profile - دانشکده کشاورزی

عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه کشاورزی

پردیس دانشگاه  

حمیدرضا چقازردی

حمیدرضا چقازردی

استادیار / کشاورزی / مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
کشاورزی پایدار 2 هرهفته، شنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
کشاورزی پایدار 2 هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
زراعت عمومی 2 هرهفته، يك شنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه زراعت عمومی 1 هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه زراعت عمومی 1 هرهفته، دوشنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تولید گیاهان صنعتی 2 هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
کارورزی2 2 هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، چهارشنبه ، 10:30-12:30، هرهفته، چهارشنبه ، 14:00-16:00، هرهفته، چهارشنبه ، 16:00-18:00، هرهفته، پنج شنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، پنج شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
تغذیه گیاهی و کودهای زیستی 2 هرهفته، دوشنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. مقایسه عملکرد و برخی فراسنجه های خونی بره های اخته شده به روش استاندارد و کیسه بیضه کوتاه شده با استفاده از حلقه های لاستیکی و روش نوین غیر تهاجمی
    زینب بزرگی سه چقائی 1404
  2. تاثیرکاربرد دودآب ونانو ذرات تیتانیوم وبور، برخصوصیات کمی وکیفی آفتابگردان(Helianthus annuus L.)
    پروانه اسدی 1404
  3. اثر غلظت های مختلف دودآب و اسیدهای آمینه بر صفات زراعی نخود در کشت آبی
    امید میری حسن آبادی 1404
  4. اثر محلول پاشی کودهای آلی، عناصر غذایی پر و کم مصرف بر عملکرد و رشد بادام زمینی و پاسخ آن به علف های هرز (Arachis hypogaea L.)
    ستار فاضلی 1404
  5. ارزیابی مزرعه ای مقاومت برخی از ارقام چغندر قند به سفیدک پودری
    نگین ملکی 1404
    چغندرقند یکی از محصولات مهم زراعی صنعتی است که در جایگاه دومین منبع بزرگ تولید شکر در جهان قرار دارد. بیماری سفیدک پودری چغندرقند یکی از بیماری‌های مهم قارچی این محصول در سراسر دنیا است که در ایران نیز در در تمامی مناطق کشت چغندر قند وجود دارد. بهره‌گیری از ارقام مقاوم بهترین رویکرد مدیریتی برای مهار این بیماری محسوب می‌شود. از این رو، در این مطالعه، تعدادی از ارقام امیدبخش چغندرقند با هدف دست‌یابی به رقم مقاوم مورد ارزیابی قرار گرفتند. در این پژوهش، مواد گیاهی شامل 17 رقم به نام‌های اکباتان، پایا، آریا، شکوفا، مطهر،آرتا، دنا، سینا، آسیا، کیمیا، نیکا، تارا، هما، حسنا، پالما، مودکس و BTS 335 به همراه ژنوتیپ حساس 191، در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط مزرعه مورد ارزیابی قرار گرفتند. هر کرت آزمایشی شامل چهار ردیف کشت به طول دو متر و فاصله 50 سانتی‌متر بود. دو ردیف وسط کرت به ژنوتیپ مورد ارزیابی، اختصاص داده شد و در ردیف‌های کناری در تمامی کرت‎های آزمایشی شاهد حساس 191 به منظور توزیع یکنواخت آلودگی کاشته شد. مزرعه آزمایشی هر دو روز یک بار مورد بازدید قرار گرفته و پس از ظهور اولین علائم آلودگی، میزان آلودگی هر هفته یک‌بار مورد ارزیابی قرار گرفت. ارزیابی مقاومت، بر اساس سه شاخص رخداد و شدت بیماری در آخرین یادداشت برداری، سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری و تعداد کنیدیوم تولید شده در واحد سطح صورت گرفت. در این ارزیابی رقم مودکس با اختلاف معنی‌دار نسبت به تمامی ژنوتیپ‌های ارزیابی شده،   در هر سه روش ارزیابی به عنوان رقم مقاوم شناخته شد. بنابراین، این رقم در صورت برخورداری از صفات زراعی و عملکرد مطلوب می‌تواند برای کشت توصیه شود یا به عنوان منبع مقاومت در برنامه‌های به‌نژادی مورد استفاده قرار گیرد.   
  6. بررسی پتانسیل گیاه پالایی گیاهان ماشک (Vicia sp.) و شبدر (Trifolium sp.) در خاک های آلوده به سرب و کادمیوم
    اباالفضل کامل لذیذ 1404
  7. تاثیر ورمی کمپوست و مایکوریزا بر خصوصیات کمی وکیفی ریحان بنفش
    شاهین مکری 1403
  8. بررسی اثر کود دامی بر عملکرد و اسانس گیاه دارویی سیاه دانه (Nigella sativa) تحت شرایط قطع آبیاری
    ایوب رستمی مامو 1403
       مدیریت عناصر غذایی خاک در تولید گیاهان دارویی از اهمیت ویژه­ای برخوردار است، از طرفی تنش کمبود رطوبت نیز به عنوان مهم­ترین عامل محدود کننده تولید منجر به کاهش عملکرد گیاه می­شود. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر کود دامی بر ویژگی­های بوم­شناختی فیزیولوژیک، عملکرد دانه و عملکرد اسانس گیاه سیاه‌دانه در شرایط قطع آبیاری انجام شد. آزمایش به‌ صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 1401-1400 اجرا شد. تیمارها شامل کود دامی کاملا پوسیده گوسفندی (صفر، 10، 20 و30 تن در هکتار) به عنوان عامل اصلی و قطع آبیاری (آبیاری متداول، قطع آبیاری از مرحله گلدهی، قطع آبیاری از مرحله پر شدن دانه) به عنوان عامل فرعی بود. ویژگی­های اندازه­گیری شده شامل شاخص سطح برگ، جذب تشعشع، سرعت رشد نسبی، سرعت رشد محصول، وزن خشک کل، کارایی مصرف تشعشع، ارتفاع بوته، تعداد شاخه اصلی، تعداد فولیکول، تعداد دانه در فولیکول، وزن هزار دانه، عملکرد وزن خشک کل، عملکرد دانه، درصد اسانس، عملکرد اسانس و شاخص برداشت بود. نتایج نشان داد کاربرد کود دامی و تیمارهای آبیاری بر ویژگی­های مورد ارزیابی تاثیرگذار بود. بالاترین (34/2) و پایین­ترین (1/1) حداکثر شاخص سطح برگ به ترتیب مربوط به تیمار 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل و شرایط عدم کاربرد کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گدهی بود. در تمام تیمارهای مصرف کود دامی با افزایش میزان آب آبیاری میزان جذب تشعشع نیز بهبود یافت. بالاترین و پایین­ترین میزان جذب تشعشع به ترتیب در شرایط 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. بیشترین و کمترین سرعت رشد نسبی و سرعت رشد محصول به ترتیب مربوط به 30 تن کود دامی در هکتار و آبیاری کامل (به ترتیب، 094/0 گرم بر گرم در روز و 2/6 گرم در متر مربع در روز) و عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی (به ترتیب، 066/0 گرم بر گرم در روز و 3/2 گرم در متر مربع در روز) بود. بیشترین کارایی مصرف تشعشع (5539/0 گرم بر مگاژول) مربوط به 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و کمترین آن (4565/0گرم بر مگاژول) نیز در شرایط عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله گلدهی بدست آمد. برهمکنش کاربرد کود دامی و قطع آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه معنی­دار ­بود. بیشترین وزن هزار دانه (69/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (5/251 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (7/108 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (7/ گرم در متر مربع 18) و کمترین وزن هزار دانه (39/1 گرم)، عملکرد وزن خشک کل (3/125 گرم در متر مربع)، عملکرد دانه (3/44 گرم در متر مربع) و عملکرد اسانس دانه (2/8 گرم در متر مربع) به ترتیب در تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل و تیمار عدم مصرف کود دامی و قطع آبیاری از مرحله نموی گلدهی مشاهده شد. نتایج همچنین نشان داد که همبستگی صفت عملکرد دانه با صفات عملکرد ماده خشک کل، شاخص برداشت، تعداد فولیکول در متر مربع، تعداد دانه در فولیکول و وزن هزار دانه مثبت و معنی­دار بود. بطور کلی نتایج نشان داد که جهت دستیابی به حداکثر عملکرد دانه و عملکرد اسانس دانه، تیمار 30 تن کود دامی و آبیاری کامل بهتر بود، با این حال در شرایط 30 تن کود دامی بین قطع آبیاری از مرحله نموی پر شدن دانه با آبیاری کامل اختلاف معنی­دار نبود. بنابراین می­توان بجای آبیاری کامل مزرعه بدون افت عملکرد دانه و اسانس، آبیاری را از مرحله پر شدن دانه قطع نمود که از این طریق منجر به کاهش میزان آب مصرفی در مزرعه می­شود. واژه­های کلیدی: شاخص­های رشد، جذب تشعشع، کارایی مصرف تشعشع، عملکرد دانه، اجزای عملکرد، عملکرد اسانس
  9. واکنش گندم نان دیم (Triticum aestivum L.) به محلولپاشی گونه های مختلف سیلیکون در کاهش آسیب تنش خشکی
    شریف رستمی 1403
    چکیده گندم نان یکی از گیاهان زراعی در جهان است و نقش مهمی در امنیت غذایی دارد. هر چند عنصر سیلیسیم جزء عناصر ضروری برای رشد گیاه به شمار نمیآید. با این حال، نتایج تحقیقات اخیر نشان داده که سیلیسیم در افزایش مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی موثر بوده است. لذا، این آزمایش با هدف مقایسه ذرات اکسید سیلیسیم با قطر متفاوت، سیلیکات سدیم و سیلیکات پتاسیم در کاهش خسارت تنش خشکی در گندم دیم انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل فرمهای مختلف سیلیسیم )بدون مصرف سیلیسیم )شاهد(، سیلیکات پتاسیم ) 3SiO2K (، سیلیکات سدیم ) 3SiO2Na (، نانوذرات اکسید سیلیسیم ) 2SiO ( با قطر ذرات 8 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 1 ± 12 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5 ± 25 نانومتر، نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5 ± 65 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 1000 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 5000 نانومتر، اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 10000 نانومتر و اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 100000 نانومتر( بودند. نتایج نشان داد که کاربرد فرمهای مختلف سیلیسیم موجب بهبود رشد و عملکرد گندم نان شدند. به طوری که بیشترین قطر برگ ) 77 / 2 میلیمتر(، طول سنبله ) 38 / 11 سانتیمتر( و تعداد سنبلچه در سنبله ) 19 / 15 عدد( از محلولپاشی نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 8 نانومتر به دست آمد. به علاوه، مقایسه میانگینها نشان داد که تیمار نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 12 نانومتر و سیلیکات سدیم موجب افزایش 17 / 35 و 93 / 32 درصدی تعداد دانه در سنبله نسبت به شاهد شدند. همچنین بیشترین وزن هزار دانه در تیمار سیلیکات پتاسیم، اکسید سیلیسیم با قطر 10000 نانومتر و نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 25 و 8 نانومتر دیده شد. محلولپاشی نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 25 نانومتر به ترتیب باعث افزایش 23 / 38 ، 20 / 49 و 60 / 57 درصدی میزان عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد کاه نسبت به شاهد شد . گیاهان محلولپاشی شده با نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر ذرات 8 و 12 نانومتر به طور معنیداری از میزان کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل کل بیشتری نسبت به سایر فرمهای سیلیسیم برخوردار بودند. از طرفی، بالاترین میزان پرولین، پروتئین و قندهای محلول برگ با کاربرد تیمارهای نانوذرات اکسید سیلیسیم با قطر 8 ، 12 ، 25 و 65 نانومتر دیده شد. مشخص شد که کاربرد فرمهای مختلف سیلیسیم موجب کاهش محتوای مالوندیآلدئید و پراکسید هیدروژن و افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز برگ در مقایسه با شاهد شدند. به طور کلی، تیمارهای نانو ذرات اکسید سیلیسیم در مقایسه با فرم غیرنانو به طور موثرتری عملکرد، اجزای عملکرد و صفات بیوشیمیایی گندم را افزایش دادند که نشان دهنده توانایی بهتر نانوذرات به دلیل ابعاد کوچکتر و سطح بیشتر آنها است. بنابراین، توصیه میشود برای افزایش رشد و عملکرد گندم نان دیم و کاهش آسیب تنش خشکی، پیشنهاد میشود که از محلولپاشی فرم نانو ذرات دی اکسید سیلیسیم استفاده شود. کلیدواژهها: آنزیم آنتیاکسیدان، عملکرد دانه، سیلیسیم، گندم، نانو ذره  
  10. پاسخ لاین ذرت سیمون به محلول پاشی دود آب در مراحل مختلف رشد.
