profile - دانشکده کشاورزی
عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه کشاورزی
پردیس دانشگاه
پردیس برومندان
استادیار / کشاورزی / مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی
دروس ارائه شده نیمسال جاری
| نام درس | واحد | زمان ارائه درس | ترم |
|---|---|---|---|
| مبانی فرآوری محصولات گیاهی | 2 | هرهفته، يك شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه مبانی فرآوری محصولات گیاهی | 1 | هرهفته، شنبه ، 08:30-10:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| آزمایشگاه مبانی فرآوری محصولات گیاهی | 1 | هرهفته، شنبه ، 10:30-12:30 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
| تولید گیاهان علوفهای | 2 | هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 | نیمسال اول سال تحصیلی 1404-1405 |
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
تحلیل تاثیر سبک زندگی بر رشد قابلیتهای کارآفرینی در جوانان روستایی دهستان هفت آشیان
شیما اژدغ 1405رشد و توسعه کسبوکارهای روستایی نقشی کلیدی در بهبود معیشت و افزایش رفاه جوامع روستایی دارد. در این میان، کارآفرینان به عنوان نیروهای محرک اقتصادی میتوانند با ایجاد و توسعه کسبوکارهای جدید به اشتغالزایی و کاهش مهاجرت از مناطق روستایی کمک کنند. این پژوهش به بررسی سبک زندگی جوانان دهستان هفت آشیان میپردازد. دلیل اصلی انتخاب این عنوان، مشکلاتی مانند بیکاری، مهاجرت روستاییان به شهرها و نیاز به توسعه اقتصادی پایدار در مناطق روستایی بود. بررسی سبک زندگی کارآفرینان میتواند راهکارهایی برای ایجاد اشتغال، کاهش مهاجرت و بهبود شرایط زندگی در دهستان هفت آشیان ارائه دهد. سبک زندگی کارآفرینان به مجموعهای از ارزشها، باورها و رفتارهایی اطلاق میشود که بر شیوه مدیریت، نوآوری، و پایداری کسبوکار تاثیر میگذارد. اهداف این تحقیق شامل بررسی و شناسایی سبک زندگی کارآفرینانه، بررسی تاثیر سبک زندگی بر بروز ویژگی های کارآفرینانه در اعضای خانواده و تحلیل تاثیر سبک زندگی بر رشد قابلیتهای کارآفرینی در جوانان دهستان هفت آشیان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی است. پژوهش کاربردی به دنبال حل مشکلات عملی و ارائه راهکارهای کاربردی برای بهبود وضعیت موجود است. در این پژوهش جمع آوری داده ها با استفاده از روش سرشماری انجام خواهد شد دادههای حاصل با استفاده از تحلیل میشوند تا روابط میان متغیرها و میزان تاثیر هریک بر ایجاد و توسعه کسبوکارهای روستایی مشخص شود. انتظار میرود که سبک زندگی جوانان شناسایی شود و از طریق آموزش و ترویج آن، بستر لازم برای توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی فراهم گردد. علاوه بر این، این مطالعه میتواند به برنامهریزان و سیاستگذاران در طراحی و اجرای برنامههای حمایتی و آموزشی هدفمند برای جوانان روستایی کمک شایانی کند.
-
تشخیص تقلبات آب انار با استفاده از شاخص های غلظت ،رنگ و بو
الهه بابایی 1405 -
اثر محلول پاشی کودهای آلی، عناصر غذایی پر و کم مصرف بر عملکرد و رشد بادام زمینی و پاسخ آن به علف های هرز (Arachis hypogaea L.)
ستار فاضلی 1404 -
تاثیرتاریخ کاشت وارقام برعملکرد واجزاء عملکرد گیاه باقلا (Vicia faba L.) شهرستان کرمانشاه
غلامرضا صیدی 1403 -
تاثیراسیدهیومیک و روی بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود(Cicer arietinumL.)پاییزه (رقم منصور)
شهرام رشیدی 1403چکیده نخود زراعی (Cicer arietinum L.) بیشترین سطح زیر کشت را در بین حبوبات دارد و نه تنها یک رژیم پروتئینی ارزان را فراهم میکند، بلکه به دلیل قابلیت تثبیت نیتروژن میتواند سبب بهبود حاصلخیزی خاک شود. استان کرمانشاه از نظر سطح زیرکشت نخود جزء استانهای برتر کشور است و کشت دوم اکثر کشاورزان دیمکار استان محسوب میشود. بنابراین، انجام تحقیقات کاربردی در زمینه بهزراعی نخود از اهمیت زیادی برخوردار است. این آزمایش به صورت مزرعهای در روستای سربکوه بخش حمیل شهرستان اسلام آباد غرب به صورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی اجرا شد. زمین به 4 چهار بلوک و هر بلوک به 28 کرت تقسیم شد. کرتهای اصلی شامل شاهد (بدون مصرف سولفات روی و اسید هیومیک)، سولفات روی خاک مصرف به میزان 20 کیلوگرم در هکتار، اسید هیومیک خاک مصرف به میزان 5 کیلوگرم در هکتار و سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف به ترتیب به میزان 20 و 5 کیلوگرم در هکتار و کرتهای فرعی شامل شاهد (بدون محلولپاشی)، محلولپاشی با سولفات روی با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحلهای (زمان غلاف دادن) و دو مرحلهای (قبل و بعد از گلدهی)، محلولپاشی با اسید هیومیک با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحلهای و دو مرحلهای و محلولپاشی با سولفات روی + اسید هیومیک هر دو با غلظتهای 2 در هزار به صورت یک مرحلهای و دو مرحلهای بودند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار وزن صد دانه مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف با میزان 1/42 گرم بود که با تیمار سولفات روی اختلاف معنیداری نداشت.مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای خاک مصرف نشان داد که بیشترین میزان عملکرد بیولوژیکی در میان تیمارهای خاک مصرف در تیمار سولفات روی + اسید هیومیک با مقدار 3250 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای محلولپاشی نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیکی در بین تیمارهای محلولپاشی مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی با میانگین 3364 کیلوگرم در هکتار بود. بالاترین عملکرد دانه نیز در همین تیمار با مقدار 1431 کیلوگرم در هکتار حاصل شد. بیشترین مقدار نیتروژن دانه (3/3 درصد) مربوط به تیمار محلولپاشی با اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بدون مصرف خاکی سولفات روی و اسید هیومیک بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که تیمار محلولپاشی سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بیشترین تاثیر را در بین تیمارها بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود داشت. کاربرد خاک مصرف و محلولپاشی سولفات روی و اسید هیومیک مقدار نیتروژن و پروتئین دانه را به طور معنیداری افزایش داد و بر مقدار فسفر، پتاسیم و روی دانه تاثیر معنیداری نداشت. کلید واژهها: نخود دیم، عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه، اسید هیومیک، محلولپاشی
-
تاثیر تاریخ کاشت بر رشد و عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) در سیستمهای مختلف خاکورزی
شهرام چوبتاشانی 1403 -
اثر نانوذرات سیلیس بر مقاومت مکانیکی و ویژگیهای فیزیکی خاکهای با بافت مختلف
محمدسعید حسینی 1403 -
مطالعه تاثیر سطوح مختلف نیتروژن و گوگرد بر روی ویژگی های رشدی و عملکرد کمی و کیفی گیاه سیاهدانه (Nigella sativa L.)
مسعود بهرام آبادی 1403Abstract In order to investigate the effect of nitrogen and sulfur levels on the growth characteristics and quantitative and qualitative yield of nigella, an experiment was conducted as split plot based on randomized complete blocks design with three replications during 2021-22 cropping year at Campus of Agriculture and Natural Resource, Razi University, Kermanshah, Iran. The factors include the application of nitrogen at three levels (one-third, two-thirds and equivalent to the recommended amount from the source of urea fertilizer) as the main-factor and the application of sulfur at four levels (0, 40, 80 and 120 kg/ha from the source of Ammonium sulfate) were as sub-factor. The results of analysis of variance showed that the effect of nitrogen on harvest index, number of capsules per plant, 1000 grain weight, number of lateral branches, stem diameter, number of leaves per plant, leaf area per plant, number of days from seedling emergence to flowering, grain filling duration, grain filling rate, grain protein, grain ash, and leaf nitrogen were significant at the 1% probability level, and the biological yield and plant height were significant at 5% level. The effect of sulfur fertilizer on harvest index, 1000 grain weight, grain filling rate and grain ash was significant at the 1% probability level, and on the number of days from seedling emergence to flowering, grain filling duration and leaf nitrogen at 5% level. The nitrogen × sulfur interaction effect on grain yield, number of grains per capsule, number of grains per plant, grain weight per plant, grain oil, grain fiber and stem nitrogen at the 5% probability level and on oil yield, oil harvest index and number of days from seedling emergence to physiological maturity was significant at the 1% probability level. Interaction treatment of the recommended amount of nitrogen fertilizer x 120 kg/ha sulfur fertilizer produced the highest values of biological yield (4788 kg/ha), grain yield (1941 kg/ha), oil yield (743 kg/ha), harvest index (38/9%), oil yield index (15.3%), number of capsules per plant (34.92), number of grains per capsule (78.8), number of grains per plant (2921), 1000-grain weight (2.32 g) , grain weight per plant (7.10 g), plant height (66.9 cm), number of lateral branches (12.31), stem diameter (7.31 mm), number of leaves per plant (101.4) ), leaf area per plant (186 cm2), number of days from seedling emergence to flowering (69.8 days), number of days from seedling emergence to physiological maturity (110.6 days), grain filling duration (39.1 days), grain filling rate (163 mg/day), grain protein (28.1%), grain fiber (9.05%), grain oil (38.78%), leaf nitrogen (2.80%) and stem nitrogen (15.1%). In general, the application of the recommended amount of nitrogen with 80-100 kg/ha of sulfur fertilizer can be recommended as a suitable treatment to improve the yield of nigella. Key words: Nigella, grain oil, leaf nitrogen, grain yield, harvest index.
