائیان وقار 1399در این تحقیق با توجه به وضعیت منابع آب در کشور و بخصوص جنوب و جنوب غرب که منطقه مورد مطالعه در این نواحی قرار دارد جهت رفع مشکلات کمبود منابع آب و تامین تمامی نیازها و در عین حال حفظ منابع آب موجود از روش کوپل مدل شبیه ساز_بهینه ساز استفاده شد. شبیه سازی با استفاده از مدل WEAP برای حوضه مارون که شامل سد مارون و منابع آب زیرزمینی(شمال بهبهان و جنئب بهبهات و جایزان فجر) انجام شد و با توجه به تناوب اهداف بهینه سازی از منابع آب زیرزمینی و سطحی جهت بهینه سازی از الگوریتم فراکاوشی چند هدفه NSGAIII استفاده شد که در آن سه هدف لحاظ شد،هدف اول حداکثر نمودن تامین نیاز مصارف،هدف دوم حداکثر نمودن تامین نیاز زیست محیطی و هدف سوم حداقل نمودن جریمه ناشی از تخطی از مخزن سد می باشد.در ابتدا اطلاعات منابع و مصارف را به منظور واسنجی و صحت سنجی برای شبیه سازی آینده وارد مدل گردید، ایم مدل در بازه 5 ساله(سه سال واسنجی و دو سال صحت سنجی) از مهرماه سال 1391 تا شهریور 1396 اجرا و مورد واسنجی و صحت سنجی قرار گرفت.پس از اطمینان از مطابقت مدل با شرایط واقعی، با فرض ادامه وضع موجود و تکرار دوره آماری 50 ساله جریان ورودی به مخزن سد در سال های آتی (از مهرماه سال 1399 تا شهریور 1449) نتایج حاصل از اجرای مدل در منطقه مورد مطالعه با عنوان سناریوی مرجع مورد بررسی قرار گرفت.در سناریوی مرجع تامین نیاز مصارف و نیاز زیست محیطی و تغییرات حجم مخزن و همچنین ممیزان برداشت ار آب زیرزمینی هر یک از دشت های موجود مورد بررسی قرار گرفت. پس از انجام بهینهسازی، با توجه به اندازه جمعیت 24 و اجرای الگوریتم NSGA-III برای 1000 تکرار، جوابهای نزدیک به بهینه حاصل شد که بین جواب های به دست آمده یک جواب به عنوان بهنرین جواب انتخاب شد.در اینجا دو سناریو لحاظ شد که سناریوی اول سناریوی مرجع می باشد و سناریوی دوم همان سناریوی بهینه است که از مدل بهینه ساز حاصل گردید.سپس بین این دو سناریوی مقایسه صورت گرفت که سناریوی بهینه ضمن تامین نیازهای موجود با در نظر گرفتن سه تابع هدف نتیجه خوب و مطلوبی نسبت به سناریوی مرجع به همراه داشت.
-
اثر محلول پاشی برخی عناصر ریزمغذی در ابتدای مراحل گلدهی و غلاف دهی نخود بر کمیت و کیفیت عملکرد و اجزاء آن در منطقه کرمانشاه
حسن زنگنه 1399حبوبات پس از غلات، دومین منبع غذایی بشر به شمار میروند. نخود Cicer arietinum L. در میان بقولات رتبهی سوم را در جهان دارد و مهمترین آنها در ایران است. در خاکهای قلیایی به دلیل تثبیت شدن اکثر عناصر ریزمغذی، جذب آنها توسط ریشههای گیاهان کاهش مییابد. در این شرایط محلولپاشی عناصر ریزمغذی جذب آنها را توسط گیاه بهبود میدهد. این تحقیق در همین راستا در سال زراعی 98-1397 در مزرعهای واقع در دهستان سرابنیلوفر در فاصلهی حدود 20 کیلومتری شمال غربی شهر کرمانشاه، به صورت دو آزمایش مجزا و به صورت طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمار مورد بررسی محلولپاشی جهار نوع کود شامل: 1) سولفات روی، 2) سولفات مس، 3) اسید بوریک و 4) فروتست هر کدام در سه سطح 2، 4 و 8 در هزار و شاهد (عدم محلولپاشی کود) بودند. در آزمایش اول محلولپاشی شروع گلدهی و در آزمایش دوم در ابتدای غلافدهی انجام شد. در این بررسی صفتهای عملکرد دانه، عملکرد پروتئین، عملکرد زیستتوده، شاخص برداشت، تعداد دانه در بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد غلاف پر در بوته، تعداد غلاف خالی در بوته، ارتفاع بوته، تعداد شاخههای جانبی، درصد پروتئین، راندمان مصرف آب عملکرد اقتصادی، راندمان مصرف آب عملکرد زیستتوده، درآمد ناخالص عملکرد اقتصادی، درآمد ناخالص عملکرد کاه، راندمان اقتصادی مصرف آب و سود خالص مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس در هر دو مرحله (ابتدای گلدهی و ابتدای غلافدهی) حاکی از معنیدار بودن اثر مثبت و معنیدار سطوح مختلف محلولپاشی بر تمام صفات مورد ارزیابی (بهجز سود خالص در ابتدای غلافدهی) در سطح احتمال یک درصد بود. بر اساس نتایج مقایسه میانگینها در دورهی گلدهی، بیشترین عملکرد دانه در تیمارهای 2 در هزار فروتست با 4544 کیلوگرم در هکتار، 2 در هزار بور با 4505 کیلوگرم در هکتار و 8 در هزار بور با 4319 کیلوگرم در هکتار و به ترتیب با 59، 58 و 51 درصد افزایش در مقایسه با تیمار شاهد با 2853 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. بیشترین عملکرد دانه در تیمار محلولپاشی در ابتدای غلافدهی در سطوح 8 در هزار فروتست با 5867 کیلوگرم در هکتار)، 2 در هزار بور با 5744 کیلوگرم در هکتار و 2 در هزار فروتست با 5302 کیلوگرم در هکتار به ترتیب با 106، 101 و 86 درصد افزایش در مقایسه با تیمار شاهد به دست آمد. بهطور کلی بر اساس نتایج مقایسه میانگین گروهی فروتست و بور در تیمار محلولپاشی در ابتدای گلدهی و فروتست و مس در ابتدای غلافدهی بهترین گروهها از نظر بهبود عملکرد دانه بودند. بنابراین در شرایط محیطی مشابه، به دلیل کسب حداکثر مقدار عملکرد و صفات مرتبط با آن، نسبت به سایر سطوح کودی قابل توصیه است.
-
اندرکنش رودخانه و آبخوان در شرایط بهره برداری تلفیقی آب سطحی و زیرزمینی
ویدا کامکار 1399بهره برداری تلفیقی از منابع آب سطحی و زیرزمینی یکی از مهم ترین چالش های پیش روی محققین منابع آب می باشد. استفاده تلفیقی در واقع، بهره برداری از منابع آب سطحی و زیرزمینی به منظور افزایش میزان آب قابل دسترسی و استفاده پایدار از منابع آب موجود است. از این رو برنامه ریزی صحیح در این زمینه مستلزم آگاهی از نحوه برهم کنش آب سطحی و زیرزمینی در منطقه و تخمین و محاسبه پارامترها و عوامل سطحی و زیرزمینی موثر بر آن می باشد. بنابراین از اهداف اساسی مطالعه جاری، شبیه سازی برهم کنش آب سطحی و زیرزمینی با استفاده از ایجاد اتصال دینامیکی بین منابع آبسطحی و زیرزمینی در دشت میاندربند به طوری که داده ها و نتایج بطور ماهیانه بین مدل آب سطحی WEAPو مدل آب زیرزمینی MODFLOWدر گردش باشد.در این تحقیق از ترکیب مدل شبیهسازی استفاده گردید. شبیهسازی حوضه مورد مطالعه با استفاده از مدل WEAP برای یک سیستم دو مخزنه شامل سدهای گاوشان و شهدا، واقع در حوضه گاوهرود انجام شد. در این راستا مدلسازی بهرهبرداری از مخزن بر اساس وضع موجود بهرهبرداری منطقه و برای یک بازه 72 ماهه و مربوط به سالهای آبی 87-86 تا 92-91 صورت گرفت. بدین صورت که پس از جمعآوری اطلاعات مورد نیاز، فایل ورودی مدل WEAP را تشکیل داده و مدل برای یک دوره آماری (شش سال) کالیبره شد. در این فصل نتایج حاصل از شبیهسازی اندرکنش رودخانه و آبخوان در حالت بهره برداری همزمان از منابع آب سطحی و زیرزمینی بر اساس یک مدل کوپل شده WEAP- MODFLOW آورده شده است ،نتایج حاصل از شبیهسازی آبهای سطحی و زیرزمینی با استفاده از مدلهای WEAP و MODFLOW ارائه شده و شرایط موجود بهره برداری از منابع آب منطقه در صورت ادامه سیاستهای موجود مورد بررسی قرار می گیرد. در ادامه نتایج حاصل از اندرکنش رودخانه و آبخوان و سهم رودخانه رازآور در تغذیه یا تخلیه آبخوان یا آب زیرسطحی در یک دوره آماری مورد بحث قرار میگیرد. در نهایت ضمن بررسی ،تبادل رودخانه رازآور با دشت میاندربند و بیله وار وضعیت بیلان منابع آبی منطقه و مولفه های بیلان در شرایط بهرهبرداری تلفیقی مورد ارزیابی قرار گرفته است.به گونهای که نتایج شبیهسازی نشان داد که یکی از مهمترین دستاوردهای این تحقیق ایجاد شبیه سازی ناحیه اشباع و غیراشباع خاک با استفاده از مولفه های بیلان کامل هیدروکلیماتولوژی به صورت یک مدل کوپل شده آب سطحی و زیرزمینی اجرا میگردد.وهمچنین در طول دوره 6 سال بیشترین مقدار تغذیه آبخوان در سطح دشت در ماههای آبان تا بهمن است وبه این علت که در این ماهها میزان بارندگی روی دشت زیاد بوده است. در این ماهها علاوه بر بارندگی نیزمقداری از تغذیه حاصل از نفوذ آب آبیاری میباشد. اما در ماههای گرم سال تنها از طریق نفوذ آب آبیاری تغذیه انجام می گیرد. واژههای کلیدی: شبیهسازی، بهرهبرداری تلفیقی،اندرکنش رودخانه و آبخوان، WEAP، MODFLOW
-
شبیه سازی و بهینه سازی تخصیص آب از سد قشلاق در حالت قطعی و مقایسه آن با رویکرد برنامه ریزی خطی با قیود احتمالاتی
