profile - دانشکده کشاورزی

عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه کشاورزی

پردیس دانشگاه  

ساره نظامی

ساره نظامی

استادیار / کشاورزی / علوم و مهندسی خاک

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
آلودگی محیط زیست 2 هرهفته، يك شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
شیمی تجزیه 2 هرهفته، چهارشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه شیمی تجزیه 1 هرهفته، سه شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه شیمی تجزیه 1 هرهفته، سه شنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
زبان تخصصی 3 هفته هاي زوج ، سه شنبه ، 08:30-10:30، هرهفته، يك شنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
خاک‌شناسی عمومی 2 هرهفته، دوشنبه ، 08:30-10:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه خاک‌شناسی عمومی 1 هرهفته، دوشنبه ، 14:00-16:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه خاک‌شناسی عمومی 1 هرهفته، دوشنبه ، 16:00-18:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه خاک‌شناسی عمومی 1 هرهفته، چهارشنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
آزمایشگاه خاک‌شناسی عمومی 1 هرهفته، يك شنبه ، 10:30-12:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. شناسایی موانع و راهکارهای توسعه کشت موسیر در عرصه های طبیعی و زراعی شهرستان الشتر
    زهره یوسفوند 1404
       چکیده مقدمه: موسیر از جمله گیاهان دارویی و صنعتی است که در کشور ما از رویشگاه‌های طبیعی استحصال می‌شود. این گیاه در ایران از لحاظ بهره‌برداری از منابع طبیعی به دلیل شرایط ویژه زیستگاه و زادآوری جزء گیاهان غیرمجاز به بهره‌برداری محسوب می‌شود. با توجه به اینکه بخش اعظم این‌گونه از طبیعت جمع‌آوری می‌شود، لذا افزایش تقاضا برای این نوع گونه‌ها باعث تخریب و بهره‌برداری بی‌رویه از آن‌ها در طبیعت شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع و راهکارهای توسعه کشت موسیر در اراضی زراعی و مراتع شهرستان الشتر، به انجام رسید. روش­شناسی: برای رسیدن به اهداف تحقیق، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، کارشناسان اداره منابع طبیعی و اداره جهاد کشاورزی شهرستان الشتر، عرصه­نشینان روستاهای درتنگ و هندی شهرستان الشتر و کشاورزان تحت قرارداد شرکت تعاونی زرین، بودند که براساس روش نمونه‌گیری هدفمند بارز، 22 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها، مصاحبه­ی عمیق انفرادی نیمه ساختارمند و یادداشت‌برداری میدانی بود و تا زمان رسیدن به اشباع داده، مصاحبه‌ها ادامه یافت. برای تحلیل داده­، از روش تحلیل محتوا ارتباطی و کدگذاری­های باز و محوری، بهره گرفته شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که در ارتباط با موانع و چالش‌های حفظ و احیاء گیاه موسیر در عرصه‌ها و رویشگاه‌های طبیعی شهرستان الشتر، 13 مقوله شامل موانع بازاریابی و فروش، موانع تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی، ریسک مالی و سرمایه‌ای، ریسک‌های انسانی و اجتماعی، موانع زیرساختی، موانع مهارتی و فنی، استاندارد و کیفیت، موانع اطلاعاتی، موانع دانشی و آموزشی، موانع مدیریتی و حمایتی، موانع سازمانی، نهاده‌های تولیدی، شرایط محیطی و جغرافیایی و صدور مجوز بهره‌برداری از گیاهان دارویی، شناسایی گردیدند. همچنین در ارتباط با راهکارهای کشت گیاه موسیر در بین کشاورزان موسیر کار شهرستان الشتر، 9 بعد راهکارهای تحقیقات و آموزش، راهکارهای تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی، راهکارهای فنی و زراعی، راهکارهای ساختاری و حمایتی، راهکارهای سیاستی، راهکارهای مرتبط با صدور مجوز بهره‌برداری از موسیر، راهکارهای اقتصادی و اجتماعی، راهکارهای صنفی و تشکلاتی و راهکارهای مرتبط با بازاریابی و فروش، مشخص گردید. بحث و نتیجه­گیری: همان‌طور که مشخص گردید، بهبود و توسعه بازار گیاهان دارویی و به خصوص موسیر، نیازمند همکاری و هماهنگی بین ارگان‌های مختلف است. عمل انتزاعی، گسسته و ناهماهنگ در اجرای سیاست‌ها و استراتژی‌ها در بخش‌های تحقیق، ترویج، تولید، بازرگانی، فرآوری، بهداشت و درمان، رسیدن به اهداف را با مشکل مواجه می‌کند. به‌منظور تلاش هماهنگ، هدفمند و موثر در امر ساماندهی بازار گیاهان دارویی، باید تلاش شود تا برنامه‌ای جامع را که در آن اهداف کاملا روشن است و وظایف و مسئولیت‌های بخش‌های مختلف تعیین شده تدوین گردد. تدوین و اجرای این برنامه امکان ارزیابی عملکرد سازمان‌های مختلف را فراهم کرده و از اتلاف زمان و سرمایه جلوگیری می‌کند.    واژگان کلیدی: موسیر، گیاهان دارویی، شهرستان الشتر.