-
تاثیر آرایش کاشت وخاکپوش زنده بر کنترل علف های هرز و رشد و عملکرد ذرت
سارا مرادی قیماسی 1403این آزمایش جهت بررسی تاثیرآرایش کاشت و گیاه پوششی بر کنترل علفهای هرز و رشد و عملکرد ذرت (704) در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بود. عامل اول الگوی کاشت گیاه زراعی ( شامل یکردیفه و دوردیفه ذرت) و عامل دوم کشت گیاهپوششی در بین ردیف های کشت (شبدر، ماشک، جو، شبدر+ جو ، ماشک + جو ، بود. نتایج این مطالعه نشان داد، الگوی کاشت و گیاهپوششی و اثر متقابل آنها بر وزن تر علفهای هرز اثر گذار بود. در الگوی کاشت دوردیفه، وزن تر علفهای هرز کمتر از تکردیفه بود. همچنین کمترین وزن تر علفهرز مربوط به ماشک+جو و شبدر + جو بود. بالاترین وزن تر علفهای هرز نیز مربوط به تیمار ماشک، شبدر+ جو و جو تنها بود که نتوانست علفهای هرز را بهخوبی کنترل نمایید. تعداد برگ در بوته تحت تاثیر تیمارهای مورد بررسی قرار نگرفت، اما ارتفاع بوته تنها تحت تاثیر اثر متقابل الگوی کاشت در گیاهانپوششی قرار گرفت. بالاترین وزن تر بوته نسبت به شاهد با میانگین 73 درصد نسبت به شاهد از تیمار گیاهپوششی ماشک و کشت تک ردیفه ذرت بدست آمد. همچنین مشاهده شد که کمترین وزن تر (16 درصد نسبت به شاهد) از تیمار ماشک + جو در الگوی کشت تکردیفه بدست آمد. نتایج همچنین نشان داد، قطر ساقه و بلال تنها در سطح 1 درصد تحت تاثیر گیاهان پوششی و اثر متقابل گیاهانپوششی در الگوی کاشت قرار گرفت. بالاترین قطر بلال (15درصد نسبت به شاهد) از تیمار جو در کشت تکردیفه و بعد از آن در تیمار ماشک و جو در کشت دوردیفه بدست آمد که همگی در یک کلاس آماری قرار گرفتند. کمترین قطر بلال نیز مربوط به تیمار شبدر+ جو(2 درصد) و کمترین قطر ساقه مربوط به ماشک + جو 8 درصد) در کشت دوردیفه بود. تعداد دانه در ردیف تنها تحت تاثیر گیاهپوششی و تعداد ردیف در بلال تنها تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفتند، این در حالی است که تعداد کل دانه در بلال علاوه بر گیاهانپوششی تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفت. وزن هزار دانه نیز تحت تاثیر الگوی کاشت و اثر متقابل الگوی کاشت در گیاهانپوششی قرار گرفت. مقایسه میانگینها نشان داد، تیمار ماشک، جو و ماشک + جو بالاترین تعداد دانه در ردیف را به خود اختصاص داد و به ترتیب نسبت به شاهد 2،20 و 16 درصد بیشتر بود. همچنین بالاترین تعداد ردیف در بلال (6 درصد نسبت به شاهد) نیز از تک ردیفه مشاهده شد. بالاترین تعداد دانه در بلال نیز مربوط به تیمار جو (21 درصد) بود که با تیمارهای شبدر+ جو(18 درصد)، ماشک (18 درصد) تفاوت معنیداری نداشت. در تیمار جو در کشت دوردیفه بالاترین وزن هزار دانه (16 درصد بیشتر از شاهد) مشاهده شد که با تیمار ماشک در این الگوی کشت تفاوت معنی داری نداشت. عملکرد دانه تنها تحت تاثیر الگوی کاشت قرار گرفت، اما زیستتوده تولیدی تحت تاثیر الگوی کاشت، گیاهانپوششی و اثر متقابل آنها قرار گرفت. عملکرد دانه در کشتدو ردیفه ذرت بیشتر از تکردیفه بود (30 درصد بالاتر از شاهد)، همچنین زیستتوده تولیدی در کشت دوردیفه ذرت بهتر از تکردیفه بود. استفاده از گیاهپوششی شبدر موجب تولید بالاترین زیستتوده تولیدی ذرت شد، به طوری که عملکرد زیستتوده تولیدی در حدود 43 درصد بیشتر از شاهد بود. بین گیاهانپوششی به جز ماشک+ جو در این نوع الگوی کاشت تفاوت معنیدار وجود نداشت و در یک گروه قرار گرفتند. کمترین زیستتوده نیز از الگوی تکردیفه و گیاهانپوششی ماشک + جو مشاهده شد که نسبت به شاهد 13 درصد افزایش داشت.
-
تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی
بیژن آشنا 1403کشاورزی مرسوم تاثیر بسیار زیاد در کاهش تنوع زیستی وکیفیت محیط زیست به علتمصرف بیش از حد کودهای معدنی و فشردهسازی خاک وآیش گذاری زمین داشته است. کشت محصول پوششی باعث بهبود کیفیت خاک و عملکرد محصول اصلی، افزایش کیفیت محیط زیست وتنوع زیستی موجودات خاکزی و سطح خاک میشود.گیاهان پوششی عملکرد چند گانه دارند و باعث بهبود خواص فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و همچنین افزایش ماده آلی خاک وکنترل آفات و علفهای هرزمیشوند، از فرسایش بادی وآبی خاک جلوگیری میکنند و به عنوان گیاه تله از شستشوی مواد غذایی موجود درخاک که در اثر آبشویی شسته شده واز دسترس گیاه خارج وسبب ایجاد آلودگی در آب های زیرزمینی می شوند جلوگیری میکنند. سیب زمینی یک محصول پرمصرف در جهان است و افزایش تولید و عملکرد آن ضروری میباشد. از آنجایی که بهبود تولید و افزایش ارزش غذایی سیب زمینی از طریق بهبود شرایط خاک حاصل میشود، بنابراین، استفاده از گیاهان پوششی جهت افزایش ماده آلی خاک و جلوگیری از مصرف بی رویه کودهای معدنی سودمند است. به منظور تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا میشود. تیمارهای آزمایش شامل شاهد، شبدر خالص، جو خالص، ماشک خالص,ومخلوطی از آنها به نسبت های مختلف. برای انجام پژوهش ابتدا گیاهان پوششی کشت می شود و قبل از گلدهی با استفاده از دیسک بشقابی به خاک برگردانده میشوند. سپس اقدام به کشت سیبزمینی رقم سانتا میگردد. در نهایت صفاتی مانند شاخص سطح برگ، مقدار رطوبت نسبی، وزن خشک ساقه و برگها و وزن غدهها و عملکرد سیب زمینی و ارتفاع گیاهان پوششی اندازهگیری میشود. همچنین میزان پتاسیم، فسفر، نیتروژن، کربن آلی واسیدیته خاک تعیین میگردد
-
تاثیر برخی روش¬های زراعی در کاهش عارضه جارویی شدن نخود ناشی از بقایای علفکش تری بنورون متیل بکار رفته در کشت قبلی گندم در تناوب
میثم فتاحی 1402تریبنورون متیل در سیستمهای کشت غلات ایران در شرایط دیم بهطور گسترده مورداستفاده قرار میگیرد. بااینحال، اطلاعات کمی در مورد ماندگاری آن در خاک و انتقال این علفکش و سمیت آن برای محصولات بعدی در تناوب وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی حساسیت ارقام مختلف نخود به تریبنورون متیل و همچنین یافتن محصولات جایگزین انجام شد. در آزمایش مزرعهای، مزارع نخود واقع در شهرستان روانسر، استان کرمانشاه، طی فصل زراعی 1402-1401 مورد پایش قرار گرفت و رشد نخود در پاسخ به بقایای تریبنورون متیل مصرفی در محصول قبلی گندم مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین در یک آزمایش گلخآنهای، تاثیر غلظتهای مختلف تریبنورون متیل بر رشد نخود، عدس و ماشک معمولی مورد بررسی قرار گرفت. در تمامی گونههای مورد بررسی در این مطالعه، حضور تریبنورون متیل باعث کاهش رشد گیاه شد. در مجموع، در بین گونههای زراعی مورد بررسی، عدس تحمل بیشتری نسبت به تریبنورون متیل داشت و سپس گونههای ماشک معمولی و نخود قرار داشتند. رقم نخود بیونیج در مقایسه با دو رقم دیگر یعنی منصور و عادل نسبت به بقایای تریبنورون متیل در خاک (کاهش 30 درصدی عملکرد دانه) حساستر بود. بر اساس نتایج این مطالعه، بقایای تریبنورون متیل مصرفی در مزارع گندم، عامل اصلی کاهش ارتفاع نخود در سیستمهای کشت دیم غرب ایران است. جایگزینی عدس و ماشک معمولی با نخود در تناوب با گندم در خاکهایی که بهشدت آلوده به بقایای تری بنورون متیل هستند، توصیه می شود.
