profile - دانشکده کشاورزی

عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه کشاورزی

پردیس دانشگاه  

علی اشرف امیری نژاد

علی اشرف امیری نژاد

دانشیار / کشاورزی / علوم و مهندسی خاک

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
فیزیک خاک پیشرفته 3 هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00، هرهفته، سه شنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
فیزیک خاک 2 هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
رابطه آب و خاک و گیاه پیشرفته 3 هرهفته، دوشنبه ، 16:00-18:00، هرهفته، سه شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
رابطه آب و خاک و گیاه 2 هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
زمین شناسی 1 هفته هاي زوج ، شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه زمین شناسی 1 هرهفته، شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه زمین شناسی 1 هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
کارتوگرافی 1 هفته هاي فرد ، شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. تاثیراسیدهیومیک و روی بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود(Cicer arietinumL.)پاییزه (رقم منصور)
    شهرام رشیدی 1403
    چکیده نخود زراعی (Cicer arietinum L.) بیشترین سطح زیر کشت را در بین حبوبات دارد و نه تنها یک رژیم پروتئینی ارزان را فراهم می‌کند، بلکه به دلیل   قابلیت تثبیت نیتروژن می‌تواند سبب بهبود حاصلخیزی خاک شود. استان کرمانشاه از نظر سطح زیرکشت نخود جزء استان‌های برتر کشور است و کشت دوم اکثر کشاورزان دیم­کار استان محسوب می‌شود. بنابراین، انجام تحقیقات کاربردی در زمینه به­زراعی نخود از اهمیت زیادی برخوردار است. این آزمایش به صورت مزرعه­ای در روستای سربکوه بخش حمیل شهرستان اسلام آباد غرب به صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی اجرا شد. زمین به 4 چهار بلوک و هر بلوک به 28 کرت تقسیم شد. کرت­های اصلی شامل شاهد (بدون مصرف سولفات روی و اسید هیومیک)، سولفات روی خاک مصرف به میزان 20 کیلوگرم در هکتار، اسید هیومیک خاک مصرف به میزان 5 کیلوگرم در هکتار و سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف به ترتیب به میزان 20 و 5 کیلوگرم در هکتار و کرت­های فرعی شامل شاهد (بدون محلول­پاشی)، محلول‌پاشی با سولفات روی با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحله­ای (زمان غلاف دادن) و دو مرحله­ای (قبل و بعد از گلدهی)، محلول­پاشی با اسید هیومیک با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحله­ای و دو مرحله­ای و محلول­پاشی با سولفات روی + اسید هیومیک هر دو با غلظت­های 2 در هزار به صورت یک مرحله­ای و دو مرحله­ای بودند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار وزن صد دانه مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف با میزان 1/42 گرم بود که با تیمار سولفات روی اختلاف معنی­داری نداشت.مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای خاک مصرف نشان داد که بیشترین میزان عملکرد بیولوژیکی در میان تیمارهای خاک مصرف در تیمار سولفات روی + اسید هیومیک با مقدار 3250 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای محلول­پاشی   نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیکی در بین تیمارهای محلول­پاشی مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی با میانگین 3364 کیلوگرم در هکتار بود. بالاترین عملکرد دانه نیز در همین تیمار با مقدار 1431 کیلوگرم در هکتار حاصل شد. بیشترین مقدار نیتروژن دانه (3/3 درصد) مربوط به تیمار محلول­پاشی با اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بدون مصرف خاکی سولفات روی و اسید هیومیک بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که تیمار محلول­پاشی سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بیشترین تاثیر را در بین تیمارها بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود داشت. کاربرد خاک مصرف و محلول­پاشی سولفات روی و اسید هیومیک مقدار نیتروژن و پروتئین دانه را به طور معنی­داری افزایش داد و بر مقدار فسفر، پتاسیم و روی دانه تاثیر معنی­داری نداشت. کلید واژه‌ها: نخود دیم، عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه، اسید هیومیک، محلول‌پاشی   
  2. اثر نانوذرات سیلیس بر مقاومت مکانیکی و ویژگیهای فیزیکی خاکهای با بافت مختلف
    محمدسعید حسینی 1403
  3. مطالعه تاثیر سطوح مختلف نیتروژن و گوگرد بر روی ویژگی های رشدی و عملکرد کمی و کیفی گیاه سیاهدانه (Nigella sativa L.)
    مسعود بهرام آبادی 1403
      Abstract In order to investigate the effect of nitrogen and sulfur levels on the growth characteristics and quantitative and qualitative yield of nigella, an experiment was conducted as split plot based on randomized complete blocks design with three replications during 2021-22 cropping year at Campus of Agriculture and Natural Resource, Razi University, Kermanshah, Iran. The factors include the application of nitrogen at three levels (one-third, two-thirds and equivalent to the recommended amount from the source of urea fertilizer) as the main-factor and the application of sulfur at four levels (0, 40, 80 and 120 kg/ha from the source of Ammonium sulfate) were as sub-factor. The results of analysis of variance showed that the effect of nitrogen on harvest index, number of capsules per plant, 1000 grain weight, number of lateral branches, stem diameter, number of leaves per plant, leaf area per plant, number of days from seedling emergence to flowering, grain filling duration, grain filling rate, grain protein, grain ash, and leaf nitrogen were significant at the 1% probability level, and the biological yield and plant height were significant at 5% level. The effect of sulfur fertilizer on harvest index, 1000 grain weight, grain filling rate and grain ash was significant at the 1% probability level, and on the number of days from seedling emergence to flowering, grain filling duration and leaf nitrogen at 5% level. The nitrogen × sulfur interaction effect on grain yield, number of grains per capsule, number of grains per plant, grain weight per plant, grain oil, grain fiber and stem nitrogen at the 5% probability level and on oil yield, oil harvest index and number of days from seedling emergence to physiological maturity was significant at the 1% probability level. Interaction treatment of the recommended amount of nitrogen fertilizer x 120 kg/ha sulfur fertilizer produced the highest values of biological yield (4788 kg/ha), grain yield (1941 kg/ha), oil yield (743 kg/ha), harvest index (38/9%), oil yield index (15.3%), number of capsules per plant (34.92), number of grains per capsule (78.8), number of grains per plant (2921), 1000-grain weight (2.32 g) , grain weight per plant (7.10 g), plant height (66.9 cm), number of lateral branches (12.31), stem diameter (7.31 mm), number of leaves per plant (101.4) ), leaf area per plant (186 cm2), number of days from seedling emergence to flowering (69.8 days), number of days from seedling emergence to physiological maturity (110.6 days), grain filling duration (39.1 days), grain filling rate (163 mg/day), grain protein (28.1%), grain fiber (9.05%), grain oil (38.78%), leaf nitrogen (2.80%) and stem nitrogen (15.1%). In general, the application of the recommended amount of nitrogen with 80-100 kg/ha of sulfur fertilizer can be recommended as a suitable treatment to improve the yield of nigella. Key words: Nigella, grain oil, leaf nitrogen, grain yield, harvest index.
  4. اثر گلوتامیک و آسپارتیک اسید بر رشد گیاه بادرنجبویه (Dracocephalum ruyschiana ) تحت تنش سرب
    زهرا رمضانی 1402
  5. اثر برخی مواد آلی و معدنی بر کیفیت فیزیکی خاک
    احسان پروینی 1402
       چکیده   خاک­هایی که با اعمال کمترین نیرو دچار تغییرات ساختاری شده و مقاومت و پیوند ذرات آن کاهش پیدا کند را خاکهای مسئله­دار می­نامند. از روش­های بهسازی این خاک­­ها، اضافه کردن بعضی مواد اصلاح­کننده است که با داشتن سطح ویژه و تخلخل بالا، واکنش­پذیری بالایی داشته و ویزگی­های خاک   را تحت تاثیر قرار ­دهند. این پژوهش به­منظور بررسی اثرات چهار نوع ماده اصلاح­کننده آلی و معدنی بر برخی ویژگی­های یک خاک لوم رسی انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دانشگاه رازی صورت گرفت. تیمارها شامل زئولیت، بیوچار و کمپوست هر کدام در چهار سطح (0، 1، 2 و 5 درصد جرمی) و نانورس در چهار سطح ( 0، 5/. 1 و 2 درصد جرمی) بودند. پس از اضافه ­نمودن مواد به خاک، برای مدت 2 ماه عمل خواباندن در شرایط مرطوب و خشک­شدن متوالی صورت گرفت. سپس برخی خصوصیات فیزیکی و مکانیکی خاک شامل حدود آتربرگ، هدایت هیدرولیکی اشباع، مقاومت فروروی، مقاومت فشاری و دانه بندی اندازه­گیری شدند. نتایج نشان داد استفاده از سطوح مختلف اصلاح کننده­ها تاثیر معنی دار بر پارامترهای اندازه گیری داشت. بیوچار در سطح   5 درصد تاثیر معنی­داری بر افزایش شاخص تردی داشته و موجب افزایش این شاخص به میزان 125 درصد نسبت به شاهد گردید که نشان از دامنه رطوبتی بیشتر جهت خاک­ورزی است. همچنین، اضافه کردن نانورس سبب افزایش هدایت هیدرولیکی اشباع شده و در سطح دو درصد بالاترین میزان (49/7 سانتی­متر بر ساعت) به­دست آمد. به­طورکلی با افزودن مواد اصلاح­کننده می­توان شاهد کاهش محدودیت­های فیزیکی و مکانیکی خاک بود. کلمات کلیدی: نانورس، زئولیت، بیوچار، کمپوست، ویژگی­های فیزیکی خاک، اصلاح­کننده
  6. بررسی خطر پذیری فلزات سنگین در خاک، آب و اندام¬های خوراکی برخی محصولات کشاورزی استان لرستان
    لیلا دریکوندی 1402
      غذا، آب آشامیدنی، خاک و هوا مسیرهای اصلی قرار گرفتن در معرض فلزات کمیاب هستند. بنابراین، ارزیابی خطرات ناشی از این عناصر برای انسان مهم است. گندم، سیب زمینی و پیاز، بخش­های بسیار مهمی از رژیم غذایی ایرانیان هستند. هدف از این مطالعه، ارزیابی خطر سرطان­زایی و غیر سرطان­زایی کادمیوم، سرب و آرسنیک برای بزرگسالان و کودکان از طریق خاک، آب و محصولات غذایی عمده مورد مصرف ‌در استان لرستان در غرب ایران بود. در این مطالعه، 18 نمونه گندم، 13 نمونه سیب زمینی، 10 نمونه پیاز و 10   نمونه آب برداشت شدند. با توجه به کاربری اراضی، نمونه­برداری به روش تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. خطر سرطان­زایی و غیر سرطان­زایی فلزات سنگین از مسیرها و منابع مختلف محاسبه شد. نتایج نشان داد که میانگین غلظت کل کادمیوم، آرسنیک و سرب در خاک به ترتیب 26/0، 4/32 و 6/961 میلی­گرم در کیلوگرم   بود. میاتگین غلظت تمام فلزات در خاک، کمتر از حد بحرانی آن­ها بود که به وسیله وزارت محیط زیست آلمان پیشنهاد شده است. میانگین غلظت کادمیم، سرب وآرسنیک در نمونه­های آب به ترتیب 016/0، 93/0 و 04/1 میکروگرم در لیتر بود. غلظت عناصر سنگین در آب آشامیدنی تمام مناطق کمتر از حدود بحرانی   بود. غلظت کادمیوم درگندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب 03/0، 12/0 و 23/0 میلی­گرم در کیلوگرم به دست آمد. میانگین غلظت کادمیم در دانه­های گندم در   مقایسه با استانداردهای ملی و بین المللی، کمتر بود، در حالی که میانگین غلظت کادمیم در نمونه های سیب زمینی و پیاز در مقایسه با تمام استانداردهای بررسی شده (ملی و بین المللی)، بیشتر بود.   غلظت آرسنیک در نمونه­های گندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب 19/0، 04/0 و 04/0 میلی­گرم در کیلوگرم بود. میانگین غلظت سرب در دانه گندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب   09/0، 008/0 و 11/0 میلی گرم در کیلوگرم به دست آمد. از مقایسه این نتایج با استانداردهای ملی و بین المللی می­توان گفت که این محصولات از نظر سرب برای مصرف کننده مشکلی ندارند. مهم­ترین مسیر ورود عنصر کادمیم به بدن، خوردن تصادفی خاک بود. در مورد عنصر سرب، مهم­ترین راه ورود به بدن، در مسیر تماس پوستی با ذرات خاک مشاهده شد. شاخص خطر غیرسرطان­زایی (HQ) عنصرکادمیم در مسیر خوردن تصادفی ذرات خاک،   برای دختران و پسران در گروه­های سنی زیر 6 سال، بیش از یک محاسبه شد و برای دختران و پسران 7-14 ساله نیز بسیار نزدیک به یک به دست آمد. شاخصHQ   غیر سرطانی برای این عنصر در مسیرهای خوردن سیب زمینی، پیاز و گندم، کمتر از یک محاسبه گردید. همچنین، در مسیرهای آشامیدن آب، تماس پوستی با ذرات خاک وآب و استنشاق ذرات گرد و غبار، شاخص خطر پایین­تر از یک بود. پتانسیل خطر غیر سرطان­زایی آرسنیک در مسیر خوردن گندم برای همه گروه­های سنی و در مسیر خوردن تصادفی خاک برای دختران و پسران زیر 6 سال، بیش از   یک بود. در سایر مسیرهای مورد بررسی، شاخص خطر غیر سرطانی برای این عنصر، کمتر از یک به دست آمد. در مسیر خوردن تصادفی خاک، برای همه گروه­های سنی، HQ غیر سرطان­زایی برای سرب، کمتر از یک محاسبه شد، اما در مسیر تماس پوستی ذرات خاک، در همه گروه¬های سنی، بیشتر از یک بود و این خطر در مورد دختران و پسران زیر 6 سال بیشتر از دیگر گروه­های سنی بود. در مسیر خوردن تصادفی ذرات خاک برای عنصر سرب در همه گروه­های سنی، و برای عنصرآرسنیک در مسیر تماس پوستی با آب در همه گروه­های سنی، خطرسرطان­زایی بیش از محدوده قابل قبول بود. زنان 54-18 سال نیز در مسیر خوردن سیب زمینی در معرض خطر بیماری­های سرطانی از طریق ورود عنصرآرسنیک قرار داشتند. خطر سرطان­زایی در دیگر مسیرها در محدوده قابل قبول پیش بینی شد. نتایج نشان داد که خطر کل غیرسرطان­زایی کادمیم برای دختران و پسران زیر 14 سال، بیش از یک محاسبه شد و بیشترین خطر، مربوط به خوردن تصادفی خاک بود. شاخص خطر کل بیماری­های غیر سرطانی پیش بینی شده برای آرسنیک در همه گروه­های سنی بالاتر از یک بود که مسیرهای خوردن گندم و خوردن تصادفی خاک از مهمترین مسیرهای ایجاد خطر بودند. عنصر سرب در همه گروه­های سنی، شاخص خطر کل غیر سرطان­زایی بالاتر از یک را نشان داد که در مورد دختران و پسران زیر 6 سال بسیار بالا محاسبه شد و این مقدار مربوط به تماس پوستی با ذرات خاک بود، زیرا کودکان بیشتر در معرض تماس با خاک قرار دارند. کلمات کلیدی: لرستان،   فلزات سنگین، ارزیابی خطر، شاخص خطر غیر سرطانی،   محصولات کشاورزی
  7. نقش رایزوشیس در انتقال و جذب پتاسیم توسط گندم در شرایط تنش خشکی
    محمد جواد الماسی 1402
  8. اثر بعضی از عوامل کلات کننده بر گیاه پالایی گیاه باقلا در یک 0خاک آلوده به کادمیوم
    هانیه دوست محمدی 1402
  9. اثرات متقابل بیوچار و اسید هیومیک برکاهش تنش قلیائیت در گیاه دارویی ریحان(Ocimum basilicum L.)