    مریم نجفی 1403
  11. تاثیر سن و تعداد برگ نشاء بر عملکرد و خصوصیات مرفوفیزیولوژیک چغندر علوفه ای
    پروانه فتحی گرمیانه 1403
    چکیده با توجه به اهمیت چغندر علوفه­ای در تامین علوفه و سازگاری بالای آن نسبت به شرایط نامطلوب محیطی این آزمایش به منظور بررسی تاثیر سن و تعداد برگ نشاء چغندرعلوفه­ای در گلخانه و مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. طرح آزمایشی مورد استفاده در این تحقیق، بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار و 10 تیمار بود. در این تحقیق اثر سن نشاء (یک ماهه، 45 روزه و دو ماهه) و تعداد برگ نشاء (عدم حذف برگ، حذف نصف برگ­ها و حذف کل برگ­ها) بررسی شد. حذف برگ­ها قبل از انتقال نشاء به مزرعه و با حفظ طوقه و جوانه نشاء انجام گرفت. بدین­ترتیب تیمارها شامل کشت مستقیم بذر (شاهد)، نشاء 30 روزه بدون حذف برگ، نشاء 30 روزه با حذف نصف برگ­ها، نشاء 30 روزه با حذف کل برگ­ها، نشاء 45 روزه بدون حذف برگ­ها، نشاء 45 روزه با حذف نصف برگ­ها، نشاء 45 روزه با حذف کل برگ­ها، نشاء 60 روزه بدون حذف برگ­ها، نشاء 60 روزه با حذف نصف برگ­ها و نشاء 60 روزه با حذف کل برگ­ها بود. پس از رسیدن نشاءها به سن مورد نظر، تمام تیمارها بطور همزمان و در یک تاریخ به زمین اصلی منتقل شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که درصد زنده­مانی، میزان نسبی آب از دست رفته برگ، محتوای نسبی آب برگ، شاخص سبزینگی، هدایت روزنه­ای، وزن مخصوص برگ، تعداد برگ، سطح برگ، وزن خشک برگ و اندام هوایی، قطر و طول ریشه، طول طوقه، وزن تر و خشک ریشه، عملکرد ریشه تر، درآمد ناخالص، درآمد خالص و نسبت سود به هزینه معنادار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین وزن مخصوص برگ، تعداد برگ، وزن خشک برگ و اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه مربوط به تیمار نشاء دو ماهه، ، با هر سه سطح عدم حذف برگ، حذف نصف برگ و حذف کل برگ بود. بیشترین محتوای نسبی آب برگ از کشت مستقیم بدست آمد. نشاء 45 روزه با حذف کل برگ­ها از نظر شاخص سبزینگی و هدایت روزنه­ای نسبت به سایر تیمارها برتری داشت. نتایج پژوهش نشان داد که بین تیمارهای نشاء دو ماهه و نشاء 45 روزه بجز حذف کامل برگ­ها اختلاف آماری وجود نداشت اگرچه بالاترین مقدار مربوط به نشاء 45 روزه با نصف حذف برگ­ها بود. بیشترین درآمد ناخالص و نسبت سود به هزینه مربوط به نشاء 45 روزه با حذف نصف برگ بود. اما نشاء 45 روزه با عدم حذف برگ و حذف نصف برگ و نشاء دو ماهه با هر سه سطح عدم حذف برگ، حذف نصف برگ و حذف کل برگ بالاترین درآمد خالص را نشان دادند. با توجه به اینکه تاریخ کشت 45 روزه و حذف نصف برگ­ها بیشترین تاثیر را بر عملکرد ریشه و درآمد داشت، کاربرد همزمان این دو روش می­تواند نقش قابل­توجهی در افزایش برداشت زودهنگام و عملکرد ریشه چعندر علوفه­ای داشته باشد. کلید واژه: نشاءکاری، چغندر علوفه­ای، تاریخ کشت، حذف برگ نشاء، کشت مستقیم   
  12. تحلیل ارتباط بین نشانگرهای پردازش ذهن و رفتار زیست محیطی زنبورداران:کاربرد مدل هیبرید TPB_WBM
    شکوفه بختور 1403
      مطالعه کمی حاضر، با هدف بررسی تحلیل و واکاوی ارتباط بین نشانگرهای رفتار ذهنی و رفتار زیست محیطی زنبورداران با کاربرد مدل هیبرید TPB-MPI انجام شد. جامعه آماری پژوهش زنبورداران شهرستان جوانرود بود که شامل 180 نفر بودند که از این بین تعداد 180 نفر با استفاده از روش نمونه گیری سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند.   ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه سه قسمتی محقق ساخت بود که روایی پرسشنامه توسط اساتید صاحب نظر تایید شد و پایایی نیز توسط آزمون آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. به­منظور بررسی روابط علی میان متغیرها از روش مدل­سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج نشان داد بین نگرش و نیت به رفتار حافظ محیط زیست زنبورداران (p=0.318 , t=0.998)، نیت و نشانگرهای پردازش ذهن (p=0.124, t=1.538)، رفتار حافظ زیست محیطی و نشانگرهای پردازش ذهن(p=0.137, t=1.00) و هنجاز ذهنی و نیت به رفتار حافظ زیست محیطی (p=0.51, t=0.658) زنبورداران ارتباط معناداری وجود ندارد. از این رو فرض صفر همچنان باقی می ماند. یافته ها نشان داد بین متغیرهای نیت و رفتار حافظ محیط زیست (p=0.016, t= 2.40)، نگرش و نشانگرهای پردازش ذهن(p=0.018, t=2.36)، کنترل رفتار ادراک شده و نشانگرهای پردازش ذهن (p=0.000, t=3.39)، هنجاز ذهنی و نشانگرهای پردازش ذهن (p=0.001, t= 3.28)، کنترل رفتار ادراک شده و رفتار حافظ محیط زیست (p=0.000, t= 3.36)، رفتار حافظ محیط زیست و کنترل رفتار ادراک شده (p=0.017, t= 2.38) ارتباط معناداری وجود دارد.    کلید واژه­ها: رفتار ذهنی، نشانگرهای پردازش ذهن، شاخص­های ذهنی، مدل هرمان، رفتار زیست محیطی، زنبورداران.      
  13. تشخیص و بررسی تقلبات در قهوه نوع عربیکا با ماشین بویایی و هوش مصنوعی
    صالح اذری کیکلو 1403
      قَهوه نوعی نوشیدنی رایج است که از دانه‌های بوداده و آسیاب‌شده گیاه قهوه به دست می‌آید. گیاه قهوه بومی مناطق نیمه‌گرمسیری آفریقا و برخی از جزایر جنوب و جنوب شرق آسیا است. هنگام رسیدن میوه‌ی گیاه قهوه، دانه‌های قهوه را برداشت، فرآوری و در نهایت خشک می‌کنند. دانه‌های قهوه ی خشک‌شده به درجات مختلف بوداده می‌شوند و بسته به عطروطعم موردنظر، درجه‌بندی‌های مختلفی برای این محصول در نظر گرفته‌ می شود. قهوه کمی اسیدی است و می‌تواند به علت داشتن کافئین بالا موجب تحریک انسان گردد قهوه یکی از باارزش‌ترین محصولات اساسی است که دومین کالای اصلی بعد از نفت می باشد. تشخیص ناخالصی‌ها و افزودنی‌های طبیعی و غیرطبیعی در قهوه یک نگرانی دائمی است به‌ویژه در رابطه با تضمین کیفیت محصول با افزودن عمدی یا تصادفی مواد خارجی که می‌تواند به مصرف‌کننده به‌خصوص با ماهیت اقتصادی آسیب وارد کند. ازاین‌رو پژوهشگران همواره در تلاش هستند که راه‌حلی مناسب برای تشخیص تقلبات در قهوه ارائه دهندکه با درنظر گرفتن کابردی بودن روش و به‌دست آوردن نتیجه مناسب برای آزمایشات، غیرمخرب و سریع بودن روش ازاهمیت بالایی برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر استفاده از سامانه ماشین بویایی و هوش مصنوعی برای تشخیص تقلب در قهوه عربیکا (Medium Dark) بود.برای این هدف، ابتدا دانه قهوه عربیکا از شرکت معتبر داخلی و نمونه پودرهای تقلبی شامل از پودر دانه سویای برشته شده، آرد گندم،آرد جو، قهوه ربوستا به مقدار نیاز در آزمایش تهیه شد. برای انجام آزمایش‌ها، قهوه عربیکا با درصد‌های وزنی 10 ،40،30،20 و 50 درصد با پودر های تقلبی مخلوط شد. برای هر نمونه از قهوه و پودرهای استفاده شده برای تقلب یک نمونه 100درصد خاص درنظر گرفته شد. 10 گرم از مخلوط هر نمونه داخل100میلی لیتر آب جوشان اضافه شده و به مدت 2 دقیقه درحال جوش نگهداری شد. نهایتا یک دقیقه درحالت سکون و دور ازحرارت نگهداری شد تا ذرات ته نشین شده و نهایتا مایع رویی جهت انجام آزمایش بویایی مورد استفاده قرار گرفت بعد ازمرحله ی مکش بوی نمونه توسط دستگاه بویایی، داده‌های به‌دست آمده توسط روش‌های PCA ،LDA و ANN مورد تحلیل قرارگرفت. با توجه به نتایج به‌دست آمده، روش ANN طبقه‌بندی بهتری را نسبت روش LDA ارایه داد.
  14. بررسی قالب ذهنی گندمکاران شهرستان کنگاور در خصوص میزان بذر مصرفی
    اکبر انصاری 1403
  15. تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی
    بیژن آشنا 1403
      کشاورزی مرسوم تاثیر بسیار زیاد در کاهش تنوع زیستی وکیفیت محیط زیست به علتمصرف بیش از حد کودهای معدنی و فشرده‏سازی خاک وآیش‏ گذاری زمین داشته است. کشت محصول پوششی باعث بهبود کیفیت خاک و عملکرد محصول اصلی،   افزایش کیفیت محیط زیست وتنوع زیستی موجودات خاکزی و سطح خاک می‏شود.گیاهان پوششی عملکرد چند گانه دارند و باعث بهبود خواص فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک و همچنین افزایش ماده آلی خاک وکنترل آفات و علف‏های هرزمی‏شوند، از فرسایش بادی وآبی خاک جلوگیری می‏کنند و به عنوان گیاه تله از شستشوی مواد غذایی موجود درخاک که   در اثر آبشویی شسته شده واز دسترس گیاه خارج وسبب ایجاد آلودگی در آب های زیرزمینی می شوند جلوگیری می‏کنند. سیب زمینی یک محصول پرمصرف در جهان است و افزایش تولید و عملکرد آن ضروری می‏‎باشد. از آنجایی که بهبود تولید و افزایش ارزش غذایی سیب زمینی از طریق بهبود شرایط خاک حاصل می‏شود، بنابراین، استفاده از گیاهان پوششی جهت افزایش ماده آلی خاک و جلوگیری از مصرف بی رویه کودهای معدنی سودمند است. به منظور تاثیر کشت گیاهان پوششی به صورت خالص و مخلوط بر بعضی خصوصیات خاک و رشد و عملکرد سیب زمینی آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا می‌شود. تیمارهای آزمایش شامل شاهد، شبدر خالص، جو خالص، ماشک خالص,ومخلوطی از آنها به نسبت های مختلف. برای انجام پژوهش ابتدا گیاهان پوششی کشت می شود و قبل از گلدهی با استفاده از دیسک بشقابی به خاک برگردانده می‏شوند. سپس اقدام به کشت سیب‏زمینی رقم سانتا می‏گردد. در نهایت صفاتی مانند شاخص سطح برگ، مقدار رطوبت نسبی، وزن خشک ساقه و برگ‏ها و وزن غده‏ها و عملکرد سیب زمینی و ارتفاع گیاهان پوششی اندازه‏گیری می‏شود. همچنین میزان پتاسیم، فسفر، نیتروژن، کربن آلی واسیدیته خاک تعیین می‏گردد
  16. اثر سیستم‌های مختلف خاک‌ورزی بر رشد و عملکرد چند رقم عدس دیم پاییزه در کرمانشاه
    رئوف قنبری 1402
      به منظور بررسی اثر سامانه‌های خاک‌ورزی بر عملکرد و اجزا عملکرد عدس آزمایشی
  17. بررسی رویش قطری و ارتفاعی و زنده مانی گونه های درختی و درختچه ای باغ گیاهشناسی زاگرس
    فرشته عزتی پشت دربندی 1402
       باغ­های گیاه­شناسی در تمام دنیا جایی برای جمع­آوری گونه­های مختلف گیاهی، حفظ و نگهداری و همچنین تحقیق برروی آنهاست، به همین دلیل است که بیشتر این باغ­ها متعلق به دانشگاه­ها و موسسات تحقیقاتی هستند. به عبارتی می­شود تخمین زد که در سراسر دنیا بیش از 1775 باغ گیاهشناسی وجود دارد که در حفظ و پرورش گیاهان می­کوشند و با بخش­های آموزشی سعی می­کنند مردم و دانشجویان و علاقه­مندان را با این موجودات ارزشمند بیشتر آشناکنند. باغ گیاه­شناسی زاگرس شامل انواعی از گونه­های درختی و درختچه­ای است که در سال1396در پردیس دانشگاه رازی احداث گردیده است و نهال­های گونه های آن از نقاط مختلف کشور گردآوری و در این جا غرس شده­اند و از طرف دیگر در حال حاضر استان کرمانشاه درگیر خشکسالی است ، پس اقدامات مهمی که در این زمینه می­تواند صورت گیرد شناسایی گونه­هایی است که روبش و زنده­مانی بیشتری را به   شرایط   موجود دارند.   هدف این تحقیق، بررسی رویش قطری و ارتفاعی این نهال­ها و نیز زنده­مانی آنها در شرایط کرمانشاه می باشد. برای این منظور ابتدا در سال 1400موقعیت مکانی تمامی نهال­ها در سیستم یو تی ام   با استفاده از متر نواری برای فاصله و قطب نمای سونتو برای آزیموت اندازه گیری و ثبت گردیدند تا در بررسی­های سنوات بعد مورد استفاده پژوهشگران دیگر قرار گیرند. بعد با آماربرداری صد در صد و با استفاده ازکولیس قطر در محل­های یقه، کنده(40سانتیمتری) و برابر سینه(یک متر و سی سانتیمتری) تا دقت میلیمتر و با استفاده از متر نواری ارتفاع نهال­های 38 گونه درختی و درختچه ای تا دقت سانتیمتراندازه­گیری و یادداشت گردیدند. در مرحله بعد در سال 1402 برای تعیین درصد زنده مانی گونه­ها تعداد نهال­های خشک نشده تمامی گونه­ها آماربرداری گردیدند. نتایج بدست آمده نشان داد که گونه های مذکور از نظر آماری رویش قطری یقه، کنده و برابر سینه و همچنین رویش ارتفاعی متفاوتی داشتند، اما از نظر زنده مانی باهم تفاوت نداشتند. نتایج این بررسی برای مدیران باغ گیاه شناسی، محققین و نیز دانشجویان رشته های منابع طبیعی مخصوصا برای پایان نامه های ارشد و دکتری و نیز امور آموزشی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.       کلید واژگان:
  18. تحلیل هیدرولیکی شبکه های آبیاری تحت فشار (مطالعه موردی: اراضی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی)
    پویا ناصری 1402
  19. تاثیر تاریخ کاشت و سطوح مختلف کود بر عملکرد واجزا عملکرد کاملینا (Camelina sativa) در شرایط دیم استان کرمانشاه
    ارش رحیمی 1402
    این تحقیق به‌منظور بررسی اثرات تاریخ کاشت و کاربرد کودهای شیمیایی و مقدار مختلف کاربرد بذر بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دانه روغنی کاملینا در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی اجرا شد. آزمایش به صورت فاکتوریل سه فاکتوره در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورها شامل چهار تاریخ کاشت (5 مهر، 23 مهر، 11 آذر و 29 اسفندماه)، سطوح مختلف از مخلوط کودهای (NPK) به نسبت‌های نیتروژن 18 درصد فسفر 54 درصد و پتاسیم 27 درصد در چهار سطح شاهد (بدون کود)، 50 کیلوگرم در هکتار، 100 کیلوگرم در هکتار و 150 کیلوگرم در هکتار که هنگام کاشت به زمین اضافه شدند و فاکتور سوم نیز سه سطح بذری (40 کیلوگرم در هکتار، 80 کیلوگرم در هکتار و 120 کیلوگرم در هکتار) بودند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد اثر تیمارهای تاریخ کاشت، مقدار بذر و مقدار کود بر صفات ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته، تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه و عملکرد دانه معنی‏دار شد. اثر مقابل سه گانه تاریخ کاشت*مقدار بذر*مقدار کود بر صفات ارتفاع بوته و وزن هزار دانه معنی‏دار شد. نتایج حاصل از مقایسه میانگین داده‏ها نشان داد بالاترین میزان ارتفاع بوته کاملینا در تاریخ کاشت 23 مهرماه و با کاربرد 12 کیلوگرم بذر در هکتار و همچنین کاربرد 150 کیلوگرم کود NPK در هکتار به میزان 91 سانتی‏متر حاصل گردید. همچنین در تاریخ کاشت 23 مهرماه و با کاربرد مقدار 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK بالاترین تعداد شاخه فرعی در بوته به تعداد 77/10 شاخه فرعی به دست آمد. در بین همه تیمارهای آزمایش بالاترین تعداد خورجین در بوته در تیمار کاربرد 12 کیلوگرم در هکتار بذر کاملینا و در تاریخ کاشت 23 مهرماه به تعداد 281 خورجین در بوته به دست آمد و در هر چهار تاریخ کاشت افزایش میزان کاربرد کود NPK تا 150 کیلوگرم در هکتار سبب شد که تعداد خورجین در بوته بیشتری تشکیل گردد. کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK در تاریخ کاشت 23 مهرماه سبب شد که بالاترین تعداد دانه در خورجین به تعداد 16 دانه در خورجین تشکیل گردد. در بین همه تیمارهای آزمایش تیمار کاربرد 150 کیلوگرم کود NPK به همراه کاربرد 12 کیلوگرم بذر کاشته شده در تاریخ کاشت 23 مهرماه بالاترین میزان وزن هزار دانه به میزان 56/1 گرم را حاصل نمود. افزایش کاربرد بذر در واحد سطح منجر به افزایش عملکرد دانه در گیاه کاملینا شد و در بین همه تیمارهای آزمایش بالاترین میزان عملکرد دانه به میزان 1381 کیلوگرم در تاریخ کاشت 23 مهر و به همراه کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار کود NPK حاصل گردید. براساس نتایج حاصل از این مطالعه مشخص شد که جهت دستیابی به عملکرد بالاتر گیاه کاملینا در منطقه کرمانشاه بایستی از مقدار 12 کیلوگرم در هکتار بذر و مقدار 150 کیلوگرم کود NPK استفاده نمود و تاریخ کشت را در محدوده 23 مهرماه قرار داد.