ثنا عبائی 1398امروزه منابع آب ازگنجینههای عظیم بشر به شمار می آیند که بهرهبرداری صحیح از آن ها با توجه به نیازهای مختلف، کمبودها و محدودیتهای موجود در استفاده از این منابع، نیازمند قوانین و مدیریت بهینه بهرهبرداری می باشد. سد ها به منظور اهداف گوناگون مورد بهرهبرداری قرار می گیرند، بهرهبرداری بهینه از مخزن سدها یکی از مسائل مهم در حوزه مدیریت منابع آب است. این تحقیق با هدف بهرهبرداری بهینه از سد به منظور تامین حداکثری نیازهای پایاب سد، در حالت قطعی و هچنین احتمالاتی مورد بررسی قرار گرفته است. محدوده مطالعاتی سد قشلاق بر روی رودخانه مریم نگار استان در 15 کیلومتری شمال غربی شهرستان صحنه واقع شده است. هدف از احداث سد مخزنی قشلاق تامین نیاز شرب شهر صحنه، تامین نیاز زیست محیطی و تامین نیاز کشاورزی دشت چمچمال و احداث شبکه آبیاری در دشت صحنه می باشد، شبیهسازی و برنامهریزی منابع آب منطقه با استفاده از مدل شبیهساز WEAP انجام گردید. باتوجه به غیر قطعی بودن پدیده بارش و تاثیر مستقیم آن بر جریان ورودی، در نظر گرفتن جریان به صورت احتمالاتی به واقعیت نزدیکتر میباشد، بدین منظور با احتمالاتی نمودن جریان ورودی و بررسی اثر تابع توزیع تجمعی جریان احتمالاتی(CDF) بر تامین نیازها، شرایط احتمالاتی سیستم بررسی گردید. رویکرد احتمالاتی استفاده شده بر مبنای بهینهسازی صریح با روش برنامهریزی خطی تحت قیود احتمالاتی در محیط نرمافزار lingo کد نویسی گردید. در این روش جریان ورودی به مخزن با 2 رویکرد متفاوت، محاسبه CDF جریان با استفاده از توزیع تجربی ویبول و بهترین توزیع برازش مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج شبیهسازی و بهینهسازی با رویکرد قطعی نشان میدهد که تامین در بخش کشاورزی 92 درصد ، شرب 94 درصد و نیاز زیستمحیطی 93 درصد میباشد. با توجه به کاهش جریان ورودی به مخزن در رویکرد احتمالاتی نسبت به حالت قطعی، ابتدا حجم مخزن بهینه با توجه به جریان ورودی و نیازها ی قطعی محاسبه گردید در این حالت حجم بهینه برابر 27.6 میلیون متر مکعب برآورد گردید که نسبت به حجم طراحی مخزن (47.6) نشان از تخمین بالا در طراحی مخزن سد قشلاق دارد. همچنین در این شرایط کلیه ی نیازها به طور کامل تامین می-شوند. واژههای کلیدی: تخصیص آب، WEAP ، LINGO، قیود احتمالاتی، شبیه سازی، بهینه سازی، برنامه ریزیخطی
-
تعیین ضریب زبری لولهها و الگوی مصرف در شبکههای توزیع آب شهری با استفاده از الگوریتمهای فراکاوشی
سعید صیادیان 1398چکیده:با توجه به گستردگی و ساختار پیچیده شبکههای آبرسانی، به منظور تحلیل عملکرد شبکه ها در مرحله بهره برداری نیاز به یک شبیه ساز کامپیوتری وجود دارد. از پارامترهای بسیار مهم در نرم افزارهای کامپیوتری، نزدیک بودن نتایج حاصل از مدلسازی با وضعیت واقعی سیستم میباشد که برای رسیدن به این هدف باید پارامترهای مدل به طور دقیق تنظیم شوند. برای رسیدن به این خواسته باید ضرایب مدل توسط دادههای میدانی تنظیم و کالیبره شوند. پارامترهایی که در شبکههای توزیع آب همواره در حال تغییر هستند عبارتند از: ضریب زبری لولهها و ضرایب الگوی مصرف. این متغیرها بطور صریح و با اندازهگیری مستقیم قابل محاسبه کردن نیستند و معمولا به صورت ضمنی از اندازهگیری نتایج به دست آمده از خروجی مدلها تخمین زده میشوند و مراحل به دست آوردن این متغیرها همانند یک مساله معکوس میباشد. در این تحقیق، به منظور محاسبه ضریب زبری لولههای شبکه آبرسانی و ضرایب الگوی مصرف از نرم افزار هیدرولیکی ایپانت و الگوریتم ژنتیک برای بهینهسازی استفاده شد. تابع هدف در این تحقیق حداقلسازی مجموع اختلاف فشار مشاهدهای و محاسبهای در گرههای شبکه میباشد. افزایش تعداد نقاط دادهبرداری باعث افزایش دقت در نتایج میشود، اما هزینه انجام کالیبراسیون نیز افزایش مییابد. بنابراین هدف کلی از این پژوهش کالیبراسیون هیدرولیکی شبکه آبرسانی با حداقل نقاط اندازهگیری فشار میباشد. در این حالت معمولا دسته جوابهای زیادی وجود دارد که در نقاط نمونهبرداری شده خطای قابل قبول بدست میآورند ولی برای سایر نقاط خطای زیادی دارند که اگر دقت نشود میتوانند به اشتباه به عنوان جواب نهایی مدل انتخاب شوند. در این تحقیق به بررسی ارائه راه کارهایی که با استفاده از آن بتوان ضمن بهرهگیری از حداقل نقاط نمونه برداری، جواب واقعی مدل نیز بدست آورده شود، پرداخته شده است. واژههای کلیدی: ضریب زبری لوله- الگوی مصرف- شبکه توزیع آب- الگوریتم ژنتیک
-
آنالیز میزان حذف و دلایل حذف در گاوداری شیری گواور استان کرمانشاه
شهرام جاسمی 1398 -
بررسی پایداری حوضه گاماسیاب با استفاده از شاخص های پایداری با رویکرد تصمیم گیری چند معیاره
ندا جعفری 1398 -
شبیه سازی و بهینه سازی بهره برداری از سد هرسین تحت سناریوهای اقلیمی RCP
فاطمه سلیمی مستعلی 1398باتوجه به افزایش جمعیت، کمبود و محدودیت شدید منابع آب در کشور و پدیده تغییر اقلیم یکی از گامهای اساسی در زمینهی مدیریت و برنامهریزی منابع آب بهینهسازی مخازن و تغییر الگویکشت میباشد. در تحقیق حاضر با استفاده از دبی (40 ساله)رودخانه کمیش در مدل WEAP به شبیهسازی مخزن سد هرسین که در فاز مطالعاتی قرار دارد پرداختهشد . ابتدا با درنظر گرفتن الگوهای کشت مختلف مقدار اطمینانپذیری نیازهای شرب، صنعت، کشاورزی و زیستمحیطی محاسبهشد و الگویکشت مناسب که پایداری بیشتر سیستم را به همراه دارد انتخاب شد. سپس در مدل LINGO بهینهسازی با هدف حداقل کردن کمبود نیازهای پاییندست سد صورت گرفت. براساس نتایج شبیهسازی، میانگین سالانهی درصد تامین نیازهای زیستمحیطی، اراضی قطرهای باغی، بارانی زراعی و آبخور از فاضلاب به ترتیب 98/98، 51/87، 79/89 و 63/95 برآورد شد، این مقادیر در مدل بهینهساز برابر با 100، 99/99، 21/99 و 12/99 بود که درصد کمبودها به کمتر از 1 % رسید. میانگین حجم سرریز در مدلهای شبیهسازی و بهینهسازی 13/7 و 09/4 میلیون مترمکعب در سال محاسبه شد، که نشان داد حالت بهینه نسبت به شبیهسازی کمترین هدررفت آب را داشتهاست. درنهایت با اعمال سناریوهای RCP اقلیمی نتایج حاکی از کاهش دبی ورودی مخزن سد هرسین بود و خروجی دو مدل اقلیمی HADGEM2-ao و FGOALS-G2 افزایش حداکثر 5 و حداقل 3 درجه سانتیگرادی دما را در دورههای آتی را به دنبال داشت. براساس سناریو RCP8.5 مقدار رواناب پیشبینی شده در دورههای آتی 2059-2020 و 2099-2060 کمتر از رواناب پیشبینی شده تحت سناریوهای RCP2.6 میباشد که این موضوع با تعریف این سناریوها مطابقت دارد. اعمال رواناب خروجی توسط مدل بارش – رواناب تحت سناریوهای RCP2.6 و RCP8.5 در مدل WEAP موجب شد شاخص اطمینانپذیری نیازهای پایین دست سد به زیر 80 درصد نزول پیدا کند. بیشترین مقدار شاخص اطمینان پذیری با اعمال سناریوهای اقلیمی توسط مدل HADGEM2-ao تحت سناریو RCP2.6 مربوط به نیاز صنعت میباشد که در حالت شبیهسازی برابر با 08/77 درصد میباشد، درحالیکه این شاخص در مدل بهینه به 42/88 درصد افزایش یافت.کمترین مقدار شاخص اطمینانپذیری نیز در مدل WEAP ،19/32 درصد برآورد شد که این مقدار در مدل LINGO به 71/52 درصد رسید. بنابراین با برنامهریزی و مدیریت درست میتوان تا حد قابل توجهی مقدار کمبودها را بخصوص در زمینه کشاوری کاهش داد.
-
مدل ترکیبی جهت پیش بینی پارامترهای کیفی پساب ورودی و خروجی تصفیه خانه فاضلاب بر مبنای ترکیبی از روشهای استوکستیک و هوش مصنوعی
خدیجه لطفی 1398تصفیهخانههای فاضلاب از جمله مهمترین تاسیسات شهری به شمار میآیند، شاخصهای کیفی پساب ورودی به تصفیهخانه جهت تعیین بار آلودگی ورودی به تاسیسات و انتخاب سیستم تصفیه مناسب و شاخصهای کیفی پساب خروجی از آن، جهت تامین محدودیتهای محیط زیست و بررسی امکان استفاده مجدد از پساب بایستی به طور مداوم مورد کنترل و ارزیابی قرار گیرند. از آنجایی که اندازهگیری منظم این شاخصها با محدودیتهایی همراه است، ارائه سنسورهای نرم افزاری با دقت بالا و قدرت تعمیم قابل قبول جهت پیش بینی شاخصهای کیفی بسیار مهم و کاربردی است. در نتیجه در دهههای اخیر مطالعات گستردهای در زمینه مدلسازی و پیش بینی شاخصهای مذکور و افزایش دقت روشهای موجود صورت گرفته است. از طرفی نبود پژوهشی که به بررسی نقش و کارایی مدلهای ترکیبی در پیشبینی پارامترهای کیفی پساب، مقایسه توام دقت مدلهای خطی، غیرخطی و ترکیبی، بررسی اثر رویکردهای مختلف پیش پردازش بر دقت مدلسازی، بررسی تاثیر ترتیب پیش پردازش و نقش دادههای پرت بر دقت مدلهای سری زمانی بپردازد، احساس میشود. از این رو پژوهش حاضر برای نخستین بار به بررسی موارد مذکور خواهیم پرداخت.