  2. اثر کودهای آلی بر اشکال مختلف پتاسیم و خصوصیات بیولوژیک خاک
    فاطمه علیخانی تیراندازه 1404
    چکیده   رشد سریع جمعیت و نیاز روز افزون جامعه از یک سو، تولید فشرده محصولات کشاورزی در مناطق خشک و نیمه‌خشک و عدم استفاده از کودهای حاوی پتاسیم  (K)از سویی دیگر باعث تخلیه و کاهش قابلیت دسترسی و میزان متفاوت رهاسازی پتاسیم در خاک‌های ایران شده است. همچنین، کاربرد بی‌رویه کودهای شیمیایی و مدیریت نادرست در بخش کشاورزی، خاک‌های کشور را با کمبود ماده آلی مواجه کرده است. بنابراین، در پژوهشی در طول سال‌های 1403-1402 اثر کودهای آلی مختلف بر اشکال پتاسیم و فعالیت‌های بیولوژیک در خاک بررسی شد. ابتدا دو نمونه خاک مختلف با فرض تفاوت مینرالوژیکی از عمق 30-0 سانتیمتری برداشت شدند. سپس، شش نوع کود آلی گاوی، مرغی، گوسفندی، کمپوست، ورمی کمپوست و میلورم‌فرس با سطح 5/1 درصد به نمونه‌های خاک اضافه شده و به مدت 60 روز در دمای 25 درجه سانتیگراد و رطوبت ظرفیت زراعی در شرایط انکوباسیون نگهداری شدند. در پایان دوره، اشکال پتاسیم، تنفس پایه (BR)، تنفس برانگیخته با سوبسترا (SIR)، کربن زیست توده میکروبی (MBC) و کسر متابولیک (qCO2) اندازه‌گیری شدند.
  3. بررسی پتانسیل گیاه پالایی گیاهان ماشک (Vicia sp.) و شبدر (Trifolium sp.) در خاک های آلوده به سرب و کادمیوم
    اباالفضل کامل لذیذ 1404
  4. تاثیراسیدهیومیک و روی بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود(Cicer arietinumL.)پاییزه (رقم منصور)
    شهرام رشیدی 1403
    چکیده نخود زراعی (Cicer arietinum L.) بیشترین سطح زیر کشت را در بین حبوبات دارد و نه تنها یک رژیم پروتئینی ارزان را فراهم می‌کند، بلکه به دلیل   قابلیت تثبیت نیتروژن می‌تواند سبب بهبود حاصلخیزی خاک شود. استان کرمانشاه از نظر سطح زیرکشت نخود جزء استان‌های برتر کشور است و کشت دوم اکثر کشاورزان دیم­کار استان محسوب می‌شود. بنابراین، انجام تحقیقات کاربردی در زمینه به­زراعی نخود از اهمیت زیادی برخوردار است. این آزمایش به صورت مزرعه­ای در روستای سربکوه بخش حمیل شهرستان اسلام آباد غرب به صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی اجرا شد. زمین به 4 چهار بلوک و هر بلوک به 28 کرت تقسیم شد. کرت­های اصلی شامل شاهد (بدون مصرف سولفات روی و اسید هیومیک)، سولفات روی خاک مصرف به میزان 20 کیلوگرم در هکتار، اسید هیومیک خاک مصرف به میزان 5 کیلوگرم در هکتار و سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف به ترتیب به میزان 20 و 5 کیلوگرم در هکتار و کرت­های فرعی شامل شاهد (بدون محلول­پاشی)، محلول‌پاشی با سولفات روی با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحله­ای (زمان غلاف دادن) و دو مرحله­ای (قبل و بعد از گلدهی)، محلول­پاشی با اسید هیومیک با غلظت 2 در هزار به صورت یک مرحله­ای و دو مرحله­ای و محلول­پاشی با سولفات روی + اسید هیومیک هر دو با غلظت­های 2 در هزار به صورت یک مرحله­ای و دو مرحله­ای بودند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار وزن صد دانه مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک خاک مصرف با میزان 1/42 گرم بود که با تیمار سولفات روی اختلاف معنی­داری نداشت.مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای خاک مصرف نشان داد که بیشترین میزان عملکرد بیولوژیکی در میان تیمارهای خاک مصرف در تیمار سولفات روی + اسید هیومیک با مقدار 3250 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. مقایسه میانگین اثرات ساده تیمارهای محلول­پاشی   نشان داد که بیشترین عملکرد بیولوژیکی در بین تیمارهای محلول­پاشی مربوط به تیمار سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی با میانگین 3364 کیلوگرم در هکتار بود. بالاترین عملکرد دانه نیز در همین تیمار با مقدار 1431 کیلوگرم در هکتار حاصل شد. بیشترین مقدار نیتروژن دانه (3/3 درصد) مربوط به تیمار محلول­پاشی با اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بدون مصرف خاکی سولفات روی و اسید هیومیک بود. به طور کلی، نتایج نشان داد که تیمار محلول­پاشی سولفات روی + اسید هیومیک قبل و بعد از گلدهی بیشترین تاثیر را در بین تیمارها بر عملکرد و اجزای عملکرد نخود داشت. کاربرد خاک مصرف و محلول­پاشی سولفات روی و اسید هیومیک مقدار نیتروژن و پروتئین دانه را به طور معنی­داری افزایش داد و بر مقدار فسفر، پتاسیم و روی دانه تاثیر معنی­داری نداشت. کلید واژه‌ها: نخود دیم، عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه، اسید هیومیک، محلول‌پاشی   
  5. اثر نانوذرات سیلیس بر مقاومت مکانیکی و ویژگیهای فیزیکی خاکهای با بافت مختلف
    محمدسعید حسینی 1403
  6. تحلیلی بر مدیریت پایدار اراضی تحت پوشش کوره¬های آجر پزی شهرستان کنگاور(مورد مطالعه : دهستان گودین)
    سهراب مرادی کلکانی 1403
       چکیده مقدمه: به‌طورکلی، فعالیت‌های توسعه‌ای باعث آسیب به محیط‌زیست می‌شود و ابعاد این خطرات بالقوه بسته به ماهیت فرآیند و اثرات زیست‌محیطی متفاوت است. کوره‌های آجرپزی پتانسیل تاثیرگذاری بالایی دارند؛ بنابراین با ارائه یک برنامه مدیریتی مناسب و ارزیابی زیست‌محیطی می‌توان تا حدودی از اثرات منفی ناشی از آن‌ها کاست. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تحلیلی بر مدیریت پایدار اراضی تحت پوشش کوره‌های آجرپزی در سه حوزه تخریب اراضی، تغییر کاربری اراضی، پوشش زمین، در دهستان گودین شهرستان کنگاور، به انجام رسید. روش­شناسی: برای رسیدن به اهداف تحقیق، از رویکرد تلفیقی (کیفی-کمی) بهره گرفته شد. برای شناسایی تهدیدهای کوره­های آجرپزی و تجارب زیسته ساکنان روستاهای هدف کوره­های آجرپزی، از روش کیفی (پدیدارشناسی) و برای شناسایی و اولویت‌بندی راهکارهای لازم در خصوص مدیریت پایدار اراضی تحت پوشش کوره­های آجرپزی دهستان گودین شهرستان کنگاور (دلفی و تحلیل سلسله مراتبی)، استفاده گردید. جامعه مورد مطالعه پژوهش ساکنان روستاهای هدف کوره‌های آجرپزی، کارگران کوره‌های آجرپزی، صاحبان کوره‌ها و کارشناسان و متخصصان در این زمینه بودند و براساس روش نمونه‌گیری ملاک محور 14 نفر، به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ها، مصاحبه­ی عمیق انفرادی نیمه ساختارمند و یادداشت‌برداری میدانی بود و تا زمان رسیدن به اشباع داده، مصاحبه‌ها ادامه یافت. برای تحلیل داده‌ها از تحلیل محتوا و الگوی هفت مرحله­ای کلایزی، استفاده گردید و داده‌ها با استفاده از آمارهای توصیفی و در محیط نرم‌افزارهای (  )، (Expert Choice)، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج: بر اساس نتایج پژوهشی، در ارتباط با تهدیدهای به وجود آمده توسط کوره‌های آجرپزی، سه دسته موضوعی الف. تغییر کاربری اراضی (خارج شدن اراضی از چرخه تولید، ایجاد استخرهای ذخیره آب، آسیب و تخریب جاده‌های فرعی و بیابان‌زایی)، ب. تغییر پوشش گیاهی (کاهش خاک حاصلخیز برای رشد گیاه، کاهش رشد گیاهان و خشک شدن آن‌ها، کاهش علوفه مورد نیاز دام، کاهش