  20. بررسی اثر روش های مختلف خاک ورزی بر عملکرد و جوامع علف های هرز مزارع گندم دیم
    کامبیز قاسمی 1402
    چکیده استفاده از روش های خاکورزی حفاظتی در جهت حفظ سلامت خاک طی سال های گذشته مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر ارزیابی اثر این روش ها بر عملکرد محصولات زراعی و علف های هرز می تواند با افزایش آگاهی منجر به انتخاب روش مناسب و کسب بیشترین بهره از آن شود. بر این اساس آزمایشی با هدف بررسی اثر سابقه پنج ساله خاکورزی حفاظتی در مقایسه با خاکورزی رایج طی سال زراعی 1401-1400 در شهرستان روانسر واقع در استان کرمانشاه به اجرا در آمد. به این منظور 65 مزرعه گندم دیم که خاک‌ورزی در آن‌ها به یکی از سه روش بدون شخم، شخم کاهش یافته (استفاده از دیسک) و مرسوم (استفاده از گاوآهن برگردان دار) انجام شده بود انتخاب شدند. مزارع بر اساس سابقه پنج ساله خاکورزی به چهار گروه 1- بدون شخم و با کشت مستقیم، 2- خاکورزی با استفاده از دیسک سبک، 3- خاکورزی مرسوم با استفاده از گاوآهن برگردان دار و 4- خاکورزی طی پنج سال گذشته با ترکیبی از روش های بدون شخم، استفاده از دیسک سبک و گاوآهن برگردان مشخص شدند. نمونه برداری به دو روش 1- نمونه برداری مستقیم از مزارع و 2- کسب اطلاعات مزارع و کشاورزان با استفاده از پرسشنامه انجام شد. در روش نمونه برداری مستقیم، تراکم علف های هرز به تفکیک گونه به صورت تصادفی طی دو مرحله قبل و بعد از سمپاشی ثبت شد. در ادامه شاخص غالبیت سیمپسون و شاخص یکنواختی اسمیث و ویلسون جوامع علف های هرز محاسبه شد. اطلاعات مربوط به مدیریت زمین شامل روش آماده سازی بستر طی پنج سال گذشته، نوع کود شیمیایی مورد استفاده، رقم و مقدار مصرف بذر، تاریخ کاشت و روش کاشت، همچنین تجربه کشاورزی، سطح سواد، مساحت زمین، شرایط شغلی، نوع مالکیت و نوع سکونت کشاورزان نیز در قالب پرسشنامه جمع آوری شد. نتایج نشان داد که سابقه پنج ساله خاکورزی به طور معنی داری عملکرد گندم، تراکم، غنای گونه ای و یکنواختی جمعیت علف های هرز مزارع مورد بررسی را تحت تاثیر قرار داد. عملکرد گندم در نظام بدون خاکورزی به ترتیب 3/38، 6/44 و 7/52 درصد بیشتر از خاکورزی حداقل، خاکورزی ترکیبی و خاکورزی رایج بود. در نظام با خاکورزی رایج تراکم و غنای گونه های علف های هرز به طور معنی داری بیشتر و   یکنواختی جمعیت علف های هرز کمتر از نظام های با خاکورزی حفاظتی بود. تراکم علف های هرز دارای رابطه منفی و یکنواختی جمعیت آنها دارای رابطه مثبت با عملکرد گندم بود. ترکیب گونه های مهم علف های هرز موجود در مزارع با خاکورزی رایج کاملا متفاوت از مزارع دارای نظام خاکورزی ترکیبی، شخم کاهش یافته و بدون شخم بود. با این حال مهمترین گونه های علف های هرز در مزارع با خاکورزی کاهش یافته و خاکورزی ترکیبی دارای شباهت بود. بررسی فعالیت های مدیریت زراعی کشاورزان نشان داد که اثر تراکم کشت و روش کاشت روی عملکرد گندم معنی دار بود که انتخاب بهینه این فعالیت ها با انتخاب روش های خاکورزی حفاظتی رابطه معنی دار و مستقیم داشت. بررسی خصوصیات کشاورزان و ارتباط آن با انتخاب روش خاکورزی نیز نشان داد که نیاز به آموزش و آگاهسازی کشاورزان از تاثیرات خاکورزی حفاظتی بسیار ضروری است.   
  21. مقایسه کاربردهای تلفیقی انواع مختلف کود در رفع کلروز آهن درختان میوه
    زینب عباسی کاروانه 1402
       آگاهی از وضعیت تغذیه­ای باغات میوه به منظور افزایش کمیت و کیفیت محصول یک امر ضروری و اجتناب­ناپذیر است. همچنین، مدیریت پایدار حاصلخیزی خاک یکی از مولفه­های مهم مدیریت خاک در راستای کشاورزی پایدار است که ارزیابی آن از طریق سنجش ویژگی­های شیمیایی و زیستی امکان­پذیر می­باشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر چالکودهای تلفیقی مختلف از کودهای آلی، شیمیایی و زیستی بر رفع کلروز آهن در درختان هلو و شلیل، تعادل عناصر غذایی در برگ و میوه درختان تیمار شده و برخی ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک انجام گرفت. پیش از اعمال تیمارهای چالکود، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متری به ‌صورت مرکب از باغ مورد مطالعه تهیه و ویژگی­های شیمیایی (pH، EC، ماده آلی و فسفر و پتاسیم فراهم) و زیستی (تنفس پایه، کربن زیست­توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک) آن­ها تعیین شدند. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب بلوک­های کامل تصادفی در 3 بلوک و 5 تیمار اجرا شد. اواسط اسفند 1398، تیمارهای آزمایشی به صورت چالکود در یک سوم بیرونی سایه­انداز درختان به این صورت اعمال شدند: کود دامی کاملاً پوسیده (A)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین (B)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس (C)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (D)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (E). مقادیر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، مس و روی در برگ و میوه درختان در سال­های 1399 و 1400 و کلروفیل برگ در سال 1400 اندازه­گیری شدند. پس از برداشت میوه­ها در تابستان 1400، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متر و از کنار محل چالکود با استفاده از اوگر برداشته شد. ویژگی­های شیمیایی و زیستی در خاک­های تیمار شده، اندازه­گیری و با ویژگی­های خاک قبل از چالکود مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمترین و بیشترین مقادیر کلروفیل برگ و عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل به ترتیب در تیمارهای A و E به دست آمدند. بر اساس آنالیز واریانس کیت-نلسون، عملکرد 1/50 و 2/43 کیلوگرم در درخت به عنوان عملکرد بحرانی برای تفکیک جامعه با عملکرد بالا (تیمارهای D و E) از جامعه با عملکرد پایین (تیمارهای A، B و C) به ترتیب در درختان هلو و شلیل به دست آمد. آهن و فسفر، محدودکننده­ترین عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل در جامعه با عملکرد پایین بودند. همچنین، نتایج نشان داد که pH خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به خاک شاهد کاهش یافت و کمترین مقدار pH مربوط به تیمار E بود. همچنین، با افزایش عمق، مقدار pH در خاک­های چالکود شده کاهش پیدا کرد، در حالی­که در خاک شاهد افزایش یافت. مقدار EC خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری بیشتر از خاک شاهد بود. با این حال، افزایش EC در خاک­های تیمار شده به اندازه­ای نبود که منجر به شوری خاک شود. اثر تیمارهای چالکود بر افزایش مقدار ماده آلی خاک معنی­دار بود. مقدار ماده آلی خاک در عمق 30-0 سانتی­متری، از 09/2 تا 23/2 درصد متغیر بود که بیشترین و کمترین مقدار آن به ترتیب برای خاک شاهد و تیمار E به دست آمد. دامنه این پارامتر در عمق 60-30 سانتی­متری، 90/2-69/1 درصد بود که بر خلاف لایه اول، بیشترین مقدار در تیمار E و کمترین مقدار در خاک شاهد اندازه­گیری شد. مقدار فسفر فراهم خاک به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد، در حالی­که بین مقادیر این پارامتر در خاک­های چالکود شده، تفاوت معنی­داری وجود نداشت. مقدار پتاسیم فراهم در خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد و این تفاوت در عمق 60-30 سانتی­متری چشمگیرتر بود. تیمارهای چالکود به طور معنی­داری تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا و کربن زیست­توده میکروبی را نسبت به شاهد افزایش دادند، در حالی­که اثر آن­ها بر کسر متابولیک معنی­دار نبود. به طور کلی، می­توان گفت که مدیریت تلفیقی چالکود در تیمار E، بیشترین تاثیر را در بهبود کلروز آهن، تعادل تغذیه­ای درختان و کیفیت شیمیایی و زیستی خاک داشت.
  22. بررسی اثر تاریخ‌ کاشت و کود دامی بر عملکرد محصول و کارایی جذب و مصرف نیتروژن در گیاه بومادران (Achillea millefolium L.)