-
توسعه طرح آب رسانی بهینه با استفاده از روش یکپارچه تصمیم گیری چند معیاره فازی - مطالعه موردی حوضه گاماسیاب، محدوده استان کرمانشاه
امیر نوری 1398این پژوهش روش جدیدی را برای توسعه یک طرح آبرسانی بهینه در حوضه گاماسیاب واقع در محدوده استان کرمانشاه، با معرفی سناریوهای مختلف با توجه به اطلاعات موجود درمنطقه و سدهای جدیدی که در این منطقه نیمه خشک در حال احداث است، ارائه می دهد. در این مطالعه، یک مدل یکپارچه جدید تصمیم گیری چند معیاره [MCDM]فازی بر مبنای نظرات گروهی از خبرگان با ترکیب دو روشDelphi و ELECTRE III ارائه می گردد. به دلیل وابسته بودن موضوع مورد تحقیق به معیارهای کمی و کیفی مختلف و وجود عدم قطعیت در نظرات کارشناسان ، از اعداد فازی مثلثی [TFNs]استفاده می شود. با توجه به نظرات کارشناسان ذی نفع و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش Delphi Fuzzy ، معیارها ارزیابی می گردد. سپس با تجزیه و تحلیل نتایج با استفاده از روش Fuzzy ELECTRE III ، رتبه بندی نهایی سناریوها بدست می آید. برای محاسبه وزن اهمیت معیارها از نرم افزار Expert Choice و یک روش تجربی استفاده شد. علاوه بر این، از یک مدل تلفیقی سیستم اطلاعات جغرافیایی [GIS] مبتنی بر تحلیل سلسله مراتبی [AHP] برای تعیین اهمیت وزن معیارهای کمی استفاده شده است. با مقایسه نتیجه مدل مبتنی بر GIS با وزن معیارهای کمی بدست آمده از دو مورد دیگر ، مشخص گردید، اهمیت وزن معیارها در مدل سلسله مراتبی مبتنی بر GIS به دلیل توانایی بالای ذخیره و ادغام لایه های اطلاعاتی از ارزش بالاتری برخوردار است. علاوه بر این ، با بررسی نتایج حاصل از وزن دهی معیارها، مشخص گردید که معیارهای هزینه کل، تاثیرات زیست محیطی، نحوه انتقال و انحراف آب و شرایط جغرافیایی منطقه ، به ترتیب بیشترین نقش را در انتخاب سناریوی بهینه ایفا می کنند. علاوه بر این ، از نتایج یک مدل WEAP برای ارزیابی عملکرد سناریوی بهینه از نظر پارامترهای هیدرولوژیکی استفاده شد. داده ها حاکی از آن است که بین نتایج به دست آمده از مدل هیدرولوژیکی و رتبه بندی سناریوها با روش ارائه شده توافق خوبی وجود دارد. همچنین، یک آنالیز حساسیت به منظور ارزیابی اثر عدم اطمینان در عملکرد سیستم تصمیم گیری [DM] در رتبه بندی سناریوها انجام گرفت. درمجموع ، مقایسه روش پیشنهادی با سایر روشهای MCDM ، از جمله AHP Fuzzy و TOPSIS Fuzzy، نشان داد که نتایج حاصل از روش به کار رفته، مطابقت بیشتر با نظر کارشناسان خبره در امر مدیریت منابع آب دارد. واژگان کلیدی: آبرسانی بهینه، تصمیم گیری گروهی، حوضه گاماسیاب،Fuzzy Delphi ، Fuzzy ELECTRE III، اعداد فازی مثلثی، GIS
-
بهینه سازی سامانه انتقال آب سد بیستون تحت اثر احداث سدهای در حال ساخت
سارا حشمتی 1398با توجه به نقش حیاتی آب، در تمامی ادوار زندگی بشر و گسترش روز افزون جمعیت، بحران کم آبی قابل پیش بینی بوده و همواره کارشناسان را بر آن داشته تا با ارائه طرح ها و شیوه های مهار آب، تلفات آن را کاهش داده و به سهولت در دسترس عموم قرار دهند. سال هاست که احداث سدها به عنوان مانعی در برابر حرکت آب و ذخیره کردن آن در مخازن عظیم، کنترل سیلاب و تولید انرژی و ... یکی از راهکارهای اساسی به شمار رفته است. علاوه بر آن، سدهای بزرگ نمادهای غرور ملی و استیلای نبوغ انسانی بر طبیعت، تامین کننده برق، آب و غذا، مهارکننده سیلاب ها، آبادکننده بیابا نها، تضمین کننده استقلال ملی، ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی و حمل و نقل آبی هر کشوری بوده است. در پی ساخت سد ها با اهداف گوناگون و با توجه به هزینه های زیادی که صرف طراحی، ساخت وبهرهبرداری از مخازن سد ها و تاسیسات وابسته میشود، استفاده بهینه از منابع محدود سرمایهای و طبیعی امری است که از ابتدا مورد بحث و تمایل دولت ها و متولیان و همچنین محققان بوده است، به گونه ای که از منابع به بهترین شکل ممکن استفاده شود. لذا موضوعات مختلف درگیر در سد از ابعاد مخزن و تاسیسات وابسته تا بهرهبرداری و وجود مسائل زیست محیطی، اجتماعی، امنیتی و...مورد بررسی دقیق قرار گیرد. هدف از تحقیق حاضر انتخاب بهینه برنامهریزی منابع آب و تامین بیشترین نیازهای آبی صنعت و کشاورزی با در نظر گرفتن مسائل زیستمحیطی در حوضه سد بیستون (خارج از بستر) واقع در استان کرمانشاه میباشد. در این راستا، بهینهسازی وشبیهسازی منابع و مصارف سد بیستون به کمک نرمافزارهای لینگو[1] و ویپ[2] در دو حالت با در نظر گرفتن سدهای درحال ساخت بالادست و بدون در نظر گرفتن آنها انجام یافت. همچنین در هر دو روش سه نیاز زیستمحیطی، صنعت وکشاورزی لحاظ گردید، در این مرحله مقدار دبی انتقالی بهینه جهت بیشترین بهرهوری مشخص شد؛ پس از این مرحله محاسبات طراحی بهینهی ایستگاه پمپاژ و خط انتقال انجام شد بدین منظور مدل کامپیوتری بر مبنای بهینهساز الگوریتم ژنتیک با تابع هدف حداقل کردن هزینهها که شامل هزینههای ثابت و جاری سیستم در طول عمر مفید پروژه (25 سال) نوشته شد. در این مدل اطلاعاتی از لولههای موجود در بازار، پمپهای تولید شده توسط کارخانههای داخلی و در شرایط خاص پمپهای تولیدی خارج از کشور اضافه شده است. مدل بهگونهای طراحی شده است که میتواند محاسبات ضربه قوچ را هم انجام دهد که به طراح کمک می کند در خصوص استفاده یا عدم استفاده از تاسیسات ضربه قوچ در سیستم تصمیم گیری نماید [1] LINGO[2] WEAP
-
کاربرد الگوریتم چند هدفه رقابت استعماری در بهینه سازی استوکاستیک بهره برداری از مخزن با اعمال سیاست جیره بندی
مصطفی بایسته 1398 -
شناسایی و طبقهبندی مخلوطهای بیودیزل- گازوئیل توسط هوش مصنوعی با استفاده از سامانه بینی الکترونیکی
کورش محمودی سیابیدی 1398تحقیق حاضر به دنبال شناسایی و طبقهبندی بیودیزل حاصل از روغنها و الکلهای مختلف با استفاده از تکنیک ماشین بویایی و به کارگیری الگوریتمهای مبتنی بر هوش مصنوعی و آماری است. در این تحقیق ابتدا سوختهای بیودیزل از منابع مختلف روغن کلزا با متانول (MK)، روغن ذرت با متانول (MZ) ، روغن کلزا با اتانول (EK)، روغن ذرت با اتانول (EZ) و سوخت ترکیبی (EK&MZ) تهیه شدند. هرکدام از این سوختها با درصدهای حجمی 2، 5، 10، 20 و 80 با سوخت دیزل مخلوط شده ، با کمک سامانه بینی الکترونیکی مجهز به 8 حسگر نیمه هادی اکسید فلزی دادهبرداری و با روشهای مختلفی همچون شبکه عصبی مصنوعی (ANN)، تحلیل مولفههای اصلی (PCA)، تحلیل تفکیک خطی و درجه دوم (LDA و QDA)، تحلیل ماشین بردار پشتیبان (SVM) و روش سطح پاسخ (RSM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد برای طبقهبندی و تفکیک انواع سوختهای خالص، روش ANN با دقت 100 درصد قادر به تفکیک سوختهای خالص از هم میباشد. سایر روشهای طبقهبندی QDA، SVM، RSM و LDA به ترتیب با دقت 4/94، 3/93، 2/92 و 7/86 درصد سوختهای خالص را از هم تفکیک و دستهبندی کردند. همچنین برای شناسایی و قرار دادن انواع سوختهای خالص (MK100، MZ100، EK100، EZ100، EK&MZ100، G) در یک گروه (Pure) و انواع سوختهای ناخالص (B2, B5, B10, B20, B80) در گروه دیگر (Impure) روش ANN با دقت 5/94 درصد قادر به تفکیک سوخت خالص از ترکیب دیزل- بیودیزل است. تفکیک و شناسایی انواع سوختهای B2، B5 و B20 با دو روش ANN و LDA با دقت 100 درصدی انواع سوختهای بیودیزل B20 را از هم جدا میکنند. برای سوختهای B5 و B2 روش ANN دارای دقت طبقهبندی 7/98 درصدی بود در حالیکه روش LDA به ترتیب دارای دقت 100 و 3/97 درصدی بود. با میانگین گرفتن از پارامترهای عملکردی مدلهای مختلف برای دستهبندیهای بکار رفته در این تحقیق میتوان بیان داشت که مدل ANN با میانگین دقت، حساسیت و ویژگی برابر با 5/98، 8/98 و 5/99 نسبت به سایر مدلها از عملکرد بهتری برخوردار بوده و قدرت تفکیک و جداسازی بهتری دارد.
-
اثر سلنیوم و مدیریت مصرف نیتروژن در تولید پیاز سالم (Allium cepa L.)
فرحناز ویسی علی اکبری 1397 -
بهینه سازی شبکه توزیع آب شهری با استفاده از الگوریتم فراکاوشی چندهدفه
نگین زارعی 1397با توجه به محدودیت شدید منابع آب قابل دسترس، هزینهبر بودن ساخت و بهرهبرداری سامانههای آبرسانی و افزایش سریع جمعیت و رشد روزافزون نیاز شرب این جمعیت، طراحی بهینه این شبکهها به طوری که بهترین عملکرد را در طول دوران بهرهبرداری داشته باشند از ضروریات میباشد. از مهم ترین فاکتورهای طراحی شبکه، انتخاب قطرهای مناسب بر اساس هزینه و کمبود فشار و سرعت جریان در شبکه است. مسئله حداقل کردن هزینه از طریق کمینهسازی قطر لولههای شبکه انجام میشود که موجب کاهش فشار در شبکه میشود. از آنجایی که تامین فشار مناسب در گرهها از اصول مهم طراحی است و فشار پایین موجب عدم تامین کامل آب در محل مصرف خواهد شد، بنابراین در این تحقیق مسئله بهینهسازی در چند شبکه نمونه با اهداف حداقلسازی هزینه و حداقلسازی کمبود فشار در کل شبکه تعریف شد. از نرمافزار EPANET برای تحلیل هیدرولیکی شبکه های نمونه استفاده شد و فرآیند بهینهسازی چندهدفه از طریق کدنویسی الگوریتمهای فراکاوشی PESA-II ، NSGA-II ، MOPSO، SPEA-II در محیط نرمافزار متلب و اتصال آن ها به بدنه EPANET صورت گرفت. تابع هزینه ابتدا فقط با در نظر گرفتن رابطه بین هزینه و قطر و طول لولهها تعریف شد و برنامه با 10000 و 20000 تکرار اجرا شد. سپس در تعریف بعدی، هزینه ناشی از تعدی از محدوده مجاز فشار (حداقل و حداکثر فشار مجاز به ترتیب 30 و 70 متر در نظر گرفته شدهاند) نیز به این تابع افزوده شد و برنامه مجددا با 200 تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد این الگوریتمها توانایی بالایی در یافتن جوابهای بهینه دارند و توانستند با یافتن قطر لولههای مناسب، شبکه را از نظر هزینه و فشار بهینهسازی کنند. در تمامی این الگوریتم ها در نظر گرفتن هزینه تعدی از حدود مجاز فشار سبب میشود با تعداد تکرار پایین به تعداد جواب بهینه بیشتری دست پیدا کنیم و زمان رسیدن به همگرایی به طور قابل توجهی کاهش یابد. اما بطور کلی در حالت اخیر دو الگوریتم PESA-II و SPEA-II عملکرد نسبی بهتری نسبت به سایر الگوریتم ها داشتند و از این نظر الگوریتم MOPSO در رده آخر قرار گرفت.