فتوسنتز گیاه و کاهش کمیت و کیفیت محصول گیاه) و پ. تخریب اراضی (فرسایش شدید خاک، رانش زمین و فقیر شدن خاک)، مشخص گردید و در ارتباط با تجارب زیسته مشارکت کنندگان از کوره‌های آجرپزی پنج خوشه 1. بیماری (مشکلات ریوی، مشکلات ستون فقرات و کسلی و افسردگی)، 2. گسترش ارتباطات اجتماعی (ارتباط با اقوام مختلف و ارتباط بیشتر با مردم روستا)، 3. سود اقتصادی (کاهش بیکاری، کسب درآمد و اشتغال‌زایی)، 4. تضاد منافع (درگیری با صاحبان کوره‌ها و درگیری با سازمان‌ها) و 5. کار سخت (کار سخت و طاقت‌فرسا، معتاد شدن بر اثر کار سخت و عدم ادامه تحصیل بر اثر کار طاقت‌فرسا)، شناسایی گردید. همچنین استفاده از تسهیلات وحمایت‌های دولتی درزمینه تسریع در دادن امکانات زیربنایی جهت ایجاد طرح‌های کشاورزی نظیر گلخانه، اجرای صحیح قوانین حفظ کاربری اراضی زراعی در مورد فعالیت کوره­های آجرپزی و استفاده از عوامل بازدارنده درزمینه عدم تخریب بیشتر وآگاهی دادن به مردم روستا در زمینه خطرات زیست‌محیطی کوره‌های آجرپزی، به ترتیب بیشترین اهمیت و یا به عبارتی مناسب­ترین راهکارهای مدیریت پایدار اراضی تحت پوشش کوره‌های آجرپزی دهستان گودین، بودند. بحث و نتیجه­گیری: همان‌طور که مشخص گردید، عملیات کوره آجرپزی باعث ایجاد چالش‌های بهداشتی و زیست‌محیطی می‌شود. در سطح محلی و در نزدیکی یک کوره آجرپزی، آلودگی‌های ناشی از عملیات کوره‌های آجرپزی، تهدیدی برای سلامت حیوانات، گیاهان و انسان‌هاست و در سطح جهانی، آلودگی‌های ناشی از عملیات کوره‌های آجرپزی، تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین را به دنبال دارد. ازاین‌رو می‌توان گفت یکی از منابع مهم تولید گازهای گلخانه‌ای، صنایع تولیدکننده آجر است.    کلمات کلیدی: مدیریت پایدار زمین، تغییر کاربری اراضی، تخریب اراضی، پوشش زمین، کوره‌های آجرپزی، شهرستان کنگاور.
  7. تحلیل رفتار مسئولانه زنان روستایی شهرستان دالاهو نسبت به کاهش ضایعات غذایی خانوار
    صبا رستمی 1403
       مقدمه و بیان مسئله: مسئله ضایعات غذایی یکی از چالش‌های اساسی در سطح جهان است. طبق گزارش‌ها، در کشورهای مختلف، میزان قابل توجهی از غذاهایی که در خانه تولید و مصرف می‌شود به دلیل رفتارهای نادرست مصرف و انبارداری به ضایعات تبدیل می‌شود. در این میان زنان روستایی نقش مهمی در مدیریت منابع غذایی در خانه دارند. آنان به عنوان مدیران خانه و منابع غذایی، در کاهش یا افزایش ضایعات غذایی خانوارها تاثیرگذارند. از این رو تحقیق حاضر با هدف تحلیل رفتار مسئولانه زنان روستای شهرستان دالاهو نسبت به کاهش ضایعات غذایی خانوار انجام شد. مواد و روش: تحقیق حاضر به لحاظ پارادایم کمی- کیفی است. نمونه تحقیق در بخش کمی شامل ??? زن خانوار شهرستان دالاهو است که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه چند مرحله انتخاب شدند. داده‌های کمی از طریق پرسشنامه جمع­آوری شدند که روایی آن با نظر متخصصان تهیه شد و پایایی پرسشنامه به وسیله آزمون کرونباخ تایید گردید. نمونه بخش کیفی نیز از میان زنان خانوار شهرستان دالاهو   روش نمونه‌گیری بارز انتخاب گردید و داده‌ها از طریق مصاحبه جمع آوری شد و پس از ?? مصاحبه اشباع تئوری حاصل شد. تحلیل داده‌های بخش کیفی از طریق تحلیل محتوا و تحلیل مضمون و استفاده از روش کدگذاری مرسوم باز، محوری و انتخابی انجام شد. در ابتدا در هدف اول به روش کیفی به شناسایی مصادیق رفتار مسئولانه زنان   شهرستان دالاهو نسبت به کاهش ضایعات غذایی خانوار پرداخته شد. در هدف دوم به بررسی