-
تشخیص خلال بادام درختی از خلال بادام زمینی به کمک بینی الکتریکی
علی سرمیلی 1402 -
مطالعه تاثیر گیاهان پوششی، کود شیمیایی و مدیریت علفهای هرز بر رشد و عملکرد سورگوم علوفه ای (Sorghum bicolor L. Moench)
شاپور منصوری 1402در بینگونههای زراعی مختلف، ساختار اندامهای هوایی و ماهیت رشد گیاه سورگوم به شکلی است که آن را بهویژه در ابتدای فصل رشد در مقابل علفهای هرز آسیب پذیر میسازد. این تحقیق با هدف بررسی اثر کشت گیاهان پوششی، مصرف کودهای شیمیایی و کنترل علفهای هرز بر عملکرد و رشد سورگوم علوفهای در مزرعه تحقیقاتی دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. طرح آزمایشی به صورت اسپلیت پلات-فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ? تکرار بود. فاکتور اصلی گیاه پوششی در سه سطح بدون کاشت، ماشک و جو و فاکتورهای فرعی شامل سطوح مختلف تیمار کنترل علف هرز به صورت یک و دو بار کنترل علف هرز در دوره بحرانی رشد و کود شیمیایی در سه سطح شامل صفر درصد شاهد، ?? درصد توصیه کودی و??? درصد توصیه کودی برای سورگوم بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که برای وزن تر علوفه در واحد سطح در مرحله برداشت اول اثر اصلی گیاه پوششی و اثر متقابل دوگانه آن با تیمار کودی و اثر متقابل سه گانه تیمارها در سطح احتمال 1 درصد معنیدار بود. اثر اصلی کود، اثرات متقابل دوگانه وجین و گیاه پوششی و نیز وجین و کود در سطح احتمال 5 درصد معنیدار بود و فقط اثر اصلی وجین معنیدار نگردید. برای عملکرد علوفه خشک در واحد سطح در مرحله برداشت اول اثر اصلی گیاه پوششی و اثر متقابل دوگانه آن با تیمار وجین در سطح احتمال 5 درصد معنیدار بود و سایر اثرات اصلی و متقابل تیمارها در سطح احتمال 1 درصد معنیدار گردید. نتایج مقایسه میانگین نشان داد در مجموع دوچین بیشترین عملکرد علوفه تر تقریبا برابر 120 تن در هکتار و بیشترین عملکرد علوفه خشک برابر حدود 46 تن در هکتار در تیمار گیاه پوششی جو، مصرف کود کامل و یک بار وجین بدست آمده است. گیاه جو به عنوان گیاه پوششی بدون مصرف کود نسبت به تیمار بدون گیاه پوششی حدود 20 تن عملکرد علوفه تر و 6 تن علوفه خشک را در هکتار افزایش داده است. نتایج تجزیه همبستگی نشان داد که صفت عملکرد علوفه تر در چین اول با صفات وزن خشک علوفه چین 1، تعداد برگ و ارتفاع بوته و وزن علوفه تر چین 2 در سطح احتمال 1 درصد و با صفت تعداد میانگره در بوته در سطح احتمال 5 درصد دارای ضرایب همبستگی قوی، مثبت و معنیدار بود.
-
ارزیابی تاثیر اجرای طرح¬های صیانت از جنگلهای زاگرس بر برخی ویژگی¬های فیزیکی-شیمیایی و زیستی خاک
محمد اکبری 1400جنگل های زاگرس در امتداد کوه زاگرس از شمال غرب به جنوب شرق ایران امتداد یافته است. مساحت این جنگل ها حدود 5 میلیون هکتار است. این جنگل ها رویشگاه اصلی گونه های بلوط در ایران هستند که حدود 40 درصد از مساحت جنگلی ایران را تشکیل می دهند. این جنگل ها در تامین منابع آب زیرزمینی، تهویه مطبوع، حفاظت از خاک و جلوگیری از فرسایش و تامین زیستگاه حیات وحش نقش اساسی دارند. امروزه اکوسیستم این جنگل ها بر اثر فشارهای مختلف بهره برداری و تخریب کاملاً شکننده شده است و به همین دلیل در برخی مناطق برنامه های حفاظتی و احیایی در قالب طرح های حفاظت از جنگل های زاگرس یا «صیانت» اجرا شده است. این تحقیق در مناطقی از جنگل زاگرس در استان کرمانشاه که تحت اجرای طرح صیانت بوده اند، شامل: تپه گل و سرخک در شهرستان اسلام آباد و قشلاق در شهرستان روانسر انجام شده است. هدف اصلی این پژوهش، مقایسه تاثیر اجرای طرح صیانت بر خصوصیات خاک بود. برای این منظور نمونههای خاک مرکب به روش تصادفی- سیستماتیک از منطقه مذکور و نیز منطقه شاهد مربوطه آنها جمعآوری شد. نمونههای خاک جمعآوریشده به دو بخش تقسیم شدند، یکی برای اندازهگیری ویژگیهای فیزیکی وشیمیایی (OC، P، K، EC، pH، TNV، BD)، بافت خاک و دیگری برای ویژگیهای میکروبی(BR، Cmic، qCO2. ) برای مقایسه میانگین خصوصیات خاک برای تیپ گل، سرخک و کنترل مربوطه آنها از آنالیز واریانس یک طرفه و برای مقایسه خصوصیات خاک قشلاق و کنترل مربوطه از آزمون T استفاده شد. نتایج نشان داد که تغییرات آماری معنی داری در EC، PH، TNV خاک در تمامی مناطق مورد مطالعه مشاهده نشد. مقدار OC، P، K و BD در سرخک به طور معنی داری بیشتر از منطقه شاهد مربوطه بود. از میان ویژگیهای میکروبی خاک اندازهگیری شده، تغییر معنیداری در BR خاک در تمام مناطق مورد مطالعه مشاهده نشد. با این حال، بیوماس کربن (Cmic) و qCO2 خاک در سرخک به طور معنیداری بیشتر از شاهد و تیپ گل بود. نتایج نشان می دهد که هیچ یک از خصوصیات خاک اندازه گیری شده تحت تاثیر اجرای طرح سیانات در قشلاق نسبت به کنترل مربوطه آن قرار نگرفت. نتیجهگیری شد که کیفیت اجرای طرحهای صیانت موضوع بسیار مهمی برای بهبود خصوصیات خاک است.