-
ارزیابی پارامترهای کیفیت آب در مخزن الوند
محمد علی حسین 1397 -
روندیابی هیدرولیکی جریان با استفاده از مدل عددی MIKE11 و سیستم هوش مصنوعی
سعیده ملک زاده 1397چکیده روندیابی سیلاب به دلیلفراهم آوردن امکان پیشبینی سیلاب به خصوص در مناطق سیلخیز از اهمیت بالاییبرخوردار است و تحقیقات زیادی تاکنون در این زمینه صورت گرفته است. سنت- ونانتمجموعه معادلات یک بعدی پیوستگی و اندازه حرکت میباشد که در شبیهسازی عددی سیلابکاربرد دارد. این معادلات فاقد حل تحلیلی بوده و برای حل آن از مدلهای عددی مختلفنظیر نرمافزارهای MIKE11 و HEC - RASبهره برده میشود. با توجه به اهمیت روندیابیسیل در مقاطع مختلف رودخانه و کاربرد آن در طراحی سیستم های هشدار سیل و همچنینپیش بینی حجم سیلاب در مقاطع پایین دست رودخانه، هدف از این تحقیق بررسی مدل MIKE11و ماشین بردار پشتیبان (SVM) در روندیابی سیل در مقاطع پایین دست رودخانهمی باشد. درمطالعه حاضر به روندیابی هیدرولیکی هیدروگراف سیل بین دو ایستگاه هیدرومتری هلیلانو تنگ سازبن در بازه ای از رودخانه سیمره واقع در استان ایلام پرداخته شد. برای این منظور در اینمحدوده 365 مقطع در نظر گرفته شد. هر یک از این دو مدل توسط یک هیدروگرافسیل واسنجی و صحت کار توسط دو هیدروگراف سیل صحتسنجی شد. سپس هیدروگراف سیل با دوره بازگشتهایمختلف به این دو نرم افزار داده شد و روندیابی سیل در مقاطع مختلف و با دورهبازگشتهای مختلف انجام گردید. نتایج نشان داد که هر دو مدل به خوبی توانستندهیدروگرافهای خروجی را پیشبینی کنند. بنابراین به دلیل اینکه مدل SVMبه اطلاعات کمتری نیاز دارد میتوان برایروندیابی سیل از این مدل به جای مدلهاییمانند Mike11 که به اطلاعات زیادی نیاز دارند، استفادهنمود. کلمات کلیدی: روندیابیهیدرولیکی، هیدروگراف سیل، مدل عددی MIKE11، ماشین بردارپشتیبان(SVM)
-
پهنه بندی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی منابع آب و خاک با استفاده از روشهای زمین آمار
سیامک ارشدی 1397مقدمه: وجود تغییرات مکانی در ویژگی های خاک امری معمول است شناخت این تغییرات به ویژه دراراضی کشاورزی جهت برنامه ریزی دقیق ومدیریت اراضی امری ضروری است . خصوصیات فیزیکی خاک همچون سایرخصوصیات آن دارای ماهیت پویا و متغیرهستند وتغییرات مکانی دارند . لذا می توان پارامترهایی که بیانگراین خصوصیات است را به صورت یک متغیردرنظرگرفت و ازطریق روش های آماری به بررسی تغییرپذیری آن پرداخت. درمطالعات آب های زیرزمینی ، بررسی کیفیت آب ازاهمیت ویژه ای برخورداربوده وافزایش بیش ازحد غلظت املاح، ممکن است کشاورزی وسایرموارد استفاده ازآب را با محدودیت جدی روبرو سازد. تغییرات کیفیت آب زیرزمینی درمقایسه باآب های سطحی بسیارکندتراست . زمین آمارشاخه ای ازعلم کاربردی است که قادر به ارائه مجموعه وسیعی ازتخمینگرهای آماری به منظور برآوردخصوصیات مورد نظردرمکان هایی که نمونه برداری نشده ، بااستفاده ازاطلاعات حاصل ازنقاط نمونه برداری شده می باشد. بادراختیارداشتن تعداد محدود و پراکنش مناسب اندازه گیری های آزمایشگاهی یا مزرعه ای ازیک متغیرناحیه ای ، می توان با استفاده ازروش های مناسب میان یابی ، مانند روش های زمین آماری آن متغیررا پهنه بندی کرد. اهداف: 1 - پهنه بندی خصوصیات فیزیکی وشیمیایی خاک 2 - پهنه بندی خصوصیات فیزیکی وشیمیایی آب . روش تحقیق: باتوجه به اینکه درمنطقه موردمطالعه درسنوات گذشته طرحهای آبیاری تحت فشارمتعددی اجرا شده است ویکی ازپارامترهای موردنیازبرای طراحی سیستمهای تحت فشارتعیین پارامترهای آب وخاک می باشد بنابراین قبل ازاجرای هرطرح توسط پرسنل آزمایشگاه آب وخاک نمونه های موردنظر ازمنابع آب وخاک منطقه تهیه وآزمایشهای مورد نیازبرروی آنها درآزمایشگاه انجام شده که درنهایت خصوصیات فیزیکی وشیمیایی آب وخاک نمونه ها تعیین گردیده است و نتایج این نمونه ها دربایگانی مدیریت جهادکشاورزی موجود می باشد . بااستفاده ازاطلاعات موجود پس ازجمع بندی ودسته بندی این داده ها ، آنها را درمحیط GIS فراخوانی کرده وپس انجام پردازش های لازم ویکسری عملیات نرم افزاری ، درنهایت نقشه های پهنه بندی خصوصیات یادشده تهیه خواهدشد. کلید واژگان: خصوصیات فیزیکی وشیمیایی ، منابع آب وخاک ، پهنه بندی ، زمین آمار، سیستم اطلاعات جغرافیایی
-
ارائه الگوی ترویج کشاورزی قراردادی در استان کرمانشاه
مژگان درگه 1397 -
تحلیل عوامل موثر بر پذیرش نخود پاییزه در شهرستان روانسر( کاربست نظریه راجرز)
سعید چراغ ویسی 1397چکیدهرشد روزافزون جمعیت جهان، دستیابی همه افراد به تغذیه کافی و مطلوب را دچار مشکل ساخته است. موضوع کمبود مواد پروتئینی در اغلب کشورها، اهمیت تولید و مصرف حبوبات را، مورد تاکید قرارمیدهد. افزون بر آن، حبوبات در تقویت حاصلخیزی خاک، تامین علوفه دام و ایجاد پوشش گیاهی مناسب و جلوگیری از فرسایش خاک نیز در ایران، موثراست (حسینی، 2008). نخود از نظر سطح زیرکشت در بین حبوبات مقام اول را دارد که بطور عمده بصورت دیم در غرب وشمالغرب کشور کشت میشود. نخود در عمده مناطق ایران بطور معمول در فصل بهار کشت میگردد. محققان معتقدند، انجام کشت پاییزه نخود بهتر از کشت مرسوم بهاره است و عملکرد محصول را افزایش میدهد. زیرا در کشت پاییزه مزایای متعددی از بهرهمندی از نزولات آسمانی پاییز و زمستان، ماشینیکردن تولید، مقابله با خشکسالی، کاهش هزینه و افزایش تولید و درآمد وجود دارد. بنابراین اقداماتی از جمله، شناسایی و معرفی ارقام نخود پاییزه، طراحی و عرضه ماشین آلات وتجهیزات مورد نیاز، انجام فعالیتهای تبلیغی و ترویجی، واگذاری یارانه وتسهیلات کمبهره، و ترویج فرهنگ مصرف نخود، توسط دستگاههای زیربط از جمله سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه و مدیریت جهاد کشاورزی روانسر، انجام شد. شواهد نشان میدهد پس از گذشت بیش از یک دهه از معرفی زراعت نخود پاییزه در بین کشاورزان روانسر و با وصف تلاشهای صورت گرفته در نشر، پذیرش و توسعه زراعت نخود پاییزه توفیق چندانی حاصل نشده hy; است بطوریکه سالانه کمتر از 20 درصد از سطوح زراعت نخود دیم شهرستان روانسر، بصورت پاییزه اجرا میگردد. به نظر میرسد پذیرش و توسعه زراعت نخود پاییزه از سوی کشاورزان روانسر از جنبههای متعدد اقتصادی، اجتماعی، زراعی و زیست محیطی، حائز اهمیت باشد. بنابراین بررسی و شناسایی عوامل موثر بر پذیرش این محصول در میان کشاورزان روانسراحساس میگردد. بنابراین تحقیق حاضر، از نظر ماهیت از نوع پژوهشهای کمی- کیفی، با غالبیت کمی و از لحاظ اهداف از نوع کاربردی مد نظر قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق در بخش کمّی شامل 170 نفر از نخودکاران شهرستان روانسر میباشند، که در سال زراعی 1396-1395 در دهستانهای بدر و حسنآباد حداقل برای دومین بار، اقدام به زراعت نخود پاییزه نمودهاند. در این مرحله محقق با ارائه آمار توصیفی و با استفاده از مدل پذیرش راجرز (1995) به تحلیل پذیرش زراعت نخود پاییزه در شهرستان روانسر میپردازد. به عبارت دیگر، ویژگیهای پنجگانه نوآوری راجرز (مزیت نسبی، پیچیدگی، سازگاری، مشاهدهپذیری و آزمونپذیری) در فرایند پذیرش و انتخاب زراعت نخود پاییزه توسط نخودکاران روانسر، مورد تحلیل و تبیین قرار گرفت. در ادامه به منظور اطمینان و اعتبار بخشی به یافتههای کمی از روش کیفی، با بهرهگیری از تکنیک مطالعه موردی استفاده شد. نتایج فاز کمی تحقیق نشان داد، از نظر نخودکاران پاییزه روانسر زراعت نخود پاییزه دارای ویژگیهای نوآورانه تئوری راجرز میباشد و این ویژگیها نقش موثری در پذیرش این زراعت داشته است. در این میان بیشترین نقش به ترتیب مربوط به ویژگی مشاهدهپذیری، آزمونپذیری، سازگاری، مزیت نسبی و پیچیدگی است. یافتههای فاز کیفی تحقیق، بطور عمیق نقش و تاثیر خصوصیات پنجگانه نوآوری راجرز را در پذیرش زراعت نخود پاییزه را نشان داد و به نتایج فاز کمی اعتبار بخشید. بطور کلی نتایج تحقیق موید نقش تاثیر گذار ویژگیهای نوآورانه زراعت نخود پاییزه در پذیرش این زراعت میباشد بطوریکه نخودکاران پاییزه ابتدا متکی به مشاهدات عینی خود از منافع زراعت نخود پاییزه هستند. سپس ترجیح میدهند در صورت امکان، آنرا آزمون و امتحان نمایند و چنانچه با شرایط آنان سازگاری داشته و از مزیت نسبی برخوردار بود، این زراعت را پذیرفته و در جهت کاهش پیچیدگی آن تلاش مینمایند. به عبارت دیگر ویژگیهای مشاهدهپذیری و آزمونپذیری در پذیرش اولیه و ابتدایی زراعت نخود پاییزه نقش بسزایی دارد و ویژگیهای سازگاری، مزیت نسبی و پیچیدگی در تداوم و پذیرش نهایی موثرتر هستند.