میزان رفتار مسئولانه زنان روستای نسبت به کاهش ضایعات غذایی خانوار با روش کمی انجام شد. که داده‌های جمع آوری شده به وسیله آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، ضریب تغییرات و فراوانی و درصد) و آمار استنباطی ( آزمون T وF و تعیین رابطه بین متغیر مستقل و وابسته، همبستگی اسپیرمن و بعد از آن رگرسیون به روش گام به گام) و با استفاده از نرم‌افزار آماری   مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در نهایت هدف سوم با روش کیفی به شناسایی دلایل اثرگذار بر رفتار مسئولانه زنان روستایی نسبت به کاهش ضایعات غذایی خانوار در هر مرحله پرداخته شد. یافته‌ها و نتیجه گیری: ماحصل شناسایی مصادیق رفتار مسئولانه زنان روستایی شهرستان دالاهو نسبت به کاهش ضایعات غذایی خانوار، شناسایی ? طبقه بود. در هدف دوم نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که ?? درصد از کل تغییرات متغیر رفتار کاهش ضایعات غذایی خانوار توسط سه متغیر تبیین شد، که طبق یافته‌ها متغیرهای عوامل ذخیره سازی، عوامل مدیریت باقیمانده‌ها و عوامل ارزیابی قابل خوردن دارای بیشترین تاثیر بر روی متغیر وابسته تحقیق بودند. نتایج نشان داد که بین عوامل ذخیر سازی و عوامل مدیریت باقیمانده‌ها و عوامل ارزیابی قابل خوردن با رفتار کاهش ضایعات غذای رابطه مثبت و معنی‌داری وجود داشت و همچنین، بین دورریز غذا با رفتار کاهش ضایعات غذایی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که بین سن، تعداد فرزندان، فاصله تا شهر و مدت سکونت، درآمد و شغل و تحصیلات رابطه معنی‌داری وجود ندارد، اما بین تعداد خانوار و شغل همسر رابطه معنی‌دار وجود داشت. در هدف سوم نیز به عواملی که باعث کاهش ضایعات غذایی شد پرداخت شد که هشت مضمون داشت که شامل برنامه‌ریزی، خرید کردن، ذخیره سازی، پخت و پز، غذا خوردن، مدیریت باقیمانده‌ها، ارزیابی قابل خوردن و دورریز غذا بود. پیشنهادها:   . با توجه به نتایج عدم آموزش که یکی از مهم‌ترین عوامل در بحث کاهش ضایعات است باعث شده که مردم از خطرات ضایعات غذایی آگاهی کمتری داشته باشند بنابراین پیشنهاد می‌شود در زمینه‌های مختلف از جمله نگهداری صحیح مواد غذایی، روش‌های ذخیره سازی مناسب، داشتن برنامه و لیست خرید آموزش‌هایی داده شود که به آگاهی مردم کمک کند و در نتیجه باعث کاهش ضایعات غذایی شود. کلید واژه: ضایعات غذایی، کاهش ضایعات غذایی، زنان روستایی، غذا، رفتار مسئولانه
  8. اثر کوهای زیستی و پتاسیم بر جوانه زنی خیار گلخانه ای رقم نگین در شرایط تنش شوری
    شکوفه اسکندری 1403
    با توجه به نرخ افزایشی جمعیت جهان و با افزایش تقاضا در محصولات کشاورزی، کشت گلخانه‌ای به منظور افزایش تولید در واحد سطح دارای اهمیت بسیار زیادی است. تنشهای مح?طی از قب?ل دمای ز?اد، سـرمای شـد?د، خشـکی، شوری و عناصر سنگین تاث?ر منفی بر متابول?سم گیاه دارند. شوری، یکی از شایع‌ترین تنش‌های محیطی است که رشد و نمو گیاهان را تحت شعاع قرار می‌دهد. بذور در مرحله کاشت تا اسقرار گیاهچه شدیدا در برابر تنش‌ها آسیب‌پذیر می‌باشند. کودهای زیستی دارای میکرواورگانیسم‌هایی است که می‌تواند با روشهایی مانند تثبیت کردن نیتروژن، حل کردن فسفات، رها سازی یون پتاسیم و یا تامین نمودن آهن و دیگر عناصر مورد نیاز   به بهبود تغذیه گیاه کمک کند. به منظور بررسی ویژگی‌های بذر خیار گلخانه‌ای (رقم نگین) در شرایط تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار، سه سطح پتاسیم ( (شاهد ، 100 و 200 میلی‌گرم بر