    مریم دارابی ده عباسانی 1401
    گیاه دارویی بومادران از مهم‌ترین گیاهان دارویی است که یافتن سطح کودی مناسب و بهترین تاریخ کاشت آن به کشاورزان برای کشت هر چه بهتر این گیاه دارویی کمک می‌کند. به منظور بررسی اثر تاریخ‌ کاشت و کود دامی بر عملکرد محصول و کارایی جذب و مصرف   نیتروژن در گیاه   بومادران آزمایشی به صورت طرح کرت خرد شده در قالب بلوک‌ کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل کود دامی به عنوان فاکتور اصلی در 4 سطح (0، 10، 20، 30 تن در هکتار) و فاکتور فرعی 3 تاریخ کاشت (15 فروردین، 4 اردیبهشت، 24 اردیبهشت) بود. صفات مورد بررسی شامل شاخص‌های رشدی، عملکرد و اجزای عملکرد و کارایی جذب، زراعی، فیزیولوژیک و شاخص برداشت نیتروژن بودند. نتایج نشان داد با افزایش سطوح کود دامی شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی، وزن خشک اندام‌های هوایی در هر سه تاریخ کاشت افزایش یافته است و بیش‌ترین میزان هر کدام از صفات ذکر شده در تاریخ کاشت اول و سطح 30 تن کود دامی در هکتار و کم‌ترین آن در تاریخ کاشت سوم و سطح کودی صفر تن کود دامی در هکتار مشاهده شد. کاربرد کود دامی اثر معنی دار در سطح احتمال یک درصد بر تعداد کاپیتول در بوته، تعداد دانه در کاپیتول، ارتفاع بوته در زمان برداشت و گلدهی، وزن هزار دانه، وزن تر گیاه، عملکرد دانه، تعداد ساقه گلدهنده داشت. تاریخ کاشت مناسب باعث افزایش طول دوره رشد در گیاهان می‌شود که تاریخ مناسب برای بومادران در ابتدای فصل رشد (15 فروردین) بود. در این تاریخ کاشت تمامی اجزای عملکرد و صفات رشدی بهتر از دیگر تاریخ‌های کاشت مشاهده شد. همچنین افزایش کود دامی کاهش کارایی جذب، زراعی، فیزیولوژیک و شاخص برداشت نیتروژن را به همراه داشت. به طور کلی با کاربرد کود دامی از صفر به 30 تن در هکتار و تاریخ کاشت ابتدای فصل می‌تواند به عملکرد بالا و استفاده کارآمد از این گیاه دارویی کمک کند. هم‌چنین استفاده از کود‌های دامی به جای کود شیمیایی می‌تواند جایگزین مناسبی برای افزایش عملکرد باشد و از مضرات زیست محیطی کود شیمیایی نیز جلوگیری کند. واژه های کلیدی:   اسانس، اجزای عملکرد، ویژگی‌های   فیزیولوژیک، جذب نیتروژن      
  23. بررسی ویژگی¬های بوم¬شناختی فیزیولوژیک درکشت مخلوط گلرنگ (Carthamus tinctorius) با خلر (Lathyrus sativus L.)، عدس (Lens culinaris Medik.) و نخود (Cicer arietinum)
    امین یاری 1401
  24. بررسی تاثیر تاریخ کاشت و تلقیح مایکوریزایی بر رشد و عملکرد چند رقم نخود
    قباد رضائی بان بیدی 1401
  25. تاثیر آرایش کاشت و تلقیح مایکوریزایی بر رشد و عملکرد نخود بهاره “Cicer arietinum L.” تحت روش های مختلف خاکورزی
    فرهاد قربانی 1401
          چکیده    حبوبات به لحاظ برخورداری از پروتئین بالای دانه از اهمیت غذایی بالایی برخوردار هستند. نخود یکی از گیاهان مهم این خانواده است. به­منظور ارزیابی تاثیر آرایش کاشت و تلقیح مایکوریزایی بر رشد و عملکرد نخود بهاره “Cicer arietinum L.” تحت روش های مختلف خاکورزی، آزمایشی در سال زراعی 400-1399 در مزرعه­ی تحقیقاتی واقع در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه به طول جغرافیایی47 درجه و 9 دقیقه، عرض جغرافیایی 34 درجه و 21 دقیقه و ارتفاع 1319 متر از سطح دریا با میانگین بارش سالیانه 445 میلی متر در قالب اسپلیت پلات فاکتوریل بر پایه­ی طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل خاکورزی در سه سطح (بدون شخم، شخم حداقل و شخم رایج) به­عنوان فاکتور اصلی و تلقیح با مایکوریزا در دو سطح (تلقیح بذر با کود زیستی مایکوریزا و عدم تلقیح) و آرایش کاشت به دو صورت (فاصله ردیف 25 و 50 سانتیمتر و فاصله روی ردیف 10 و 5 سانتیمتر) به‌عنوان فاکتورهای فرعی اعمال شدند. در این آزمایش از رقم بیونیج استفاده شد. صفات مورد ارزیابی تعداد بوته­ی سبز شده، ارتفاع بوته، تعداد شاخه­های فرعی، فاصله اولین گره از سطح خاک، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، پوشش سبز و شاخص سبزینگی، وزن نمونه و عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، وزن صد دانه و شاخص برداشت بودند. بر اساس نتایج تجزیه واریانس اثر نوع خاکورزی تنها بر صفت وزن خشک در سطح احتمال پنج درصد معنی­دار شد و سایر صفات عملکردی را تحت تاثیر قرار نداد. تلقیح مایکوریزا بر صفات عملکرد دانه و شاخص برداشت در سطح احتمال یک درصد و بر وزن صددانه در سطح احتمال پنج درصد معنی­دار شد. اثر آرایش کاشت بر صفات وزن صددانه و عملکرد بیولوژیک   در سطح احتمال پنج درصد معنی­دار بود. در این تحقیق صفت تعداد غلاف در بوته بیشتر تحت تاثیر نوع خاکورزی قرار گرفت. تعداد دانه در غلاف و عملکرد دانه نیز به­ترتیب بیشتر تحت تاثیر آرایش کاشت و تلقیح مایکوریزا قرار گرفتند. سه تیمار تلقیح با مایکوریزا و فاصله ردیف 50 سانتی­متر (6/682 کیلوگرم در هکتار)، عدم تلقیح و فاصله ردیف 25 سانتی­متر (5/625 کیلوگرم در هکتار) و تلقیح با مایکوریزا و فاصله ردیف 25 سانتی­متر (2/611 کیلوگرم در هکتار) بیشترین میزان عملکرد دانه را نشان دادند. در مجموع نتایج این تحقیق تاثیر مثبت استفاده از کودهای زیستی را بر اکثر ویژگی­های مورفولوژی و عملکردی گیاه نخود نشان داد.    کلمات کلیدی: بدون شخم، عملکرد، کم­خاکورزی، مایکوریزا، نخود
  26. اثر تیمارهای پیش کاشت بذر با سالیسیلیک اسید، هیومیک اسید و روی بر عملکرد و کیفیت ارقام گندم دوروم در شرایط دیم
    مسعود محبی 1401
       اثر   تیمارهای پیش کاشت بذر با سالیسیلیک اسید، هیومیک اسید و روی بر عملکرد و کیفیت ارقام گندم دوروم در شرایط دیم چکیده به­ منظور بررسی تاثیر تیمار بذر با اسید هیومیک، اسید سالیسیلیک و روی بر عملکرد و برخی صفات مربوط به ریشه گندم دوروم (Triticum durum Desf.) دو آزمایش گلدانی و مزرعه ای در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال زراعی 99-1398 اجرا شد. فاکتورها در هر دو آزمایش شامل اسید هیومیک، اسیدسالیسیلیک، روی، اسید سالیسیلیک+ اسید هیومیک، اسید سالیسیلیک + روی، اسیدهیومیک+ روی، اسید سالیسیلیک+ اسیدهیومیک+ روی و شاهد (عدم مصرف) بر روی ارقام گندم دوروم ساجی و ذهاب بودند. در طرح گلدانی، آزمایش از نوع فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردیده و صفات سطح برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک ریشه، وزن خشک کل، ارتفاع بوته، طول و تراکم ریشه اندازه­ گیری شدند. در طرح مزرعه ای، آزمایش از نوع فاکتوریل و در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی و با سه تکرار و صفات   عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، تعداد سنبله در متر مربع، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، شاخص برداشت، ، میزان پروتئین دانه، ارتفاع بوته، میزان کلروفیل a ، b و کاروتنوئیدها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس در شرایط گلخانه نشان داد که رقم، بذرمال نمودن تیمارها و اثرات متقابل آن ­ها بر تمام صفات مورد مطالعه   اثر معنی ­دار در سطح احتمال 5 درصد داشتند. در بیشتر صفات عملکردی تیمار اسید هیومیک+ اسید سالیسیلیک+ عنصر روی بالاترین مقدار را نشان داد و بیشترین میزان وزن خشک ریشه، طول، تراکم و حجم ریشه در تیمارهای اسید هیومیک و اسید سالیسیلیک مشاهده شد. در شرایط مزرعه نیز اثرات متقابل تیمارها بر اکثر صفات مورد بررسی اثر معنی ­داری نشان داد. در آزمایش گلخانه­ ای بیشترین میزان برای تمام صفات در رقم ساجی مشاهده شد. در شرایط مزرعه بر خلاف گلخانه، اکثر صفات به‌ ویژه صفات عملکردی در رقم ذهاب مقادیر بالاتری داشتند. به ­طوری که تقریباً همه­ تیمارهای مورد بررسی بدون اختلاف معنی دار با یکدیگر، بالاترین عملکرد دانه (510 گرم) را نشان دادند. بیشترین تعداد دانه در سنبله (46) نیز در تیمارهای روی در رقم ذهاب مشاهده شد. در مجموع می­توان چنین بیان کرد که کاربرد کودهای آلی و تنظیم کننده­ های رشد گیاهی موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد می ­گردد.       واژه­ های کلیدی: رنگیزه های فتوسنتزی، وزن خشک ریشه، پروتئین دانه، ذهاب ، ساجی
  27. اثر فرم ¬های رایج و نانو کودهای آهن و روی بر عملکرد و برخی خصوصیات فیزیولوژیک ذرت در منطقه کرمانشاه
    هایده ناصری زاده 1401
      جهت انجام طبیعی فعالیت­های
  28. نقش مدیریت زراعی بر میزان مصرف انرژی و انتشار گاز¬های گلخانه¬ای در مزارع گلرنگ و کاملینا
    دنیا پرماه 1401
  29. پیش بینی سبز شدن گیاهچه های یولاف زراعی (.Avena sativa L)در مزرعه با استفاده از آزمون های قدرت بذر
    ناهید رحمتی 1401
      چکیده هدف:از آنجایی که یکیاز بزرگترین مشکلات اکثر گیاهان زراعی از جمله یولاف برای تولید و عملکرد بالا،عدم استقرار یکنواخت گیاهچه در شرایط آب و هوایی نامناسب می‌باشد. یک راه حل مناسببرای رسیدن به این هدف، استفاده از بذرهایی با بنیه قوی جهت اطمینان از استقرارمناسب گیاهچه است. از گذشته‌هایدور،آزمونجوانه‌زنی استانداردبه عنوان یکی از آزمون‌هایاولیه جهتتعیین کیفیت بذر مورد استفاده قرار می‌گرفت. اما نتایج آن به ندرت می‌تواند گویایچگونگی استقرار بذر در مزرعه باشد و به هر میزان که شرایط مزرعه از حالت مطلوبفاصله داشته باشد نتایج بدست آمده در آزمایشگاه و استقرار در مزرعه، تفاوت بیشتریرا نشان خواهد داد. امروزه برای جلوگیری از این مشکل، از آزمون‌هایقدرتبذراستفادهمی‌شود و مطالعهرابطه بین آزمون‌هایمختلفآزمایشگاهیو استقرار گیاهچه در مزرعه یکی از تحقیقات مهم در علم تکنولوژی بذر است. هدف از اینمطالعه،ارزیابی آزمون‌هایمختلفسنجشقدرتبذردرآزمایشگاهبرای پیش‌بینی سبز شدنگیاهچه‌های چند رقم یولاف در مزرعه و مشخص نمودن مناسب‌ترین آزمونقدرت بذر است.روش‌شناسی پژوهش:در این مطالعهاز هشت نمونه بذر یولاف (متعلق به چهار رقم بذر تازه تولید 1398 و چهار رقم بذرتولید قدیم 1391) استفاده شد. تحقیق در آزمایشگاه و مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزیو منابع طبیعی دانشگاه رازی در سالهای1400_1398 انجام شد. در بخش آزمایشگاهی، آزمون‌های مختلفقدرت بذر مثل آزمون جوانه‌زنی استاندارد، آزمون سرما، آزمون تنش اسمزی، آبنوشی وهدایت الکتریکی بر روی هشت نمونه بذر اجرا گردید. در بخش مزرعه نیز درصد و سرعتسبز شدن گیاهچهاندازه‌گیریشد. در نهایت همبستگی آزمون‌های آزمایشگاهی با نتایجآزمون مزرعه‌ای سنجیدهشد.یافته‌ها: یافته‌هایاین پژوهش نشان داد بذور یولاف از لحاظ قدرت و بنیه با هم متفاوت بودند. در بینبذور مورد بررسی، توده بذری کووال و سپس پوتورو از خصوصیات جوانه‌زنی، رشد گیاهچه‌ای،رشد رویشی و زایشی بالاتری نسبت به بذور یورو و تاراهومارا برخوردار بودند. همچنین در پژوهش انجام شدهمشخص شد که با مسن شدن بذور، میزان بنیه بذر یولاف به صورت ‌معنی‌داری کاهش یافت.در مطالعه حاضر، آزمون‌های جوانه‌زنی استاندارد، سرما، تنش اسمزی، هدایت الکتریکیو آبنوشی توانستنددرصد و ظهور گیاهچه یولاف در مزرعه را پیش‌بینی نمایند. در آزمونجوانه‌زنی استاندارد، سرعت جوانه‌زنی بیشترین همبستگی را با درصدو سرعت ظهورگیاهچه یولاف در مزرعه را داشت اما در آزمون سرما، بهترین نتیجه در شاخص طولی بنیهگیاهچه نرمال حاصل شد. در آزمون تنش اسمزی طول ساقه چه و وزن گیاهچه بیشترینهمبستگی را با درصد ظهور گیاهچه یولاف و وزن ریشه‌چه و شاخص طولی بنیه گیاهچهبیشترین همبستگی را با سرعت ظهور گیاهچه یولافدر مزرعه داشتند.باتوجه به ضرایبهمبستگی درآزمون هدایت الکتریکی و آبنوشی،این آزمون‌هاهم توانستند ‌پیش‌بینی مناسبیاز قدرت بذر یولاف در مزرعه داشته باشند. نتیجه‌گیری:براساس یافته‌هایآزمایش و با درنظر گرفتن میزان ضرایب همبستگی با درصد و سرعت ظهور گیاهچه یولاف درمزرعه، آزمون تنش اسمزی و سپس آزمون سرما جهت تعیین قدرت بذور یولاف و پیش‌بینیاستقرار گیاهچه در مزرعه توصیه می‌شود. به عبارت دیگر این آزمون‌ها پتانسیل بالاییدر تفکیک بذور قوی و ضعیف را دارند.   کلیدواژه‌ها:
  30. اثرات کم آبیاری باپساب شهرک صنعتی روانسر بر عملکرد، اجزائ عملکرد و تجمع برخی عناصر کم مقدار در دانه گندم (رقم پیشگام)
    رضا خرمی 1400
    Abstract In order to implement measures for the development and exploitation of new water resources, especially in the agricultural sector in arid and semi-arid regions such as Iran, the use of wastewater can be considered as water resources. By using these resources, not only part of the agricultural water shortage is compensated, but also the effects of improper discharge of effluents and its damages to agricultural resources and the environment are prevented. Wheat (Triticum aestivum) is one of the strategic crops that is very important in terms of level and nutritional value, so over the past few decades, many measures have been taken to increase its yield. Among these measures, we can mention the use of organic fertilizers such as sewage sludge, which in addition to increasing yield, it is important to study the environmental and health issues related to the use of these fertilizers, as well as the absorption of heavy elements. In order to evaluate the effect of Ravansar industrial town effluent on yield, yield components and accumulation of heavy metals in wheat grain (Pishgam cultivar), in the 2016-17 crop year on a farm in Kermanshah province, Ravansar city, Upper Khorramabad village, a research project as split plot was performed in three replications. Experimental factors included 1. Irrigation water as the main factor (at three levels: a) Irrigation with industrial town effluent b) Irrigation with the left channel of Ravansar c) Irrigation with well water) 2. Irrigation times as a secondary factor (including 1- Onc irrigation time 2- two irrigation times 3- three irrigation times). The results of the present study showed that the treatment of industrial town effluent and water of Qarsoo Ravansar canal had a significant potential of micronutrients. The application of the mentioned effluent in controlled amounts, in