-
ارزیابی اثر تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی حوضه آبریز
میثم حیدری 1397 -
پیش بینی سریهای زمانی با استفاده از برنامه ریزی بیان ژن در اقلیم¬های مختلف
مریم صالحی 1397سریزمانی یک متغیر هیدرولوژیک وابستهبهزمان است که یافتن مدل تغییرات و پیشبینی آینده آن مهمترین هدف تجزیه و تحلیل سریهایزمانی میباشد. بررسی روند، تناوب و به طورکلی ایستایی درسریهای زمانی هیدرولوژیکی میتواند در تفسیر نتایج و بهبود عملکرد الگوریتمهای مدلسازی کمک موثری داشته باشد. استفاده از اطلاعات گذشته متغیرها امکان پیشبینی مقادیر آینده را میدهد که این فاکتور کلیدی در برنامهریزی، سیاستگذاری و مدیریت سیستمهای منابع آبی است. یکی از الگوریتمهایی که کارایی بالایی در مدلسازی سریهای زمانی دارد، الگوریتم تکاملی بیانژن است که به دلیل دقت بالا در مدلسازی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در پژوهشهایی که در مطالعات پیشین صورت گرفته است، اثرگذاری خصوصیات داده در برابر اثرگذاری پارامترهای مختلف مدل بیانژن به صورت همزمان در میزان دقت پیشبینی سریزمانی بررسی و مقایسه نشده است. لذا هدف این تحقیق بررسی همزمان خصوصیات سریزمانی و پارامترهای مهم در برنامهریزی بیانژن جهت پیشبینیهای با دقت بالا در مراحل آموزش و صحتسنجی میباشد. برای این تحقیق از سریهای زمانی مختلف در اقلیمهای متفاوت استفاده شده است. از سریهای زمانی ماهانه دمای مناطق آلاسکا، فلوریدا، نیویورک و بوستون با دوره زمانی 50 ساله ، بارشهای مناطق ایرلند، پرتغال، اندونزی و هند با دوره زمانی 50 ساله، سطح آب زیرزمینی دشت چمچمال و سنقر و دبی در مناطق Langat و emeniyh و پیرسلمان استفاده شده است. برای مدلسازی سریهای زمانی مذکور با مدل برنامهریزی بیانژن از نرم افزارGenexprotools5.0 استفاده شده است. از70 درصد دادهها جهت آموزش و از30 درصد باقیمانده در صحتسنجی مدل استفاده شد. جهت بررسی اثرگذاری پارامترهای مختلف مدلسازی با برنامهریزی بیانژن از پارامترهای مختلف Head Size، Embedding Dimension و تعداد کروموزومها سناریوهای گوناگونی ایجاد شده و در این حالات از نرم افزار اجرا گرفته شد. برای ارزیابی کارایی مدل در سناریوهای مختلف از معیارهای آماری RMSE ، R و NASH استفاده شد. نتایج بررسی اثرگذاری خصوصیات داده و پارامترهای تاثیرگذار در مدلسازی با برنامهریزی بیانژن، حاکی از آن است که تاثیر تناوبی بودن خصوصیات داده که در سریزمانی دما وجود داشت سبب بروز نتایج همبستگی بالای 90% در مراحل مختلف آموزش و صحتسنجی گردید بهطوریکه اثر پارامترهای مختلف بیانژن کمتر از 10 درصد در بهبود نتایج میباشد. این بدان معنی است که خصوصیت سریزمانی اثرگذاری بیشتری در نتایج پیشبینی دارد. به طوریکه با حذف ترم تناوب، نتایج پیشبینی در همه مراحل مدلسازی به طرز معنیداری کاهش مییابد. تناوبی بودن سریزمانی به صورت سینوسی جهت عملکرد عالی مدل در پیشبینی روند تغییرات شرط لازم برای حاصل شدن نتایج قابل قبول است و شرط کافی این است که مقادیر حداکثری ناپایداریها تابع خودهمبستگی در نمودار ACF به یک نزدیک باشد. در این صورت نتایج مدلسازی دارای معیارهای آماری قابل قبول خواهد بود. همچنین نتایج نشان داد، متناوب کردن یک سری زمانی که فاقد نمودار ACF تناوبی است، موجب بهبود عملکرد مدل و ایجاد نتایج قابل قبول در مدلسازی میشود.واژههای کلیدی: سریزمانی، بیانژن، پیشبینی، تناوب، نمودارACF، Genexprotools5.0
-
تخمین رطوبت گیاه سور گوم توسط مولتی کوپتر و پردازش تصویر
احسان همتی 1397امروزه با توجه به افزایش جمعیت زمین نیاز به منابع غذایی افزایش یافته است. از سویی دیگر با توجه به کاهش منابع آبی نیاز به مدیریت مصرف آب علی الخصوص در بخش کشاورزی احساس می شود. بدین منظور روش های متعددی برای کاهش مصرف آب به کار گرفته می شود که یکی از مدرن ترین آنها آبیاری دقیق یعنی با توجه به نقشه رطوبتی مزرعه می باشد. در این تحقیق تلاش شد توسط مولتی کاپتر و پردازش تصویر از یک مزرعه سورگوم به مساحت نیم هکتار نقشه رطوبتی استخراج گردد. برای این منظور ابتدا آزمایش های اولیه ای برای به دست آوردن بهترین ارتفاع و بهترین زمان روز جهت عکس برداری انجام شد. سپس مزرعه مورد نظر به قطعات کوچک تقسیم شد. از هر قطعه توسط مولتی کاپتر عکس برداری شد. از نقاط مختلف مزرعه نیز با ثبت مختصات نقاط نمونه برداری شد تا درصد رطوبت وزنی گیاه در آن نقاط به دست آید. نهایتا عکس ها توسط نرم افزار Arc GIS تجمیع شد. سپس توسط نرم افزار MATLAB عملیات مختلف پردازش تصویر بر روی تصویر انجام شد. این عملیات عبارتند از: قطعه بندی، جداسازی زمینه، یافتن همسایگی نقاط، استخراج داده های مختلف از همسایگی نقاط، مدل سازی پارامترهای موثر ورودی جهت تخمین رطوبت وزنی گیاه، اعمال خروجی مدل به تصویر های قطعه بندی شده، تجمیع و غیره. بهترین مدل به دست آمده توسط شبکه های عصبی شامل چهار ورودی زبری، میانگین مقادیر کانال تک رنگ M مربوط به کانال CMY، میانگین مقادیر کانال تک رنگ Y مربوط به کانال CMY، میانگین مقادیر کانال تک رنگ B مربوط به کانال RGB و خروجی آن درصد رطوبت وزنی گیاه بود که مقدار R2 و MSE مدل به ترتیب 885/0 و 004/0 بود. درصورت دسته بندی رطوبت گیاه به پنج کلاس خیلی پرآب، پرآب، متوسط، کم آب و خیلی کم آب ماتریس اغتشاش مدل 5/90% شد.
-
کاربرد تصاویر ماهواره ای و مدل های تغییر اقلیم در پیش بینی تغییرات سطح دریاچه بختگان
محسن لرستانی 1397تغییر اقلیم و افزایش برداشت از منابع آبی موجب بروز مشکلات زیست محیطی و تغییرات عمده در دریاچه ها و تالاب ها می گردد. این موضوع در سال های اخیر موجب شده بسیاری از دریاچه ها با خطر خشکی کامل مواجه شوند. دریاچه بختگان و طشک به عنوان یکی از مهمترین سرمایه های زیست محیطی و دومین دریاچه بزرگ کشور در حال تقریبا خشک شده است. در این پژوهش برای مشخص شدن روند خشک شدن دریاچه، با استفاده از تصاویر ماهواره LandSat و آنالیز آنها توسط نرم افزار ILWIS و ArcMap، سری زمانی تغییرات مساحت آب دریاچه بختگان به صورت ماهانه در یک بازه زمانی سی ساله تهیه شده است. سپس معادله بین مساحت میانگین سالانه دریاچه و آورد سالانه رودخانه کر در محل ایستگاه هیدرومتری پل خان استخراج گردید. همچنین به منظور ارزیابی اثرات تغییر اقلیم در سه زیر حوزه درودزن، سیوند و حسن آباد (کر)، خروجی های مدل گردش عمومی جو (GCM) برای این زیر حوزه ها منطبق بر گزارش پنجم IPCC ریز مقیاس سازی شده است. از بین مدل های انتخاب شده پس از بررسی، مدل BCC-CSM 1.1 به دلیل تولید نتایج مناسب تر، در دوره صحت سنجی، به عنوان مدل برگزیده در هر سه زیرحوزه برای ریز مقیاس سازی استفاده گردید. نتایج ریزمقیاس سازی بر اساس این مدل و منطبق با گزارش پنجم (AR5) در قالب متوسط چهار سناریو نشان دهنده کاهش بارش تا سال 2050 نسبت به میانگین بلند مدت برای زیر حوزه درودزن به میزان 23 میلیمتر، در زیر حوزه سیوند12 میلیمتر و در زیر حوزه حسن آباد (کر) 10 میلیمتر است. در همین بازه زمانی میانگین بلند مدت دمای متوسط برای زیر حوزه درودزن به میزان 05/1 درجه سانتیگراد، در زیر حوزه سیوند06/1 درجه سانتیگراد و در زیر حوزه حسن آباد (کر) 6/0 درجه سانتیگراد افزایش می یابد.برای اعمال اثرات تغییر اقلیم بر حجم رواناب ورودی به دریاچه، مدل برنامه ریزی منابع آب حوزه آبریز بختگان در نرم افزار WEAPمنطبق بر شرایط موجود ایجاد و کالیبره گردید. با اصلاح دبی سرشاخه های این مدل منطبق بر شرایط تغییر اقلیم (کاهش بارش)، اطلاعات پیش بینی آورد سالانه رودخانه کر در محل پل خان تا سال 2050 تولید و در نهایت با استفاده از معادله حاکم بین مساحت میانگین سالانه دریاچه و آورد سالانه رودخانه کر ، مساحت دریاچه در بازه زمانی 2020 تا 2050 به صورت میانگین سالانه پیش بینی شده است. در مجموع تا سال 2050 میانگین سی ساله مساحت متوسط سالانه دریاچه معادل با 20 درصد مساحت گذشته آن خواهد بود. بیشترین مساحت پیش بینی شده دریاچه مربوط به سناریو Rcp60 در سال 2038 با مقدار 568 کیلومتر مربع (معادل 40 درصد مساحت دریاچه) و کمترین آن مربوط به سناریو Rcp85 در سال 2038 با مقدار 77 کیلومتر مربع(معادل 7 درصد مساحت دریاچه) است. مدیریت جامع منابع آب در جلوگیری از بروز بحران زیست محیطی و از دست رفتن منابع ملی بسیار حائز اهمیت است. تغییر اقلیم و یا هر مخاطره دیگری می تواند با شناخت درست پدیده، و برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت، عواقب نامطلوب را کنترل و خسارات را به حداقل رسانید. نتایج این پژوهش می تواند برای مدیریت و برنامه ریزی منابع آب حوزه بختگان، در تخصیص آب لازم جهت حفظ دریاچه بختگان و طشک به عنوان یک سرمایه ملی بکار گرفنه شود.