    پردیس فیض عباسی 1402
  10. ارزیابی کیفیت فیزیکی بخشی از خاک¬های منطقه روانسراز نظر عملکرد گندم وذرت
    امیر رضائی 1402
    آگاهی از کیفیت خاک، لازمه بهره­برداری صحیح از این منبع مهم طبیعی، در راستای کشاورزی پایدار است. کیفیت خاک با اندازه­گیری بعضی شاخص­های مهم تعیین می­شود. اگر این شاخص­ها در محدوده مناسب قرار داشته باشند، عملکرد محصول به حداکثر مقدار ­رسیده و تخریب خاک نیز کاهش می­یابد. به منظور ارزیابی کیفیت فیزیکی خاک و عملکرد بیولوژیکی ذرت و گندم، مطالعه­ای در سال زراعی 98-1397 در بخشی از اراضی منطقه روانسر در استان کرمانشاه انجام شد. در این راستا، در قالب یک شبکه منظم (ابعـاد 100 ×100 متر)، نمونه­ برداری خاک انجام و بعضی از ویژگی­های مهم فیزیکی موثر بر عملکرد محصولات زراعی از قبیل جرم مخصوص ظاهری، هدایت هیدرولیکی، کربن آلی خاک، تخلخل غیرموئینگی و مقدار رطوبت قابل دسترس خاک تعیین گردید. سپس، تغییرپذیری مکانی ویژگی­های خاک با استفاده از تکنیک­های زمین آمار و به کمک نرم افـزار ArcGIS انجام شد. در پایان فصول رشد نیز در هر نقطه نمونه­برداری، عملکرد بیولوژیکی دو محصول مورد نظر (ذرت و گندم) تعیین گردید. شاخص رتبه­بندی فیزیکی خاک با حاصل­ضرب ارزش پنج پارامتر فیزیکی مورد بررسی تعیین و در نهایت، ارتباط عملکرد بیولوژیک با شاخص فیزیکی خاک مورد بررسی قرار گرفت. بررسی نقشه­های پهنه­بندی نشان داد که تغییرات هدایت هیدرولیکی اشباع بین 04/0 تا 69/1 سانتی متر بر ساعت و کربن­آلی بین 26/0 تا 35/1 درصد متغیر بوده و در بخش شمال غربی مزرعه دارای بیشترین مقادیر بودند. دامنه تغییرات جرم مخصوص ظاهری خاک نیز بین 34/1 تا 66/1 گرم بر سانتی متر مکعب، تخلخل غیرموئینگی بین 25/6 تا 92/19 درصد و رطوبت قابل دسترس نیز بین 29/6 تا 93/18 در­صد متغییر بود. ضرایب همبستگی بین شاخص فیزیکی خاک و عملکرد بیولوژیکی گندم و ذرت به ترتیب 82/0 و 77/0 بودند که نشان­دهنده همبستگی قوی بین این شاخص و عملکرد دو محصول در منطقه مورد مطالعه است. بطورکلی، شاخص فیزیکی خاک یک ابزار مهم در ارزیابی کمی شرایط فیزیکی خاک است که با توجه به آن و بر اساس نقشه­های پهنه­بندی، می­توان در راستای بهبود کیفیت فیزیکی خاک در مزارع کشاورزی اقدام نمود.کلید واژه: ذرت ، زمین آمار ، کیفیت خاک، گندم
  11. اثر کمپوست زباله شهری وکود دامی بر رشد گیاه ریحان .ocimum basilicum L تحت تنش خشکی
    انتصار کاظم جواد 1402
  12. تاثیر چند اصلاح کننده آلی و معدنی و کیفیت آب آبیاری بر هدایت هیدرولیک اشباع یک خاک سبک بافت
    فتانه مرادی 1401
  13. تاثیر برخی از ویژگی فیزیکی و شیمیایی خاک و کیفیت آب آبیاری بر ضریب آبگذری اشباع
    فاطمه پروانه 1401
  14. اثرات متقابل زئولیت و اسیدسالیسیلیک درکاهش تنش قلیائیت درگیاه دارویی سیاه دانه(Nigella sativa L)
    فرزانه خداوند 1401
  15. بررسی کیفیت لایه رویین خاک در کاربری‌های جنگل بلوط، مرتع و کشاورزی در منطقه ماهیدشت
    منیژه مرادی 1401
    یکی   از مسائل مورد توجه در مدیریت پایدار سرزمین برای تولید بهینه کشاورزی و حفظ منابع طبیعی، ارزیابی کیفیت خاک می­باشد. استفاده از نمایه­های کیفیت خاک ابزار سودمندی برای تعیین و مقایسه وضعیت خاک است. این پژوهش به­منظور بررسی کیفیت لایه خاکزاد رویین خاک در بخشی از منطقه­ی ماهیدشت انجام شد. برای این منظور با توجه به ویژگی‌های زمین‌ریخت‌شناسی منطقه و استفاده از نمایه‌های توپوگرافی، موقعیت 71 نقطه مشاهداتی با کاربست الگوریتم ابرمکعب لاتین مشروط (CLHS) در منطقه مورد مطالعه مشخص شد. با توجه به اهداف پژوهش، الگوی نقاط نمونه‌برداری به‌گونه‌ای طراحی شد که زمین­چهرهای مختلف و زمین‌های کشاورزی آبی و دیم، مرتع و جنگل بلوط زاگرس را در برگیرد. تجزیه آزمایشگاهی ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی نمونه‌ها مطابق روش‌های استاندارد انجام شد. پس از تحلیل آماری داده‌ها، ارزیابی کیفیت خاک بر پایه­ی نمایه انباشته کیفیت (IQI) و نمایه کیفیت نمورو (NQI) جداگانه بر پایه دو مجموعه کل داده­ها (TDS) و کمینه­ی داده­ها (MDS) صورت پذیرفت. انتخاب MDS به کمک تجزیه به مولفه­های اصلی (PCA) انجام و از 8 نشانگر TDS 6 نشانگر شامل واکنش خاک، رسانش الکتریکی، کربن آلی، درصد اشباع، رس و سیلت انتخاب شد. در بین ویژگی­های مختلف کربنات کلسیم معادل و واکنش خاک بیشترین محدودیت را برای کیفیت خاک در منطقه داشتند. میانگین کیفیت خاک در نمایه­های IQITDS، NQITDS، IQIMDS   و NQIMDS به­ترتیب 815/0، 760/0، 717/0 و 857/0 بود که برای همگی نمایه­ها به­جز IQIMDS   در کلاس خوب و برای IQIMDS   در کلاس متوسط بود. ضریب همبستگی میان IQITDS و IQIMDS برابر 93/0 و بین NQITDS و NQIMDS برابر با 74/0 به دست آمد که در سطح یک درصد معنی­دار شد. بیشترین مقدار نمایه­های کیفیت خاک به­ترتیب در جنگل، مرتع و زمین­های کشاورزی با میانگین 844/0، 831/0 و 804/0 در نمایه IQITDS و میانگین 833/0، 779/0 و 744/0 در نمایه NQITDS بود.   تغییر مکانی کیفیت خاک   با محاسبه و برازش مدل کروی واریوگرام تجربی   بر نمایه­های IQITDS و NQITDS بررسی شد. با توجه به نقشه­های کریجینگ معمولی، مقدار هر دو نمایه IQITDS و NQITDS در کاربری جنگل و مرتع که بیشتر در حاشیه­ی منطقه­ی مطالعاتی قرار دارند، بالاتر و در قسمت­های میانی منطقه که کاربری زمین­ها کشاورزی است،   پایین‌تر بود.   
  16. اثرات سیستم نرم کنندگی، پوسته برنج و نانو آهن بر خصوصیات فیزیکی خاک و رشد گیاه ذرت
    روی بهاء محمد 1401
  17. تاثیر سیستم های خاک ورزی، کود گوسفندی و نانو روی بر خصوصیات فیزیکی خاک و رشد گیاه ذرت
    ثائر عامر خلیل 1401
  18. بررسی اثر پستی ‌و‌ بلندی محلی بر پراکنش مکانی کربن آلی در لایه رویین خاک منطقه ماهیدشت
    شیوا عبدالهی 1401
      کربن آلی خاک به دلیل نقش مهمی که بر ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک می گذارد، شاخص مهمی برای ارزیابی وضعیت حاصلخیزی خاک بوده و نیز ازشاخص‌های مهم تعیین کیفیت خاک بشمار می‌رود. به طور کلی محتوای کربن آلی خاک تحت تاثیر عواملی چون اقلیممنطقه، پوشش گیاهی، ویژگی‌های خاک، کاربری سرزمین، پستی و بلندی و نوع مدیریت قراردارد. منطقه ماهیدشت از مهم­ترین پهنه­های کشاورزی در استانکرمانشاه و حتی باختر ایران است که در حالت طبیعی از نظر مولفه‌های مربوط به پستیو بلندی (متغیرهای توپوگرافیک چون ارتفاع، درصد، جهت، شکل شیب، و ...) از تغییراتچشمگیر برخوردار است. از سوی دیگر در مناطق کشاورزی عمده مانند ماهیدشت، کاربری‌هایمتفاوت جنگل، مرتع و کشاورزی فاریاب و دیم دیده می‌‌شود که بی‌گمان در پی چندین سده بهره‌برداری،بر ویژگی‌های خاک و از آن میان کربن آلی اثر گذارده است. این پژوهش برای بررسی کربن آلیلایه رویین خاک در بخش گسترده‌ای از منطقه­یماهیدشت انجام شد. برای این منظور با توجه به ویژگی‌های ریخت‌شناسیمنطقه و استفاده از نقشه متغیرهای توپوگرافی، موقعیت 70 نقطه مشاهداتی با کاربستالگوریتم ابرمکعب لاتین مشروط (CLHS) در منطقه مورد مطالعه مشخص شد. با توجه به اهداف پژوهش، الگوی نقاط نمونه‌برداری به‌گونه‌ای طراحی شد که زمین­چهرهایمختلف و زمین‌های کشاورزی آبی و دیم، مرتع و جنگل بلوط زاگرس را در برگیرد. تجزیه ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی نمونه‌هامطابق روش‌های استاندارد انجام شد. پس از تحلیل آماری داده‌ها، همبستگی کربن آلیبا برخی از ویژگی­های خاک و همچنین شاخص­های پستی و بلندی بررسی شد و سپس تغییراتمکانی مقدار کربن آلی به روش زمین‌آمار مدل گردید.بیشترین مقدار کربنآلی به­ترتیب در جنگل، مرتع و زمین­های کشاورزی با میانگین 90/1، 72/1 و 18/1 درصدبود. بین مقدار کربن آلی با برخی از شاخص­های پستی و بلندی از جمله ارتفاع، شیب،شاخص تندی و درازی شیب، موقعیت نسبی شیب، ارتفاع از سطح شبکه آبراهه، فاصله تا شبکه آبراهه، ژرفایدره و شاخص دید آسمان   همبستگی معنی­داریداشت که بیشترین همبستگی با شاخص ژرفای دره (53= r) بود.در نقاط مرتفع و شیب­دار مقدار کربن آلی  بیشتر بود. الگوی تغییر مکانی کربن آلی  با محاسبه و برازش مدل کروی واریوگرام تجربی بررسی شد . وابستگی مکانی   کربن آلی در منطقه­یمطالعاتی متوسط بود. با توجه به نقشه­های کریجینگ معمولی،مقدار کربن آلی در کاربری جنگل و مرتع که بیشتر در حاشیه­ی منطقه­ی مطالعاتی قراردارند، بالاتر و در قسمت­های میانی منطقه که کاربری زمین­ها کشاورزیاست،   پایین‌تر بود. بنابراین فعالیت­هایمختلف کشاورزی ازجمله استفاده   از ادواتکشاورزی سنگین برای عملیات شخم، سوزاندن  بقایای گیاهی و استفاده از کودهای مختلف شیمیایی نقش مهمی در کاهش مقدارکربن آلی در زمین­های کشاورزی دارد.
  19. بررسی کاربرد ذرات معدنی و اسید هومیک بر انتخاب¬پذیری و پارامترهای کمیت-شدت پتاسیم در یک خاک سبک بافت
    شبنم جلیلیان 1401
  20. ارزیابی تاثیر اجرای طرح¬های صیانت از جنگلهای زاگرس بر برخی ویژگی¬های فیزیکی-شیمیایی و زیستی خاک
    محمد اکبری 1400
    جنگل های زاگرس در امتداد کوه زاگرس از شمال غرب به جنوب شرق ایران امتداد یافته است. مساحت این جنگل ها حدود 5 میلیون هکتار است. این جنگل ها رویشگاه اصلی گونه های بلوط در ایران هستند که حدود 40 درصد از مساحت جنگلی ایران را تشکیل می دهند. این جنگل ها در تامین منابع آب زیرزمینی، تهویه مطبوع، حفاظت از خاک و جلوگیری از فرسایش و تامین زیستگاه حیات وحش نقش اساسی دارند. امروزه اکوسیستم این جنگل ها بر اثر فشارهای مختلف بهره برداری و تخریب کاملاً شکننده شده است و به همین دلیل در برخی مناطق برنامه های حفاظتی و احیایی در قالب طرح های حفاظت از جنگل های زاگرس یا «صیانت» اجرا شده است. این تحقیق در مناطقی از جنگل زاگرس در استان کرمانشاه که تحت اجرای طرح صیانت بوده اند، شامل: تپه گل و سرخک در شهرستان اسلام آباد و قشلاق در شهرستان روانسر انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش، مقایسه تاثیر اجرای طرح صیانت بر خصوصیات خاک بود. برای این منظور نمونه‌های خاک مرکب به روش تصادفی- سیستماتیک از منطقه مذکور و نیز منطقه شاهد مربوطه آنها جمع‌آوری شد. نمونه‌های خاک جمع‌آوری‌شده به دو بخش تقسیم شدند، یکی برای اندازه‌گیری ویژگی‌های فیزیکی وشیمیایی (OC، P، K، EC، pH، TNV، BD)، بافت خاک و دیگری برای ویژگی‌های میکروبی(BR، Cmic، qCO2. ) برای مقایسه میانگین خصوصیات خاک برای تیپ گل، سرخک و کنترل مربوطه آنها از آنالیز واریانس یک طرفه و برای مقایسه خصوصیات خاک قشلاق و کنترل مربوطه از آزمون T استفاده شد. نتایج نشان داد که تغییرات آماری معنی داری در EC، PH، TNV خاک در تمامی مناطق مورد مطالعه مشاهده نشد. مقدار OC، P، K و BD در سرخک به طور معنی داری بیشتر از منطقه شاهد مربوطه بود. از میان ویژگی‌های میکروبی خاک اندازه‌گیری شده، تغییر معنی‌داری در BR خاک در تمام مناطق مورد مطالعه مشاهده نشد. با این حال، بیوماس کربن (Cmic) و qCO2 خاک در سرخک به طور معنی‌داری بیشتر از شاهد و تیپ گل بود. نتایج نشان می دهد که هیچ یک از خصوصیات خاک اندازه گیری شده تحت تاثیر اجرای طرح سیانات در قشلاق نسبت به کنترل مربوطه آن قرار نگرفت. نتیجه‌گیری شد که کیفیت اجرای طرح‌های صیانت موضوع بسیار مهمی برای بهبود خصوصیات خاک است.