the results of plant decomposition, showed that the effluent effluent increased the concentration of iron, zinc and copper in comparison with the control in the plant seeds. All of these elements are the nutrients needed to fill cereal grains such as wheat. The use of wastewater in all quantities to some extent increased the weight of 1000 grains of wheat, so that the highest 1000-grain weight of wheat (49.897 g) was related to the treatment of canal water and three irrigation times, which there was no significant difference between this treatment and three irrigation treatments with industrial town effluent in terms of 1000-grain weight (49.217 g). The results showed that the application of effluent had a positive role in filling wheat grains and by releasing nutrients during the growing period of wheat, Pishgam cultivar increased seed yield and seed yield components including 1000-grain weight, number of grains per spike, number of spikes per plant, and leaf area in wheat. Comparison of heavy metal concentrations in plant samples showed that the concentrations of heavy metals of lead and cadmium evaluated in the present study are high in effluent-treated samples. In well water treatments, the concentration of heavy metals was less than the allowable limit, but in canal and effluent water treatments, the concentration was very high and beyond the allowable limit of heavy metals. But it is not in the toxic concentration range of these elements. Therefore, in order to use the wastewater effluent of the industrial town in agriculture as irrigation water, according to the amount of increase of the mentioned metals in the soil and the amounts absorbed by the plants, it is necessary to consider the toxicity threshold for each metal depending on the type of plant and environmental conditions and evaluate the effluent values based on it. Keywords: Heavy elements, Industrial effluent, Organic fertilizer, Pollutants, Wheat, Yield
  31. مقایسه ویژگیهای رشدی وتوان تولید زیست توده جندگونه کود سبز در شرایط شهرستان کرمانشاه
    محمد عزیزی 1400
       امروزه در اثر بهره­برداری بیش از حد از زمین­های کشاورزی و تغذیه گیاهان زراعی توسط کودهای شیمیایی بدون توجه به کودهای آلی در تغذیه خاک، وضعیتی به وجود آمده که خاک­های کشاورزی ما جزء خاک­های فقیر از از نظر ماده آلی محسوب می­شوند. این موضوع به­کارگیری کودهای سبز و دامی را در سیستم های زراعی ایران ضروری می­نماید. با توجه به اهمیت گیاهان کود سبز به عنوان کود­های آلی، به منظور بررسی ویژگی­های رشدی و توان تولید زیست­توده چند گونه کود سبز، پژوهشی در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سال 1397 در مزرعه پژوهشی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام گرفت. فاکتورهای آزمایش شامل دو فاکتور (کود سبز شامل: 1. شبدر ایرانی 2. خلر 3. ماشک 4. چاودار 5. جو) و (زمان کشت شامل: دو تاریخ دهه آخرآبان ماه ودهه اول آذر ماه) بود. نتایج نشان داد که تیمار تاریخ کاشت اثر معنی­داری در سطح احتمال پنج درصد بر درصد پوشش سبز داشته است. تیمار نوع کود سبز بر درصد پوشش سبز، وزن خشک، وزن تر، شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول اثر معنی­داری را در سطح احتمال یک درصد نشان داد. مطابق نتایج مقایسه میانگین­ها، در تیمار تاریخ کاشت بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمار کشت آبان ماه (4/83 درصد) و کم­ترین درصد پوشش سبز در تیمار کشت آذر ماه (85/76 درصد) بود. در ارتباط با تیمارهای نوع گیاهان کود سبز کشت شده بیشترین درصد پوشش سبز مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 5/94 و 5/90 درصد) بود و کمترین به تیمارهای خلر، ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 75، 5/71 و 38/69 درصد) اختصاص داشت. بیشترین وزن خشک تک بوته به تیمارهای جو و چاودار (به ترتیب با مقادیر 86/26 و 82/26 گرم) اختصاص پیدا کرد، که از نظر وزن خشک تک بوته بین این دو گیاه اختلاف معنی­داری وجود نداشت.کم­ترین وزن خشک تک بوته در بین تیمارهای نوع کود سبز مربوط به تیمارهای خلر، شبدر ایرانی و ماشک (به ترتیب با مقادیر 0625/21، 85/20 و 56/17 گرم) بود. همچنین مشاهدات این بررسی نشان داد که بیشترین شاخص سطح برگ مربوط به تیمارهای چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 97/4 و 72/4) بود و همچنین کم­ترین آن درتیمار ماشک و شبدر ایرانی (به ترتیب با مقادیر 856/2 و 141/3) مشاهده گردید. در این آزمایش بیشترین سرعت رشد مربوط به چاودار و جو (به ترتیب با مقادیر 38/1 و 37/1) اختصاص پیدا کرد، که بین این دو تیمار از نظر سرعت رشد اختلاف معنی­داری مشاهده نشد. کم­ترین سرعت رشد در بین تیمارهای کود سبز متعلق به تیمارهای خلر، شبدر و ماشک (به ترتیب با مقادیر 1/1، 03/1 و 92/0) بود. در این بررسی مشاهده شد که اثر تاریخ کشت گیاه پوششی بر تولید پوشش سبز این گیاهان موثر است. در ارتباط با نسبت C/N نیز با توجه به اینکه بیشترین پوشش سبز و سرعت رشد و جذب مربوط به تیمار چاودار و جو بود و بالاترین مقدار این نسبت به دو گیاه کود سبز چاودار و جو (67/32 و 113/33) اختصاص یافت. درنتیجه می‎توان گفت به لحاظ کود سبز با میزان پوشش سبز بالا، بهترین گزینه‎ها در شرایط آب و هوایی کرمانشاه در این بررسی کود سبز چاودار و جو است. با توجه به اینکه هدف اصلی در این آزمایش یافتن تاریخ کشت مناسب و همچنین بهترین گزینه در بین گیاهان کشت شده به عنوان کود سبز بود، می توان گفت که در تاریخ کشت آبان پوشش سبز بیشتری (4/83 درصد) تولید شده است و می­تواند تاریخ مناسب­تری جهت کشت این گیاهان کود سبز و در نهایت کنترل علف­های هرز زمستانه باشد. واژگان کلیدی: کود سبز، زیست توده، شبدر ایرانی، ماشک، چاودار، جو، خلر
  32. بررسی اثرات تاریخ کاشت و تراکم بوته سه رقم کینوا (Chenopodium quinoa) در شرایط آب و هوایی کرمانشاه
    گودرز کریمی 1400
    به‌منظور مطالعه اثر تاریخ کشت، تراکم و رقم بر عملکرد و اجزای عملکرد کینوا در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه، آزمایشی به‌صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. کرت‌های اصلی در این آزمایش عبارت از تاریخ‌های کشت در سه سطح شامل؛ 20 اسفند، 20 فروردین و 20 اردیبهشت، و عامل‌ها نیز عبارت از تراکم (40 و 60 بوته در متر مربع) و سه رقم کینوا (Titicaca، Redcarina و Q29) بودند. نتایج حاصل نشان داد که در هر سه تاریخ کاشت بیشترین تعداد روز تا رسیدن به مراحل فنولوژیکی مختلف در ژنوتیپ Q29 حاصل شد به طوری که طول روز تا رسیدن برای این رقم 33/151 روز در تاریخ کشت .... بود. ارتفاع بوته در تیمار کشت در 20 فروردین بالاتر از سایر تاریخ‏های کاشت به میزان 47/102 سانتی‏متر بود. در تاریخ کاشت 20 فروردین وزن هزار دانه در گیاه کینوا 19/2 گرم بود که به طور معنی‏داری کمتر از تاریخ کاشت 20 اردیبهشت و بالاتر از تاریخ کاشت 20 اسفندماه بود. میزان عملکرد دانه در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین دارای عملکرد دانه بیشتری (2297 کیلوگرم در هکتار) نسبت به دو رقم دیگر بود. همچنین گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع دارای عملکرد دانه بیشتری (22/1962 کیلوگرم در هکتار) نسبت به تراکم 40 بوته در متر مربع (7/1884 کیلوگرم در هکتار) داشت. بالاترین میزان عملکرد بیولوژیک به میزان 5498 کیلوگرم در هکتار در رقم Titicaca و در تاریخ کاشت 20 فروردین به دست آمد. میزان عملکرد بیولوژیکی گیاه کینوا در تراکم 60 بوته در متر مربع (2/4578 کیلوگرم در هکتار) بالاتر از تراکم 40 بوته در متر مربع (5/4233 کیلوگرم در هکتار) بود. در تراکم 40 بوته در متر مربع و کاشت گیاه کینوا در 20 اسفندماه بالاترین میزان شاخص برداشت به میزان 28/48 درصد حاصل شد. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه می‏توان برای منطقه کرمانشاه در جهت حصول حداکثر میزان عملکرد دانه کینوا توصیه نمود که رقم Titicaca را در تراکم 60 بوته در متر مربع و در تاریخ کاشت 20 فروردین کشت نمود.   
  33. تاثیر دودآب، کیفیت نور و میدان مغناطیسی بر خصوصیات جوانه‌زنی چند گونه گیاهی
    فرزاد شاهینی 1400
  34. غنی سازی میکروبی ورمی کمپوست به منظور بهبود شاخص های کمی و کیفی گیاه دارویی ریحان
    الناز فتاحی 1400
       چکیده در بستر کشاورزی ارگانیک، کودهای آلی نه تنها مواد غذایی مورد نیاز گیاه را فراهم میکنند بلکه باعث بهبود ساختار فیزیکی خاک و فعالیت بیولوژیک آن نیز می­شوند. هدف این پژوهش، تعیین اثربخشی ورمی­کمپوست غنی­سازی شده با سویه­های باکتری بر عملکرد رویشی ریحان(Ocimum basilicum) و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بود. جدایه­های باکتری از نمونه­های کرم و ورمی­کمپوست جداسازی شدند. غربال­گری جدایه­های باکتری بر اساس افزایش وزن خشک ریحان و در شرایط گلخانه انجام شد. در نهایت سه جدایه 28، 54 و 56 انتخاب شدند و در کنار دو سویه مرجع B. velezensis Fol و B. pumilus INR7 در آزمایش­های بعدی به کار گرفته شدند. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شد و تیمارهای آزمایش شامل کود حیوانی پوسیده، ورمی­کمپوست بدون مایه زنی و ورمی­کمپوست مایه زنی شده با هر یک از سویه­های باکتری بود. پس از گذشت دو ماه ریحان­ها برداشت شده و فاکتورهای مربوط به رشد گیاه، عناصر غذایی خاک و گیاه و ویژگی­های زیستی خاک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمایش حاکی از برتری معنی­دار ورمی­کمپوست تلقیح شده با جدایه باکتری 56 نسبت به سایر تیمارها است به طوری­که بیش­ترین عملکرد در رشد اندام هوایی و ریشه و عناصر برگ در این تیمار مشاهده شد. بیش­ترین عملکرد وزن تر و خشک به ترتیب با 7/30 گرم   و   54/3 گرم   در تیمار با جدایه 56 و کم­ترین مقادیر (2/13 گرم) و (48/1 گرم) مربوط به تیمار کود حیوانی پوسیده است. تاثیر تیمارهای ورمی­کمپوست تلقیح شده بر مقادیر عناصر آهن، روی، مس و منگنز در برگ ریحان در سطح 1 درصد و بر مقدار نیتروژن در سطح 5 درصد معنی­دار بود. اما میان مقادیر پتاسیم و فسفر برگ تفاوت معنی­داری میان تیمارها مشاهده نشد. بیش­ترین مقادیر جذب عناصر در تیمار با جدایه 56 مشاهده شد به طوری­که غلظت آهن، مس، منگنز، روی و نیتروژن را نسبت به کود حیوانی به ترتیب 3/38، 7/27، 8/25، 6/41 درصد افزایش داد. تاثیر جدایه­های باکتری بر میزان اسیدیته و هم­چنین عناصر ریزمغذی مس، منگنز و آهن در خاک معنادار نبود، اما بر میزان پتاسیم، نیتروژن و فسفر خاک در سطح 1 درصد و بر میزان روی در سطح 5 درصد معنی­دار بود. بیش­ترین مقادیر عناصر خاک در تیمار با سویه 56 به دست آمد به نحوی که مقدار پتاسیم، نیتروژن، فسفر و روی را نسبت به تیمار کودحیوانی 46/39، 4/54، 3/69 و 4/45 درصد افزایش داد. همچنین، با توجه به این­­که بیشترین غلظت کربن­آلی مربوط به تیمار 56 بود و بیش­ترین میزان رشد گیاه را نیز ایجاد کرده بود می­توان انتظار داشت که ترشحات بیش­تر ریشه موجب افزایش تنفس میکروبی در خاک شده و به همین دلیل تفاوت میان تیمارها در سطح یک درصد معنی­دار شده است.   
  35. بررسی اثر عمق دفن و مدت زمان دفن بر جوانه زنی، خواب و زوال بذر علف هرز ماستونک (Torilis arvensis) در خاک
    مریم بهرامی شاد 1400
  36. تاثیر روش‌های مختلف خاک‌ورزی بر خصوصیات فیزیکی خاک و صفات کمی ارقام مختلف گندم و نخود در اراضی دیم منطقه دالاهو
    ویکتوریا رمضانی 1399
    ° C higher than the system without tillage  
  37. بررسی اثر استفاده از کاه غنی شده با پساب تقطیری ملاس بر عملکرد و برخی فراسنجه های خونی بره های پرواری
    مریم حسین زاده 1399
  38. بررسی شاخص های بیولوژیک خاک در سامانه های مختلف خاکورزی
    امین حیدری 1398
      چکیده خاکورزی جزء مهمی از مدیریت خاک است که بر تولید گیاهان زراعی تاثیر میگذارد. علاوه بر آن، خاکورزی میتواند از طریق ایجاد تغییر در ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک، به پایداری کشاورزی و بهبود کیفیت خاک کمک نماید. یکی از ابزارهای مفید برای بررسی وضعیت مدیریت خاک در سامانههای مختلف خاکورزی، ارزیابی کیفیت خاک است و استفاده از شاخصهای کمی، از مناسبترین روشهای تعیین و مقایسه کیفیت خاکها میباشد . به همین دلیل این مطالعه به منظور بررسی اثرات سامانههای مختلف خاکورزی بر برخی از شاخصهای کیفیت شیمیایی، فیزیکی و بیولوژیک خاک در اراضی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی طی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح 52 انجام شد. ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک - 0 و 20 - بلوکهای کامل تصادفی در دو عمق 52 کیفیت خاک نظیر جرم مخصوص ظاهری، رس قابل انتشار، کربنات کلسیم معادل، pH ، EC ، تنفس، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیمهای اورهآز و اینورتاز در خاک اندازهگیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که سامانههای خاکورزی بر بیشتر ویژگیهای مورد بررسی با شدتهای مختلفی تاثیرگذار بوده است که با تغییر سامانه خاکورزی سنتی به حفاظتی، بیشتر ویژگیهای خاک تغییر مثبتی داشتهاند که منجر به بهبود کیفیت خاک گردیده است. به طوری که وزن مخصوص ظاهری، در سامانه خاکورزی حفاظتی در 31 درصد کاهش یافت و کربن آلی / 31 و 05 / لایه سطحی و عمقی در مقایسه با سامانه رایج بهترتیب 31 31 درصد افزایش داشت و در بین ویژگیهای بیولوژیک، کربن توده زنده / 53 و 14 / خاک بهترتیب 43 35 درصد افزایش، بیشترین تغییر را داشت. در مجموع در بین ویژگیهای / 21 و 32 / میکروبی بهترتیب با 33 مورد بررسی؛ ویژگیهای بیولوژیک در مقایسه با ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی بیشتر تحت تاثیر سامانههای مختلف خاکورزی قرار گرفت. شاخصهای کیفیت تجمعی و ن م رو بیشترین مقدار را بهترتیب در سامانه بیخاکورزی، کاهشی و سنتی داشتند. در مجموع شاخص کیفیت تجمعی صحت بیشتری در تعیین کیفیت خاک داشت.