-
همسانه سازی و تعیین خصوصیات ژن کد کننده آنزیم (GDP-Mannose epimerase(GME مسیر بیوسنتز ویتامین ث
سیدمعین ذکریا 1396چکیدهدر حدود یک سوم غذای تولید شده برای انسانها از بین میرود. بر طبق گزارش FAO تقریبا ?/? بیلیون تن غذای تولید شده برای مصرف انسانها ضایع میگردد. بر اساس گزارش FAO گیاهان تراریخته میتوانند در القای ویژگیهایی نظیر: پتانسیل مفید برای تولیدات کشاورزی، پتانسیل مفید برای محیط، پتانسیل مفید برای سلامتی انسان، در گیاهان است ماثر واقع شوند. اصطلاح ویتامین برای تعریف شماری از ترکیبات ارگانیک استفاده شده است که باید از غذاهای مختلف بدست آورده شود زیرا موجودات زنده نمیتوانند آن را سنتز کنند و مقداری از آن برای حیات آنها مورد نیاز است. ویتامین C نام عمومی برای L-اسکوربیک اسید ( AsA) است که از یک قند شش کربن L- threo-hex-2-enono-1,4-lactone مشتق شده است. آنزیم GME با اثر اپی مرازی بر روی قند GDP-D-mannose آن را به GDP- L-galactose تبدیل میکند بنابراین برهمکنش بین مسیر سنتز پلی ساکاریدهای دیواره سلولی و سنتز ویتامین C را به وجود میآورد. آنزیم GME بیشترین درجه حفاظتشدگی پروتئینی را در مسیر بیوسنتز ویتامین C دارد. در این تحقیق جداسازی ژن آنزیم GDP Mannose -35epimerase(GME) از گیاهActinidia deliciosa cultivar Hayward توسط آغازگرهای طراحی شده بر اساس توالی Actinidia deliciosa cultivar qinme به وسیله واکنشPCR و با استفاده از Total RNA استخراج شده انجام شد سپس ژن جداسازی شده در وکتور pTG19 همانندسازی شد و برای تعین توالی به شرکت MICRO GENE کره جنوبی فرستاده شد. توالی جداسازی شده در بانک اطلاعاتی NCBI بیشترین شباهت را با امتیاز 1973 با کیوی Actinidia deliciosa cultivar qinmei با شماره دسترسی (GU339037.1) و کمترین شباهت را با امتیاز 1002 با گونهای از گیاه موز به نام Musa acuminata با شماره دسترسی (XM_009394784.2) داشت. هم ردیفی قطعه جداسازی شده با دو توالی کیوی موجود در بانک NCBI با استفاده از نرمافزار MEGA7 براساس روش آماری نزدیکترین همسایه انجام شد. با استفاده از روش مدل سازی SWISS- MODEL ساختار سه بعدی ژن مورد نظر با امتیاز QMEAN (97/0) شبیه سازی شد.کلمات کلیدی: GME، همسانه سازی، کیوی، ویتامین .C
-
بهینه سازی بهره برداری کمی-کیفی سیستم های منابع آب با استفاده از الگوریتم چند هدفه ازدحام ذرات
نفیسه رفیعی 1396به دنبال افزایش روز افزون جمعیت نیاز آبی در بخشهای شرب، صنعت و کشاورزی نیز افزایش یافته است. تخصیصمنابع محدودآب،کیفیت آب مصرفی،اثرات زیست محیطی وسیاستهایاستفادهپایدارازآب،مسائلیهستندکهنگرانیدرمورد آنهاروبهافزایشاست. بهرهبرداری بهینه کمی- کیفی از آبهای سطحی، رویکردی مطلوب در مدیریت منابع آب به شمار میآید. در تحقیق حاضر سیستم منابع آب سطحی رودخانه دز حد فاصل سد تنظیمی دز تا بندقیر به لحاظ کمی و کیفی بطور همزمان مورد بررسی قرار گرفت. بدین صورت که ابتدامیزان بهرهبرداری از منابع آب سطحی منطقه مطالعاتی با استفاده از مدل WEAP و مطلوبیت کیفی آن نیز با مدل کیفی QUAL2K شبیه سازی شد سپس دو مدل به یکدیگر متصل شدند.در نهایت اطلاعات خروجی وارد مدل بهینهسازی MOPSOشده و طبق ضوابط و اهداف مورد نظر مورد آزمون قرار گرفت.قبل از شروع فرآیند بهینهسازی دو سناریوی مدیریتی در نظر گرفته شد که نتایج حاصل از آنها با یکدیگر مقایسه شدند. در تمامی سناریوهای اجرا شده، به دلیل محدودیت زمان اجرای مدل لینک شده، طول دوره بهینهسازی 6 سال و از سال آبی 97-1396 تا 02-1401 در نظر گرفته شد. همچنین تمامی نیازهای دشت و الگوی کشت منطقه، بجز نیاز شرب که با توجه افزایش جمعیت، افزایش مییابد، ثابت در نظر گرفته شد. از سناریوهای مورد بررسی، سناریو اول تحت عنوان سناریوی مرجع با فرض ادامه بهرهبرداری کمی- کیفی سیستم های منابع آب مطابق با شرایط موجود و برای دوره 6 ساله فوق اجرا شد که در این سناریو سیستم ضمن تامین نیازها، ملزم به رعایت شرایط نیاز زیست محیطی در محل ایستگاه هیدرومتری بامدژ میباشد. در سناریوی دوم، با تفاوت اولویت بالای تامین نیاز زیست محیطی انتهای رودخانه دز (بند قیر) که به روش مونتانا محاسبه شده است، اجرا شد. سناریوی سوم یا سناریوی بهینه، با هدف بهینهسازی میزان نیاز زیست محیطی بند قیر انجام شد. نتایج صحتسنجی مدل کیفی با واقعیت تطابق خوبی داشته و ضرایب کالیبره مدل نیز قابل قبول میباشد. در سناریوی مرجع، اراضی کشاورزی که قبل از محل گره زیست محیطی بامدژ واقع شده اند در برخی از ماههای سال با کمبود مواجه شدهاند که آن هم به دلیل اولویت تامین نیاز زیست محیطی نسبت به نیاز کشاورزی دشت می باشد. همچنین بدترین وضعیت کیفی رودخانه از نظر آلایندگی BOD مربوط به پیش از برداشت میاناب و از نظر آلایندگی EC و O3 در انتهای رودخانه اتفاق میافتد. در سناریوی دوم با در نظر گرفتن نیاز زیست محیطی به روش مونتانا در محل بند قیر، اطمینان پذیری تامین همه نیازها نسبت به سناریوی اول افرایش یافت و به غیر از افزایش چشمگیر BOD در محل برداشت میاناب، مابقی پارامترهای کیفی و آلودگی بهبود یافت.در سناریوی بهینه، تامین نیازها نسبت به دو سناریوی قبل افزایش یافت و هیچ یک از پارامترهای کیفی و آلودگی در طول رودخانه دز از حدود استاندارد تجاوز ننمود. کلید واژگان: اتصال مدل کمی- کیفی، MOPSO، شبیهسازی- بهینهسازی، رودخانه دز
-
بررسی اثرتغییر اقلیم بر نوسانات منابع آب زیرزمینی ( مطالعه موردی : دشت چمچمال)
صادق مومنه 1396چکیدهدر این پژوهش به بررسی اثر تغییر اقلیم بر متغیرهای اقلیمی بارش و دما در دوره ی آتی و تاثیر تغییرات پیش بینی شده بر تراز آب زیرزمینی دشت چمچمال در دو دوره ی 20 ساله آتی می پردازیم . برای این امر و به منظور شبیه سازی آبخوان از مدل آب زیرزمنی GMS استفاده گردیده است .در دوره واسنجی مدل برای دوره 18 ماهه (اسفند 1388-مهر1387) برای دو حالت مانگار وغیر ماندگار میزان خطای RMSEو MAE به ترتیب می باشد.همچنین صحت سنجی مدل نیز در دوره ی 18 ماهه (شهریور 1390- فروردین 1389) ، صورت پذیرفته و مقدار شاخص های RMSEو MAE به ترتیب بدست امده است . همچنین جهت بررسی اثر تغییر اقلیم بر نوسانات تراز آب زیرزمینی منطقه در دوره ی آتی از شش مدل AOGCM تحت سه سناریو A2، A1B و B1و دو سطح احتمالاتی 90 و 50 درصد و با درنظر عدم قطعیت مدل های گردش عمومی به پیش بینی متغیرهای اقلیمی بارش و دما پرداخته شد . جهت کوچک مقیاس نمایی و محلی سازی پارامتر های اقلیمی از مدل LARS_WGوروش تناسبی استفاده شد. نتایج پیش بینی متغییر های اقلیمی برای سناریوهای A2، A1B و B1و دو احتمال 90 و 50 درصد به ترتیب ، تغییرات برای میانگین بلند مدت دما 0.65+،0.653+،0.653+، -0.04و +0.6درجه سانتی گراد و تغییرات میانگین بلند مدت بارش به میزان -0.15،2.06-،+2.25،-30.2و-0.095درصد طی دوره ی آماری 2011-2030 و با همان ترتیب ،برای تغییرات میانگین بلند مدت دما+2 ،+2.2،1.55+،+0.98و+2.3درجه سانتی گراد و تغییرات میانگین بلند مدت بارش به میزان -17،-23.7،-18.3، -46و -13.8درصد طی دوره ی آماری2046-2065 را نشان داد. نهایتا نوسانات ناشی از تغییر اقلیم بر تراز آبخوان تحت سناریو ها مشخص گردید . بر اساس نتایج بدست آمده ، سطح آب زیرزمینی تحتسناریوهای اقلیمی A2، A1B وB1 و دو سطح احتمالاتی 90و 50درصد برای دوره های 2011-2030 و2046-2065 نسبت به دوره 1996-2015 به طور میانگین بین -1.55تا -1.83 متر افت نشان داد .با توجه به این تغییرات جهتسازگاری و کاهش تبعات منفیناشی از تغییر اقلیم بر منطقه ، بتوان با بکارگیری مدیریت صحیح منابع آب و در نظر گرفتن تمامی جوانب کشاورزی، مصارف شرب، صنعت و زیست محیطی،از آثار سوء تغییر اقلیم بر منابع آب منطقه کاست ، تا به حفظ هر چه بهتر این منابع منجر گردد.واژهای کلیدی: تراز آب زیرزمینی، تغییر اقلیم، مدل گردش عمومیAOGCM،سناریو های اقلیمی، عدم قطعیت، مدل GMS،مدل LARS_WG.