  21. اثر اسید¬های هیومیک استخراج شده از منابع آلی بر قابلیت دسترسی عناصر پر¬مصرف در یک خاک آهکی
    سیمین خسروی 1400
      Humic acid is the active ingredient in humus, which is gray to dark brown in color. Humic acid macromolecules have a predominant aromatic characteristic and have a high content of functional groups such as phenolic, carboxyl and quinone, which leads to the surface charge and reactivity of this compound.This factorial experiment will be performed in a completely randomized design with three replications. Initially, humic acids will be extracted from five different organic sources (bovine manure, municipal waste compost, vermicompost, sheep manure, poultry manure) with 0.1 M NaOH. Extraction with distilled water will also be performed to compare the extraction with NaOH and to calculate the extraction efficiency. In the next step, the properties of the extracted humic acids such as spectroscopic absorption at different wavelengths, ash percentage, carbon content, nitrogen, hydrogen, oxygen and total sulfur with the elemental analyzer (Elemental Analyzer) and groups The factor will be determined with the FTIR device and the results will be compared. Then, a sample of surface layer calcareous soil (depth 0 to 20 cm) is prepared and after applying different concentrations of humic acids (four concentration levels, 0, 0.25, 0.5 and 1 g of humic acid per kg of soil) extracted from various sources, and will be incubated for 70 days. Finally, the availability of the three main consuming elements (nitrogen, phosphorus and potassium) will be determined at the end of the incubation period. After collecting the results, they will be analyzed using    software.Keywords: humic acid, nitrogen, phosphorus, potassium
  22. شناسایی و رتبه‌بندی ویژگی¬های سرشتی موثر بر پتانسیل تراکم¬پذیری خاک در ماهیدشت
    الهام سادات دیواندر 1400
    امروزه کاربست بی­رویه زمین‌های کشاورزی به صورت کشت­های مکرر، عدم رعایت اصول مدیریتی و تناوب کشت موجب تراکم و کاهش شدید کیفیت فیزیکی خاک در بسیاری نقاط جهان شده است. ماهیدشت از قطب­های مهم کشاورزی در استان کرمانشاه است. مشاهدات صحرایی در مهر ماه 1397 نشان داد که در تمامی پهنه زمین‌های کشاورزی این دشت در عمق 10-30 سانتی­متری خاک   یک سخت کفه[1] از نوع کفه شخم[2]   وجود دارد. مهم‌ترین دلیل تراکم خاک در زیر لایه شخم، خاک‌ورزی نامناسب است است، اما ویژگی‌های پایه خاک که سرشت آن را از دیدگاه پتانسیل تراکم‌پذیری تعیین می‌کنند نیز اهمیت فراوان دارد. در این پژوهش،شناسایی و رتبه­بندی مهم‌ترین ویژگی‌های سرشتی مرتبط با گسترش کفه شخم مد نظر قرار گرفت. به این منظور پس از مشخص کردن محدوده مطالعاتی و مختصات نقاط مشاهداتی، خاکرخ­های عمیق در تمام نقاط حفر، تشریح و اطلاعات ریخت‌شناختی و آزمایشگاهی هر افق ژنتیک، به دست آمد. هر یک از پدان‌هابراساس ویژگی­های ریخت‌شناختی و داده­های   آزمایشگاهی تا سطوح پایین سیستم جامع آمریکایی (ST) و سیستم پایه مرجع جهانی (WRB) رده­بندی شد.   در ST ، سه رده (براساس فراوانی به­ترتیب Inceptisols،   Vertisols و Entisols)، سه زیررده، پنج گروه بزرگ و نه زیرگروه و   در WR   چهار گروه مرجع   Calcisols، Cambisols، Vertisols   و Leptosols   شناسایی گردید. تغییرات جرم مخصوص ظاهری (BD) به عنوان معیار تراکم خاک نشانگر   افزایش آن با عمق بود و ویژه در   کفه شخم بسیار چشمگیر بود. بیشینه BD در لایه‌ی رویین و آخرین لایه‌ی خاکرخ‌ها   به ترتیب 02/1 و 8/2 و میانگین BD برای همان لایه‌ها 18/1 و 05/2 گرم بر سانتی‌متر مکعب بدست آمد. میانگین جرم مخصوص ظاهری در کفه شخم در رده‌های Entisols،   Inceptisols و Vertisols به‌ترتیب2/1، 80/1 و 93/1 گرم بر سانتی‌متر مکعب بود که طبق انتظار، رس فراوان دلیل جرم مخصوص ظاهری بالاتر در Vertisols بود. بیشترین BD در افق­های    پدان‌های Vertisols مشاهده شد که در همه­ی این افق­ها بیش از 2 گرم بر سانتی‌مترمکعب بود. براساس نتایج تجزیه به مولفه‌های اصلی (PCA)، به ترتیب پتاسیم محلول، تبادلی، کربن آلی،   رس و هدایت الکتریکی بیشترین سهم واریانس در داده‌های کفه شخم را داشتند، اما در لایه رویین رس، سیلت، پتاس تبادلی، محلول و   EC مهم‌ترین دلایل تغییرات بودند.   [1]Hard pan [2]Plow (plough) pan   
  23. بررسی سلامت فیزیکی خاک ماهیدشت بر پایه برخی نمایه‌های کیفیت خاک
    شتاو خوسه 1400
    چکیده امروزه با توجه افزایش جمعیت و در راستای آن افزایش نیاز غذای انسان مسئله تولید محصولات و کیفیت محصولات کشاورزی یکی از مباحث مهم جهان می­باشد. یکی از مسائل مهم در سلامت انسان و محصولات کشاورزی سلامت و کیفیت خاک می­باشد که کیفیت خاک توانایی خاک تولید و سلامت محصول کشاورزی می­توان تعریف کرد. کیفیت خاک می­تواند متاثر از ویژگی­های ذاتی خاک و عوامل مدیریتی انسانی باشد. دشت ماهیدشت در استان کرمانشاه با توجه به اهمیت تولید محصول در این منطقه و دارای موقعیت استراتژیک جغرافیای و سیاسی در کشور ایران با کاربری های مختلف کشاورزی دیم و آبی در این پژوهش مورد مطالعه برای محاسبه کیفیت خاک قرار گرفت. با توجه به این که کیفیت خاک به صورت مستقیم در آزمایشگاه بدست نمی­آید در این پژوهش کیفیت خاک منطقه با استفاده از دو نمایه کیفیت خاک تجمعی و کیفیت خاک نمورو محاسبه گردید. ویژگی­های سدیم ، پتاسیم ، SAR، EC، pH، بافت ، کربن آلی ، کربنات کلسیم معادل، جرم مخصوص ظاهری و فسفر خاک برای تعیین کیفیت خاک اندازه­گیری و برای انجام محاسبات کیفیت خاک با استفاده از PCA به حداقل مجموعه داده­ها تبدیل گردید. سدیم کل، پتاسیم کل، شن، وزن مخصوص ظاهری، EC کربن آلی و فسفر به عنوان مجموعه کمینه موثر در PCA انتخاب شدند. وزن­دهی ویژگی­ها به دو صورت خطی و غیر خطی انجام گردید. در نهایت کیفیت خاک تجمعی با وزن­دهی خطی به صورت قابل اطمینان­تری کیفیت خاک منطقه را نشان داد و سدیم کل مهم­ترین عامل موثر بر کیفیت خاک انتخاب گردید. کلید واژه: سلامت خاک، تراکم خاک، ویژگی­های فیزیکی خاک، کیفیت خاک، تجزیه به مولفه­های اصلی، حداقل داده   
  24. بررسی تاثیر سالیسیلیک¬اسید و بیوچار برکاهش تنش سرب در گیاه آویشن((Thymus vulgaris L.
    بهاره رضایی 1400
  25. ارزیابی توان شبکه های عصبی مصنوعی در آشکارسازی تغییرپذیری مکانی ویژگی های معمولی خاک
    سمیرا مرادی 1400
       شناخت و نمایش توزیع مکانی ویژگی­های خاک، پیش­نیاز مدیریت پایدار سرزمین است. در این پژوهش، کارایی شبکه­های عصبی مصنوعی[1](ANN) در رده­بندی برخی از ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک در کلاس­های فازی خاک از پیش تعریف شده بررسی و با نتایج تحلیل زمین­آمار مقایسه گردید. کل پهنه دانشکده کشاورزی به عنوان منطقه مورد مطالعه برگزیده و 120 نمونه خاک سطحی (20- 0 سانتی­متر) در یک الگوی شبکه‌ای منظم بهینه شده برای پوشش-تعداد گرفته شد. ویژگی­های روتین فیزیکی و شیمیایی خاک تعیین و به روش زمین‌آمار تجزیه و تحلیل شد. اکثر متغیرها وابستگی مکانی آشکاری را نشان دادند. داده­های سیلت و فسفر در دو زیر مجموعه جداگانه واریوگرافی شدند، زیرا تراکم الگوی نمونه­برداری برای آشکارسازی تغییرات آنها بسنده نبود. نقشه­های کریجینگ الگوهای گوناگون متغیرها را در منطقه براساس فرآیندهای طبیعی یا   مدیریت نشان داد. کل مجموعه داده به همراه دو زیر مجموعه آن شامل ویژگی­های بافت و شیمیایی (زین پس همگی"مجموعه داده‌" نامیده شده‌اند) با کاربست الگوریتم "خوشه­بندی فازی با مقادیر پرت" [2](FCMEx) از راه کمینه‌سازی تابع خطا، در 2 تا 10 کلاس فازی رده­بندی شدند. مجموعه داده شیمیایی با توان 95/1 بیشترین سرشت فازی را داشت، در حالی که مجموعه داده­های کل و بافت به ترتیب با توان‌های 45/1 و 3/1 در مکان­های دوم و سوم قرار گرفتند. تعیین تعداد بهینه کلاس­ها در هر مجموعه با کاربست دو تابع مرتبط، منجر به 9، 8 و 8 کلاس فازی معمولی شد، که با احتساب کلاس مقادیر پرت، تعداد کلاس­های فازی به ترتیب مشابه بالا 10، 9 و 9 به دست آمد. تجزیه و تحلیل ANN با کاربست الگوریتم­های چند لایه پرسپترون[3](MLP) و تابع پایه شعاعی[4](RBF) بر روی هر سه مجموعه داده، جداگانه انجام شد. نتایج MLP به عملکرد کامل (خطای صفر) در مرحله آموزش برای هر سه مجموعه انجامید. آشکار شد که توان ANN بسیار فراتر از اندازه و گوناگونی ویژگی­های خاک بررسی شده در این مطالعه بود. افزون برآن و به رغم داده‌های استاندارد‌شده، به­نظر می‌رسد شباهت مقیاس­ اندازه­گیری اکثر ویژگی­ها در این نتیجه موثر بود. نتایج برای مجموعه داده­ کل نیز در مرحله آموزش مشابه دو مورد دیگر بود. با این حال، چون شباهت و یکنواختی مقیاس در مجموعه داده ­کل کمتر بود، گرچه نه چندان زیاد، صحت پیش­بینی هر دو الگوریتم در مرحله راستی­آزمایی برای مجموعه داده کاهش یافت. اما در­مقایسه، MLP عملکرد بهتری نسبت به RBF داشت زیرا اولی تنها در رده­بندی برخی نمونه‌ها در مجموعه کل اشتباه کرد، در حالی­که دومی در جایابی نمونه‌های جدید در کلاس­های بافت و شیمیایی نیز خطا نشان داد. اگرچه نتایج پتانسیل­های گسترده ANN را در پیش­بینی مکانی ویژگی­ها یا کلاس­های خاک را تایید کرد، اما روش زمین­آمار نشان داد که نقش خود را در انجام وظایف مشابه در مقیاس محلی با قیمت محاسباتی ارزان­تر و امکان­پذیرتر حفظ می­کند. از دیدگاه کاربردی، کاربست داده‌های حاصل از­ الگوهای نمونه­برداری متراکم­تر و همچنین داده‌های خاکرخ‌ها در ANN، دیگر الگوریتم­های یادگیری ماشین و نیز روش­های زمین­آمار برای تهیه نقشه­هایی با ارزش کاربردی در مقیاس مزرعه، پیشنهاد گردید. [1]. Artificial neural networks
  26. اثرات چهار نوع نانوذره بر برخی ویژگی های فیزیکی و مکانیکی خاک"
    بشارت بیداری 1400
  27. پالایش زیستی هیدروکربن¬های نفتی با استفاده از ترکیب باکتری¬ و مخمر Candida tropicalis جدا شده از خاک منطقه نفت شهر در استان کرمانشاه
    بنفشه ویسی 1400