  39. تاثیر دود-آب و کود نیتروژن بر ویژگی¬های بوم شناختی فیزیولوژیک گندم آبی( Triticum aestivum)
    ژیلا مرادی 1398
  40. ارزیابی پایداری بوم‌نظام‌های تولید گندم دیم (مطالعه موردی منطقه دره صیدی استان لرستان)
    محمد گودرزی 1398
  41. اثر تداخل چند گونه ای علف های هرز روی تولید عدس دیم (Lens culinaris L.) در شرایط مزرعه
    ناهید افندیده 1398
  42. زراعت راهرویی صنوبر با ذرت و شبدر تحت شرایط کم آبیاری
    مجتبی بهادر 1398
  43. بهینه سازی سامانه انتقال آب سد بیستون تحت اثر احداث سد‌های در حال ساخت
    سارا حشمتی 1398
       با توجه به نقش حیاتی آب، در تمامی ادوار زندگی بشر و گسترش روز افزون جمعیت، بحران کم آبی قابل پیش بینی بوده و همواره کارشناسان را بر آن داشته تا با ارائه طرح ها و شیوه های مهار آب، تلفات آن را کاهش داده و به سهولت در دسترس عموم قرار دهند. سال هاست که احداث سدها به عنوان مانعی در برابر حرکت آب و ذخیره کردن آن در مخازن عظیم، کنترل سیلاب و تولید انرژی و ... یکی از راهکارهای اساسی به شمار رفته است. علاوه بر آن، سدهای بزرگ نمادهای غرور ملی و استیلای نبوغ انسانی بر طبیعت، تامین کننده برق، آب و غذا، مهارکننده سیلاب ها، آبادکننده بیابا نها، ‌‌‌تضمین کننده استقلال ملی، ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی و حمل و نقل آبی هر کشوری بوده است.   در پی ساخت سد ها با اهداف گوناگون و با توجه به هزینه های زیادی که صرف طراحی، ساخت وبهره‏برداری از مخازن سد ها و تاسیسات وابسته می‏شود، استفاده بهینه از منابع محدود سرمایه‌ای و طبیعی امری است که از ابتدا مورد بحث و تمایل دولت ها و متولیان و همچنین محققان بوده است، به گونه ای که از منابع به بهترین شکل ممکن استفاده شود. لذا موضوعات مختلف درگیر در سد از ابعاد مخزن و تاسیسات وابسته تا بهره‏برداری و وجود مسائل زیست محیطی، اجتماعی، امنیتی و...مورد بررسی دقیق قرار گیرد.   هدف از تحقیق حاضر انتخاب بهینه برنامه‏ریزی منابع آب و تامین بیشترین نیاز‏های آبی صنعت و کشاورزی با در نظر گرفتن مسائل زیست‏محیطی در حوضه سد بیستون (خارج از بستر) واقع در استان کرمانشاه می‏باشد. در این راستا، بهینه‌سازی وشبیه‌سازی منابع و مصارف سد بیستون به کمک نرم‌افزار‌های لینگو[1] و ویپ[2] در دو   حالت با در   نظر گرفتن سدهای درحال ساخت بالادست و بدون در نظر گرفتن آن‏ها انجام یافت. همچنین در هر دو روش سه نیاز زیست‌محیطی، صنعت وکشاورزی لحاظ گردید، در این مرحله مقدار دبی انتقالی بهینه جهت بیشترین بهره‏وری مشخص شد؛ پس از این مرحله محاسبات طراحی بهینه‏ی ایستگاه پمپاژ و خط انتقال انجام شد بدین منظور مدل کامپیوتری بر مبنای بهینه‏ساز الگوریتم ژنتیک با تابع هدف حداقل کردن هزینه‏ها   که شامل هزینه‏های ثابت و جاری سیستم در طول عمر مفید پروژه (25 سال) نوشته شد. در این مدل اطلاعاتی از لوله‏های موجود در بازار، پمپ‏های تولید شده توسط کارخانه‏های داخلی و در شرایط خاص پمپ‏های تولیدی خارج از کشور اضافه شده است. مدل به‏گونه‏ای طراحی شده است که می‏تواند محاسبات ضربه قوچ را هم انجام دهد که به طراح کمک می کند در خصوص استفاده یا عدم استفاده از تاسیسات ضربه قوچ در سیستم تصمیم گیری نماید    [1] LINGO[2] WEAP
  44. تعیین محل مناسب لوله‌های هواده در سرریز اوجی شکل با استفاده از مدل عددی
    محیا مهدی آبادی 1398
    در مطالعه حاضر با استفاده از نرم‌افزار عددی Ansys Fluent، سرریز سد آزاد شبیه‌سازی شده است. Ansys Fluent یکی از نرم‌افزارهای بسیار قوی در مدل‌سازی جریان می‌باشد که با استفاده از علم دینامیک سیالات محاسباتی به گسسته‌سازی و حل معادلات حاکم بر پدیده مورد مطالعه می‌پردازد. در این پژوهش خروجی‌های نرم‌افزار از قبیل نمایی از مرز بین آب و هوا (سطح آب)، مقادیر فشاراستاتیکی، سرعت متوسط و به دنبال آن‌، مقادیر شاخص کاویتاسیون در حالت بدون هوادهی در طول سرریز، در مدل آزمایشگاهی و مدل عددی سرریز سد آزاد استخراج و ارائه شده‌است. صحت‌سنجی نتایج با استفاده از نتایج آزمایشگاهی مدل سرریز سد آزاد با مقیاس 33/33: 1 انجام شد و سپس مدل عددی به ازای مش بهینه برای سایر دبی‌های مورد مطالعه نیز اجراشد. مقادیر تراز سطح آب، فشاراستاتیک و سرعت متوسط با استفاده از نرم‌افزار Tecplot برداشت و شاخص کاویتاسیون در طول سرریز، محاسبه شد و مشاهده شد که در طول مشخصی از انتهای سرریز (160متری در واقعیت و 3/6 متری در مدل)، پدیده کاویتاسیون   بر روی سرریز نیز، رخ خواهد داد. در نتیجه برای برطرف کردن کاویتاسیون بر روی سرریز سد آزاد، از سیستم هواده که ابعاد آن طبق معیارها، انتخاب گردیده‌، استفاده شده‌است. در گام بعدی محل جانمایی سیستم هواده و تعداد مورد نیاز جهت رفع کاویتاسیون روی سرریز مورد بررسی قرار گرفته‌است. در این تحقیق از سه سناریوی ( چهار، سه و دو سیستم هواده در فواصل مختلف) استفاده شده‌است. با اجرای مدل عددی به ازای هر سناریوی نام برده شده، مقادیر فشاراستاتیکی و سرعت متوسط   با استفاده از نرم‌افزار TecPlot استخراج و به دنبال آن شاخص کاویتاسیون نیز محاسبه شد. با توجه به مقادیر فشاراستاتیکی در هر سه حالت (چهار، سه و دو سیستم هواده)، چنین درک شد که فشار برای جریان هوادهی شده، تنها در محل قرارگیری هواده، دارای اختلاف ناچیزی نسبت به حالت هوادهی نشده می‌باشد. همچنین با توجه به مقادیر سرعت متوسط مشاهده شد که، مقادیر سرعت از محل سیستم هواده تا مسافت قابل توجهی در پایین‌دست، کاهش چشمگیری داشته است. همچنین نیز می‌توان مشاهده کرد که برخلاف مقادیر فشاراستاتیکی، سیستم هواده به خوبی توانسته باعث کاهش سرعت جریان در مجاورت پوشش‌های مجرا در نواحی بحرانی گردد و در نهایت باعث بهبود وضعیت جریان از لحاظ ایجاد پدیده کاویتاسیون شود. در انتها نیز، سرریز با دو سیستم هواده به عنوان گزینه برتر انتخاب گردید، زیرا با مقایس? مقادیر شاخص کاویتاسیون مشخص شد که تعدد سیستم هواده، تاثیر چندانی بر نتایج ندارد و همان دو سیستم هواده برای این سرریز در فواصل مشخص شده کافی می‌باشد. انتخاب این سناریو نیز، باعث صرفه‌جویی در هزینه و همچنین وقت نیز خواهد شد.واژگان کلیدی: سرریز اوجی، سد آزاد، کاویتاسیون، سیستم هواده، ANSYS FLUENT
  45. ارزیابی اثر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگی های فیزیکو شیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد (Sesamum indicum L.) ارگانیک
    صادق جلیلیان 1398
    جهت ارزیابی تاثیر کود دامی و گیاه پوششی بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی خاک و رشد و عملکرد کنجد در شرایط کشت ارگانیک آزمایشی در قالب کرت‌های خرد شده بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی و تحقیقاتی کشاورزی ارگانیک پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 96-1395 انجام گرفت. تیمارهای آزمایش شامل کود دامی در سه سطح صفر، 10 و 20 تن در هکتار به عنوان عامل اصلی و کشت گیاهان پوششی (عدم کشت گیاه پوششی، شبدر برسیم، شنبلیله و ماشک گل خوشه‌ای) به عنوان عامل فرعی بودند. گیاهان پوششی به عنوان کود سبز در مرحله گلدهی به خاک برگردانده شدند و سپس دو هفته بعد اقدام به کشت گیاه کنجد شد. صفات مورد ارزیابی شامل اندازه­گیری ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک در سه مرحله قبل از شروع آزمایش، قبل از کشت گیاه کنجد و پس از برداشت آن، ویژگی­های رشد و عملکرد کنجد و همچنین ویژگیهای علف هرز بود. نتایج نشان داد که کاربرد کود دامی در مقایسه با تیمار شاهد باعث بهبود ویژگی­های خاک نظیر کربن آلی (3/5 درصد)، فسفر (165 درصد)، پتاسیم (15 درصد)، نیتروژن کل (41 درصد)، یون نیترات (2/30 درصد)، یون آمونیوم (5/53 درصد)، گوگرد (32 درصد)، مس (27 درصد)، روی (22 درصد)، آهن (6 درصد) و منگنز (5/7 درصد) در مرحله قبل از کاشت کنجد در مقایسه با شرایط اولیه خاک در قبل از شروع تحقیق شد. در مرحله پس از برداشت کنجد نیز ویژگی­های اندازه‌گیری شده خاک تحت تاثیر قرار گرفتند و در مقایسه با شرایط اولیه خاک بجز محتوی پتاسیم، گوگرد، آهن و منگنز که کاهش نشان دادند، سایر عناصر بهبود یافتند. کاربرد گیاهان پوششی نیز منجر به بهبود ویژگی­های اندازه­گیری خاک گردید، به گونه­ای که بیشترین تاثیر متعلق به تیمار کشت شنبلیله و 20 تن کود دامی در هکتار در مقایسه به عدم کاربرد کود دامی و کود سبز بود. نتایج نشان داد برهمکنش کود دامی و گیاه پوششی بر وزن هزار دانه، وزن خشک کل و عملکرد دانه کنجد معنی‌دار بود. اثر کاربرد کود دامی بر تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، تعداد شاخه‌های فرعی و شاخص برداشت معنی‌دار بود ولی درصد روغن تحت تاثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت. بیشترین عملکرد دانه (6/1727 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد وزن خشک کل (3/9082 کیلوگرم در هکتار) و وزن هزار دانه (2/3 گرم) از تیمار کاربرد شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی به دست آمد که به ترتیب اختلافی حدود 41، 34 و 6 درصد با تیمار عدم کاربرد کود دامی و کود سبز داشتند. کود سبز شنبلیله در سطح 20 تن کود دامی بیشترین تاثیر را بر شاخص سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی، روند وزن خشک کل و کارایی مصرف نور کنجد داشت. کمترین تراکم علف­های هرز متعلق به تیمار گیاه پوششی شبدر برسیم و شنبلیله بود. کشت گیاهان پوششی منجر به کاهش تراکم و وزن خشک کل علف‌های هرز در پایان فصل رشد در مقایسه با ابتدای فصل رشد کنجد شد. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که کاربرد کود دامی و انتخاب گونه گیاهی مناسب به عنوان گیاه پوششی و کود سبز توانست در شرایط مزرعه ارگانیک از طریق بهبود ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک و همچنین کاهش خسارت علف­های هرز منجر به بهبود صفات مرتبط با رشد کنجد و در نهایت عملکرد دانه گردد.   
  46. اثر سلنیوم و مدیریت مصرف نیتروژن در تولید پیاز سالم (Allium cepa L.)
    فرحناز ویسی علی اکبری 1397
  47. تاثیر مخلوط سوخت دیزل-بیودیزل با افزودن نانو ذرات بر عملکرد و آلایندگی موتور در حضور میدان مغناطیسی
    محمدعلی احمدی دوله پسان 1397
    یکی از مهم‌ترین مواردی که درسطح جهان مدنظر قرارگرفته مسئله انرژی می‌باشد. سوخت‌هایفسیلی بیش‌ترین منبع تولید انرژی در حال حاضر می‌باشند. افزایش میزان تولید گازهایگلخانه‌ای باعث ایجاد تغییرات آب و هوایی در اقلیم‌های مختلف شده است. افزایش آلودگی‌هایمحیط زیست ناشی از مصرف این انرژی‌ها باعث شده تا مجامع و قشرهای مختلف، نسبت بهجایگزینی آن‌ها با منابع انرژی تجدید پذیر اقدام نمایند. یکیاز راه‌حل‌های جایگزین برای سوخت فسیلی، استفاده از سوخت بیودیزل می‌باشد. مشکل عمده در استفاده از بیودیزل، پایینبودن توان و گشتاور ایجاد شده در مقایسه با گازوئیلخالص است. لذا استفاده از افزودنی‌هابه بیودیزلجهت رفع این نقیصه پیشنهاد شده است. در پژوهش حاضر با هدف بهبود پارامترهای عملکردی موتور وکاهش انتشار آلاینده‌های موتور از سوخت ترکیبی دیزل-بیودیزل با افزودن نانومواد و درحضور میدان مغناطیسی استفاده شده است. منبع مورد استفاده برای تولید بیودیزل روغن پسماندآشپزخانه بود. درصد حجمی بیودیزل در مخلوط سوخت 0، 5 و 10 درصد گازوئیل می‌باشد. همچنین نانومواد مورد استفاده نانواکسید کبالت و نانواکسیدسریم بوده و برای مغناطیس کردن سوخت از دو عدد آهنربای مغناطیسی نئودیمیوم با گرید42 استفاده شد. میدان مغناطیسی در مسیر سوخت قرار گرفته و سوخت قبل از ورود به داخل موتورتحت تاثیر میدان مغناطیسی قرار گرفت. در این پژوهش اثر 6 تیمار میدان مغناطیسی (0،225 و 4500 گاوس)، بیودیزل0، 5 و10 درصد حجمی گازوئیل، افزودنی نانو اکسید سریم CeO2 و یا نانواکسید کبالت Co3O4 باغلظت0، 20 و ppm 40 ، نسبت نانومواد (اکسید سریم به اکسیدکبالت) 0، 50و 100 درصد برمبنای نانو اکسید سریم، سرعتموتور1200،1800 و rpm 2400 و بار موتور 25 ،50 و 75 درصد با استفاده ازطرح آزمایش Box-Behnken و روش سطح پاسخ RSM، مورد بررسیقرار گرفت. بهینه سازی پارامترهای شاخص عملکرد و آلایندگی موتور نشان‌دهندهاین مساله است که بهترین عملکرد مربوط به پارامترهای موتور و میزان انتشار آلاینده‌هادر شرایط میدان مغناطیسی 66/1561 گاوس، غلظت نانومواد ppm 25/12،نسبت نانومواد 37/56 درصد، بیودیزل 97/4 درصد، سرعت موتور 1962دور در دقیقه و بارموتور 14/16 درصد بدست آمده است که در این شرایط  گشتاور موتورNm 67/14، توان موتور kW 36/3 ، مصرفسوخت ویژه ترمزی (BSFC)gr/kW.h   5/272، مونواکسید کربن (CO) 135/0درصدحجمی، کربن دی اکسید((CO2 027/0 درصد حجمی، هیدروکربن‌های نسوخته(UHC)ppm032/0 و نیتروژن اکسید (NOx) ppm4 با مطلوبیت 89/0به دست می‌آید.  