-
مقایسه شایستگی نسبی بیوتیپ های مقاوم و حساس خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در نواحی مختلف شهرستان اسلام آباد غرب
مرضیه اخگرامیرآبادی 1400چکیده این مطالعه جهت بررسی شایستگی نسبی بیوتیپ های حساس و مقاوم خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در دو بخش حمیل و مرکزی در سطح شهرستان اسلام آباد غرب، استان کرمانشاه طی سال زراعی 1397-1396 در دو بخش گلخانه و آزمایشگاه به اجرا درآمد. نتایج این آزمایش نشان داد که میزان مقاومت توده های مختلف برداشت شده از 9 طبقه ارتفاعی (از سطح دریا) با وجود افزایش شدت مقاومت در ارتفاعات، از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان ندادند و شاخص مقاومت ثبت شده بین 55/5 تا 64/6 به دست آمد. نتایج حاصل از بررسی اثر دما بر جوانه زنی توده های حساس و مقاوم خردل وحشی نشان داد پاسخ توده های حساس و مقاوم در دماهای مختلف متفاوت بود و در دمای 20 و 25 درجه سانتی گراد توده های حساس بیشترین درصد جوانه زنی و قوه نامیه را نسبت به توده مقاوم داشتند. سرعت جوانه زنی نیز در تیمارهای مختلف دمایی تفاوت معنی داری را نشان داد و در دمای( 5 و 20) درجه سانتیگراد سرعت جوانه زنی توده های مقاوم به طور معنی داری بیشتر از توده حساس بود. و در دمای 25 درجه سانتی گراد سرعت جوانه زنی توده حساس به طور معنی داری بیشتر از توده مقاوم بود. نتایج مربوط به اثر پتانسیل اسمزی مختلف نیز نشان داد که به طور کلی خردل وحشی نسبت به کاهش پتانسیل اسمزی خاک حساس بوده و درصد و سرعت جوانه زنی و قوه نامیه توده های حساس در پتانسیل اسمزی 1/0 و 2/0 مگاپاسکال بیشترین بوده و در پتانسیل اسمزی 1 و 2/1 به صفر رسید. اسیدیته و توده های مقاوم و حساس خردل وحشی اثر معنی داری بر درصد جوانه زنی و قوه نامیه و همچنین مقادیر مختلف اسیدیته اثر معنا داری بر بذر خردل وحشی دارد به طوریکه توده های مقاوم اسیدیته اسیدی تا خنثی را ترجیح می دهند. نتایج آزمایش دوز-پاسخ نشان داد اثر متقابل توده در مقدار تری بنورون متیل روی درصد جوانه زنی بذور خردل وحشی معنی دار بود. بیشترین درصد جوانه زنی در غلظت های 25/0، 5/0، 1 و 2 درتوده مقاوم، و درتوده حساس در تیمار شاهد و غلظت 25/0 اتفاق افتاد یافت و جوانه زنی درهر دو توده حساس و مقاوم در غلظت های 8، 16 و 32 به صفر رسید. با توجه به شایستگی نسبی توده های حساس خردل وحشی از نظر جوانه زنی به نظر می رسد در صورتی که عملیات مدیریتی خاصی به منظور کاهش جوانه زنی این توده ها انجام نشود، در آینده جمعیت این توده ها گسترش یافته و در این صورت، احتمال بروز مشکلات روزافزون توسط این توده ها وجود دارد. کلیدواژه ها: استولاکتات سنتاز، مقاومت، شایستگی نسبی، جوانه زنی
-
بررسی شایستگی نسبی یولاف وحشی (Avena.Ludoviciana) مقاوم به علفکش کلودینافوپ پروپارژیل و اثرعوامل مدیریتی و اقلیمی موثر بر بروز مقاومت در شهرستان اسلام آباد غرب، کرمانشاه
فائزه فخری 1400چکیده به منظور بررسی مقاومت بیوتیپهای یولاف وحشیAvena ludoviciana به علفکش کلودینافوپ پروپارژیل (تاپیک)، همچنین بررسی اثر عوامل مدیریتی و زراعی موثر بر بروز مقاومت و ارزیابی هزینه شایستگی نسبی بیوتیپهای حساس و مقاوم یولاف وحشی درمزارع گندم واقع در قسمت حمیل و مرکزی شهرستان اسلامآبادغرب استان کرمانشاه، آزمایشی در سال 99-97در دانشگاه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل 314 بیوتیپ یولاف وحشی مشکوک به مقاومت بودند، پس ازتعیین بیوتیپهای حساس و مقاوم یولاف وحشی و درصد مقاومت آنها درگلخانه (با استفاده از دوز تفکیک)، درمرحله بعد آزمایش دز-پاسخ گلدانی با اعمال غلظتهای مختلف علفکش (0.25، 0.5، 1، 2، 4، 6، 8 و 16 برابر غلظت توصیه شده) انجام و نتایج نشان داد با افزایش دوز علفکش مقدارماده خشک یولاف وحشی کاهش پیدا کرد به طوری که در دز4تا 16 برابر به صفر رسید. سپس به منظور ارزیابی شایستگی نسبی بیوتپهای حساس و مقاوم ازنظر خصوصیات جوانهزنی به تیمار های مختلف pH، خشکی، و دما در پتری دیش به صورت فاکتویل در قالب طرح کاملا تصادفی اجراشد. مشاهده شد که بیوتپهای حساس یولاف وحشی در دمای20 درجه بیشترین سرعت و درصد جوانهزنی و قوه نامیه، در تیمار خشکی بیوتیپهای حساس با اعمال تنش خشکی نسبت به شاهدبا نسبت به مقاوم سرعت و درصد وقوه نامیه بالایی داشتند.درتیمارpH تفاوتی بین بیوتیپها مشاهده نشد فقط درPHخنثی تا اسیدی بیشترین درصدجوانهزنی، مشاهده شد اما در سرعت جوانهزنی بیوتیپهای مقاوم بیسترین سرعت جوانهزنی در PHخنثی تا اسیدی راداشتند و با قلیایی شدن PH سرعت جوانهزنی کاهش پیدا کرد.درآزمایش دزپاسخ در پتری دیش هم بیوتیپ های مقاوم جوانهزنی خود را تا دوز 2 برابرتوصیه شده حفظ کردند.سپس بااستفاده ازپرسشنامه تهیه شده که قبلاً به کشاوزان داده شده بود اثر عوامل مدیریتی وزراعی مزارع بربروزمقاومت نشان داد مقدارکود مصرفی نیتروژن فسفرو عدم رعایت آیش و رقم گندم آذر 2، کشت به صورت مکانیزه، مقداربذر 150 تا 160 و 140 تا 150 و دفعات مصرف علفکش خانواده ACCase در 5 سال گذشته معنی دا بود. همچنین کشاورزانی که مساحت زمین بالای 10هکتار با استفاده تعداد دفعات مصرف علفکش خانواده ACCase بیشترین اثرگذاری بر بروزمقاومت داشت که با افزایش مساحت زمین درصد استفاده ازسم بیشترشد.درپایان تهیه نقشه پراکندگی یولاف وحشی نشان داد پراکندگی یولاف وحشی مقاومت یولاف وحشی زمستانه در بخش حمیل و مرکزی به صورت پراکنده میباشد وعوامل اقلیمی وتوپوگرافی تاثیریبربروزمقاومت یولافوحشی نداشت. کلیدواژهها: یولاف وحشی، مقاومت، اقلیم، شایستگی نسبی، سرعت جوانهزنی، درصدجوانهزنی، قوه نامیه، مدیریت زراعی چکیده به منظور بررسی مقاومت بیوتیپهای یولاف وحشیAvena ludoviciana
-
بررسی اثرات تاریخ کاشت و تراکم بوته سه رقم کینوا (Chenopodium quinoa) در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
گودرز کریمی 1400بهمنظور مطالعه اثر تاریخ کشت، تراکم و رقم بر عملکرد و اجزای عملکرد کینوا در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، آزمایشی بهصورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. کرتهای اصلی در این آزمایش عبارت از تاریخهای کشت در سه سطح شامل؛ 20 اسفند، 20 فروردین و 20 اردیبهشت، و عاملها نیز عبارت از تراکم (40 و 60 بوته در متر مربع) و سه رقم کینوا (Titicaca، Redcarina و Q29) بودند. نتایج حاصل نشان داد که در هر سه تاریخ کاشت بیشترین تعداد روز تا رسیدن به مراحل فنولوژیکی مختلف در ژنوتیپ Q29 حاصل شد به طوری که طول روز تا رسیدن برای این رقم 33/151 روز در تاریخ کشت .... بود. ارتفاع بوته در تیمار کشت در 20 فروردین بالاتر از سایر تاریخهای کاشت به میزان 47/102 سانتیمتر بود. در تاریخ کاشت 20 فروردین وزن هزار دانه در گیاه کینوا 19/2 گرم بود که به طور معنیداری کمتر از تاریخ کاشت 20 اردیبهشت و بالاتر از تاریخ کاشت 20 اسفندماه بود. میزان عملکرد دانه در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین دارای عملکرد دانه بیشتری (2297 کیلوگرم در هکتار) نسبت به دو رقم دیگر بود. همچنین گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع دارای عملکرد دانه بیشتری (22/1962 کیلوگرم در هکتار) نسبت به تراکم 40 بوته در متر مربع (7/1884 کیلوگرم در هکتار) داشت. بالاترین میزان عملکرد بیولوژیک به میزان 5498 کیلوگرم در هکتار در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین به دست آمد. میزان عملکرد بیولوژیکی گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع (2/4578 کیلوگرم در هکتار) بالاتر از تراکم 40 بوته در متر مربع (5/4233 کیلوگرم در هکتار) بود. در تراکم 40 بوته در متر مربع و کاشت گیاه کینوا در 20 اسفندماه بالاترین میزان شاخص برداشت به میزان 28/48 درصد حاصل شد. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه میتوان برای منطقه کرمانشاه در جهت حصول حداکثر میزان عملکرد دانه کینوا توصیه نمود که رقم Titicaca را در تراکم 60 بوته در متر مربع و در تاریخ کاشت 20 فروردین کشت نمود.