    لازم به ذکر است که علاوه بر باکتری­ها، قارچ­ها و مخمر ها نیز دارای توانایی متابولیک استفاده از کربن موجود در ترکیبات هیدروکربنی برای سنتز سلولی خود می­باشند. در واقع متوسط میزان تجزیه هیدروکربن­های نفتی به وسیله قارچ­ها می­تواند از باکتری­ها بیشتر باشد. در این بررسی به منظور بررسی اثر برهم­کنش باکتری و مخمر در تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام چهار سویه باکتری که دارای بیشترین توان رشد و تحمل در محیط­های آلوده به هیدروکربن نفتی بودند، از کلکسیون میکروب­های آزمایشگاه بیولوژی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی استان کرمانشاه به دست آمد، که قبلا کارایی آن­ها در حذف آلاینده­های نفتی اثبات شده بود، سویه های باکتری شامل Bacillus.thuringiensis،   taphylococcus.gallinarum،Arthrobacter.citreus و   aenarthrobacter.nitroguajacolisبود. هم­چنین باتوجه به مطالعات قبلی و توانایی مخمر Candida.catenulata در تجزیه هیدروکربن­های نفتی این گونه مخمر از دانشکده نفت و پتروشیمی دانشگاه رازی تهیه و جز تیمارهای مورد بررسی قرار گرفت. توئین 80 به میزان 10 درصد نفت خام، به عنوان سورفکتانت استفاده شد. آزمایش­های تجزیه زیستی در محیط مایع M9 حاوی 2 درصد نفت خام به عنوان تنها منبع کربن و با در نظر گرفتن فاکتورهای باکتری و مخمر و سورفکتانت در دو بازه زمانی 7 و 14 روز انجام شد. در مرحله اول آزمایش ابتدا توانایی تجزیه زیستی نفت خام توسط کشت خالص سویه­های باکتری و مخمر کاندیدا کاتنولاتا در مدت زمان 7 و 14 روز مورد بررسی قرار گرفت.   نتایج حاصل از تجزیه زیستی نشان داد هرکدام از جدایه های باکتریایی و مخمر کاتنولاتا قادر به حذف به ترتیب 21 ، 48، 53 ، 35   و 65 درصد نفت خام در مدت زمان 7 روز بوده­اند. برای بررســی تاثیــر ســورفکتانت در تجزیــه نفت خام از بیوســورفکتانت توئین80 (1/0%)استفاده شد که به طور متوسط عملکرد جدایه­های باکتری را 10% افزایش داد.   به منظور بررسی اثر بر هم کنش باکتری-مخمردر محیط کشت، تلقیح همزمان هرکدام از سویه های باکتریایی و مخمر در محیط کشت انجام شد. مقدار تجزیه نفت خام در محیط حاوی کنسرسیوم­های میکروبی   برابر با 55،58،72 و 64 بود که به ترتیب   متعلق به کنسرسیوم های + C.catenulata B.thuringiensis،   S.gallinarum+C.catenulata،A.citreus + C.catenulata   و   P.nitroguajacolis+ C.catenulataبود. بیشترین مقدار حذف هیدروکربن در محیط مربوط به تلقیح همزمان همه چهار جدایه باکتریایی و مخمر در حضور سورفکتانت بود که برابر با 95 درصد در مدت زمان 7 روز بوداین نتایج نشان داد زمان بهینه برای تجزیه هیدروکربن­های موجود در نفت خام برابر با 7 روز است و استفاده از کنسرسیوم های میکروبی نسبت به کشت خالص آن­ها عملکرد بهتری در تجزیه نفت خام دارد. کلیدواژه: آلاینده­های نفتی، باکتری، نفت شهر، هیدروکربن، مخمر کاندیدا کاتنولاتا
  28. تجزیه زیستی آلاینده¬های نفتی آروماتیک با استفاده از باکتری¬های جدا شده از خاک مناطق آلوده در استان کرمانشاه
    فیروزه غلامی کیونانی 1399
  29. تحلیل همبستگی مکانی غلظت فسفر، روی و کادمیم خاک در منطقه میان¬دربند کرمانشاه
    سیده کتایون ترابی 1399
    چکیدهرشد سریع جمعیت جهان در دهه­های گذشته و فشاری روزافزون را بر منبع بی‌جایگزین خاک وارد می‌کند. در کنار کشت فشرده و جدای از عوامل زمین­شناختی، امروزه عوامل انسان­ساختی چون آبیاری با پساب صنعتی وکاربرد بیش از اندازه مواد شیمیایی کشاورزی خاک را می‌آلاید. چنین وضعی مدیریت پایدار سرزمین را از هر دو دیدگاه پاسداشت کیفیت و بهسازی خاک ضروری می‌نماید. از سوی دیگر دست‌کم در بیشتر موارد، دستیابی به اطلاعات کاربردی برای مدیریت سرزمین به مطالعه مجموعه داده‌های پرشمار نیاز دارد. یکی از راه‌بردهای دستیابی به اطلاعات خاک با شما کمتر نمونه‌ها نگره (نظریه) متغیرهای منطقه‌ای است. در این پژوهش با هدف کلی دستیابی به مقیاس(های) تغییرپذیری غلظت عناصر روی، نیکل، کادمیم، فسفر و ویژگی­های زودیافت خاک در منطقه میان‌دربند به­عنوان یک پهنه کشاورزی متمرکز در استان کرمانشاه، از این نگره بهره‌گیری شد. برای بررسی تغییرات مکانی متغیرهای یادشده یک طرح نمونه‌برداری پنج مرحله‌ای تودرتو با فاصله­های نمونه­برداری 1000، 267، 71، 19 و 5 متر در چهارچوب یک الگوی همسنگ ودو الگوی ناهمسنگ طراحی شد. تحلیل الگوی همسنگ با 372 نمونه، دامنه تغییر‌پذیری را برای نیکل 267 متر و برای روی و فسفر نزدیک به 19 متر نشان داد. به‌رغم فشردگی کشت و نرخ بالای کاربرد مواد شیمیایی کشاورزی در منطقه، یافته‌های این پژوهش، آلودگی چشمگیری از نظر عناصر سنگین دیده نشد، اگرچه در شماری از نمونه‌ها غلظت نیکل، روی و فسفر به آستانه آلودگی نزدیک بود. بر پایه یافته‌های طرح نمونه‌گیری تودرتو، گروه‌های سه‌گانه اندازه‌ای ذرات خاک را در منطقه مطالعاتی در چند مقیاس همبستگی مکانی نشان دادند. گوناگونی دامنه­های تغییر پذیری با توجه به خاستگاه آبرفتی منطقه، کشاورزی متمرکز و عوامل مدیریتی دور از انتظار نیست.این در حالی است که   بیشترین مقیاس تغییرپذیری کربن آلی و کربنات کلسیم در سطح نخست برآورد شد همچنین در مورد دیگر ویژگی­ها مقیاس دامنه گسترده ای از تغییر پذیری به­عنوان تابعی از فاصله در خود دارد که   مقیاس­های برآورد شده در دو طرح ناهمسنگ در بیشتر موارد با نتایج به دست آمده از طرح همسنگ هماهنگ بود که این خود نشانگر گزینش بهینه فاصله های یاد شده در نمونه­برداری و روش نمونه­برداری است.کلید واژگان:   عناصر سنگین، تغییرات مکانی، کود معدنی، نمونه‌برداری تودرتو
  30. بررسی اثر کودهای سرک نیتروژن و گوگرد بر عملکرد کمی و کیفی کلزا (Brassica napus L)
    مدینه داج 1399
    چکیده هدف: به منظور بررسی اثر کودهای سرک نیتروژن و گوگرد بر عملکرد کمی و کیفی کلزا (.Brassica napus L)   آزمایشی به صورت مزرعه‌ای در سال زراعی   1397-1396   در شهرستان کنگاور، استان کرمانشاه   انجام شد. روش‏شناسی پژوهش: آزمایش به صورت فاکتوریل با دو عامل کود نیتروژن و گوگرد در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل کود نیتروژن از منبع اوره در سه سطح   (60، 120 و 180 کیلوگرم در هکتار) و کود گوگرد از منبع سولفات آمونیوم در چهار سطح (صفر، 25 ،50 و 75 کیلوگرم) بودند. اعمال تیمارهای آزمایشی در دو مرحله قبل از شروع ساقه دهی و غنچه‌دهی کلزا صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج آزمایش نشان داد که صفات کمی و کیفی کلزا   شامل ارتفاع بوته، وزن خشک و سطح برگ، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، شاخص SPAD، کارایی فتوسیستم II، درصد نیتروژن شاخساره، درصد نیتروژن دانه، محتوای فیبر دانه و درصد اسیدهای چرب اشباع بصورت معنی‌داری تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفتند. با این حال تاثیر تیمارهای آزمایشی بر صفات وزن خشک ساقه، محتوای اسیدهای چرب غیراشباع، میزان کلروفیل‌های a و b، کاروتنوئید و پروتئین‌های محلول معنی‌دار نبود. مقایسه میانگین برهمکنش تیمارها نشان داد بیشترین عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، ارتفاع بوته، وزن خشک   و سطح برگ، محتوای اسید چرب اشباع، محتوای نیتروژن دانه، محتوای نیتروژن شاخساره، حداکثر کارایی فتوسیستم II   و درصد فیبر دانه در سطح سوم کود نیتروژن و گوگرد (180 کیلوگرم نیتروژن   و 75 کیلوگرم گوگرد) مشاهده شد. برهمکنش تیمارها بر شاخص SPAD و درصد روغن دانه معنی‌دار نبود. اما شاخص SPAD تنها تحت تاثیر کود نیتروژن قرار گرفت بطوری که بیشترین میزان این شاخص با مصرف 180 کیلوگرم اوره در هکتار مشاهده شد. اثرات ساده تیمارهای آزمایشی بر درصد روغن دانه معنی‌دار بود و در بین سطوح کود نیتروژن بیشترین درصد روغن دانه با مصرف 180 کیلوگرم اوره در هکتار و در بین سطوح کود گوگرد بیشترین درصد روغن   دانه با مصرف   75 کیلوگرم سولفات آمونیوم در هکتار مشاهده شد.
  31. بررسی تغییرات مکانی کیفیت فیزیکی خاک در یک مزرعه کلزا در منطقه بیلوار استان کرمانشاه
    فاطمه مومنی 1399
    شناخت درست منابع خاک و مدیریت صحیح آن به منظور بهرهوری اصولی، برای فراهم ساختن زمینه پیشبرد اهداف و برنامهریزیهای کشاورزی کشور، بسیار حائز اهمیت میباشد. کیفیت خاک دارای نقش کلیدی و فاکتور اصلی در کشاورزی قلمداد میگردد. با شناخت خصوصیات فیزیکی خاک میتوان مدیریت مناسبی در جهت بهرهبرداری مناسب از خاک انجام داد و این میسر نیست مگر آنکه از تاثیر خصوصیات و کیفیت خاک بر محصول شناخت پیدا نمود. در همین راستا در سال زراعی 98 - 1397 مطالعهای در منطقه بیلوار از توابع استان کرمانشاه با عنوان تغییرات فضایی کیفیت فیزیکی خاک یک مزرعه کلزا، با هدف بررسی تاثیر کیفیت فیزیکی خاک بر عملکرد کلزا انجام شد. به همین منظور کیفیت فیزیکی )بافت خاک، جرم مخصوص ظاهری، هدایت الکتریکی، درصد رطوبت و درصد تخلخل( و شیمیایی خاک )درصد مواد آلی، pH ، درصد آهک و EC ( تعیین شد، سپس با توجه به موقعیت جغرافیایی نقاط نمونهبرداری روی نقشه و تعیین موقعیت جغرافیایی آنها با استفاده از GPS بر روی زمین، با استفاده از نرم افزار ArcGIS نقشه پهنه بندی خصوصیات خاک ترسیم گردید. در نهایت پس از برداشت محصول ارتباط بین عملکرد کلزا با شاخص فیزیکی خاک بررسی گردید. نتایج نشان داد مقادیر جرم مخصوص ظاهری از محدوده 24 / 1تا 65 / 1 گرم بر سانتیمتر مکعب در مزرعه متغیر است که با مقادیر رس و شن در ارتباط میباشد. میزان تخلخل بین 42 تا 53 درصد بود و با وزن مخصوص ظاهری همبستگی داشت. رطوبت اشباع بین 1 / 32 تا 3 / 53 درصد بود. مقایسه نقشههای پهنهبندی درصد رطوبت اشباع خاک با نقشهی تغییرات مکانی جرم مخصوص ظاهری نشان داد که بیشترین درصد رطوبت اشباع خاک در مناطقی با کمترین جرم مخصوص ظاهری قرار دارد. دامنه هدایت هیدرولیکی اشباع بین 27 / 0 تا 33 / 0 سانتیمتر بر ساعت بود که در کلاس خاکهای با هدایت هیدرولیکی اشباع کم طبقهبندی میشود. بیشترین مقدار کربن آلی در قسمت شمالی مزرعه قرار دارد و خاک منطقه با داشتن 7 / 0 تا 27 / 1 درصد کربن آلی در کلاس خاکهای با کربن آلی کم دستهبندی میشود . بین شاخص فیزیکی سلامت خاک با عملکرد کلزا همبستگی مناسبی وجود داشت و ضریب این همبستگی در لایه سطحی خاک برابر 68 / 0 بود. بهطورکلی میتوان از شاخص فیزیکی سلامت خاک، برای تعیین پتانسیل عملکرد محصولات زراعی بهره گرفت.  
  32. بررسی اثرات بیوچار و سالیسیلیک¬اسید برکاهش تنش سرب در مریم گلی(Salvia officinalis L.)
    اناهیتا تیموری 1399
  33. تاثیرمحلول‌پاشی انواع کودهای ریزمغذی در زمان‌های مختلف بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود (Cicer arientinum L.)
    پروانه مرادی 1399
    به منظور ارزیابی اثر محلول¬پاشی کودهای ریزمغذی،آهن، روی،مولیبدن،منگنز،بور ومس درمراحل مختلف رشد و نمو شامل:رشد رویشی اولیه(vn)، زمان گل¬دهی (R1) و زمان غلاف دهی (R4) برخصوصیات زراعی،فیزیولوژیکی ومورفولوژیکی نخود(Cicer arietinum L.)در شرایط مزرعه،آزمایشی در سال زراعی 98-97 در شهرستان کنگاور بصورت اسپلیت پلات با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد.در این آزمایش عامل اصلی زمان محلول¬پاشی در سه مرحله نموی رشد رویشی اولیه=A1 ، مرحله گل¬دهی=A2 ومرحله غلاف-دهی=A3 ومحلول¬پاشی عناصر ریزمغذی در هفت سطح شامل: نانو کودهای آهن یک و نیم در هزار=B1، منگنز یک نیم در هزار=B2، روی یک و نیم در هزار=B3، مولیبدن یک در هزار=B4، مس یک در هزار=B5، بور دو در هزار=B6 وشاهد محلول¬پاشی با آب=B7 به عنوان فاکتور فرعی قرار داده شدند.نتایج حاصل از تجزیه واریانس ومقایسه میانگین¬ها نشان داد که محلول¬پاشی با نانو کودهای آهن ومنگنز در زمان شاخه¬دهی بر صفات مهمی چون عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تعداد دانه در غلاف، شاخص سطح برگ، پروتئین دانه معنی دار بوده، همچنین اعمال کودهای آهن (1577کیلوگرم در هکتار)، روی(1549 کیلوگرم در هکتار) ومولیبدن (1553 کیلو گرم در هکتار) بر صفت عملکرد دانه بیشترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. فاکتور کودهای ریزمغذی بر روی صفاتی چون سوپراکسیدیسموتاز، پروتئین محلول برگ، پروتئین دانه معنی دار بوده و فاکتور زمان محلول¬پاشی بر صفت پراکسیدازوسوپراکسید دیسموتازمعنی دار شده است.