لیتر با سولفات پتاسیم)، دو سطح کود زیستی (شاهد و   باکتری باسیلوس ساتیوا (CFU/ml و سه سطح تنش شوری (شاهد، 7 و 14 دسی‌زیمنس بر متر با کلرید سدیم)   انجام شد. بذرها در پتری‌دیش کشت شد و در آن تیمارها اعمال گردید و درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، میانگین جوانه‌زنی و شاخص قدرت بذر محاسبه گردید. افزایش غلظت پتاسیم در شوری بالا اثرات مثبت افزایشی در تمام صفات مورد بررسی ایجاد کرد. برهمکنش تیمارهای اعمال شده بر بذر خیار گلخانه ای، شاخص قدرت بذر، طول ریشه‌چه، وزن تر گیاهچه، وزن خشک ساقه‌چه و گیاهچه را افزایش داد. اما کود زیستی در آزمایشگاه تاثیر معنی‌داری بر صفات مورد بررسی نداشت. کلیدواژه­ها : محصولات گلخانه ای، سولفات پتاسیم، باکتری باسیلوس ساتیوا، کلرید سدیم، شاخص جوانه‌زنی  
  9. بررسی تنوع عملکرد میکروبی خاک در ارتباط با جزایر حاصلخیزی در جنگل های شاخه زاد بلوط زاگرس
    مریم غلامی 1402
    جنگل‌های زاگرس که به‌عنوان اکوسیستم­های جنگلی نیمه‌خشک تقسیم‌بندی می­شوند وسیع‌ترین اکوسیستم جنگلی   ایران به شمار می‌روند که 44درصد جنگل‌های کشور را تشکیل داده و مهم­ترین رویشگاه گونه­های بلوط در ایران به شمار می­روند. پژوهش   حاضر برای بررسی تنوع عملکرد میکروبی خاک در ارتباط با جزایر حاصلخیزی در جنگل­های شاخه زاد بلوط زاگرس انجام شد. منطقه مورد مطالعه، در استان کرمانشاه، جنگل­های شهرستان گیلان غرب منطقه دار بادام قرار داشت. به‌منظور نمونه‌گیری، تعداد 4 ترانسکت در منطقه مورد مطالعه با فاصله‌های 50 متر در نظر گرفته شد. سپس، در راستای ترانسک­ها، نمونه­برداری‌ از خاک با توجه تیمار­ها انجام گردید. تیمارهای مورد بررسی شامل محدوده تاج جست‌گروه‌ها (جست گروه­های با تعداد جست­های 1 تا 3، 3 تا10، 10 تا20 و بیشتر از 20) و فواصل مابین جست‌گروه­ها (تاج درختان به هم چسبیده (بدون فاصله)، فاصله تاج درختان 1 تا 3 متر و 3 تا 5 متر) بود. در هر کدام از تیمار­های فوق، قطعات نمونه با مشخصات ابعادی 25/0 ×25/0 متر و از عمق صفر تا 30 سانتی­متری و به‌طور کاملاً تصادفی برداشت شدند. هر یک از این تیمار­ها، در هر ترانسکت با 4 تکرار در نظر گرفته و در مجموع تعداد 28 نمونه برای منطقه مورد مطالعه برداشت شد. نتایج نشان داد که نتایج به دست آمده از مقایسه میانگین ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک درون تاج و بیرون تاج نشان داد که میانگین ویژگی­های کربن آلی، پتاسیم و شن در درون تاج درختان بلوط به‌طور معنی­داری بیشتر از میانگین آن­ها در فضا­های بیرون تاج درختان است. ولی میانگین سایر ویژگی­ها از جمله واکنش شیمیایی خاک، هدایت الکتریکی، فسفر، رس، سیلت و آهک در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج بود. همچنین ویژگی­های تنفس پایه و کسر متابولیک در زیر تاج درختان بلوط به‌طور معنی‌داری بیشتر از میانگین آن­ها در فضا­های بیرون تاج درختان مشاهده شد، ولی میانگین سایر ویژگی­ها از جمله تنفس برانگیخته، کربن زیست‌توده میکروبی و بهره میکروبی در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج به دست آمد. نتایج به دست آمده از مقایسه میانگین آنزیم­های خاک درون تاج و بیرون تاج نشان داد که میانگین آنزیم­های فسفاتاز قلیایی و ساکاراز در زیر تاج درختان بلوط به‌طور معنی‌داری بیشتر از میانگین آن‌ها در فضاهای بیرون تاج درختان است ولی میانگین سایر آنزیم­ها از جمله فسفاتاز اسیدی و اوره آز در محدوده بیرون تاج بیشتر از درون تاج است.   