-
بررسی اثر عمق دفن و مدت زمان دفن بر جوانه زنی، خواب و زوال بذر علف هرز ماستونک (Torilis arvensis) در خاک
مریم بهرامی شاد 1400 -
ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانه زنی ماشک برگ پهنVicia narbonensis)) و ماشک خزری (Vicia hyrcanica)در شهرستان کرمانشاه
شاپور احمدی 1400چکیده اطلاع از فنولوژی و اکولوژی و نیز خصوصیات جوانهزنی بذر علفهای هرز نقش اساسی در طراحی خط مشیهای موثر در مدیریت آنها در مزارع کشاورزی دارد. علفهای هرز جنس ماشک به عنوان گونههای غالب در مزراع دیم در ایران مطرح هستند. بهمنظور ارزیابی فنولوژی رشد گیاه و اکولوژی جوانهزنی ماشک خزری و ماشک برگپهن به عنوان علفهای هرز مهم و غالب در مزارع گندم و نخود دیم، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و طی دو سال زراعی 98-1397 و 99-1398 در مزرعهای دیم واقع دربخش کوزران استان کرمانشاه اجرا شد. مزرعه محل انجام مطالعه دارای سابقه بالایی از آلودگی به هر دو گونه ماشک بود. تجربیات قبلی حکایت از این داشتند که سبز شدن این دو گونه از اوایل بهمنماه شروع شده و به تناوب تا فروردینماه در مزارع ادامه دارد. سه نقطه زمانی اوج سبز شدن هر دو گونه در سه ماه که منجر به سبز شدن این دو گونه بود یعنی بهمن، اسفند و فروردینماه هر سال انتخاب و در هر زمان اوج 15 بوته بهمنظور اندازهگیری صفات و مراحل مختلف فنولوژیکی تا پایان دوره رشد در زمینی آیش و به دور از رقابت گیاه زراعی و سایر علفهای هرز حفط شد. همچنین درصد جوانهزنی بذر هر دو گونه و نیز پاسخ آنها به عوامل مختلف شکستن خواب نیز بررسی شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بذرها پس از برداشت دارای خواب بوده و رفع خواب به یک دوره پسرسی نیاز داشت، بطوریکه با افزایش تعداد هفتههای بعد از برداشت درصد جوانهزنی به 40% درصد رسید ولی هیچگاه در هفته چهاردهم بعد از برداشت، افزایش نیافت. نتایج تاثیر تیمارهای مختلف خوابشکنی در هر دو گونه نشان داد که درصد جوانهزنی با خراش دهی مکانیکی توسط کاغذ سمباده بیشترین افزایش را داشت. نتایج بهدستآمده در بخش مورفولوژیکی نشان داد که صفات مورد بررسی شامل وزن هزاردانه، تعداد بذر در بوته، تعداد دانه در هر غلاف و نسبت تعداد غلاف به گل در هر دو گونه روند تقریباً مشابه داشته و بوتههای استقرار یافته در بهمنماه نسبت به استقرارهای پس از آن، همواره برتر بودند. شروع تقویمی و درجه روز-رشد تجمعی هریک از مراحل فنولوژیکی در بین تاریخهای استقرار و سالهای زراعی نیز متفاوت بود و تاثیر آن بر روی ارتفاع، تعداد برگ، تعداد غلاف و ساقههای جانبی تولید شده در هر دو گونه دارای تفاوت معنیدار بود. استقرار بهمنماه از قدرت و رقابت بیشتر با گیاه زراعی و درنتیجه خسارت بیشتر به آن حکایت داشت. بهطور کلی بر اساس نتایج این مطالعه میتوان پیشنهاد کنترل و مدیریت استقرارهای زودتر این دو گونه علف هرز که از قدرت رقابت و درنتیجه خسارت بالاتری به گیاهان زراعی برخورداربوده را در برنامه مدیرت کنترل آنها در مزرعه مد نظر داشت و اینکه بوتههای دیرتر استقرار یافته نمیتوانند رقیب سرسختی در مزارع دیم منطقه محسوب گردد. از نظر کاربردی بهتر این است که گیاه زراعی را دیرتر بکاریم که با بوتههای قویتر این علفهای هرز به جهت رقابت با گیاه زراعی روبرو نباشیم. کلمات کلیدی: شکست خواب، پسرسی، غلاف، شاخه فرعی
-
ارزیابی تاثیر کشت خالص و ترکیبی گیاهان پوششی ماشک گل خوشهای (Vicia villosa)، شبدر ایرانی (Trifolium resupinatum) بر کنترل علفهای هرز گوجه فرنگی
مریم سلیمی 1400گوجهفرنگی یکی از محصولات مهم کشاورزی است که میزان تولید آن در جهان حدود ??? میلیون تن در سال 2015 بوده است. یکی از مشکلات مهم کشت گوجهفرنگی خسارت علفهای هرز است که در مراحل اولیهی رشد به علت سرعت رشد کم و توسعه برگ محدود، قدرت رقابت کمتری در مقابله با علفهای هرز دارد. کنترل علفهای هرز در گوجهفرنگی، یکی از پرهزینهترین عملیات کشاورزی در این محصول به شمارمیرود، که کم توجهی به کنترل علفهای هرز میتواند باعث خسارت بسیاری به محصول شود. روشهای مختلفی برای کنترل علفهای هرز مورد استفاده قرار میگیرد، که استفاده از علفکشها بسیار متداول است. اما امروزه به علت بروز مشکلات زیست محیطی، پرهزینه بودن، ایجاد مقاومت در علفهای هرز و تهدید سلامت انسان و محیط زیست، استفاده مکرر و بیش از حد علفکشها با تردید مواجه شده است. استفاده از گیاهان پوششی جایگزین مناسبی برای خاک ورزیهای بیرویه و استفاده از علفکشها میباشد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی تاثیر گیاهان پوششی ماشک گل خوشهای و شبدر ایرانی به صورت کشت خالص و ترکیبی بر عملکرد و کنترل علفهای هرز گوجهفرنگی و همچنین کنترل علفهای هرز زمستانه در مزرعه بوده است. این آزمایش در سال زراعی ????-???? در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. آزمایش گیاهان پوششی با تیمار درصدهای مختلف کشت دو گیاه پوششی ماشک گل خوشهای و شبدر، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار با درصد بقایای باقی مانده از تیمار گیاهان پوششی انجام گرفته است. آزمایش گوجهفرنگی نیز در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی در آزمایش گیاهان پوششی شامل کشت خالص و ترکیبی (درصدهای مختلف) دو گیاه شبدر و ماشک میباشد (??? ? شبدر، ??? ? ماشک، ?? ? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک +??? شبدر، ??? ماشک +??? شبدر، ?? ? ماشک + ?? ? شبدر، ??? ماشک + ?? ? شبدر، ?? ? ماشک + ?? ? شبدر، ??? ماشک + ??? شبدر، ??? ماشک + ??? شبدر و ? ? ماشک + ? ? شبدر (شاهد)). گیاهان پوششی در این مدت کوتاه توانستهاند خصوصیات فیزیکی و عناصر غذایی خاک را بهبود ببخشند. در بین تیمارهای درصدهای مختلف گیاهان پوششی تفاوتهای معنیداری از نظر کنترل علفهای هرز دیده شد. که تیمار 50% ماشک + 50% شبدر و 100% شبدر به طور میانگین توانستهاند در صفات مختلفاندازهگیری شده شرایط مناسب و خوبی را برای گیاهان پوششی و کنترل علفهای هرز ایجاد کنند. در مقابل تیمارهای 20% ماشک + شبدر و 90% ماشک+ 10% شبدر شرایط مناسبی را در کنترل علفهای هرزایجاد نکردهاند.در تمامی صفات اندازهگیری شده تیمار شاهد نسبت به تیمارهای گیاهان پوششی شرایط مناسبی را در مزرعه ایجاد نکرده است. در خصوص آزمایش تاثیر بقایای گیاهان پوششی بر عملکرد و کنترل علفهای هرز در گوجهفرنگی نیز، تیمار بقایای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر توانستهاند هم در کنترل علفهای هرز و هم در عملکرد گوجهفرنگی به نسبت شاهد وسایر تیمارهای استفاده شده، بهتر عمل نمایند. و در تیمار شاهد نیز کمترین عملکردگوجهفرنگی و کمترین کنترل کنندگی علفهای هرز به ثبت رسید. عملکرد در تیمارهای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر به ترتیب، 25/67 و 51/66 تن در هکتار مشاهده شد، در حالی که عملکرد در تیمار شاهد 43/14 تن در هکتار بوده است. میزان تراکم علفهای هرز در تیمارهای 50% ماشک + 50% شبدر و بقایای 100% شبدر به ترتیب 9 و 8 بوته در متر مربع و در تیمار شاهد 30 بوته در متر مربع گزارش شده است.به طور کلی استفاده از گیاهان پوششی و بقایای آنها در مزرعه میتواند روش زیست محیطی و اقتصادی مناسبی در جهت کنترل علفهای هرز و کم کردن استفاده از مواد شیمیایی در مزرعه باشد. کلیدواژه: شبدر، ماشک، مدیریت علفهای هرز، کشاورزی پایدار، کشت خالص گیاهان پوششی، کشت ترکیبی گیاهان پوششی، گوجه فرنگی.