  34. مقایسه تاثیر اصلاح کننده های آلی بر خصوصیات بیولوژیک و فیزیکی خاک در کاربری های مختلف اراضی
    مهسا میری 1399
    از جمله مشکلاتی کهدر قرن حاضر وجود دارد، مسئله فرسایش خاک و اثرات زیست محیطی ناشی از آن است که نهتنها باعث کاهش کربن آلی، تخریب ساختمان خاک و باروری خاک شده بلکه کشاورزی پایداررا نیز تهدید می­کند.بر همین اساس اصلاح­کننده­های آلی خاک با تاثیری که در نفوذآب به خاک، ضریب آبگذری و زهکشی خاک دارند، به عنوان یک راهکار مناسب در کاهشفرسایش خاک شناخته شده است. در این راستا پلات­هایی با ابعاد2در1متر مربع در قالبطرح بلوک کاملاً تصادفی و با سه تکرار در دو کاربری(مرتع و کشاورزی) مستقر گردید.مقایسه خصوصیات رواناب و رسوب بین کاربری زراعی و مرتع و تاثیر دو اصلاح­کننده­ ­آلیخاک (کودگوسفندی و کمپوست زباله شهری) به منظور کاهش میزان تولید رواناب و رسوب بااستفاده از باران طبیعی در دو مقطع زمانی مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین مقایسهتاثیر اصلاح کننده ها بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و فعالیت سهآنزیم اوره آز، اینورتاز و فسفاتاز قلیایی مورد بررسی قرار گفت. نتایج درسال اول(قبلاز اضافه نمودن مواد اصلاحی) طی 5 رخداد بارندگی نشان داد که تغییر کاربری از مرتعبه زراعی منجر به افزایش رواناب و رسوب در کاربری زراعی شد. مقایسه کاربری مرتع وزراعی در 4 رخداد بارندگی سال دوم نیز همانند سال اول نشان دهنده افزایش حجم روانابو رسوب در کاربری زراعی بود. همچنین اصلاح کننده های آلی منجر به کاهش حجم روانابو رسوب در کرت های حاوی این کودها شدند. تاثیر اصلاح کننده های آلی بر تمامخصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک در سال دوم نشان داد که کود های آلی سبببهبود خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و همچنین فعالیت آنزیم ها در خاکحاوی این کودها می شود. نتایج مقایسه بین کود گوسفندی و کمپوست حاکی از تاثیر بیشترکود گوسفندی نسبت به کمپوست زباله شهری در بهبود خصوصیات خاک و کاهش حجم رواناب ورسوب بود.  
  35. بررسی سینتیک رها سازی و جزء بندی فسفر خاک تحت تاثیر تیمارهای مختلف شیمیایی و آلی
    زهره عزیزی طهنهء 1399
  36. تنوع ماکروفون خاک در ارتباط با جزیره¬های حاصلخیزی اطراف درختان شاخه زاد بلوط بخشی از جنگل0های زاگرس استان کرمانشاه(منطقه روانسر)
    سیده سارا هاشمی 1398
       این مطالعه به بررسی رابطه بین ساختار جست‌گروه‌های[1] بلوط ایرانی و تاثیر آن بر ویژگی‌های خاک اطراف تاج   و همچنین تنوع جمعیت ماکروفون خاک را تحت تاثیر ساختار جست‌گروه‌های بلوط ایرانی را در استان کرمانشاه(منطقه روانسر) پرداخته است. برای این منظور ابتدا تعداد 4 ترانسکت در منطقه مورد مطالعه با فاصله‌های50­ متر در نظر گرفته شد و سپس به دلیل ساختارهای متفاوت درختان شاخه زاد، از محدوده زیر تاج آن‌ها و خارج از آن 8 تیمار با سه تکرار صورت گرفت. مجموعا 96   قطعه نمونه پروفیل با ابعاد 50× 50 سانتیمتر و با عمق 15سانتیمتر زده و ماکروفون به روش دستی جمع آوری شد. به طوری که در خاک زیر تاج این درختچه‌ها به دلیل سایه‌اندازی و انباشت عناصر غذایی مقدار رطوبت و ماده‌آلی خاک نسبت به فاصله بین درختچه‌ها افزایش چشمگیری دارد که اصطلاحاً"جزیره‌های حاصلخیزی" گفته می‌شوند نتایج مقایسه آماری نشان داد که فراوانی و تنوع ماکروفون خاک و همچنین برخی ویژگی­های خاک در داخل جست­گروه با خارج آن اختلاف معنی‌داری در سطح احتمال 95 درصد دارد. افزایش فراوانی و تنوع ماکروفون در داخل جست­گروه با عمق لاشبرگ و مساحت تاج همبستگی معنی‌دار نشان داد و دلیل آن افزایش موادآلی، تمرکز عناصر غذایی و دسترسی موجودات به منابع غذایی موجود در لاشبرگ­ها و هم چنین داخل جست­گروه نسبت به خارج آن بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می­توان به تاثیر جست‌گروه به عنوان یک ریز زیستگاه با شرایط مناسب برای زندگی و حضور موجودات خاکزی اشاره کرد جامعه ماکروفون خاک متشکل از بی‌مهرگان بزرگ­تر از دو میلی‌متر است که بخش مهمی از چرخه زندگی خود را در خاک یا داخل بقایای سطحی می‌گذراند و جمعیت آن‌ها وابستگی زیادی به شیوه مدیریتی اکوسیستم دارد. در بسیاری از اکوسیستم‌های مناطق نیمه خشک، درختچه‌ها نقش کلیدی و پییچیده‌ای در فراهم کردن رطوبت و عناصر غذایی خاک بازی می‌کنند. [1] . sprout-clumps
  37. بررسی شاخص های بیولوژیک خاک در سامانه های مختلف خاکورزی
    امین حیدری 1398
      چکیده خاکورزی جزء مهمی از مدیریت خاک است که بر تولید گیاهان زراعی تاثیر میگذارد. علاوه بر آن، خاکورزی میتواند از طریق ایجاد تغییر در ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک، به پایداری کشاورزی و بهبود کیفیت خاک کمک نماید. یکی از ابزارهای مفید برای بررسی وضعیت مدیریت خاک در سامانههای مختلف خاکورزی، ارزیابی کیفیت خاک است و استفاده از شاخصهای کمی، از مناسبترین روشهای تعیین و مقایسه کیفیت خاکها میباشد . به همین دلیل این مطالعه به منظور بررسی اثرات سامانههای مختلف خاکورزی بر برخی از شاخصهای کیفیت شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیک خاک در اراضی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی طی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح 52 انجام شد. ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک - 0 و 20 - بلوکهای کامل تصادفی در دو عمق 52 کیفیت خاک نظیر جرم مخصوص ظاهری، رس قابل انتشار، کربنات کلسیم معادل، pH ، EC ، تنفس، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیمهای اورهآز و اینورتاز در خاک اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که سامانههای خاکورزی بر بیشتر ویژگیهای مورد بررسی با شدتهای مختلفی تاثیرگذار بوده است که با تغییر سامانه خاکورزی سنتی به حفاظتی، بیشتر ویژگیهای خاک تغییر مثبتی داشتهاند که منجر به بهبود کیفیت خاک گردیده است. به طوری که وزن مخصوص ظاهری، در سامانه خاکورزی حفاظتی در 31 درصد کاهش یافت و کربن آلی / 31 و 05 / لایه سطحی و عمقی در مقایسه با سامانه رایج بهترتیب 31 31 درصد افزایش داشت و در بین ویژگیهای بیولوژیک، کربن توده زنده / 53 و 14 / خاک بهترتیب 43 35 درصد افزایش، بیشترین تغییر را داشت. در مجموع در بین ویژگیهای / 21 و 32 / میکروبی بهترتیب با 33 مورد بررسی؛ ویژگیهای بیولوژیک در مقایسه با ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی بیشتر تحت تاثیر سامانههای مختلف خاکورزی قرار گرفت. شاخصهای کیفیت تجمعی و ن م رو بیشترین مقدار را بهترتیب در سامانه بیخاکورزی، کاهشی و سنتی داشتند. در مجموع شاخص کیفیت تجمعی صحت بیشتری در تعیین کیفیت خاک داشت.
  38. جایابی انباشتگاه پسماند شهر کرمانشاه با کاربرد فرآیند تحلیل شجره نامه ای فازی
    رودابه صفری 1398
    چکیده مقدمه: امروزه افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی منجر به ناسازگاری­های مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست­محیطی در سراسر جهان شده است. مدیریت پسماند یکی از مهمترین مشکلات شهرها– به ویژه بزرگ-است. نامناسب بودن محل­های دفن در بسیاری از مناطق منجر به عواقب مضر زیست­محیطی شده است، بنابراین جایابی سایت­ها از طریق رویکردهای علمی از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. در ایران بیشتر محل­های دفن پسماند به صورت سنتی انتخاب شده­اند و جایی که پسماند تولید می­شود، در همان­جا سوزانیده، انباشته و یا به صورت نامناسب دفن می­شوند. محل دفن فعلی شهر کرمانشاه نیز به درستی جایابی نشده است، که مشکلات زیست­محیطی متعددی را به­وجود آورده است. اهداف: این پژوهش برای یافتن یک یا چند منطقه­ی مناسب برای محل دفن پسماند شهر کرمانشاه با استفاده از فرآیند تحلیل شجره­نامه­ای(AHP) و منطق فازی(FL) در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی(GIS) انجام شد. مواد و روش­ها: براساس توصیه­های متخصصان، مهمترین سنجه­ها استخراج و در کنار استانداردهای تعریف شده توسط سازمان محیط­زیست در نظر گرفته شد. علاوه ­براین، کمینه­ی مساحت مورد نیاز برای دفن پسماند 20 سال آینده بدون احتساب بازیافت و کمپوست به صورت محافظه­کارانه،158 هکتار برآورد گردید. یک بافر 32 کیلومتری در پیرامون شهر به عنوان منطقه مطالعاتی در نظر گرفته شد. لایه­های اطلاعاتی ازجمله زمین­شناسی، خاک، کاربری سرزمین، بارش، شیب، وزش باد چیره و... با GIS محاسبه و کلیه­ی پیکسل­ها در هریک از لایه­ها مطابق با نتایج AHP وزن­دهی شد. برای یافتن مناسب­ترین مناطق در بافر 32 به صورت مقادیر عضویت، تمامی لایه­های وزنی از طریق اپراتورهای فازی AND، OR، SUM، PRODUCT در محیط GISبرهم­نشانی شدند. خروجی­های AND وGAMMA نتایج قابل قبولی را تولید نمودند. برای اینکه جایابی با حدود قانونی شهرسازگارتر باشد، یک بافر 20 کیلومتری از درون بافر 32 برش داده شد. با در نظر گرفتن گستره­ای ( و نه تنها بالاترین) مقادیر عضویت، شش منطقه( با نام 1 تا 6) در خروجی گاما برای بافر 20 انتخاب، مرزبندی و ارزیابی شدند. نتایج: یافته­ها GAMMA=0.9را بهترین اپراتور جایابی انباشتگاه پسماند در این مطالعه نشان داد. بر اساس سنجه­های سازمان حفاظت محیط­زیست، شش محدوده­ برگزیده بررسی و   محدوده‌های شماره 1 و 3 از میان آنها به عنوان بهترین تشخیص داده شد. به هر روی، به دلیل برخی برتری‌هامحدوده شماره 3 با مساحت 1255 هکتار انتخاب شد، که بسیاری سنجه­ها در آن ازسطح بالایی برخوردار بودند. برخی ویژگی­ها با سطوح استثنایی عبارت بود از: احاطه شدن با کوه­های مرتفع؛ قابلیت دسترسی از طریق تنگه، نبود منابع آب(سطحی یا زیرزمینی)، نزدیکی به شهر(10 کیلومتر)، فاصله کافی از فرودگاه، آثار باستانی، گسل­ها؛ زمین کشاورزی کم، قیمت پایین زمین؛ مساحت کافی (و خیلی بیشتر) برای برآورد پسماند 20 ساله شهر و غیره. با توجه به این برتری‌ها، مطالعه­ی خاک­ها و کانی­شناسی خاک منطقه نیز انجام شد، که از این نظر نیز بخوبی مناسب بود. خاک­ها به طورکلی جوان و بدون افق یا با کمینه افق‌بندی بوده، اما عمق کافی برای پوشش­دهی پسماند را داشتند. در بخش رس چیرگی با رس­های 2:1 از گروه اسمکتیت­ها و گروه ایلیت با اثر کمی از کائولینیت و کلریت و شاید پالیگورسکیت/سپیولایت بود که با کاربری انباشتگاه متناسب بود. همچنین محدوده برگزیده، پتانسیل خوبی برای قرارگیری ایستگاه­های بازیافت و کمپوست فراهم می‌کرد که نقشه­ی اکتشافی آن تهیه گردید. با این همه، دو منبع عمده­ عدم‌قطعیت: 1) دیدگاه متخصصان مختلف در وزن‌دهی سنجه‌ها و 2) کیفیت اطلاعات پایه در مطالعه وجود داشت. در نتیجه و در مجموع، محدوده‌های دارای عضویت بالا در خروجی لزوماً بهترین پهنه‌ها برای کاربری مورد نظر سرزمین (در اینجا انباشتگاه پسماند) را نشان نمی­دهند. بنابراین، بی‌گمان نمی‌توان خروجی GISرا مستقیما پذیرفت و نیاز است که مورد تحلیل و داوری دقیق متخصصان قرار گیرد. این مطالعه بر نتایج کاربردی تمرکز داشت. با این همه،برای تایید نتایج مطالعات بیشتر به کمک شمار بیشتری از متخصصان و اطلاعات پایه دقیق­تر پیشنهاد می­شود که در مورد نتیجه اطمینان حاصل شود. همچنین کاربست منطق فازی در ترکیب با AHP رویکرد دیگری برای انجام چنین پژوهش­هایی است. کلمات کلیدی: کرمانشاه،جایابی، انباشتگاه، پسماند،GIS،AHP ،Fuzzy.   
  39. بررسی اثرات بیوچار و سالیسیلیک اسید بر کاهش تنش سرب در گیاه ریحان (Ocimum basilicum L.)