-
پیش بینی و تحلیل ریسک پهنه سیل با در نظر گرفتن عوامل عدم قطعیت
الهام جوکار 1396چکیده امروزه بررسی و تحلیل عدم قطعیتها در هر برنامهای امری ضروری محسوب میگردد، بطوریکه بدون در نظر گرفتن و تحلیل این عدم قطعیتها، وقوع حالات نامطلوبی، که رخداد آنها اهداف برنامه را به چالش میکشاند، دور از انتظار نیست. بررسی و تحلیل عدم قطعیتها در چارچوب مدیریت ریسک انجام میگیرد. اصولا از روش شبیه سازی مونت کارلو به عنوان ابزاری جهت تحلیل و بررسی یکپارچه و همزمان ترکیبات مختلف عدم قطعیتها استفاده میگردد. این روش ابزار قدرتمندی جهت بررسی بررسی پیامد رخداد انواع حالات سامانه، با توجه به عدم قطعیتها میباشد که مزایای قابل توجهی، از جمله در نظر گرفتن رخداد همراه با عدم قطعیتها و قابلیت ارائهی ابعاد گوناگون تابع مطلوبیت را دارا میباشد عدم قطعیت جز جدایی ناپذیر مدلهای هیدرولوژیکی و هیدرولیکی است و ارزیابی مناسب از عدم قطعیت در مدلهای هیدرولوژیکی و هیدرولیکی ممکن است برای جلوگیری از تصمیمات پرخطر، هزینههای بالا در چرخه عمر محصولات و طراحی سازهها کمک کند. هدف از این تحقیق تحلیل عدم قطعیت در نقشههای پهنهبندی سیل در بازهی از رودخانه سیمره میباشد. در این منطقه به دلیل بارشهای شدید، سیل باعث خسارت زیادی میشود. ابتدا پهنه بندی سیل با مدل HEC-RAS، براساس فاکتور F کالیبره گردید. سپس با استفاده از تولید داده مصنوعی، 30 سری داده پیک مصنوعی برای دوره بازگشتهای 2، 5، 10، 25، 50 و 100 ساله تولید شد. در نهایت با استفاده از منحنی دبی- احتمال بدست آمده، مرزهای احتمالی دشت سیلابی رودخانه در سطح احتمال 90 و 10 درصد تعیین گردید. نتایج نشان داد با افزایش دوره بازگشت پهنای باند عدم قطعیت افزایش مییابد بطوریکه بیشترین پهنای باند عدم قطعیت به میزان 450 هکتار مربوط به سیل با دوره بازگشت 100 سال میباشد. در ادامه با شبیه سازی مونت کارلو نمونه برداری از فضای پارامتر ( ضربی زبری دشت سیلابی و کانال) صورت پذیرفت و مدل 500 بار اجرا شد، نتایج با پهنه مشاهداتی بر اساس فاکتور F مورد ارزیابی قرار گرفت.منحنی سطح پاسخ حاصل از نمونه برداری مونت کارلو نشان داد که بالاترین عملکرد F زمانی است که ضریب زبری کانال برابر با 046/0 و برای ضریب زبری دشت سیلابی برابر با 058/0 باشد. سپس با استفاده از تابع توزیع تجمعی پهنههای سیلابی در حد بالا و پایین عدم قطعیت بدست آمد. کلمات کلیدی: عدم قطعیت، پهنه سیل احتمالاتی ، مونت کارلو، رودخانه سیمره
-
تاثیر رویکردهای برنامه ریزی پویا در بهره برداری بهینه از مخزن
هیوا کوهی 1396با توجه به محدودیتهای منابع آب و وقوع خشکسالیهای متناوب در کشور، استفاده از سیاستهای کارآمد در بهرهبرداری از مخازن سدها اهمیت زیادی یافته است. مدیریت مخازن سدها یکی از روشهای غیرسازهای مقابله با محدودیت منابع آب، افزایش نیازهای آبی و درنتیجه وقوع خشکسالی است. بهرهبرداری بهینه سیستمهای منابع آب با استفاده از تکنیکهای بهینهسازی، از جمله راهکارهای است که میتواند اثرات ناشی از کمبود منابع آب را تا حدی کاهش دهد. در این پژوهش، بهرهبرداری بهینه از سد جامیشان با هدف تخصیص بهینه آب از مخزن سد، جهت تامین نیاز آبی اراضی کشاورزی دشت دینور و چمچمال با استفاده از روش برنامهریزی پویای تصادفی و پویای قطعی مدلسازی شده است. رعایت اولویتهای تخصیص آب، بین اهداف رهاسازی آب برای کشاورزی و بالا نگهداشتن حجم مخزن به منظور تامین نیازها در شرایط خشکسالی مدنظر بوده است. در این تحقیق از دوره آماری هیدرولوژیکی 41 ساله (سالهای آبی 51 - 1350 لغایت 91 – 1390) استفاده شده است. جهت گسستهسازیهای مختلف حجم مخزن، چهار کلاس (3، 5، 7 و 10) و سه کلاسه جریان ورودی به مخزن (3، 5، و 7)، مدل برنامهریزی پویای تصادفی اجرا شد و بهترین کلاسه حجم مخزن و جریان ورودی به صورت 7=k و 3=i تعیین گردید. برای این مقادیر برنامهریزی پویای تصادفی به صورت فصلی و ماهانه با توابع هدف مختلف اجرا شد. نتایج تخصیص و منحنی فرمان سد برای هر دوره ارائه گردید. مدل برنامهریزی پویای قطعی نیز با در نظر گرفتن 7 کلاس برای حجم مخزن و میانگین جریان هر دوره به عنوان دبی ورودی به مخزن،با توابع هدف مختلف به صورت فصلی و ماهانه اجرا شد و نتایج تخصیص و منحنی فرمان سد ارائه شد و نتایج حاصل از دو مدل پویای قطعی و پویای تصادفی مقایسه گردید. نتایج موید آن است که مدل پویای تصادفی نسبت به مدل پویای قطعی میزان خسارات وارده به سیستم را کمتر برآورد نموده و عملکرد بهتری در منحنی فرمان مخزن و خروجی را از خود نشان میدهد.
-
پیش بینی سیل با استفاده از تلفیق تصاویر ماهواره ای و مدل بارش-رواناب در مناطق فاقد آمار
الهه مرادیانی 1396پیش بینی سیل با استفاده از تلفیق تصاویر ماهواره ای و مدل بارش-رواناب در مناطق فاقد آمار
-
بهره برداری بهینه از مخزن در شرایط استوکاستیک با اعمال قواعد جیره بندی
صادق سوری 1396امروزه سدها به عنوان یکی از مهمترین منابع تامین آب در بخشهای شرب، کشاورزی، صنعت، تولید انرژی و سایر فعالیتهای وابسته به آب هستند. تدوین سیاستهای بهرهبرداری از مخازن جهت تامین هر یک از نیازهای آبی امری ضروری است. سیاستهای بهرهبرداری در واقع دستورالعملهایی هستند که با توجه به آنها میزان ذخیره سازی و همچنین رهاسازی آب جهت تامین نیازها، کنترل سیلابهای فصلی و سایر اهداف بهره برداری از مخزن در گامهای زمانی در نظر گرفته شده را مشخص میکنند. در بهرهبرداری از مخازن همواره درصد بالای اعتمادپذیری سیستم یک امتیاز مثبت بهشمار میرود، اما در مناطق خشک و نیمه خشک که میزان دبی ورودی به مخزن با نوسانات شدید روبرو است، منطقی است که از درصد اعتماد پذیری سیستم کاسته و میزان آب کمتری را به نقاط مصرف تخصیص داد تا از وقوع شرایط بحرانی مانند خالی شدن مخزن جلوگیری نمود. با توجه به آنچه گفته شد، بهینه سازی سیاستهای بهرهبرداری با افزایش تقاضا و بخصوص در سالهای خشک با در نظر گرفتن جیرهبندی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. مدلهای بهینهسازی بهرهبرداری از مخزن دارای رویکردهای مختلفی هستند که نوع مدل سازی و فرضیات آن ها میتواند در بهره برداری از مخزن تعیـین کننـده باشـد. در مدلهایی که جریان ورودی مخزن دادههای ثبت شده رودخانه بوده و به صورت قطعی فرض میشود، نتایج مدل محدود به داده های تاریخی شده و برای جریانهای ورودی جدید به مخزن باید مجدداً مورد واسنجی قرار گیرد. همچنین در این مدل ها عدم توجه به قواعد جیره بندی در مناطق خشک و نیمه خشک جغرافیایی می تواند سبب شکست های شدید در بهره برداری از مخزن شود. در این مطالعه که بر روی سد مخزنی بالارود واقع در استان خوزستان انجام شده است، مدل بهینهسازی بهرهبرداری استفاده شده بر پایهی روش جدید PSO (پارامتریزهسازی- شبیهسازی-بهینهسازی) است. در این روش با در نظر گرفتن شرایط استوکاستیکی جریان ورودی، پارامترهای بهینه جیرهبندی مخزن از طریق لینک شبیهساز مخزن (مدل WEAP) به الگوریتم بهینه سازی چند هدفه NSGA-II تعیین شده است. جهت اعمال شرایط استوکاستیکی جریان ورودی به مخزن در ابتدا 4800 ماه سری مصنوعی ماهانه به ازای هر یک از روشهای Bootstrap، Thomas and Fiering، Fragment و Valencia-Schaake تولید شد. سپس مقایسه پارامترهای آماری سریهای مصنوعی تولیدی هر روش با سری تاریخی رودخانه انجام شد که نتایج نشان داد که روش Fragment عملکرد بهتری نسبت به سایر روشها داشته و سریهای تولیدی توسط این روش بهمنظور اعمال شرایط استوکاستیکی در مدل PSO مورد استفاده قرار گرفت. در مدل مذکور 4800 ماه جهت کالیبراسیون و 372 ماه به منظور صحتسنجی مدل لحاظ شده است. در پایان نتایج مدل بهرهبرداری PSO با نتایج بدست آمده از سیاست بهرهبرداری استاندارد (SOP) مقایسه گردید. نتایج نشان میدهد که مدل ارائه شده به خوبی توانسته است در ماههای خشک، تخصیص به نیازها را مدیریت کرده و از خالی شدن مخزن جلوگیری نماید.
-
بررسی تاثیر پیش پردازش داده های هیدرولوژیکی بر نتایج انواع مدل های پیش بینی سری های زمانی هیدرولوژیکی
محمد زین الدین 1396بررسی تاثیر پیش پردازش داده های هیدرولوژیکی بر نتایج انواع مدل های پیش بینی سری های زمانی هیدرولوژیکی
-
تاثیر سطوح مختلف پساب تقطیری ملاس خشک شده با سبوس برعملکرد مرغان تخمگذار و خصوصیات کیفی تخممرغ
تورج رستمی 1396 -
برآورد میزان تصاعد گازهای گلخانهای و آلایندههای هوا ناشی از سوزاندن بقایای گندم در شهرستان سرپلذهاب با استفاده از RS و GIS
سهیلا اسدی چشمه ماهی 1396سوزاندن بقایای گیاهی از شیوههای رایج مدیریت بقایای گیاهی بوده که از دیرباز کشاورزان با انگیزههای مختلف به آن اقدام نمودهاند. سوزاندن بقایای گیاهی یکی از عوامل تاثیرگذار بر تصاعد گازهای گلخانهای مانند CO2، N2O، CH4 و همچنین انتشار آلایندههایی مانند NH3، SO2، NMHC، ترکیبات آلی فرار و نیمهفرار و غیره... است. از اینرو توجه به این مسئله و انجام تحقیقات مختلف در این زمینه میتواند در افزایش آگاهی و جلوگیری از افزایش مضرات آن حائز اهمیت باشد. این تحقیق در سال زراعی 96-95 در استان کرمانشاه شهرستان سرپلذهاب انجام شد. ابتدا با مصاحبه با افراد آشنا به منطقه و همچنین کارشناسان اداره جهاد کشاورزی مختصات نقاط سوخته شده تعیین و عملیات نمونهبرداری صحرایی انجام شد. سپس جهت شناسایی نواحی سوخته شده زراعی از تصاویر ماهوارهای8 LANDSAT سنجنده OIL/TIR استفاده شد. پس از انجام اصلاحات به روش FLAASH، در ادامه جهت انتخاب بهترین تفکیک پذیری از روشهای ترکیب باندی شاخص مطلوبیت (OIF)، PCA و MNF استفاده شد. طبقه بندی تصاویر با استفاده از روش حداکثر مشابهت صورت گرفت. نتایج نشان داد که طبقهبندی تصاویر به نقاط سوخته و نسوخته همبستگی بالا و معنیداری با نمونهبرداری صحرایی داشت که در این میان روش ترکیب باندی بر اساس شاخص مطلوبیت از بیشترین دقت (787/0) برخوردار بود. بر این اساس مساحت زمین های زراعی جار سوزی شده 7380 هکتار برآورد شد. نتایج نشان داد که در اراضی جارسوزی شده شهرستان سرپل ذهاب میزان کل تولید بقایای گندم معادل 83025 تن، میزان بقایای گندم پس از برداشت 8302 تن و میزان بقایای سوزانده شده گندم 6466 تن بود. میزان انتشار گازهای گلخانهای و آلایندههای متصاعد شده به جو محاسبه و در نهایت نیز مقدار عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد هدر رفته در نتیجه سوزاندن بقایای گندم در سطح شهرستان برآورد گردید. محاسبات صورت گرفته نشان داد که سوزاندن بقایای گندم می تواند منجر به تصاعد مقادیر 8690، 376، 22، 45/0، 39/2، 26/4، 15/18، 36/61، 17/24، 36/3 و 37/48 تن به ترتیب برای آلایندههای CO2، CO، CH4، 2O، NH3، SO2، OX، PM2.5، OC، BC و NMVOCS شود. میزان اتلاف عناصر کربن، نیتروژن و گوگرد در نتیجه سوزاندن بقایا نیز به ترتیب 17/2575، 58/10 و 13/2 تن برآورد شد. کلمات کلیدی: آلایندههای جوی، جارسوزی، گازهای گلخانهای، تصاویر ماهوارهای، ArcMap
-
مدیریت سامانه منابع و مصارف حوضه آبریز با تئوری حل اختلاف نش در سناریوهای اقلیمی
زهره پورخیراله 1396 -
ارتباط مکانی خشکیدگی درختان بلوط و خدمات اکوسیستم (تنوع ماکروفن خاک) درجنگل های زاگرس فریادرس , کرمانشاه
فاطمه امیری 1396 -
فایلوژنی و دامنهی میزبانی جمعیتهای گونه مرکب Fusarium solani جدا شده از نخود، لوبیا و عدس
ساسان چناری 1395 -
شبیه سازی - بهینه سازی چند منظوره برای مدیریت منابع ومصارف آب با استفاده از الگوریتم فراکاوشیNSGA-II(مطالعه موردی : سدهای حوضه گاماسیاب )
محمد سرابی سرورانی 1395 -
بهره برداری بهینه از سیستم های یکپارچه منابع آب با استفاده از الگوریتم چند هدفه MOPSO(مطالعه موردی : سد های حوضه گاماسیاب))
بهرام رستمی 1395 -
بازشناخت الگوی پراکنش خاک در دشت میاندربندکرمانشاه با کاربست مدل ماشین های بردار پشتیبان
غفار ویسی سرطایره 1395نقشههای خاک، منابع رایج اطلاعات خاک برای ارزیابی اراضی و برنامههای آمایش سرزمین هستند و تهیه آنها همواره از مهمترین بخشهای مطالعات خاک محسوب میشود در این پژوهش از روش رایانآموختی ماشین بردار پشتیبان برای پیشبینی نقشه خاک دشت میاندربند استان کرمانشاه با مساحت بیش از 33000 هکتار در دو سطح گروه بزرگ و گروه مرجع خاک استفاده شد. روش نمونهبرداری سیستماتیک تصادفی برای تعیین محل 78 خاکرخ بهکار گرفته شد. هر یک از خاکرخها به دقت تشریح، نمونهبرداری و تجزیه شده و سپس مطابق با ویرایش جدید دو سیستم ردهبندی آمریکایی و سیستم مرجع جهانی ردهبندی شدند. 8 کوواریت محیطی شامل ارتفاع، نمایه همواری دره با درجه تفکیک بالا، عمق دره، تشعشع خورشیدی کل، شیب، نمایه خیسی، تحدب و فاصله عمودی تا شبکه کانال به همراه شاخصهای گرفته شده از تصاویر ماهواره ای بهعنوان متغیر پیشبین در فرآیند مدلسازی مورد استفاده قرار گرفته شدند. نتایج نشان داد که کوواریتهای محیطی نمایه همواری دره، عمق دره و ارتفاع بیشترین اهمیت را در پیشبینی کلاس خاک داشتند. نتایج اعتبارسنجی مدل نشان داد که دقت ماشین بردار پشتیبان برای پیشبینی گروه بزرگ و گروه مرجع خاک بهترتیب92% و96% بود.