-
اثر عوامل مدیریتی و اقلیمی- توپوگرافیکی بر بروز مقاومت علف هرز خردل وحشی (Sinapis arvensis) به علفکش تری بنورون متیل (گرانستار) در شهرستان اسلام آباد غرب، کرمانشاه
فتاح مرادی 1400 -
بررسی اثرات باقی مانده علفکشهای بکار رفته درکشت نخود بر رشد و عملکرد گندم در تناوب زراعی
فرزاد احمدی 1400 -
مقایسه عملکرد و برخی فراسنجه های خونی بره های اخته شده به روش استاندارد و کیسه بیضه کوتاه شده با استفاده از حلقه های لاستیکی محکم
آرش رضائی سراب بادیه 1399 -
بررسی فنولوژی مقایسه¬ای علف¬های هرز ماشک خزری (Vicia hyrcanica Fisch. & Mey.) و ماشک گل بنفش (Vicia monantha Retz) و عدس (Lens culinaris Medik) به منظور تعیین حساس¬ترین مرحله رشدی این علف-های هرز به عوامل مدیریتی
رحمان کرمپور 1399 -
بررسی کنترل شیمیایی علف هرز عروسک پشت پرده (Physalis divaricata) در چغندر قند(Beta vulgaris)
ایران احمدخانی 1398 -
بررسی شایستگی نسبی خردل وحشی (Sinapis arvensis) مقاوم به علف کش های بازدارنده ALS وهورمونی
بهاره خمانی 1398 -
بررسی وضعیت ساختار جنگل آموزشی پژوهشی دانشگاه رازی کرمانشاه در یک دوره سیزده ساله
نسیم سلیمی خواه 1398چکیدهساختارتودههایجنگلی در طول زمان در اثرآشفتگیهای انسانی یا طبیعیتغییرمیکند. بررسی اینتغییرات درارتباط باعواملمحیطی وآشفتگیها نقش مهمی در تجزیه و تحلیلپویایی و مدیریت بومسازگان دارد. به منظور درک بهتر بومسازگان جنگلی و بررسی روند پویایی آن لازم است ساختار جنگل و نظم و ترتیب اجزای آن به صورت کمی مورد بررسی قرار گیرد. جنگلهای منطقه زاگرس به عنوان یکی از گستردهترین رویشگاههای گیاهی کشور و دومین اکوسیستم مهم جنگلی ایران؛ هر چند که جایگاه چندانی از لحاظ تولید چوب صنعتی ندارند اما بواسطه نقش مهمی که در تنظیم آب و خاک و تعادل اکولوژیک منطقه دارد، در این مطالعه مورد ارزیابی قرار گرفته است که هدف این پژوهش بررسی تغییرات ساختار جنگل سرخهدیزه کرمانشاه بعد از یک دوره سیزده ساله میباشد. جهت اجرای تحقیق در منطقه مورد بررسی در قالب شبکه آماربرداری 100 متر در 100 متر تعداد 50 قطعهنمونه دایره ای شکل برداشت گردید؛ به این صورت که محل تقاطع اضلاع شبکه آماربرداری به عنوان مراکز قطعهنمونه در نظر گرفته شد و 50 نقطه نمونهبرداری (مراکز قطعهنمونه) با استفاده از ژئوپلانر و با روش نمونهبرداری دایرهای شکل پیاده گردید و مشخصه های مربوط به ساختار جنگل که در سیزده سال پیش مورد بررسی قرار گرفته بودند، جهت مقایسه اندازه گیری شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها در طول دوره 13ساله نشان داد که توده بصورت یک توده خالص بلوط ایرانی باقی مانده است و الگوی پراکنش درختان توده بصورت کپه ای تغییر نکرده است. اما از نظر تراکم تعداد درختان از 4/178 اصله در هکتار در سال 1384 به 4/119 اصله در هکتار در سال 1397 کاهش یافته است یعنی بطور متوسط سالیانه 5/2 درصد از درختان کم شده است ولی سطح تاج پوشش درختان توده مورد نظر هرچند تا حدودی افزایش یافته است یعنی از 49/1676 مترمربع در هکتار در سال 1384، به 09/1767 مترمربع در هکتار در سال 1397 تغییر کرده است، اما این تغییر از نظر آماری اختلاف معنی را نشان نداد.درصد تاج پوشش درختان نیز از 77/16 درصد به 67/17 تغییر کرده است که این مشخصه نیز مانند سطح تاج درختان از نظر آماری اختلاف معنی را نشان نداد. بطور خلاصه می توان نتیجه گیری کرد که توده مورد بررسی از نظرنسبت گونههای درختی، الگوی پراکنش درختان، سطح تاج پوشش و درصد تاج پوشش نسبت به ابتدای دوره تغییر نکرده است ولی از نظر تراکم، تعداد درختان در واحد سطح کاهش یافته است که بررسیهای آماری نیز این موضوع را تایید می کند. واژگان کلیدی: ساختار- تراکم- تاجپوشش- روش نمونهبرداری دایرهای- الگوی پراکنش مکانی
-
اثرات سطوح مختلف کود سبز بر عملکرد و اجزای عملکرد گندم نان (Triticum aestivium L.) در شرایط آبیاری تکمیلی در کرمانشاه
سعید الماسی 1398 -
اثر تداخل چند گونه ای علف های هرز روی تولید عدس دیم (Lens culinaris L.) در شرایط مزرعه
ناهید افندیده 1398 -
ارزیابی تاثیر روش های مرسوم آماده سازی بستر بذر و تاریخ کاشت بر علف های هرز و تولید نخود دیم (Cicer arietinum) در منطقه ماهیدشت کرمانشاه
جهاندار کریمی 1397 -
برنامه ریزی راهبردی احیاء پروژه ایستگاه پمپاژ آب روستای قمشه فرامان
پروین امیرخانی 1397 -
تحلیلی بر ارتباط دوگانگی جغرافیایی بازار کار، امنیت غذایی و سلامت عمومی خانوارهای روستایی(مورد واکاوی : دهستان ماهیدشت استان کرمانشاه)
پروانه خسروی 1397 -
بررسی تاثیر مدت، عمق دفن و پس رسی بر جوانه زنی بذر علف هرز تلخ بیان (Sophora alopecuroides
محمد آقائی 1397 -
ارزیابی تاثیر پلی مورفیسم بذری بر جوانه زنی، فنولوژی و قدرت رقابت Torilis arvensis
رضوان پیامنی 1397ماستونک با نام علمی Torilis arvensis یکی از علفهای هرز مهم مزارع غلات و گیاهان خانوادهی چتریان است که دو شکل بذر شامل پرزدار و بدون پرز روی بوته تولید میکند. بهمنظور بررسی جوانهزنی، فنولوژی و قدرت رقابت علف هرز ماستونک مجموعهای از آزمایشها در سه بخش مجزا طی سالهای 1397-1395 انجام شد. در آزمایش اول اثر عوامل محیطی شامل پسرسی، نور و دما، پتانسیل اسمزی، تنش شوری، اسیدیته، عمق دفن بذر، جایگاه بذر در بوته و شوک حرارتی بر جوانهزنی علف هرز ماستونک بررسی شد. نتایج این بخش از آزمایش نشان داد که هر دو شکل بذر بلافاصله پس از برداشت دارای سطح بالایی از خواب هستند که با مرور زمان از میزان خواب هر دو شکل بذر کاسته میشود؛ بهطوری که پس از گذشت حدود هشت هفته از زمان برداشت، درصد جوانهزنی بذور پرزدار و بدون پرز بهترتیب 60 و 97 درصد افزایش مییابد. هر دو شکل بذر غیرفتوبلاستیک بوده و نور در جوانهزنی آنها تاثیری نداشت. بهترین دما برای جوانهزنی دو شکل بذر، 20 درجهی سانتیگراد بود (درصد جوانهزنی بذور پرزدار و بدون پرز بهترتیب 58 و 9/96 درصد بود). همچنین نتایج نشان داد که جوانهزنی هر دو شکل بذر ماستونک به تنش خشکی و کمبود آب حساس است. در اسیدیتهی 7 بیشترین درصد جوانهزنی مشاهده شد بهطوری که درصد جوانهزنی بذور پرزدار و بدون پرز بهترتیب به 60 و 100 درصد رسید. ظهور و سبز شدن هر دو شکل بذر با افزایش عمق دفن کاهش یافت. نتایج اثر متقابل جایگاه بذر، دما و شکل بذر نشان داد که دما و شکل بذر اثر معنیداری بر درصد جوانهزنی بذر ماستونک داشتند. عمق دفن، اثر متقابل بین عمق دفن و شوک حرارتی و اثر متقابل بین عمق دفن و شکل بذر اثر معنیداری بر جوانهزنی بذر داشتند. آزمایش دوم مربوط به ارزیابی فنولوژی این علف هرز در منطقهی کرمانشاه بود. بخشی از نتایج این مطالعه نشان داد که ماستونک که علف هرزی بهاره است که دورهی رشد خود را طی 6/141 روز (میانگین مجموع روزهای رشد) به پایان میرساند و برای تکمیل دورهی رشد و نمو خود به میزان 38/1847 درجهی روز- رشد حرارت نیاز دارد. در آزمایش سوم به بررسی قدرت رقابت علف هرز ماستونک با گیاه گشنیز تحت تاثیر سطوح مختلف نیتروژن و شوری پرداخته شد. با افزایش سطح شوری، ارتفاع بوته، تعداد برگ، وزن تر و خشک گیاه و برگ، عملکرد و سطح برگ کاهش یافت. اما نیتروژن تاثیر مثبتی بر خواص مرفولوژیکی مورد مطالعه داشت. اثر متقابل بین شوری و نیتروژن نشان داد که در هر سه سطح شوری با افزایش غلظت نیتروژن، ویژگیهای رشد گشنیز افزایش مییابد. نتایج این بخش از آزمایش نشان داد 90 کیلوگرم نیتروژن در هکتار، اثرات منفی شوری بر رشد گشنیز را کاهش داد و در نهایت سبب بهبود ویژگیهای مرفولوژیکی گشنیز میشود. نیتروژن و شوری بر خصوصیات رشد گشنیز تاثیرگذار بودند.