    خدیجه فیضی 1398
  40. ارزیابی خطرِ ناشی از عناصر کمیاب کمپوست زباله شهری بر سلامت انسان در استان کرمانشاه
    فرشته کمری 1398
    کمپوست زباله شهری منبع غنی از مواد آلی، عناصر پر مصرف و کم مصرفمی­باشد اما یکی از مشکلاتی که ممکن است در اثر استفاده از کمپوست در خاک ایجادشود افزایش غلظت عناصر کمیاب آن در خاک و گیاه است. لذا، این پژوهش با هدف ارزیابیخطر   عناصر کمیاب ناشی از کاربرد کمپوست دراراضی کشاورزی بر سلامت مصرف کننده در استان کرمانشاه انجام شد. برای این منظورتعداد 64 نمونه خاک، 30 نمونه گندم، 14 نمونه پیاز، 16 نمونه ذرت،10 نمونه سیب­زمینی،16 نمونه چغندرقند، 10 نمونه تره، 15 نمونه شاهی، 32 نمونه آب و کودهای دامی بهکار رفته در شاهدای زراعی مورد مطالعه از نقاط مختلف استان جمع­آوری شد. نمونهکمپوست به مدت یک سال، به­صورت ماهیانه از کارخانه بازیافت کرمانشاه برداشته شد. مقایسهکمپوست با استاندارد ملی نشان داد درصد ماده آلی نسبت به استاندارد درجه یک و دو کمتراست. نتایج نشان داد غلظت عناصر کروم، کبالت، کادمیم، سرب و نیکل در خاک کمپوستخورده در مقایسه با شاهد افزایش معنی­داری در سطح یک درصد داشت. هم­چنین   افزایش غلظت آرسنیک در گندم و شاهی کمپوستخورده   در مقایسه با شاهد در سطح پنج درصدمعنی­دار شد. این افرایش غلظت در پیاز، سیب­زمینی، تره و ذرت در سطح یک درصد معنی­داربود و در چغندرقند معنی­دار نشد. غلظت سرب در پیاز، شاهی، چغندرقند و ذرت کمپوستخورده در مقایسه با شاهد افزایش یافت که این افزایش در سطح یک درصد معنی­دار بوداما برای سیب­زمینی و گندم اختلاف معنی­داری مشاهده نشد. غلظت سرب در تره کمپوستخورده در مقایسه با شاهد کاهش نشان داد که معنی­دار نبود. نتایج هم­چنین نشان دادکه تاثیر کمپوست بر   غلظت کروم در پیاز،سیب­زمینی، شاهی و چغندرقند در مقایسه با شاهد در سطح یک درصد افزایش معنی­دارداشت اما غلظت کروم در ذرت و تره کمپوست خورده در مقایسه با شاهد کاهش نشان داد کهدر تره در سطح پنج درصد و برای ذرت در سطح یک درصد معنی­دار بود. هم­چنین غلظتکروم در دانه گندم کمپوست خورده 3/322 میکروگرم بر کیلوگرم بود که در مقایسه باشاهد با میانگین 9/111 میکروگرم بر کیلوگرم افزایش معنی­داری نداشت. افزایش غلظتکادمیم در تره کمپوست خورده در مقایسه با شاهد در سطح پنج درصد معنی­دار شد، درحالی که این افزایش در پیاز و سیب­زمینی در سطح یک درصد معنی­دار بود، اما برایگندم و شاهی اختلاف معنی­داری مشاهده نشد. غلظت کادمیم در ذرت و چغندرقند شاهد بیشاز   نمونه­های کمپوست خورده بود، که ایناختلاف غلظت برای چغندرقند در سطح یک درصد معنی­دار شد اما برای ذرت معنی­دارنبود. غلظت کبالت در تره و گندم کمپوست خورده در مقایسه با شاهد افزایش یافت کهاختلاف معنی­داری میان آن­ها مشاهده نشد. غلظت نیکل در گندم کمپوست خورده نسبت بهشاهد افزایش نشان داد که معنی­دار نبود اما در گیاهان سیب­زمینی، تره، شاهی، ذرت و چغندرقند در سطح یک درصد معنی­دار بود. غلظت نیکل درپیاز کمپوست خورده با میانگین 2/728 در مقایسه با شاهد با میانگین 1/564 میکروگرمبر کیلوگرم کاهش نشان داد که این اختلاف در سطح یک درصد معنی­دار بود. نتایج هم­چنیننشان داد که شاخص خطر برای بیماری­های غیر سرطانی (HQ)برای عناصر آرسنیک، سرب و کبالت بیشتر از یک محاسبه شد. مهم­ترین مسیر ورود آرسنیکآشامیدن آب بود در حالی که بالاترین خطر برای عناصر سرب و کبالت در مسیر خوردنگندم مشاهده شد. HQ غیرسرطانی برایکودکان بیش از بزرگسالان بود. HQ سرطانی برایهمه عناصر مورد مطالعه در محدوده قابل قبول قرار داشت. شاخص خطر سرطانی برای زنانو مردان میان سال نسبت به دیگر گروه­های سنی بیشتر پیش­بینی شد.
  41. مطالعه کمی گستره تراوش برخی عناصر سنگین در خاک پیرامون انباشتگاه پسماند شهر کرمانشاه
    سالار یارمحمدی 1398
  42. تاثیر سالیسیلیک اسید درکاهش تنش سرب و کادمیوم در گوجه فرنگی (Lycopersicon esculentum L.)
    حدیث کاکایی 1398
  43. مقایسه توان گیاه پالایی برخی گیاهان در حذف هیدروکربن های نفتی کل از بعضی خاک های مناطق نفت خیز کرمانشاه
    نقشینه یاری نیلاوره 1398
  44. اثر سطوح مکمل سلنومتیونین برعملکرد، صفات کیفی تخم مرغ وفراسنجه های خونی در مرغان تخمگذار تغذیه شده با دو منبع چربی در جیره
    مهتاب محمودی حیاثوندی 1398
  45. بررسی و مقایسه مدل¬های مختلف نفوذپذیری در حوضه ماهیدشت با استفاده از آزمایشات استوانه مضاعف
    حدیث شاه کرمی 1398
  46. کارایی گیاه پالایی در حذف کل هیدروکربن های نفتی و برخی عناصر کمیاب از خاک آلوده مناطق نفت خیز کرمانشاه
    میثم احمدی 1397
      چکیده خاک به عنوان جزئ? از ب?وسفر نقش مهم? در تول?د غذا و پا?داری مح?ط ز?ست دارد .آلودگ? مح?ط ز?ست و خاک به ترکیبات نفتی ?ک? از مشک?تی است که کشورهای در حال توسعه و صنعت? با آن رو به رو هستند. امروزه عمل?ات استخراج، انتقال، پا??ش، نشت مواد نفت? از لوله­ها در هنگام جابه­جا??، ترک?دن لوله­ها و چاه­های نفت?، انتشار پساب­های صنعت? پا??شگاه­ها و صنا?ع ش?م?ا?? به آب و خاک، جهان را با تهد?د جدی مواجه ساخته است . درکشورهای تول?دکننده نفت از جمله ا?ران تول?د روزانه حدود چهار م?ل?ون بشکه نفت، ا?ن مشک?ت به طور جدی­تری به چشم م? خورند. هم?ن امر، ضرورت اعمال روش های کارآمد برای پاکسازی آلودگ?، ول? سازگار با مح?طز?ست و مناسبهر منطقه را اجتناب ناپذ?ر م? سازد. دفع بی­رویه مواد زائد چاه­های نفتی منطقه نفت­شهر استان کرمانشاه باعث آلودگی خاک­های اطراف این چاه­ها شده است. در سال­های اخیر تلاش­های زیادی برای زدودن آلودگی ترکیبات نفتی از خاک صورت گرفته است. این تحقیق، از چهار گونه گیاهی به عنوان پالاینده­های ترکیبات نفتی   به منظور اصلاح اراضی آلوده به ترکیبات نفتی استفاده شد. گیاهان فستوکا، کتان، تاج خروس و پریوش برای گیاه­پالایی انتخاب گردیدند. صفات مورفلوژیک گیاهی و درصد کاهش آلودگی نفتی در سطوح مختلف از آلودگی کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد که به ترتیب ( 2، 4، 6 و 8 درصد وزنی-وزنی) مورد بررسی قرار گرفت. پس از پایان دوره رویشی گیاهان، صفات مورفلوژیک گیاهان اندازه­گیری شد. خاک ریزوسفری هر گیاه برای تعیین میزان ترکیبات نفتی باقی­مانده با دستگاه سوکسله   جمع­آوری گردید. تحلیل داده­ها و رسم نمودار نیز به ترتیب با نرم­افزارهای SAS نسخه 9.1 و Excel صورت گرفت.تجزیه­های آزمایشگاهی خاک­ها نشان داد که نمونه خاک چهار درصد آلودگی بسیار شور و سدیمی بوده که این امر تاثیر منفی بر کارایی گیاه­پالایی داشت. وجود هیدروکربن­های نفتی در خاک موجب کاهش رشد و عملکرد ماده خشک اندام هوایی و ریشه در همه تیمارهای گیاهی در مقایسه با تیمار شاهد شد.کاهش جوانه­ زنی و رشد به موازات افزایش غلظت­های ترکیبات نفتی است. در غلظت آلودگی هشت درصد وزنی-وزنی هیچ گیاهی رشد نکرد. بیشترین میزان کاهش   غلظت آلودگی در ریزوسفر فستوکا و کتان در سطح شش درصد آلودگی بود که به­ترتیب کاهش حدود 43/66 و 38/55 درصدی نسبت به غلطت اولیه مشاهده شد. با توجه به نتایج این پژوهش، گیاه فستوکا برای گیاه­پالایی خاک­های آلوده منطقه مورد مطالعه توصیه می­شود اگر چه انجام مطالعات تکمیلی برای یافتن راهکارهای استقرار بهتر گیاه و افزایش کارایی گیاه­پالایی لازم است.کلیدواژه: آلودگی محیط زیست،   ترکیبات نفتی، نفت شهر، گیاه­پالایی، کتان، پریوش، تاج خروس، فستوکا، دستگاه سوکسله
  47. پیش بینی الگوی خاک در یک زمین‌چهر برگزیده در استان کرمانشاه با کاربست شبکه‌های عصبی مصنوعی
    مستانه ویسی 1397
     پیش بینی الگوی خاک بااستفاده از شبکه های عصبی مصنوعی
  48. تاثیر بیوچار چوب آفتابگردان بر غلظت بعضی از عناصر سنگین درگیاه ماش (Vigna radiata)
    زهرا تیموری 1397
      چکیدهآلودگی محیط زیست نتیجه فعالیت های صنعتی اجتماعات بشری است. یکی از آلاینده های مهم خاک فلزات سنگین بوده که در سال های اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفته اند. روش های مختلفی برای مقابله با آلودگی فلزات سنگین به کار گرفته شده که از آن جمله می توان به تثبیت فلزت توسط بیوجار اشاره کرد. این تحقیق با کاشت گیاه ماش و به صورت طرح فاکتوریل در قالب طرح بلوک های تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل بیوچار چوب آفتابگردان در سه سطح (صفر، 1 و 3 درصد)، سرب در سه سطح غلظت (صفر،100 و200   میلی گرم بر کیلو گرم خاک) و کادمیوم در سه سطح غلظت (صفر، 10و 20 میلی گرم بر کیلو گرم خاک) بودند. نتایج نشان داد که افزایش سطوح کادمیوم و سرب موجب کاهش عومل رشد در گیاه ماش شد، در حالی­که کاربرد بایوچار ضمن کاهش اثرات سوء کادمیوم و سرب، باعث افزایش رشد گیاه ماش گردید. اثر سطوح بیوچار بر پارامتر های وزن خشک اندام هوایی، تعداد گره، تعداد شاخه های جانبی، تعداد گره فعال، ارتفاع ساقه، قطر ساقه، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک ریشه، سطح ریشه،   حجم ریشه، طول ریشه، هدایت الکتریکی (EC) خاک،pH   خاک،کربن آلی خاک و غلظت سرب و پرولین در سطح یک درصد معنی دار شد. تاثیر سطوح مختلف سرب و کادمیوم نیز بروزن خشک اندام هوایی، تعداد کل گره و تعداد گره فعال، ارتفاع ساقه، قطر ساقه، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک ریشه، سطح ریشه، حجم ریشه، طول ریشه، مقدار پرولین و غلظت سرب و کادمیوم در گیاه ماش در سطح یک درصد و برتعداد گره غیر فعال؛ هدایت الکتریکی و pH   خاک در سطح 5 درصد معنی دار بود. اثر متقابل سطوح مختلف بیوچار و هر دو فلز سنگین بر وزن خشک اندام هوایی، تعداد گره، تعداد گره فعال، قطر ساقه، وزن خشک ریشه، حجم ریشه، هدایت الکتریکی خاک، غلظت پرولین و سرب اندام هوایی گیاه ماش در سطح یک درصدمعنی دار بوده و بر تعداد برگ، در سطح 5 درصد، اما بر تعداد گره غیر فعال، ارتفاع و سطح برگ، سطح و طول ریشه،کربن آلی ، pH   خاک و غلظت کادمیوم اندام هوایی تاثیر معنی داری نداشت. بطورکلی می توان گفت که استفاده از بیوچار، با توجه به طرفیت بالای آن برای جذب و تثبیت سرب و کادمیوم، می­تواند به عنوان یک راهکار مناسب و ارزان در جهت کاهش آلودگی خاک و محیط زیست از این فلزات باشد.واژگان کلیدی: بیوچار، کادمیوم، سرب، ماش.
  49. برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات مهم زراعی درگندم نان (Triticum aestivum L.)