-
مدل سازی دینامیک بهره برداری تلفیقی از منابع آب سطحی و زیرزمینی در شرایط کم آبی(مطالعه موردی: سد بالارود)
معصومه زینعلی 1395چکیده بدون شک امروزه حفظ و صیانت از منابع آب و بهره برداری بهینه، اقتصادی و عادلانه از منابع آب یک مساله جهانی است. این امر بویژه در در مناطق خشک و نیمه خشک کره زمین مانند ایران از اهمیت دوچندانی برخوردار است. یکی از راهکارهای مطرح در دهههای اخیر در بحث مدیریت منابع آب، بهره برداری تلفیقی بهینه از منابع آب های سطحی و زیرزمینی می باشد.از اهداف اساسی این پژوهش، شبیهسازی برهمکنش آب سطحی و زیرزمینی با استفاده از ایجاد اتصال دینامیکی بین منابع آب سطحی و زیرزمینی در دشت لور میباشد، به طوری که دادهها و نتایج بصورت ماهیانه بین مدل آب سطحی WEAP و مدل آب زیرزمینی MODFLOW در گردش میباشد. لذا در هر گام زمانی ماهانه مقادیر برداشت، نفوذ، تراز رودخانهها، رواناب و غیره از مدل WEAP وارد مدل MODFLOW شده تا مقادیر تراز آب زیرزمینی، جریان بین آبخوانها و غیره محاسبه و به مدل WEAP برگردد و این روند تا پایان دوره شبیهسازی ادامه خواهد داشت. هدف اساسی دیگر، بهینهسازی میزان برداشت ماهیانه از آبهای سطحی و زیرزمینی جهت تامین مصارف موجود در دوره برنامهریزی میباشد. برای انجام بهینهسازی سیستم، از مدل چند هدفه NSGA-II استفاده شد. طوری که در آن، هدف اول حداکثر نمودن درصد تامین نیازهای طرح در مقابل هدف دوم یعنی حداقل نمودن افت تراز آب زیرزمینی در طول دوره بهرهبرداری قرار گرفت. متغیرهای تصمیم در این مدل، شامل درصد برداشت از منابع آب سطحی و زیرزمینی بود که به صورت فصلی تعریف شدند. نتایج شبیهسازی نشان داد بیشترین میزان افت در منطقه مربوط به قسمتهای شمال غربی و غرب و جنوب شرقی دشت لور است که به دلیل تراکم چاههای بهره برداری و شرب در این مناطق حدود 11 متر میباشد. همچنین قسمتهای شمالی وشمال شرقی دشت، به دلیل عدم وجود چاه های بهره برداری و اراضی کشاورزی بیشتر تغذیه شونده است و لذا افت تراز آب زیرزمینی در این نواحی زیاد نمی باشد و بیشترین میزان خیز مربوط به یک قسمت جزیی از شمال منطقه مطالعاتی و حدود 25 متر میباشد علت این مقدار خیز زیاد این است که آن قسمت از منطقه مطالعاتی بشدت تغذیه شونده است. همچنین با تعریف سه سناریو برای این تحقیق نتایج نشان داد که در صورت اجرای سناریوی مرجع طبق الگوی فعلی و بدون انجام بهینهسازی، به طور میانگین 16.82 درصد از نیازها توسط آب سطحی و 83.18 درصد توسط آب زیرزمینی تامین میشود. پس از بهینهسازی درصد برداشت از آب زیرزمینی در منطقه مطالعاتی حدود 5 درصد کاهش یافت و در حالت بهینه متوسط درصد تخصیص از آب زیرزمینی و سطحی به ترتیب 78.84 و 21.16 درصد محاسبه شد. در حالت اجرای سناریوی بهینه میزان اطمینان پذیری تامین نیاز اراضی پشمینهزار 26 درصد نسبت به سناریو مرجع افزایش یافت. همچنین میانگین افت تراز آب زیرزمینی در دوره 8 ساله آتی برنامه ریزی، در آبخوان دشت لور در سناریو اول 4.9 متر و در سناریو های دوم و سوم به ترتیب 3.2 و 2.6 متر می باشد. یعنی با احداث سد بالارود و اعمال سناریو بهینه سازی سامانه متوسط تراز آب زیرزمینی نسبت به وضع موجود 2.3 متر بهبود خواهد یافت.کلمات کلیدی: بهره برداری تلفیقی، اتصال دینامیک آب سطحی و زیرزمینی، WEAP، MODFLOW، NSGA II
-
بهینهسازی انرژی برقابی مخزن سد با رویکرد برنامه ریزی خطی با قیود احتمالاتی
مریم گودرزی 1395سدها به منظور دستیابی به اهداف گوناگونی از جمله تامین نیازهای آبی، تولید انرژی برقابی و کنترل کاهش خسارتهای سیلاب طراحی شده و مورد بهره برداری قرار میگیرند، بهره برداری بهینه از مخازن سدها یکی از مسائل مهم در حوزه مدیریت منابع آب است، لذا در این تحقیق بهره برداری بهینه از سدها به منظور تولید انرژی برقابی و حداکثر تامین نیاز کشاورزی در پایاب سد مورد ارزیابی قرارگرفته است. با توجه به اینکه بارش یک پدیده غیر قطعی میباشد و اثر گذاری مستقیمی بر روی جریان ورودی به مخزن دارد به کمک رویکرد بهینهسازی تصادفی صریح و روش برنامهریزی خطی با قیود احتمالاتی به مدلسازی انرژی برقابی مخزن پرداخته شده است. سد مارون بر روی رودخانه مارون واقع در جنوب شرقی استان خوزستان احداث شده و هدف از احداث این سد کنترل سیلابهای مخرب، تامین آب مورد نیاز اراضی کشاورزی پایین دست (دشتهای بهبهان ، جایزان، خلف آباد، شادگان) و تولید انرژی برق به میزان 150 مگاوات میباشد. جهت بهینهسازی توان تولیدی خروجی سد، از آمار بلند مدت جریان ورودی به سد به صورت ماهانه بر مبنای دوره آماری 52 ساله (1332 لغایت 1383) استفاده شده است، برای منظور ابتدا با استفاده از توزیع تجربی ویبول تابع توزیع تجمعی جریان ورودی به مخزن برای ماههای مختلف محاسبه گردید. سپس برای یک سطح احتمال مشخص تامین نیاز کشاورزی و ظرفیت نصب150 مگاوات، میزان انرژی برقابی خروجی از سد به کمک مدل Lingo بهینهسازی شد. در ادامه به کمک نرم افزارEasy fit توزیعهای مختلف آماری بر روی دادههای جریان ورودی به مخزن برای هر ماه برازش داده شد و بهترین توزیع برای هر ماه مشخص گردید. نتایج نشان میدهد در حالتی که جریان ورودی به مخزن سد از توزیع تجربی ویبول تبعیت کند، حداکثر تامین نیاز کشاورزی 86 درصد خواهد بود و انرژی سالانه کل خروجی از سد معادل86/114 گیگاوات ساعت است. این در حالی است که در استفاده از بهترین توزیع آماری جریان ورودی به سد استفاده شود، حداکثر تامین نیاز کشاورزی به 88 درصد خواهد رسید، همچنین انرژی سالانه کل خروجی از سد معادل55/111گیگاوات ساعت براورد شده است.در نتیجه در میتوان گفت که تعیین بهترین توزیعهای آماری جریان ورودی به مخزن تاثیر ناچیزی بر روی نتایج بهینه سازی دارد، بطوریکه در این تحقیق کمتر از 2 درصد در تامین نیاز کشاورزی و تولید انرژی برقابی تاثیر داشته است. بنابراین با برازش دادن توزیع احتمالی تجربی ویبول بر روی دادههای جریان ورودی به سد نیازی به انتخاب بهترین مدل آماری نیست و توزیع تجربی ویبول کفایت میکند.
-
ارزیابی شبکه ی ایستگاه های هیدرومتری با استفاده از تئوری آنتروپی گسسسته و پهنه بندی آن در محیط GIS.
محمد جوهری پور 1395 -
ارزیابی و مقایسه روشهای مختلف برآورد تبخیروتعرق مرجع بر اساس روش های تبخیر از تشتک در ایران و پهنه بندی آن با استفاده از GIS
نرگس سلطانی 1394 -
تاثیر آبیاری با آب آلوده به شوینده خانگی و کم آبیاری بر خصوصیات جوانه زنی بذر، عملکرد و خصوصیات رشدی ارزن دم روباهی (Setaria italica)
ملیحه یوسفی 1393