-
شناسایی ویژگی های گیاهی موثر بر توان رقابتی ارقام گندم با علف های هرز در سطوح مختلف نیتروژن
جعفر امین پرست 1396مدیریت زراعی علفهای هرز یکی از راهکارهای مهم در کشاورزی پایدار است. در این راستا شناسایی صفات گیاهی موثر بر توان رقابتی و شرایط تغذیهای گیاه زراعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. این آزمایش به منظور شناسایی ویژگیهای گیاهی موثر برتوان رقابتی ارقام گندم با علفهای هرز در سطوح مختلف نیتروژن در سال 1394 و در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. آزمایش به صورت اسپلیت پلات و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عوامل مورد بررسی شامل کاربرد نیتروژن در سه سطح ( 0، 50 و 100 درصد توصیه شده بر اساس آزمون خاک) به عنوان فاکتور اصلی و ارقام گندم ( اروم، سیروان، سیوند، پارسی، پیشگام، پیشتاز و میهن) به عنوان فاکتور فرعی بودند. به منظور بررسی تاثیر فاکتورهای آزمایشی بر تداخل علفهای هرز، هر تکرار به صورت طولی از وسط به دو نیم تقسیم شد که در یکی از آنها علفهای هرز در سرتاسر فصل رشد کنترل شد و در دیگری کنترلی صورت نگرفت. نتایج نشان داد که در بین سطوح نیتروژن بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب مربوط به سطوح کودی 100 و صفر درصد بود. در بین ارقام گندم نیز رقم پیشگام بیشترین و رقم اروم و میهن دارای کمترین عملکرد بودند. همچنین با افزایش میزان مصرف کود نیتروژن در شرایط تداخل با علفهای هرز شاخص قدرت تحمل رقابت ارقام کاهش یافت و تراکم و وزن خشک علفهای هرز افزایش یافت که نشان از قدرت رقابتی بیشتر علفهای هرز نسبت به ارقام گندم بود. در مجموع نتایج نشان داد که در رقابت با علفهای هرز نیز ارقام سیوند، پیشتاز و پیشگام به دلیل شاخص سطح برگ، ارتفاع، سرعت رشد محصول، وزن گیاهچه و تعداد سنبله در متر مربع بیشتر با کاهش تراکم و بیوماس علفهای هرز دارای شاخص تحمل رقابت بالاتری نسبت به دیگر ارقام بودند. کلمات کلیدی: تداخل، رقابت، رقم، گندم، نیتروژن، ویژگیهای گیاهی
-
بررسی اثر تداخل علف های هرز در پیش بینی عملکرد عدس (Lens culinaris L.) با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی
نگین زرگریان 1396به منظور تعیین روابط موجود میان علفهای هرز با یکدیگر و نیز با گیاه زراعی عدس جهت پیش بینی عملکرد به کمک رهیافت شبکه عصبی مصنوعی و نیز نشان دادن نوسانات مکانی علفهای هرز و عملکرد توسط روش زمین آمار، تحقیقی در یکی از مزارع عدس پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه صورت گرفت. نمونهبرداری در دو مرحله به صورت سیستماتیک و در شبکهای از نقاط فرضی که مختصات جغرافیایی آنها با استفاده از دستگاه GPS ثبت شد، یک بار در مرحله پیش از گلدهی عدس و بار دوم در آخر فصل زراعی صورت گرفت. در این دو مرحله صفاتی از جمله تراکم، ارتفاع، درصد تاج پوشش و وزن خشک علفهای هرز به تفکیک گونه و نیز درصد تاج پوشش، عملکرد دانه و بیوماس عدس اندازه گیری و ثبت شد. علاوه بر این شاخصهای تنوع و یکنواختی علفهای هرز بر اساس تراکم آنها محاسبه شد. در مجموع 45 گونه علف هرز در مرحله اول نمونه برداری و 28 گونه در مرحله دوم مشاهده شدند که اکثراً یکساله و پهن برگ بودند. نتایج نشان داد از میان عوامل مورد بررسی، تراکم، تاج پوشش و وزن خشک علفهای هرز تاثیر منفی معنی داری بر عملکرد عدس داشتند که در مواردی نیز تاثیر مثبت بعضی گونههای علف هرز مشاهده شد. نتایج همچنین تاثیر مثبت افزایش تنوع و یکنواختی گونهای علفهای هرز بر عملکرد عدس را نشان داد. به علاوه طبق نتایج، تغییرات عملکرد محصول تحت تاثیر علفهای هرز در نقاط مختلف مزرعه متفاوت بوده و روش زمین آمار این تغییرات را به خوبی نشان داد. نتایج نشان داد که روش شبکه عصبی مصنوعی جهت پیش بینی عملکرد و بیوماس عدس با استفاده از صفات علفهای هرز به عنوان ورودی مدل روش قابل قبولی است. بهترین شبکه برای پیش بینی عملکرد شبکه عصبی PCA ساخته شده از دادههای استاندارد با قانون یادگیری Step دارای ضریب همبستگی 80 درصد و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده معادل 85/5 درصد بود. این در حالی بود که دقت شبکه عصبی برای پیش بینی بیوماس به اندازه عملکرد نبود به طوری که ضریب همبستگی و ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده در بهترین شبکه آن به ترتیب معادل 78 و 36/11 درصد بود. به طور کلی نتایج نشان دادند که رهیافت شبکه عصبی میتواند در پیش بینی عملکرد عدس تحت شرایط تداخل علفهای هرز با فرض مطلوب بودن سایر شرایط (عدم طغیان آفات و بیماریها و بروز تنشهای غیر زیستی)، مورد استفاده قرار گیرد. کلمات کلیدی: درونیابی مکانی، رقابت چندگونهای، رگرسیون، کانوپی، مدیریت متناسب با مکان
-
ارزیابی جوانه زنی بذر وفنولوژی علف هرز چاوزاغه(Centaurea iberica)
رابعه عباسی 1396 -
بررسی رابطه بین اثر علف های هرز با برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum) در منطقه سنجابی روانسر
ناصر سهرابی 1395بهمنظور بررسی اثر علفهای هرز، همچنین برخی عوامل تاثیرگذار بر عملکرد نخود (Cicer arietinum L.) دیم، آزمایشی بهصورت پیمایشی با نمونه برداری از 85 مزرعه نخود در سال زراعی 94-93 در سه روستا واقع در دهستان سنجابی شهرستان روانسر استان کرمانشاه انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از دو روش الف) تکمیل پرسشنامه توسط کشاورزان صاحب هر مزرعه و ب) نمونهبرداری مستقیم از مزرعه، استفاده شد. اطلاعات مستخرج از پرسشنامه شامل مساحت اراضی، تناوب زراعی، میزان تحصیلات، زمان و وسیله شخم، کودهای شیمیایی مصرفشده، رقم بذر کشتشده، تاریخ کاشت، مبارزه با علفهای هرز، زمان برداشت، روش برداشت و میزان عملکرد بودند. نمونهبرداری از مزراع نیز در دو مرحله شامل قبل از گلدهی و زمان تشکیل غلاف بهصورت تصادفی در شش نقطه از هر مزرعه با استفاده از کوادراتی به ابعاد 1*1 متر انجام شد که اطلاعاتی از قبیل تراکم و درصد تاج پوشش علف های به تفکیک گونه، تعداد بوتههای نخود، درصد تاج پوشش نخود و عملکرد نخود یادداشت برداری شد. نتایج بهدستآمده نشان داد که عملکرد نخود بسته به نوع مدیریتی زراعی و عوامل اجتماعی از قبیل عملیات خاک ورزی، تاریخ کاشت، روش کاشت، مبارزه