    مسلم نوروزی 1397
  50. تهیه نقشه پیش بینانه خاک بخشی از دشت سنجابی کرمانشاه با استفاده از رگرسیون لاجستیک
    حسنا پایدار 1397
  51. بازشناخت الگوی خاک یک زمین‌چهر نیمه‌خشک در استان کرمانشاه با استفاده از الگوریتم کای نزدیک‌ترین همسایه
    نوا کیانیان 1397
  52. نقش سالیسیلیک اسید و پلیمر سوپرجاذب در کاهش تنش خشکی در گیاه ماش(Vigna radiataWilczek
    زهرا بالی 1396
    خشکی یکی از تنش های محیطی مهم در بسیاری از نقاط خشک و نیمه خشک جهان است که بر رشد و عملکرد گیاهان اثر بازدارنده دارد. در این راستا، تنظیم کننده­های رشد مانند سالیسیلیک اسید نقش حیاتی در طی مراحل رشد و نمو گیاهان ایفا کرده و بنابراین کاربرد مناسب آنها می­تواند باعث بهبود عملکرد گیاهان و افزایش مقاومت گیاه در مقابله با تنش خشکی ­گردد. افزودن پلیمرهای سوپرجاذب به خاک نیز به عنوان مخزن ذخیره کننده آب عمل کرده و لذا وقتی به خاک اضافه شوند، آب آبیاری را به خود جذب نموده و از فرونشست آن جلوگیری می­نمایند.   این خصوصیت برای مقابله با شرایط کم آبی و کاهش اثرات سوء تنش خشکی در گیاهان زراعی اهمیت بسزایی دارد. در این تحقیق، اثرات متقابل تنش خشکی، پلیمر سوپرجاذب و سالیسیلیک اسید بر رشد و عملکرد گیاه ماش(Vigna radiata) بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل تنش خشکی در سه سطح (رطوبت خاک معادل 30، 60 و 100 درصد ظرفیت زراعی)، سوپرجاذب درسه سطح (0، .3/. و 5/0درصد وزنی) و سالیسیلیک اسید در چهار سطح (0، 250، 500 و 750 میکرومولار و به صورت محلول­پاشی) بود. نتایج نشان داد که تنش خشکی باعث کاهش معنی­دار بسیاری از ویژگی­های رویشی و زایشی بوته ماش مانند طول ساقه، حجم ریشه، سطح برگ، وزن خشک ساقه و برگ، عملکرد پروتئین، محتوای نسبی آب برگ و اجزای عملکرد در سطح یک درصد شده، درحالیکه استفاده از سالیسیلیک­اسید و پلیمر سوپرجاذب باعث افزایش معنی­دار این ویژگی­ها   نسبت به شاهد گردید. همچنین، اثرات متقابل تنش خشکی و سوپرجاذب باعث تفاوت معنی­دار تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت، وزن خشک ساقه و برگ، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، تلاش و زاد آوری، مقدار پرولین، محتوای نسبی آب برگ، وزن­تر و خشک ریشه، سطح ریشه و حجم آن شد. اثر متقابل تنش خشکی و سالیسیلیک اسید نیز به طور معنی­داری بر تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت، طول ساقه، عملکرد دانه، تلاش و زاد آوری، مقدار پرولین، وزن­تر و خشک ریشه و سطح ریشه و اثرات متقابل سالیسیلیک اسید و سوپرجاذب بطور معنی­داری بر تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت، مقدار پرولین، محتوای نسبی آب برگ، وزن­تر و خشک ریشه، حجم ریشه و سطح ریشه موثر واقع شد. علاوه بر این، اثرات متقابل هر سه عامل تنش خشکی، سوپرجاذب و سالیسیلیک اسید نیز باعث اختلاف معنی­داری تمامی پارامترهای آزمایشی به جز تعداد دانه در غلاف، وزن صد دانه، طول ساقه و طول ریشه گردید. بطورکلی می توان گفت که در شرایط تنش خشکی، ویژگی­های مختلف گیاه تحت تاثیر این تنش قرار گرفته و در مقابل، استفاده از غلظت 500 میکرومولار سالیسیلیک اسید و یا کاربرد 3/0 درصد وزنی سوپرجاذب دارای نقش مثبت در جهت کاهش معنی­دار اثرات تنش شدید خشکی (رطوبت 30 درصد ظرفیت زراعی) نسبت به شاهد برای اکثر صفات بوده است.کلمات کلیدی: پارامترهای رشد، تنش خشکی، سالیسیلیک­اسید، سوپر جاذب، ماش.  
  53. شبیه سازی جریان و آلودگی در سیستم های درختی کانال های روباز، در شرایط جریان ماندگار
    مهسا الماسی 1396
    در تحقیق حاضر کدی کامپیوتری توسعه داده می شود که چندین مسئله را به صورت مکمل و در ارتباط با یکدیگر مورد بررسی قرار خواهد داد. در ابتدا شبیه سازی هیدرولیک جریان برای مقاطع طبیعی رودخانه ای در سیستم های با آرایش درختی از کانال های روباز در زیر برنامه جریان صورت می­گیرد. در یک سیستم درختی، دبی کل ورودی به سیستم معلوم است و لازم است با یک الگوریتم ویژه ای که در این تحقیق مورد توجه است دبی هریک از کانال های منشعب شده از کانال اصلی تعیین گردد. همچنین با توجه به اینکه مقاطع عرضی طبیعی دارای چندین ضریب زبری متفاوت در سواحل سیلابی و کانال اصلی هستند و برای محاسبه ی عوامل هیدرولیکی نظیر عمق و سرعت جریان، نیاز به تعیین ضریب زبری هیدرولیکی معادل جریان می باشد در این زیر برنامه مقادیر ضریب زبری معادل مقاطع مرکب طبیعی با روش های مختلف محاسبه می شود. در مدل حاضر به بررسی 26 معادله ی موجود برای محاسبه ی ضریب زبری معادل در مقاطع طبیعی پرداخته می شود و با مقایسه با نتایج اندازه گیری قبلی و مدل های تجاری معروف روابط موجود مورد ارزیابی قرار می گیرند. پس از شبیه سازی هیدرولیک جریان   نتایج که شامل عمق و سرعت جریان در مقاطع مختلف درهر یک از شاخه ها می باشد به زیر برنامه آلودگی فرستاده می شوند. همواره آب های سطحی که به صورت رودخانه ها جاری هستند محل تخلیه ی پساب و فاضلاب های ناشی از فعالیت های کشاورزی، صنعتی و شهری می باشند. این موارد کیفیت منابع آبی را برای مصارف انسانی تحت تاثیر قرار میدهند. حتی گاهی،میزان و نوع آلودگی به گونه ای است که به محیط زیست و زیست گاه های جانوری آسیب های جبران ناپذیری وارد می گردد. بنابراین بهره برداری مناسب از رودخانه ها نیازمند به در دست داشتن اطلاعات کافی در زمینه ی میزان و نوع آلاینده های موجود در آن می باشد. در طی این تحقیق در زیر برنامه آلودگی با استفاده از حل عددی معادله ی انتقال و پخش، روندیابی آلودگی انجام می شود.
  54. بررسی پتانسیل گیاه پالایی کلزا (Brassica napus) و کاملینا (Camelina sativa) در خاک آلوده به سرب و کادمیم
    زینب آزادبخت 1396
        امروزه آلودگی به فلزات سنگین بهیک مشکل جدی زیست محیطی تبدیل شده است. به­ دلیل اهمیت امنیت سلامت انسان و همچنینحفظ محیط زیست، مشکل فلزات سمی باید حل شود. با این­حال به دلیل هزینه بالایپاکسازی به روش تکنولوژی­های رایج، علاقه به پالایش مکان­های آلوده با استفاده ازروش گیاه­پالایی رو به افزایش است. گیاه‌پالایی راه حلی کم هزینه و نسبتاً سریعدر رفع آلودگی است. این روش در مقایسه با روش‌های فیزیکی و شیمیایی از فواید بی‌شمارینظیر، افزایش تنوع زیستی و کاهش فرسایش خاک برخوردار است .با توجه به اهمیت این موضوع، از این­رودر این مطالعه به بررسی گیاه­پالایی فلزات سنگین سرب و کادمیم در گیاهان کلزا وکاملینا پرداخته شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با فاکتورهای کادمیم(شاهد،3، 5 و 10 میلی­گرم بر کیلوگرم) و سرب(شاهد،100، 300 و 600 میلی­گرم بر کیلوگرم)با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. پساز پایان آزمایش و برداشت گیاهان، قسمت­های ساقه و ریشه جدا و میزان انباشت فلزها در ریشه، اندام هوایی و فاکتور انتقال برای کادمیم و سرب گیاه و   شاخص­های کیفیت بیولوژیک خاک محاسبه گردید.    نتایج این تحقیق نشان داد که در شرایط تنش سرب،غلظت این عنصر در تمام سطوح اعمال شده، در ریشه گیاه کلزا بیشتر از کاملینا بود.همچنین در شرایط تنش کادمیم، غلظت این عنصر در تمام سطوح اعمال شده، در ریشه گیاه کاملینابیشتر از کلزا بود. اکثر شاخص­های کیفیت بیولوژیکخاک اندازه­گیری شده در شرایط تنش کادمیم، در خاک تحت کشت کاملینا در بالاترینغلظت به­کاررفته(10 میلی­گرم بر کیلوگرم کادمیم) نسیت به خاک شاهد در مقایسه باخاک تحت کشت کلزا کمتر کاهش یافتند. در حالیکه در شرایط تنش سرب، شاخص­های کیفیتبیولوژیک خاک تحت گیاه کلزا کاهش بیشتری یافت. غلظت بالای کادمیمو سرب در ریشه گیاهان کلزا و کاملینا و میزان کمتر این دو فلز در اندام هوایی وفاکتور انتقال پایین به­دست آمده برای هر دو فلز نشان داد که هیچ یک از دو گیاهمورد مطالعه در این آزمون به طور معمول از قابلیت مناسبی جهت استخراج فلزات سنگینکادمیم و سرب از خاک آلوده برخوردار نبوده‌اند. بالا بودن غلظت سرب و کادمیم ریشهگیاهان مورد مطالعه و اندک بودن فاکتور انتقال در آن­ها بیانگر کارایی بیشتر اینگیاهان جهت استفاده در تکنیک تثبیت گیاهی[1]می‌باشد. بنابراین گیاهان کلزا وکاملینا قادر به رشد در خاک آلوده به کادمیم و سرب بوده، به­طوری که گیاه کاملینانسبت به کلزا کادمیم بیشتری جذب کرده بدون اینکه عملکرد آن کاهش چشمگیری داشتهباشد. همچنین گیاه کلزا سرب بیشتری نسبت به کاملینا جذب کرده است. بنابراین می­تواننتیجه گرفت که گیاهان کلزا و کاملینا به ترتیب کارایی مناسبی جهت تثبیت فلزاتکادمیم و سرب از خاک دارند.[1]-   hytistabilization
  55. نقش سالیسیلیک اسید درکاهش اثرات قلیائیت خاک گیاه ماش (Vigna radiate Wilczek)
    مژگان بهرامی 1396
  56. مدلسازی مدیریت آب کشاورزی دشت عباس استان ایلام با استفاده از رویکرد پویایی سیستم
    جبار مظفری 1396
  57. مقایسه قابلیت چند جاذب مهم در حذف فلزات سنگین از خاک
    رضا کیهانی نژاد 1396
  58. تحلیل الگوی پراکنش خاک ها در یک منطقه هموار با استفاده از الگورتم درخت تصمیم
    مرضیه زندی باغچه مریم 1395
  59. مطالعه کاربرد برخی اسیدهای آمینه و کود سوپرفسفات در کشت گوجه فرنگی (Lycopersicum esculantium) به منظور کنترل گل جالیز(Orobancheramosa)
    مسعود کمری 1395
      چکیده :به منظور بررسی اثر کود سوپر فسفات تریپل و ترکیب دو اسیدآمینه پرولین و لایزین بر کنترل گل­جالیز و اثر این تیمارها بر گیاه گوجه­فرنگی ، آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل: 1- گل­جالیز در دو سطح (بدون آلودگی و آلوده). 2- رقم گوجه­فرنگی در سه سطح (Eden، 3402، Pill ztp3). 3- ترکیب دو اسیدآمینه پرولین و لایزین در چهار سطح (صفر، 10، 20، 30 میلی­مولار). 4- کود سوپر فسفات تریپل در چهار سطح (صفر، 100، 200، 300 کیلوگرم در هکتار) بودند. نتایج نشان داد استفاده از ترکیب اسیدآمینه (پرولین +لایزین) در هر 3 غلظت در تقابل با سطوح صفر و 100 کیلوگرم در هکتار کود سوپرفسفات بیشترین اثر بازدارندگی را بر گل­جالیز دارند. با این وجود برای صفاتی مانند وزن تر و خشک گل­جالیز اثر بازدارندگی غلظت 20 میلی­مولار بیش از غلظت­های دیگر بود. بعلاوه غلظت 20 میلی­مولار بر بیشتر صفات مهم گوجه­فرنگی اثر منفی ندارد. بررسی اثر متقابل رقم و کود سوپرفسفات تریپل نیز نشان داد که بیشترین اثر بازدارندگی بر گل­جالیز مربوط به سطوح 100 و 300 کیلوگرم در هکتار است و در هر 3 رقم وزن تر و خشک اندام زیرزمینی گل­جالیز در سطح 200 کیلوگرم در هکتار نسبت به شاهد افزایش یافت. اثر متقابل رقم با کود سوپرفسفات تریپل نیز در مورد بسیاری از صفات گوجه­فرنگی معنی­دار شد. رقم Pill ztp3 نیز از نظر پاسخ به کود سوپرفسفات اندکی متفاوت از دو رقم دیگر بود. به طور کلی در هر 3 رقم با افزایش میزان کود چه در شرایط آلودگی و چه در شرایط بدون آلودگی به گل­جالیز، صفات مهمی مانند وزن تر و خشک ریشه و اندام هوایی و نیز تعداد میوه در گوجه­فرنگی افزایش یافت. با این وجود این افزایش نسبت به شاهد، در شرایط آلودگی بیشتر از شرایط بدون آلودگی بود. بعلاوه اثر متقابل رقم با ترکیب اسیدآمینه تنها برای صفات فیزیولوژیک مانند کلروفیل a، b و کارتنوئید و نیز برخی صفات مرفولوژیک مانند متوسط قطر ساقه گوجه، وزن تر ریشه و وزن تر اندام هوایی گوجه معنی­دار شد. در این بین رقم Pill ztp3 از نظر پاسخ به ترکیب اسیدآمینه اندکی متفاوت از دو رقم دیگر بود. همچنین با توجه به صفاتی مانند وزن تک میوه، تعداد میوه در بوته و متوسط عملکرد میوه، رقم 3402 و رقم Pill ztp3 به ترتیب کمترین و بیشترین افت عملکرد را در رقابت با گل­جالیز داشتند. بنابراین می­توان گفت که رقم 3402 و رقم Pill ztp3 به ترتیب متحمل­ترین و حساس­ترین رقم در این آزمایش بودند.  کلمات کلیدی: گوجه­فرنگی، گل­جالیز­، کود سوپرفسفات­تریپل، پرولین­، لایزین
  60. اصلاح چند خاک آلوده به کادمیوم و سرب جنوب شهر کرمانشاه با دو نوع بایوچار
    سمیرا زارعی 1395
    آلودگی محیط زیست سد راه توسعه پایدار کشور است و اجرای هر گونه طرح های توسعه ای باید متضمن پایداری محیط زیست باشد. هر گونه تغییر در ویژگی های اجزاء تشکیل دهنده خاک به طوری که استفاده از آن را ناممکن کند آلودگی خاک نامیده می شود(دبیری 1393). آلودگی زیست محیطی به خصوص آلودگی عناصر شیمیایی یکی از فاکتورهای اصلی در تخریب زیست کره محسوب می شود. آلودگی خاک یکی از عوارض مهم در به هم خوردن تعادل و توازن طبعیت است. یکی از مهم­ترین آلاینده های خاک شامل فلزات سنگین[1] هستند که به دلیل خصوصیات غیر قابل تجزیه، سمی بودن و دارا بودن آثار زیان­بار فیزیولوژیک بر جانداران در غلظت های کم ، اثرات تجمعی و سرطان زایی مورد توجه می باشند(کرمی و همکاران 1387، الووی و همکاران1990، میکو و همکاران2006). و همچنین تاثیر آن بر بهبود خواص فیزیکو شیمیایی خاک می­تواند باعث افزایش جذب آلاینده ها شود. افزون بر همه این موارد، کارآمد و با صرفه اقتصادی است. در این تحقیق اهداف مختلفی دنبال می شود اما مهم ترین آن ها عبارتند از: تولید بایوچار از ضایعات کشاورزی بررسی تاثیر بایوچار بر جذب و واجذب کادمیوم و سرب بررسی تاثیر بایوچار بر آبشویی کادمیوم و   سرب بررسی تاثیر کاربرد بایوچار بر جذب این فلزات توسط گندم در شرایط گلخانه­ای در قالب طرح کامل تصادفی صورت گرفت. خاک مورد مطالعه از نظر خصوصیات فیزیکوشیمیایی بسیار بهم نزدیک بوده و جذب و واجذب خاک­ها نیز مشابه هم بود. خاک­های­مورد بررسی به علت آهکی و قلیایی بودن قدرت بالایی برای جذب هردو فلز داشته و نیز واجذب این فلزات نسبت به مقدار جذب اندک است در نتیجه خطر انتقال به گیاه و آبشویی آنها نیز به تبع آن کم است. بایوچار های مورد نظر که از چوب درخت سیب و خاک اره تهیه گردید و به ترتیب در درجه حرارت 700 و 400   و با اکسیژن اندک   ساخته شد خصوصیات این دو جاذب نیز به علت تفاوت در دمای اولیه و نیز ماده اولیه تولید، متفاوت است.و همچنین تجمع کادمیوم در ساقه و ریشه گندم نیز ازحد مجاز این فلز(1/0 تا2/0 میلی­گرم بر کیلوگرم) بیشتر بود.