  48. بررسی اثرعوامل مدیریتی و سیستماتیک برعملکرد و بهره¬وری مرغداری¬های گوشتی استان ایلام
    احسان روان 1397
  49. توسعه و پیاده¬سازی سامانه بینی الکترونیک به منظور تشخیص روغن حیوانی گاوی ازنوع تقلبی
    فردین ایاری 1396
      در سال­های اخیر آمار تقلب در عرضه مواد غـذایی، افـزایش قابل‌توجهی یافتـه اسـت. تقلب در فرآورده­های مواد غذایی علاوه بر تاثیر بر کیفیت محصول و ضررهای مـالی، اثرات سوئی بـر سـلامت مصرف‌کنندگان نیـز دارنـد، لـذا موجـب نگرانی­های زیادی در مصرف فرآورده­های مواد غذایی شده­اند. روغن حیوانی یکی از سوغاتی­های اصلی شهر کرمانشاه است و در آشپزی نیز استفاده بسیاری دارد. مخلوط کردن روغن حیوانی با روغن­های نباتی، روغن دنبه و مارگارین از شایع‌ترین راه­های تقلب در بازار است. به‌سختی می­توان روشی را یافت که بتواند به‌راحتی و با اطمینان پارامترهای کیفیتی روغن حیوانی را ارزیابی کند. ازاین‌رو در چند دهه اخیر توجه به‌سوی استفاده از روش­های بینایی، بویایی، چشایی و رایانه­ای در صنعت مواد غذایی معطوف گردیده است. بینی الکترونیک از روش­های جدیدی است که اخیراً در کشاورزی و صنایع مواد غذایی به‌خصوص درزمینه? بررسی کیفی مواد غذایی بسیار موردتوجه محققین قرارگرفته است. در این پژوهش، یک سامانه قابل‌حمل به‌منظور ارزیابی تشخیص تقلب در روغن حیوانی گاوی توسعه و پیاده­سازی شد. سامانه بینی الکترونیکی شامل هشت حسگر نیمه‌هادی اکسید فلزی بود. در حین انجام آزمایش­ها پاسخ ولتاژی حسگرها با زمان­بندی مناسب برای تزریق فضای هد به محفظه حسگری و سپس پاک‌سازی آن، توسط سامانه تحصیل داده جمع‌آوری شد. انواع روغن تقلبی از مخلوط کردن با روغن حیوانی گاوی با نسبت­های مختلف روغن نباتی، روغن دنبه و مارگارین تهیه گردید. ویژگی­های استخراج‌شده از سیگنال­های به‌دست‌آمده از سامانه، با روش­های تحلیل مولفه‌های اصلی و شبکه عصبی مصنوعی پس انتشار خطا، پردازش شدند. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده برای مخلوط روغن حیوانی گاوی با روغن دنبه، روغن نباتی، مارگارین به ترتیب 97، 96 و 98 درصد واریانس به روش PCA، برای روش   ANNدقت طبقه‌بندی به ترتیب 5/82، 3/91 و 6/85 درصد به دست آمد. بر اساس نتایج تحلیل شبکه عصبی مصنوعی برای روغن حیوانی خالص از نوع تقلبی (شامل همه­ی انواع تقلبی) دقت طبقه‌بندی 6/98 درصد حاصل شد. در نتایج تحلیل شبکه عصبی مصنوعی برای روغن حیوانی، روغن نباتی، روغن دنبه و مارگارین خالص، دقت طبقه‌بندی برابر 7/89 درصد به دست آمد. هم­چنین نتایج حاصل‌شده از نمودار لودینگ حسگرهای MQ9، MQ136، TGS2620 و TGS822 بیشترین نقش در تشخیص میان نمونه­های روغن حیوانی گاوی با درصدهای مختلف تقلب داشتند. بنا بر قابلیت حسگرهای سامانه بینی الکترونیک، این سامانه می­توانند جایگزین روش­های زمان­بر و پیچیده متداول در تشخیص و تعیین کیفیت روغن حیوانی گاوی و تعیین درجه خلوص روغن حیوانی گردد.
  50. بررسی رشد ریشه و عملکرد ارقام نخود در تاریخ های مختلف کشت در شرایط دیم کرمانشاه
    فرزین حسن بیگی 1396
    چکیدهنخود یکی از حبوبات مهم در غرب کشور است. به منظور بررسی رشد ریشه و عملکرد ارقام نخود کابلی در تاریخ‌های مختلف کشت، آزمایشات مزرعه‌ای و گلدانی در دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی دانشگاه رازی اجرا گردید. آزمایش‌ مزرعه‌ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و آزمایش گلدانی نیز به‌ صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1395-1394 انجام شد. در آزمایش مزرعه‌ای و گلدانی هفت ژنوتیپ نخود کابلی (آرمان، آزاد، فیلیپ55-98، عادل، بومی کریشه، هاشم و ILC 482) در سه تاریخ کاشت 20/08/1394، 20/9/1394 و 10/12/1394 مورد بررسی قرار گرفتند. صفات مورد بررسی در آزمایش مزرعه‌ای شامل، عملکرد دانه، شاخص برداشت، عملکرد بیولوژیک، ارتفاع بوته، انتقال مجدد، سهم انتقال مجدد ساقه و کارایی ساقه در انتقال مجدد بودند. در آزمایش گلدانی نیز صفاتی چون، وزن خشک ریشه، نسبت ریشه به اندام‌هوایی، طول ریشه اصلی، مجموع طول ریشه، حجم ریشه و چگالی ریشه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که رقم هاشم و ژنوتیپ بومی کریشه بیشترین مقدار صفات عملکرد دانه، انتقال مجدد مواد فتوسنتزی ذخیره‌ای به دانه‌ها را به خود اختصاص دادند. از لحاظ تاریخ کاشت بهترین تاریخ کشت مربوط به تاریخ 20/8/94 یا همان تاریخ کشت اول بود که بیشترین عملکرد دانه در گیاه نخود در این تاریخ محقق شد. نتایج آماری حاصله از آزمایش مزرعه‌ای موید این موضوع می‌باشد که ارقام هاشم و کریشه از نظر مقدار و سهم انتقال مجدد مواد فتوسنتزی ذخیره شده در ساقه در شکل‌گیری عملکرد دانه بیشترین مقدار را به خود اختصاص دادند.در آزمایش گلدانی ارقام آرمان و بومی کریشه در تاریخ 20/8/94 بالاترین مجموعه طول ریشه، حجم ریشه، وزن خشک ریشه، نسبت ریشه به اندام هوایی و چگالی ریشه را داشتند. بنظر می‌رسد کلیه صفات مربوط به ریشه نخود تحت تاثیر ژنتیک و محیط بودند لذا برای ارتقا و افزایش مقاومت به خشکی در گیاه نخود یافتن ژنوتیپ‌هایی با سیستم ریشه‌ای قوی وکارآمد از اولویت‌ها است.   کلمات کلیدی: زمان کاشت، نخود، انتقال مجدد، وزن خشک ریشه، ژنوتیپ  
  51. تاثیر آبیاری با نقطه شبنم بر تولید ماده خشک، رشد و جوانه زنی برخی گیاهان
    سیده سرگل حسینی 1396
      افزایش جمعیت، افزایش تقاضا برای غذا را به دنبال خواهد داشت بنابراین تولیدات کشاورزی باید با سرعتی برابر با رشد جمعیت، ولی با همان زمین­ها و منابع آب ثابت، رشد کنند.   به منظور تعیین میزان رشد و تولید ماده خشک گیاه تحت تاثیر آبیاری با نقطه شبنم، پژوهشی گلخانه ای و مزرعه ای طراحی گردید. تاثیر آبیاری با نقطه­شبنم، آبیاری­معمولی و بدون آبیاری بر­روی صفات کمی و کیفی گیا­هان در پژوهش­های گلخانه­ای و مزرعه­ای مورد بررسی قرار گرفتند که پژوهش گلخانه­ای در دو مرحله (جوانه زنی بذر و مرحله رشد رویشی گیاه)   اجرا گردید. در پژوهش در مرحله جوانه زنی،   تاثیر تیمار­های آبیاری با نقطه­شبنم و بدون آبیاری در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار بر درصد جوانه زنی بذرنخود، گندم، خیار، کتان، چغندر، شنبلیله در سال 1394 ارزیابی گردید. که تیمار آبیاری با نقطه­شبنم باعث جوانه زنی بذر در مقایسه با شاهد (بدون آبیاری) گردید. پژوهش گلخانه ای در مرحله رشد رویشی گیاه در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار ­روی صفات رویشی نخود و گندم بکار رفت. تیمار­های آبیاری شامل آبیاری با نقطه­شبنم و آبیاری معمولی بودند. مقایسه میانگین داده­ها برای نخود نشان داد که تیمارآبیاری معمولی نسبت به آبیاری با نقطه شبنم دارای وزن تر ساقه، وزن تر تک برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک تک برگ، وزن تر کل ساقه و برگ، وزن خشک کل ساقه و برگ و نسبت برگ به ساقه بیشتری بود. مقایسه میانگین داده­های نشان داد که تیمارآبیاری با نقطه­شبنم نسبت به آبیاری با روش معمول از نظر طول ساقه، تعداد برگ، وزن تر ساقه، وزن ترتک برگ، وزن خشک ساقه، وزن خشک تک برگ، وزن­تر کل ساقه و برگ، وزن خشک کل ساقه و برگ، سطح برگ، نسبت برگ به ساقه و وزن مخصوص برگ) تفاوتی نداشت. پژوهش مزرعه­ای در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1396-1395 اجرا گردید. در این بخش سه تیمارآبیاری با نقطه­شبنم، آبیاری معمولی و دیم روی نخود اعمال گردیدند. صفات مورد بررسی   شامل کلروفیل a،   کلروفیل b،   کارتنویید،   کلروفیل کل،   کلروفیلa/b،   هدایت روزنه­ای،   فتوسیستم (2)،   فتوسیستم (1)،   محتوای رطوبت نسبی آب، ارتفاع ساقه،   تعداد ساقه، تعداد برگ، تعداد غلاف حاوی تک بذردر هر بوته، تعداد غلاف حاوی دو عدد بذر   در هر بوته، تعداد غلاف خالی در هر بوته، تعداد غلاف در هر بوته، طول غلاف، قطر غلاف، تعداد دانه در هر بوته،   وزن 100 دانه، عملکرد در یک هکتار، عملکرد کاه­وکلش در یک هکتار، عملکرد دانه در تک بوته، عملکرد کاه­و­کلش تک بوته، عملکرد دانه در یک متر مربع، عملکرد کاه­و­کلش یک متر مربع، وزن بیولوژیک تک بوته، وزن بیولوژیک در یک متر مربع، شاخص برداشت تک بوته، شاخص برداشت در یک متر مربع بودند. تیمارهای آبیاری اثر معنی داری بر   هدایت روزنه­ای،   FV/FM، شاخص کارایی فتوسنتز و تعداد برگ   نخود در شرایط مزرعه داشتند ولی تاثیر تیمارها   بر سایر صفات مزرعه ای معنی دار نبود. مقایسه میانگین داده ها نشان داد که آبیاری­با­نقطه­شبنم نسبت به شرایط دیم از نظر   هدایت روزنه¬ای،   FV/FM، برتری داشت. تیمار آبیاری معمولی و دیم سطح برگ بالاتری نسبت به آبیاری با نقطه شبنم داشتند. آبیاری معمولی نسبت به دیمکاری شاخص کارایی فتوسنتز   بیشتری داشت. با توجه با نتایج بدست آمده می توان گفت که آبیاری با نقطه شبنم بعلت تامین مقدار اندکی رطوبت بهتر است در مراحلی که گیاه احتیاج کمتری به آب دارد مانند جوانه زنی استفاده گردد، هرچند در شرایط بی آبی می تواند تا حدی رطوبت مورد نیاز گیاه را تامین کند و راهکاری برای مقابله با خشکی باشد.