با علف های هرز، تارخ برداشت، سطح سواد کشاورز، سن و سابقه کشاورز و همچنین نوع روستای مورد مطالعه تفاوت معنی داری را نشان داد. بر این اساس، انجام دو بار خاکورزی قبل از کشت، استفاده روش های مکانیزه کاشت، مدیریت علف های هرز و همچنین انتخاب تاریخ کاشت و برداشت مناسب باعث افزایش معنی دار عملکرد نخود و کاهش معنی دار جمعیت علف های هرز در منطقه مورد مطالعه شد. علاوه بر این دو عامل سطح سواد و سابقه کشاورز نیز به عنوان عوامل مهم در افزایش عملکرد محصول و کاهش علف های هرز مطرح بودند. همچنین سکونت در مقایسه با عدم سکونت در روستا نیز با افزایش احتمال توجه کشاورز به عملیات داشت، افزایش عملکرد و کاهش جمعیت علف های هرز را به دنبال داشته باشد. که در مجموع 28 گونه علف هرز در مزارع منطقه مورد مطالعه مشاهده شد که اکثراً یکساله و پهن برگ بوده و اغلب آنها جزء علف های هرز غالب مزارع نخود استان کرمانشاه بودند. در این میان علف های هرز کاسنی و گلرنگ وحشی بیشترین تاثیر منفی را بر عملکرد نخود داشتند. همچنین برخی علف های هرز مانند شیرین بیان و جودره نیز در نتیجه اثرات متقابل با سایر علف های هرز علف های هرز بر خلاف تصور دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بودند. علاوه بر این افزایش تنوع و یکنواختی جمعیت علف های هرز دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نخود بود. به نظر می رسد افزایش تنوع و ایجاد رقابت بین علف های هرز باعث کاهش قدرت رقابتی علف های هرز توسط خود آنها می شود، این امر می تواند از تاثیر منفی برخی از گونه ها بر گیاه زراعی بکاهد. احتمالا به همین دلیل بود که اثرات مثبت برخی علف های هرز رو عملکرد مشاهده شد. بطور کلی می توان بیان داشت که بررسی عوامل موثر بر تولید محصولات زراعی در شرایط واقعی، می تواند با افزایش آگاهی در مورد اثر هر یک از این عوامل، مدیریت بهتر بخش کشاورزی را به همراه داشته باشد.
-
رابطه ریخت شناسی دانه گرده و رده بندی در سرده لاله
فرج الله محمدی تبار 1395چکیده لاله یکی مهمترین سردههای تیره سوسنیان است و بررسی ریختشناسی دانه گرده گونه های آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نمونههای دانه گرده مورد مطالعه از هرباریومهای، باغ گیاهشناسی مسکو (MHA)، روسیه؛ انستیتو گیاهشناسی آکادمی علوم روسیه، سنپترزبورگ(LM)؛ دانشکده زیستشناسی دانشگاه دولتی مسکو لومونوسوف(MW)، روسیه؛ پردیس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه(RUH)؛ موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع تهران(RIFR)، هرباریوم مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمانشاه جمع آوری گردید. در این بررسی، دانه گرده 30 گونه بوسیله میکروسکوپ نوری (LM) و 13 گونه از آنها به کمک میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) مورد مطالعه قرار گرفت. برای مشاهدات میکروسکوپ نوری از روش استولیز ارتمن استفاده شد و نمونهها در گلیسرین و ژلاتین آماده گردید. برای هر گونه 25 دانه گرده بررسی گردید، در این اندازهگیریها، طول محور قطبی (P) و قطر محور استوایی (E) و نیز نسبت P/E مشخص گردید. این اندازهگیریها به کمک عدسی چشمی با بزرگنمایی 40 مدرج شده صورت گرفت. برای مطالعات SEM دانههای گرده استولیز نشده را بر روی میز کوچک آلمینیومی قرار داده و به کمک دستگاه پخش کننده یون سطح آنها را پوششی نازک از طلا میدهیم و به کمک میکروسکوپ نگاره مورد بررسی قرار گرفت. گونههای مورد بررسی از نظر اندازه، شکل دانه گرده، شکل و اندازه سوراخهای شبکههای تور مانند و ضخامت دیواره شبکههای تور مانند از یکدیگر متفاوت شدند. این تحقیقات نشان داد که گونههای مورد بررسی منفرد، ناهمگن، تقارن دو طرفه، تک شیاره و سه شیاره ،کروی پهن تا بیضی شکل، تصویر کلی از منظر استوایی بیضی، از منظر قطبی گرد بیضی شکل است. دانه گرده T. hoogiana B.Fedtschenko از زیر جنس Leiostemones سهشیاره و اندازه متوسط (4/5±2/33 میکرومتر) ولی دانه گرده T.biebersteiniana Schult.f از زیرجنس Eriostemones تکشیاره (8/6±4/62 میکرومتر) بزرگ است. تزئینات سطحی اگزین گونه های مورد مطالعه، در زیرجنسEriostemones سوراخدار- موجدار و مشبک ریز می باشد اما در زیر جنس Leiostemones تکمه ای و صاف باشد. زیر جنس Eriostemones از نوع تک شیاره و زیر جنس Leiostemones از نوع سه شیاره می باشد. روند احتمالی تکاملی گونههای مورد مطالعه شامل: (1) دانههای گرده تک شیاره، (2) تک شیاره با درپوش، (3) سه شیاره است. علاوه براین حالت های حد واسط بین دانه گرده تک شیاره و سه شیاره (T. clusiana DC.) و حالت حد واسط دانه گرده سه شیاره و بدون شیار (Z.Botsch T.tschimganica) نیز قرار میگیرند. همچنین از لحاظ شکل، از بیضی کشیده به سمت گرد (Wendelbo T. ulphylla از بخش Oculis-Solis Hall) و از نظر تزئینات سطحی از مشبک ریز (T. tarda Stapf. از بخش Biflores Hall ex Zonn ) ، موجدار، سوراخدار تکامل یافته و به تزئینات صاف در پیشرفتهترین حالات می رسند. دندروگرام حاصل تحلیل خوشه ای با استفاده از روش ward برای داده های میکروسکوپ نوری کلیه گونه های مورد مطالعه، آنها را به چهار گروه تقسیم میکند: گروه اول (A) که شامل اکثریت گونه ها با تنوعی از تمامی گونه های مورد بررسی است . گروه دوم (B) و سوم (C) در برگیرنده گونه های متعلق به زیر جنس Eriostemones است. گروه چهارم (D) دانه های گرده همگی متعلق به زیر جنس Leiostemones با ویژگی سه شیاره و از لحاظ شکل نزدیک به کروی و از نظر اندازه دانه گرده کوچکتر از بقیه گروه ها (A,B,C) می باشند. در دندروگرام داده های میکروسکوپ الکترونی واریتههای مختلف گونهT. montana Lindl. از یکدیگر جدا میشوند. دندروگرام آنالیز ادغام صفات مربوط به داده های میکروسکوپ نوری و الکترونی دو گونه T. tarda و T. sylvestris L. متعلق به زیر جنس Eriostemones در یک شاخه در کنار یکدیگر قرار می گیرند. از اینرو گونه های مورد مطالعه به راحتی از لحاظ ویژگیهای ریخت شنا سی دانه گرده قابل تفکیک هستند در حالی که ریخت شناسی قسمت های مختلف اندام های آنها شباهت زیادی را با یکدیگر نشان می دهند. کلمات کلیدی: تزیینات سطحی، تصویر کلی، دانه گرده، دندروگرام، زیر سرده، بخش، شیار، لاله