  61. بازشناخت الگوی پراکنش خاک در دشت میاندربندکرمانشاه با کاربست مدل ماشین های بردار پشتیبان
    غفار ویسی سرطایره 1395
    نقشه­های خاک، منابع رایج اطلاعات خاک برای ارزیابی اراضی و برنامه­های آمایش سرزمین هستند و تهیه آن­ها همواره از مهم­ترین بخش­های مطالعات خاک محسوب می­شود در این پژوهش از روش رایان‌آموختی ماشین بردار پشتیبان برای پیش‌بینی نقشه خاک دشت میان‌دربند استان کرمانشاه با مساحت بیش از 33000 هکتار در دو سطح گروه بزرگ و گروه مرجع خاک استفاده شد. روش نمونه‌برداری سیستماتیک تصادفی برای تعیین محل 78 خاکرخ به‌کار گرفته شد. هر یک از خاکرخ‌ها به دقت تشریح، نمونه‌برداری و تجزیه شده و سپس مطابق با ویرایش جدید دو سیستم رده‌بندی آمریکایی و سیستم مرجع جهانی رده‌بندی شدند. 8 کوواریت محیطی شامل ارتفاع، نمایه همواری دره با درجه تفکیک بالا، عمق دره، تشعشع خورشیدی کل، شیب، نمایه خیسی، تحدب و فاصله عمودی تا شبکه کانال به همراه شاخص­های گرفته شده از تصاویر ماهواره ای به‌عنوان متغیر پیش‌بین در فرآیند مدل‌سازی مورد استفاده قرار گرفته شدند. نتایج نشان داد که کوواریت‌های محیطی نمایه همواری دره، عمق دره و ارتفاع بیش‌ترین اهمیت را در پیش‌بینی کلاس خاک داشتند. نتایج اعتبارسنجی مدل نشان داد که دقت ماشین بردار پشتیبان برای پیش‌بینی گروه بزرگ و گروه مرجع خاک به‌ترتیب92% و96%   بود.
  62. تاثیر تجمعی کاربرد فاضلاب شهری بر کیفیت فیزیکی خاک و عملکرد گیاه در منطقه هرسین
    راضیه شهباززاده 1395
    بطور کلی، فاضلاب شهری از 9/99 درصد آب و 1/0 درصد مخلوطی از مواد معلق معدنی و آلی تشکیل شده و سرشار از مواد مغذی مورد نیاز گیاهان (مثل نیتروزن و فسفر) است. لذا می تواند اثرات مثبتی بر عملکرد گیاهان و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک داشته باشد .(Kilbride., 2006) در سالهای اخیر مطالعات نسبتاً جامعی در زمینه تاثیر لجن فاضلاب بر خواص شیمیایی و آلودگی خاک انجام پدیرفته است ((Afyuni.1987, Giusquianni et al., 1995. لجن فاضلاب به علت دارا بودن مقدار زیاد مواد آلی، می­تواند بر برخی خواص فیزیکی خاک از قبیل جرم مخصوص ظاهری خاک، پایداری خاکدانه­ها، هدایت هیدرولیکی، تهویه و ظرفیت رطوبت خاک تاثیر مطلوب داشته باشد (Felton., 1995, Glauser et al., 1988, Tester., 1990). از آنجا که تاثیر تجمعی فاضلاب شهری بر خواص و کیفیت فیزیکی خاک کمتر مورد بررسی قرار گرفته، بررسی پیامدهای کاربرد فاضلاب شهری بر روی این ویژگیها، در چارچوب کشاورزی پایدار امری ضروری است. در شهرستان هرسین سالهاست که از فاضلاب شهری برای آبیاری در اراضی کشاورزی   استفاده شده و تا به حال تاثیر طولانی مدت این آبیاری بر ویژگیها و کیفیت فیزیکی خاک و عملکرد گیاهان زراعی تحت کشت بررسی نشده است. بنابراین، این پژوهش سعی دارد تا این عوامل و شرایط به صورت علمی و میدانی مورد تحقیق و بررسی قرار دهد.  
  63. برآورد مقیاس مکانی تغییرات خاک با کاربست نمونه گیری آشیانه ای در ماهیدشت
    الهام محمدی لعل آبادی 1395
      در بیشتر رشته‌های علمی دانستن درباره مقیاس واندازه (حجم) تغییرات در توزیع خواص محیطی در فضای جغرافیایی پیش نیازی برای تصمیم‌های عقلانی است و دانش خاکشناسی هم از این قاعده مثتثنی نیست. وجود تغییرات در ویژگی‌های خاک امری طبیعی است و شناخت این تغییرات بویژه در اراضی کشاورزی جهت برنامه ریزی و مدیریت دقیق و پایدار، امری گریزناپذیر است. به علت قدیمی بودن اطلاعات در این منطقه و همچنین اهمیت استراتژیک منطقه ماهیدشت پژوهشی به منظور بررسی و شناخت تغییرپذیری ویژگی‌های خاک در منطقه صورت اهداف این پژوهش شامل مدل کردن تغییرپذیری ویژگی‌های مختلف خاک در منطقه مورد مطالعه به روش واریوگرافی، درون یابی و پهنه‌بندی هریک از متغییرها به روش کریجینگ معمولی، محاسبه‌ی واریوگرام به روش آنالیز واریانس و دستیابی به اجزای واریانس هریک از متغییرها در منطقه مور مطالعه و محاسبه فاصله بهینه نمونه‌برداری برای متغیرهای مورد بررسی در منطقه مطالعاتی بود برای دستیابی به این اهداف از چهار روش نمونه‌برداری استفاده شد که شامل روش سیستماتیک، ، و نمونه‌گیری آشیانه‌ای بود شمار نمونه در سه روش اول، هر کدام شامل 50 نمونه بود که ویژگی های   اسیدیته، هدایت الکتریکی، آهک و.... این نمونه‌ها اندازه‌گیری شد. نتایج بدست آمده دراین سه روش برای مدل کردن تغییر‌پذیری ، درون‌یابی و پهنه‌بندی متغیرها استفاده شد. نتایج حاصل ازآنالیزهای آشیانه‌ای هم در تعیین فاصله بهینه نمونه‌برداری استفاده گردید. این نتایج نشان داد که بیشتر تغییرات مکانی در فاصله 100متر رخ داده است
  64. مطالعه نرخ فرونشست و برخی فلزات سنگین همراه در ریزگرد اتمسفری شهرستان جوانرود
    فرشاد قادری 1395
    خاکباد[1] به عنوان پدیده­ای اقلیمی در تمام شرایط آب­وهوایی رخ می­دهد اما به عنوان پدیده­ی بارز مناطق خشک و نیمه­خشک، سبب اخلال در فعالیت­های انسانی، کشاورزی، زیرساخت­های اجتماعی، حمل­و­نقل و صنایع می­گردد. همچنین حجم فراوان ذرات حمل شده به تروپسفر[2]، بیلان انرژی کره زمین را تحت تاثیر قرار می­دهد که به دنبال آن شرایط آب­و­هوایی و اقلیم این مناطق نیز متاثر می­گردد. در این مطالعه نرخ فرونشست و پراکنش مکانی ریزگردهای اتمسفری و برخی فلزات سنگین همراه آن، همچنین ارتباط   نرخ فرونشست ریزگرد با برخی عوامل اقلیمی در یک دوره یک ساله در شهرستان جوانرود مورد بررسی قرار گرفت. نمونه­برداری از ریزگرد به صورت تصادفی در 35 نقطه شهری و روستایی با پراکنش مناسب، صورت پذیرفت. میانگین نرخ فرونشست ریزگرد در منطقه مورد مطالعه 77/3 کیلوگرم بر هکتار در روز بود که بیشتر از استانداردهای تعریف شده برای اکثر نقاط دنیا است. میانگین غلظت کل فلزات کروم، روی، مس و نیکل در نمونه­های غبار منطقه به­ترتیب 9/117، 5/220، 3/46 و 6/85 میلی­گرم بر کیلوگرم بود. با توجه به نرخ مجاز ورود فلزات سنگین به خاک، سالانه مقادیر زیادی از این فلزات از راه فرونشست­های اتمسفری وارد خاک­های منطقه می­شود. بر اساس حدود مجاز غلظت فلزات سنگین در خاک برای حفاظت محیط­زیست، نمونه­های غبار منطقه آلوده به فلز کروم، روی و نیکل بوده­اند. با توجه به اثر مستقیم ریزگردها بر سیستم تنفسی و دفاعی انسان، خطرات ناشی از حجم بالای غبار در منطقه مورد مطالعه و فلزات سنگین موجود در آن بسیار بیشتر است. همبستگی قوی بین غلظت برخی فلزات سنگین در نمونه­های ریزگرد منطقه مشاهده گردید که نشان از خاستگاه مشترک این فلزات داشت. همچنین همبستگی قوی بین نرخ فرونشست ریزگرد با برخی عوامل اقلیمی نشان از تاثیر مستقیم عوامل اقلیمی بر رخداد خاکبادها و میزان فرونشست­های اتمسفری در منطقه مورد مطالعه دارد. الگوی پراکنش مکانی نرخ فرونشست ریزگرد و غلظت کل فلزات سنگین مورد اشاره در ریزگرد منطقه بوسیله­ی رسم تغییرنمای تجربی و برازش بهترین مدل زمین­آماری به روش کریجینگ معمولی مورد بررسی قرار گرفت. براساس پارامترهای تغییرنما، مدل کروی بهترین نتیجه را برای توصیف تغییرپذیری مکانی نرخ فرونشست ریزگرد و غلظت فلزات سنگین مورد مطالعه داشت. با توجه به نقشه­های پراکنش مکانی نرخ فرونشست ریزگرد از سمت شمال­غربی به سمت جنوب­شرقی منطقه از یک روند کاهشی پیروی می­کند. این روند احتمالاً به­دلیل حضور نقاط روستایی در قسمت غربی منطقه مورد مطالعه، ارتفاع کمتر نقاط از سطح دریا، نزدیکی به کانون ریزگردی و رخداد گرد­و­غبار محلی در این مناطق به دلیل نزدیکی نقاط روستایی به زمین­های کشاورزی و مراتع بدون پوشش است. همچنین غلظت بیشتر فلزات کروم، روی و نیکل در نقاط شهری نشان از تاثیر آلودگی­های شهری بر غلظت این فلزات در ریزگردهای منطقه دارد. غلظت کمتر مس در نقاط   شهری نیز نشان از اثر خاستگاه ریزگردها بر غلظت این فلز در ریزگردها دارد.[1] Dust Storm[2] Troposphere
  65. مطالعه ریزریخت‌شناختی اثر اقلیم بر بازپراکنش آهک خاک در استان کرمانشاه
    سپیده مرادی دستجرده 1395
      در این پژوهش تاثیر اقلیم بر روی ویژگی­های ریزریخت­شناسی خاک مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور با استفاده از نقشه­های زمین­شناسی در سه منطقه سنقر، کرمانشاه و سرپل­ذهاب محل 11 خاکرخ مشخص شد. به­منظور مقایسه بهتر تاثیر اقلیم، واحد فیزیوگرافی خاکرخ­ها یکسان انتخاب شد. بررسی مقاطع نازک نشان داد حفرات کانال، وگ و وزیکول بیش­ترین حفرات این خاکرخ­ها را تشکیل داده بودند. بی­فابریک مشاهده شده در تمامی افق­ها از نوع کریستالیتیک بود. ریزساختمان در تمامی خاکرخ­ها از دانه­ای تا مکعبی نیمه­زاویه­دار بود. پوشش­های آلی به­صورت لکه­هایی سیاه­رنگ و در مواردی به­صورت مخلوط با توده ریزخاک مشاهده شدند. تجمعات آهکی شامل انواع گرهک­های تیپیک، پرشدگی­ها، پوشش­های آهکی و تجمعات اکسیدهای آهن و منگنز به­صورت گرهک­ها و پوشش­ها مشاهده گردیدند. مطالعات ریزریخت­شناسی نشان داد که با کاهش بارندگی و افزایش دما ریزساختمان خاک از مکعبی زاویه­دار و بدون­زاویه با جداشدگی خوب به ساختمان توده­ای و مکعبی و با جداشدگی ضعیف تبدیل شده است. به­دلیل اقلیم نیمه­خشک و کم بودن آبشویی موثر و هوادیدگی کم توزیع کانی­های رسی در این خاک­ها به شدت زیر تاثیر ترکیب مواد مادری است. نوع کانی­ها زیر تاثیر اقلیم قرار نگرفت. کانی اسمکتیت دارای دو خاستگاه مواد مادری و تشکیل درجا است. خاستگاه کائولینیت موروثی است.
  66. بررسی غلظت برخی فلزات سنگین در زمین‌های پایین دست انباشتگاه زباله جنوب شهر کرمانشاه
    زینب زین الدینی 1395
  67. ارزیابی اثر تغییر کاربری زمین بر کیفیت فیزیکی و ریزریخت شناسی خاک در منطقه گیلانغرب
    صدیقه قطبی 1394
  68. بررسی خاک و پوشش گیاهی از نظر آلودگی به فلزات سنگین در طول یک ترانسکت در استان ایلام
    زهره شفیعی 1393

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/20