  52. بررسی پتانسیل گیاه پالایی کلزا (Brassica napus) و کاملینا (Camelina sativa) در خاک آلوده به سرب و کادمیم
    زینب آزادبخت 1396
        امروزه آلودگی به فلزات سنگین بهیک مشکل جدی زیست محیطی تبدیل شده است. به­ دلیل اهمیت امنیت سلامت انسان و همچنینحفظ محیط زیست، مشکل فلزات سمی باید حل شود. با این­حال به دلیل هزینه بالایپاکسازی به روش تکنولوژی­های رایج، علاقه به پالایش مکان­های آلوده با استفاده ازروش گیاه­پالایی رو به افزایش است. گیاه‌پالایی راه حلی کم هزینه و نسبتاً سریعدر رفع آلودگی است. این روش در مقایسه با روش‌های فیزیکی و شیمیایی از فواید بی‌شمارینظیر، افزایش تنوع زیستی و کاهش فرسایش خاک برخوردار است .با توجه به اهمیت این موضوع، از این­رودر این مطالعه به بررسی گیاه­پالایی فلزات سنگین سرب و کادمیم در گیاهان کلزا وکاملینا پرداخته شد. آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی با فاکتورهای کادمیم(شاهد،3، 5 و 10 میلی­گرم بر کیلوگرم) و سرب(شاهد،100، 300 و 600 میلی­گرم بر کیلوگرم)با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی پردیس کشاورزی دانشگاه رازی انجام شد. پساز پایان آزمایش و برداشت گیاهان، قسمت­های ساقه و ریشه جدا و میزان انباشت فلزها در ریشه، اندام هوایی و فاکتور انتقال برای کادمیم و سرب گیاه و   شاخص­های کیفیت بیولوژیک خاک محاسبه گردید.    نتایج این تحقیق نشان داد که در شرایط تنش سرب،غلظت این عنصر در تمام سطوح اعمال شده، در ریشه گیاه کلزا بیشتر از کاملینا بود.همچنین در شرایط تنش کادمیم، غلظت این عنصر در تمام سطوح اعمال شده، در ریشه گیاه کاملینابیشتر از کلزا بود. اکثر شاخص­های کیفیت بیولوژیکخاک اندازه­گیری شده در شرایط تنش کادمیم، در خاک تحت کشت کاملینا در بالاترینغلظت به­کاررفته(10 میلی­گرم بر کیلوگرم کادمیم) نسیت به خاک شاهد در مقایسه باخاک تحت کشت کلزا کمتر کاهش یافتند. در حالیکه در شرایط تنش سرب، شاخص­های کیفیتبیولوژیک خاک تحت گیاه کلزا کاهش بیشتری یافت. غلظت بالای کادمیمو سرب در ریشه گیاهان کلزا و کاملینا و میزان کمتر این دو فلز در اندام هوایی وفاکتور انتقال پایین به­دست آمده برای هر دو فلز نشان داد که هیچ یک از دو گیاهمورد مطالعه در این آزمون به طور معمول از قابلیت مناسبی جهت استخراج فلزات سنگینکادمیم و سرب از خاک آلوده برخوردار نبوده‌اند. بالا بودن غلظت سرب و کادمیم ریشهگیاهان مورد مطالعه و اندک بودن فاکتور انتقال در آن­ها بیانگر کارایی بیشتر اینگیاهان جهت استفاده در تکنیک تثبیت گیاهی[1]می‌باشد. بنابراین گیاهان کلزا وکاملینا قادر به رشد در خاک آلوده به کادمیم و سرب بوده، به­طوری که گیاه کاملینانسبت به کلزا کادمیم بیشتری جذب کرده بدون اینکه عملکرد آن کاهش چشمگیری داشتهباشد. همچنین گیاه کلزا سرب بیشتری نسبت به کاملینا جذب کرده است. بنابراین می­تواننتیجه گرفت که گیاهان کلزا و کاملینا به ترتیب کارایی مناسبی جهت تثبیت فلزاتکادمیم و سرب از خاک دارند.[1]-   hytistabilization
  53. تهیه و شناسایی نانو ذرات مغناطیسی اکسید آهن با پوشش سیلیسیوم به منظور رهایش کنترل شده پروژسترون
    بهاره اسکندری 1396
  54. مطالعه تاثیر ارتفاع از سطح دریا و جهات جغرافیایی بر روی ویژگی های کمی درختان بلوط ایرانی و تنوع گونه ای گیاهان همراه آن در جنگل های زاگرس (مطالعه موردی جنگل آموزشی و پژوهشی دانشگاه رازی)
    آزاده سهرابی زاده 1396
    هدف از این تحقیق مطالعه تاثیر ارتفاع از سطح دریا و جهات جغرافیایی بر روی ویژگی‌های کمی و کیفی پوشش گیاهی (درختی، درختچه‏ای و علفی) و تنوع گونه­ای آن در جنگل­های زاگرس در جنگل آموزشی و پژوهشی دانشگاه رازی کرمانشاه‏ می‏باشد. در منطقه مذکور سه طبقه ارتفاعی (700تا1000متر،1000تا1300متر و1300تا1700متر) و دو جهت اصلی جغرافیایی (شمالی و جنوبی) را در شش محل به شرح دامنه شمالی سرمیل، دامنه جنوبی سرمیل، دامنه شمالی قراویز، دامنه جنوبی قراویز، دامنه شمالی گاوچالی و دامنه جنوبی رفیع در نظر گرفته و در هرطبقه ارتفاعی 32 قطعه‌نمونه، در هر محل 16 قطعه‏نمونه ودر هر طبقه جهت جغرافیایی 48 قطعه‏نمونه دایره‌ای 10آری(جمعاً 96 قطعه‌نمونه)، برای اندازه‌گیری مشخصه‌های کمی و کیفی درختان و نیز میکرو پلات‌هایی در داخل پلاتهای اصلی به مساحت (25) مترمربع جهت بررسی لایه درختچه ای و میکرو پلات‌های دیگری در داخل پلاتهای اصلی به مساحت (1) مترمربع جهت بررسی لایه علفی پیاده گردید. در داخل قطعات نمونه ده آری اطلاعاتی شامل، ارتفاع از سطح دریا، جهت و وضعیت بهره­برداری­های انسانی ثبت شدند و سپس مشخصه­های کمی و کیفی درختان شامل ، قطر برابر سینه بزرگ‌ترین جست، ارتفاع، قطر بزرگ و کوچک تاج، گونه، وضعیت سلامت درختان (سالم، نیمه سالم و خشکیده)، وضعیت آلودگی درختان به گیاه نیمه انگل موخور (شدید، متوسط و بدون آلودگی) یادداشت گردید. سپس در داخل هر میکرو پلات 25 مترمربعی اطلاعات زادآوری به تفکیک گونه، ارتفاع (کمتر از 5/0،1/30 -5/0 و بیشتر از 1/30   متر) و سلامت زادآوری (سالم، نیمه سالم و خشکیده) برداشت شد. برای بررسی تنوع زیستی پوشش علفی کف تعداد کل گیاهان کف به تفکیک گونه برداشت می­شوند و در فرم­های آماربرداری ثبت گردید. برایدر هر میکروپلات یک مترمربعی تعداد گونه‏های گیاهی به تفکیک گونه ثبت گردید و در هر قطعه‌نمونه مقدار شاخص­های تنوع زیستی محاسبه شد. نتایج نشان‏داد: بیشترین مقدار میانگین مشخصه­های سطح مقطع برابر سینه و درصد تاج پوشش در طبقه ارتفاعی 1300 تا 1700 متر از سطح دریا و دامنه شمالی مشاهده شد و نتایج آزمون تجزیه واریانس و تی مستقل نشان داد که بین میانگین مشخصه­های کمی درختان در طبقه­های ارتفاع از سطح دریا و جهت‏های جغرافیایی اختلاف معنی­دار وجود دارد. توده دارای ساختار ناهمسال جوان است، و درختان واقع در دامنه شمالی و طبقه ارتفاعی 700 تا 1000 متر در طبقه­های قطری بزرگتر، بیشتر پراکنش دارند. بیشترین مقدار زادآوری در هر سه طبقه‏ی ارتفاعی به ترتیب متعلق به بلوط ایرانی، دیگرگونه‏ها، زالزالک و آلبالوی وحشی است. همچنین بیشترین تعداد و درصد زادآوری سالم در طبقه ارتفاعی 1300-1700 متر و نیمه سالم در طبقه ارتفاعی 1000-1300 متر و خشکیده در طبقه ارتفاعی 700-1000 متر مشاهده گردید. بیشترین تعداد در هکتار و درصد ارتفاع زادآوری کمتر از نیم متر و بیشتر از 130 سانتی‏متر، در طبقه ارتفاعی 1300-1700 متر و نیم متر تا 130 سانتی‏متر در طبقه ارتفاعی 1300-1000 متر حضور داشته اند، گونه‏ها و ارتفاع زادآوری در سه کلاسه ارتفاعی بدون اختلاف معنی‏دار و سلامت زادآوری دارای اختلاف معنی‏دار است. درختان در طبقه کیفی خشکیدگی شدید، در دامنه جنوبی و طبقه ارتفاعی 700 تا 1000 متر از سطح دریا مشاهده گردید، درختان با آلودگی شدید به گیاه نیمه انگل موخور در دامنه شمالی و طبقه ارتفاعی 700 تا 1000 متر از سطح دریا مشاهده شد. همچنین بیشترین مقدار تنوع برای پوشش درختی، درختچه‏ای وعلفی درطبقه میانی ارتفاع (1000-1300) مشاهده گردید و   بیشترین تنوع برای پوشش درختی و درختچه‏ای در دامنه شمالی و برای پوشش علفی در دامنه جنوبی مشاهده گردید. در منطقه مورد پژوهش تعداد 56 گونه گیاهی مشاهده شد و در کل خانواده­های Compositae (با 14 گونه)،   Gramineae (با هشت گونه) و Rosaceae (با هشت گونه) بیشترین فراوانی را در منطقه مورد پژوهش داشتند. بیشترین تعداد و درصد گیاهان شناسایی شده به ترتیب مربوط به فرم‏های زیستی Hemicryptophyte ، Phanerophyte ، Therophyte، Chamaephyte، Geophyte می‏باشد.  نتایج کلی نشان داد که عوامل فیزوگرافی جهت و ارتفاع از سطح دریا بر مشخصات کمی و کیفی و تنوع گونه­های گیاهی این جنگل­ تاثیر دارد.  
  55. بررسی فرآیندهای مسئول گوناگونی خاکها در دشت میان‌دربند: دیدگاه کانی‌شناختی
    مصطفی کاظم حسن 1395
    Abstract:Soil is the most important natural resource   that is almost irreversible, and as the most important life platform it has a special place in the ecology of each region. a variety of different soils in different regions due to the impact of five factors of soil-building. each of the five factors, climate, parent material, vegetation (living organisms), topography and time are somehow result in the create of different soils. Since the understanding of the formation and transformation of minerals and find other features and characteristics of them is necessary for better understanding of the formation and development of soil, one of the very important need to examine the evolution of the soil is clay mineralogy research. Clay minerals, Among the most important sector   of solid phase of soil and its effect on soil physical and chemical characteristics such as cation exchange capacity, soil fertility, water holding capacity, ventilation etc. are very impressive. this effect depends on the type and amount of minerals. Type of clay minerals in the soil, illustrates a stage of soil development, soil forming processes and the type of parent material. This study aimed to investigate the effects of different soil forming factors in the region and identification of various minerals in the clay soil in the area of Myandrbnd in the city of Kermanshah.   For this purpose a simple systematic sampling was done in plain Myandrbnd with an area of 35,000 hectares. Finally 17 soil profiles were dug and were categorized   in accordance with the new edition of the American and World Reference System >Keywords: clay minerals, calcium carbonate, soil forming factors, parent material
  56. بررسی زمان بهبودی شاخص های کیفیت خاک پس از آتش سوزی در جنگل های شاخه زاد بلوط، کرمانشاه
    مصطفی صادقی فر 1395
  57. بررسی تاثیر نانوساختار کنوکارپوس بر حذف کادمیم از محلول آبی به وسیله سیستم های پیوسته و ناپیوسته
    پژمان پورمحمد 1395
    در این تحقیق تاثیر جاذب­ نانو­ساختار کنوکارپوس برحذف یون‌ کادمیم از محلول آبی بوسیله سیستم­های پیوسته و ناپیوسته بررسی گردید. در آزمایش­های ناپیوسته، اثر عواملی مانند pH، زمان تعادل، جرم بهینه جاذب و غلظت اولیه یون‌ کادمیم مطالعه شد. همچنین اثر یون­های رقابتی بر جذب کادمیم در فاضلاب صنعتی خام، اثر کلرید سدیم بر جذب کادمیم و مکانیزم واجذب یون کادمیم در پنج چرخه متوالی توسط جاذب­ نانو­ساختار کنوکارپوس بررسی شد. در آزمایش­های پیوسته نیز اثر تغییرات غلظت کادمیم ورودی به ستون در افزایش کارایی ستون جذب مورد ارزیابی قرار گرفت و کاربرد مدل­های پیوسته جذب در توصیف منحنی­های شکست بررسی شد. نتایج آزمایش­های ناپیوسته نشان داد که با افزایش pH محلول از3 تا 7، بازدهی حذف یون‌کادمیم 9/76-67 درصد و ظرفیت جذب کادمیم از 4/0 تا 46/0 میلی­گرم­بر­گرم افزایش یافته است. با توجه به نتایج به دست آمده، pH بهینه جذب برای جاذب­ مورد مطالعه، 6 به­دست آمد. زمان تعادل برای جاذب نانو‌ساختار 30 دقیقه به دست آمد. با افزایش جرم جاذب از 1/0 تا 2 گرم، در زمان تعادل و pH بهینه، بازدهی جذب یون‌کادمیم در جرم 5/0 گرم جاذب نانو­ساختار کنوکارپوس حداکثر مقدار 85/76 درصد رسید. با افزایش غلظت اولیه یون‌کادمیم از 5 تا 20 میلی­گرم­بر­لیتر، بازدهی حذف یون‌ کادمیم 4/70-9/80 درصد به دست آمد. فرایند جذب از مدل سنتیک هوو و ایزوترم لانگمویر تبعیت ­کرد. در بررسی اثر یون­های رقابتی بر جذب کادمیم در فاضلاب صنعتی خام، بازدهی حذف یون­های کادمیم، مس، آهن، روی و منگنز بوسیله جاذب­ نانو­ساختار کنوکارپوس به ترتیب برابر 76/82،33/83، 96/99 ،62/89 و 09/9 درصد بدست آمد. با افزایش غلظت کلرید سدیم محلول از 0 تا 1 مولار، بازدهی حذف یون کادمیم توسط جاذب­ نانو­ساختار کنوکارپوس 77-9/80 درصد بدست آمد. بازدهی واجذب یون‌ کادمیم توسط جاذب­ نانوساختار کنوکارپوس در 5 چرخه جذب- واجذب حدود 75 درصد به دست آمد. نتایج آزمایش­های پیوسته نشان داد که مقدار کل کادمیم جذب شده و ظرفیت جذب ستون با افزایش غلظت کادمیم ورودی به ستون افزایش ­یافت و مدل آدامز- بوهارت با داده­های آزمایشگاهی همخوانی بیشتری داشت. بر مبنای نتایج حاصل از این تحقیق، جاذب نانو­ساختار کنوکارپوس قابلیت بالای حذف یون­کادمیم را دارا بوده است.
  58. تاثیر روشهای مختلف خاکورزی برخصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک تحت کشت گندم و نخود در دیمزارهای با اقلیم‌های متفاوت استان کرمانشاه.
    مستانه مظاهری 1395
    کیفیت خاک دارای نقش کلیدی در کشاورزی پایدار می‌باشد که تحت تاثیر تکنیک‌های مختلف مدیریت زراعی، تغییر می‌کند. مدیریت‌های مطلوب، بهبود کیفیت خاک را به ‌دنبال دارند، در صورتی که سیستم‌های زراعی سنتی، در درازمدت موجب کاهش کیفیت و پایداری خاک خواهند‌ شد. یکی از روش?های غلط مدیریت شخم با استفاده از گاوآهن ‌برگردان‌‌دار و سوزاندن بقایای‌ گیاهی است. از آنجا که در کشور ما هنوز روش‌های نادرست خاکورزی صورت می‌گیرد، بررسی تاثیرات این روش‌ها و نیز روش‌های نوین از جمله بی‌خاکورزی و خاکورزی حفاظتی بر خصوصیات خاک و پایداری اکوسیستم ضروری به ‌نظر می‌رسد. لذا، پژوهش حاضر به ‌منظور بررسی اثرات خاکورزی مرسوم، بی‌خاکورزی و خاکورزی حفاظتی بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیک خاک شامل وزن مخصوص ظاهری، مینگین وزنی قطر خاکدانه‌ها، رس قابل انتشار، درصد آهک pH، Ec، ظرفیت تبادل کاتیونی، تنفس خاک، توده زنده میکروبی و فعالیت آنزیم‌های اوره‌آز، اینورتاز، آریل سولفاتاز و فسفاتاز قلیایی در اراضی تحت کشت گنـدم ـ نخود در دیم‌زارهای استان کرمانشاه به ‌صورت طرح کاملاً تصادفی در قالب فاکتوریل در دو اقلیم (سردسیر و معتدل)، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نوع خاکورزی بر تمامی خصوصیات اندازه‌گیری شده اثر معنی‌دار داشت به ‌طوری که سیستم بی‌خاکورزی بیشترین و خاکورزی سنتی کمترین میزان   تاثیر را بر روی فاکتورهای نام برده داشته و سیستم خاکورزی کاهشی، حدواسط این دو سیستم بود.   به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که بی‌خاکورزی سبب بهبود کلیه شاخص‌های بیولوژیک خاک می‌گردد و لذا این روش به جای کشت و کار سنتی در اراضی دیم توصیه می‌گردد.     

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/06