  10. اثر برخی مواد آلی و معدنی بر کیفیت فیزیکی خاک
    احسان پروینی 1402
       چکیده   خاک­هایی که با اعمال کمترین نیرو دچار تغییرات ساختاری شده و مقاومت و پیوند ذرات آن کاهش پیدا کند را خاکهای مسئله­دار می­نامند. از روش­های بهسازی این خاک­­ها، اضافه کردن بعضی مواد اصلاح­کننده است که با داشتن سطح ویژه و تخلخل بالا، واکنش­پذیری بالایی داشته و ویزگی­های خاک   را تحت تاثیر قرار ­دهند. این پژوهش به­منظور بررسی اثرات چهار نوع ماده اصلاح­کننده آلی و معدنی بر برخی ویژگی­های یک خاک لوم رسی انجام شد. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دانشگاه رازی صورت گرفت. تیمارها شامل زئولیت، بیوچار و کمپوست هر کدام در چهار سطح (0، 1، 2 و 5 درصد جرمی) و نانورس در چهار سطح ( 0، 5/. 1 و 2 درصد جرمی) بودند. پس از اضافه ­نمودن مواد به خاک، برای مدت 2 ماه عمل خواباندن در شرایط مرطوب و خشک­شدن متوالی صورت گرفت. سپس برخی خصوصیات فیزیکی و مکانیکی خاک شامل حدود آتربرگ، هدایت هیدرولیکی اشباع، مقاومت فروروی، مقاومت فشاری و دانه بندی اندازه­گیری شدند. نتایج نشان داد استفاده از سطوح مختلف اصلاح کننده­ها تاثیر معنی دار بر پارامترهای اندازه گیری داشت. بیوچار در سطح   5 درصد تاثیر معنی­داری بر افزایش شاخص تردی داشته و موجب افزایش این شاخص به میزان 125 درصد نسبت به شاهد گردید که نشان از دامنه رطوبتی بیشتر جهت خاک­ورزی است. همچنین، اضافه کردن نانورس سبب افزایش هدایت هیدرولیکی اشباع شده و در سطح دو درصد بالاترین میزان (49/7 سانتی­متر بر ساعت) به­دست آمد. به­طورکلی با افزودن مواد اصلاح­کننده می­توان شاهد کاهش محدودیت­های فیزیکی و مکانیکی خاک بود. کلمات کلیدی: نانورس، زئولیت، بیوچار، کمپوست، ویژگی­های فیزیکی خاک، اصلاح­کننده
  11. بررسی خطر پذیری فلزات سنگین در خاک، آب و اندام¬های خوراکی برخی محصولات کشاورزی استان لرستان
    لیلا دریکوندی 1402
      غذا، آب آشامیدنی، خاک و هوا مسیرهای اصلی قرار گرفتن در معرض فلزات کمیاب هستند. بنابراین، ارزیابی خطرات ناشی از این عناصر برای انسان مهم است. گندم، سیب زمینی و پیاز، بخش­های بسیار مهمی از رژیم غذایی ایرانیان هستند. هدف از این مطالعه، ارزیابی خطر سرطان­زایی و غیر سرطان­زایی کادمیوم، سرب و آرسنیک برای بزرگسالان و کودکان از طریق خاک، آب و محصولات غذایی عمده مورد مصرف ‌در استان لرستان در غرب ایران بود. در این مطالعه، 18 نمونه گندم، 13 نمونه سیب زمینی، 10 نمونه پیاز و 10   نمونه آب برداشت شدند. با توجه به کاربری اراضی، نمونه­برداری به روش تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. خطر سرطان­زایی و غیر سرطان­زایی فلزات سنگین از مسیرها و منابع مختلف محاسبه شد. نتایج نشان داد که میانگین غلظت کل کادمیوم، آرسنیک و سرب در خاک به ترتیب 26/0، 4/32 و 6/961 میلی­گرم در کیلوگرم   بود. میاتگین غلظت تمام فلزات در خاک، کمتر از حد بحرانی آن­ها بود که به وسیله وزارت محیط زیست آلمان پیشنهاد شده است. میانگین غلظت کادمیم، سرب وآرسنیک در نمونه­های آب به ترتیب 016/0، 93/0 و 04/1 میکروگرم در لیتر بود. غلظت عناصر سنگین در آب آشامیدنی تمام مناطق کمتر از حدود بحرانی   بود. غلظت کادمیوم درگندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب 03/0، 12/0 و 23/0 میلی­گرم در کیلوگرم به دست آمد. میانگین غلظت کادمیم در دانه­های گندم در   مقایسه با استانداردهای ملی و بین المللی، کمتر بود، در حالی که میانگین غلظت کادمیم در نمونه های سیب زمینی و پیاز در مقایسه با تمام استانداردهای بررسی شده (ملی و بین المللی)، بیشتر بود.   غلظت آرسنیک در نمونه­های گندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب 19/0، 04/0 و 04/0 میلی­گرم در کیلوگرم بود. میانگین غلظت سرب در دانه گندم، سیب زمینی و پیاز به ترتیب   09/0، 008/0 و 11/0 میلی گرم در کیلوگرم به دست آمد. از مقایسه این نتایج با استانداردهای ملی و بین المللی می­توان گفت که این محصولات از نظر سرب برای مصرف کننده مشکلی ندارند. مهم­ترین مسیر ورود عنصر کادمیم به بدن، خوردن تصادفی خاک بود. در مورد عنصر سرب، مهم­ترین راه ورود به بدن، در مسیر تماس پوستی با ذرات خاک مشاهده شد. شاخص خطر غیرسرطان­زایی (HQ) عنصرکادمیم در مسیر خوردن تصادفی ذرات خاک،   برای دختران و پسران در گروه­های سنی زیر 6 سال، بیش از یک محاسبه شد و برای دختران و پسران 7-14 ساله نیز بسیار نزدیک به یک به دست آمد. شاخصHQ   غیر سرطانی برای این عنصر در مسیرهای خوردن سیب زمینی، پیاز و گندم، کمتر از یک محاسبه گردید. همچنین، در مسیرهای آشامیدن آب، تماس پوستی با ذرات خاک وآب و استنشاق ذرات گرد و غبار، شاخص خطر پایین­تر از یک بود. پتانسیل خطر غیر سرطان­زایی آرسنیک در مسیر خوردن گندم برای همه گروه­های سنی و در مسیر خوردن تصادفی خاک برای دختران و پسران زیر 6 سال، بیش از   یک بود. در سایر مسیرهای مورد بررسی، شاخص خطر غیر سرطانی برای این عنصر، کمتر از یک به دست آمد. در مسیر خوردن تصادفی خاک، برای همه گروه­های سنی، HQ غیر سرطان­زایی برای سرب، کمتر از یک محاسبه شد، اما در مسیر تماس پوستی ذرات خاک، در همه گروه¬های سنی، بیشتر از یک بود و این خطر در مورد دختران و پسران زیر 6 سال بیشتر از دیگر گروه­های سنی بود. در مسیر خوردن تصادفی ذرات خاک برای عنصر سرب در همه گروه­های سنی، و برای عنصرآرسنیک در مسیر تماس پوستی با آب در همه گروه­های سنی، خطرسرطان­زایی بیش از محدوده قابل قبول بود. زنان 54-18 سال نیز در مسیر خوردن سیب زمینی در معرض خطر بیماری­های سرطانی از طریق ورود عنصرآرسنیک قرار داشتند. خطر سرطان­زایی در دیگر مسیرها در محدوده قابل قبول پیش بینی شد. نتایج نشان داد که خطر کل غیرسرطان­زایی کادمیم برای دختران و پسران زیر 14 سال، بیش از یک محاسبه شد و بیشترین خطر، مربوط به خوردن تصادفی خاک بود. شاخص خطر کل بیماری­های غیر سرطانی پیش بینی شده برای آرسنیک در همه گروه­های سنی بالاتر از یک بود که مسیرهای خوردن گندم و خوردن تصادفی خاک از مهمترین مسیرهای ایجاد خطر بودند. عنصر سرب در همه گروه­های سنی، شاخص خطر کل غیر سرطان­زایی بالاتر از یک را نشان داد که در مورد دختران و پسران زیر 6 سال بسیار بالا محاسبه شد و این مقدار مربوط به تماس پوستی با ذرات خاک بود، زیرا کودکان بیشتر در معرض تماس با خاک قرار دارند. کلمات کلیدی: لرستان،   فلزات سنگین، ارزیابی خطر، شاخص خطر غیر سرطانی،   محصولات کشاورزی
  12. توسعه روش مناسب کشت بافتی پایه های گیلاس Maxma60 و SL64
    خاطره کهراری 1402
  13. مدل‌سازی پایداری اکسیداسیون بیودیزل و ترکیب‌های مختلف آن بر اساس شاخص‌های بویایی
    امیر مبارکی 1402
       چکیده انرژی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و ضروری‌ترین عوامل تولید، دارای تاثیر قابل‌توجهی است. با توجه ‌به اینکه منابع سوخت‌های فسیلی رو به اتمام است، پژوهشگران به دنبال جایگزین‌کردن سوخت بیودیزل به عنوان یک سوخت زیستی قابل تجدید و دارای خواص نزدیک به گازوئیل هستند. تحقیق حاضر به دنبال مدل‌سازی داده‌های بینی الکترونیکی در پیش‌بینی پایداری اکسیداسیون و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی بیودیزل و بررسی پایداری اکسیداسیون نمونه بیودیزل با دستگاه رانسیمت (Rancimat) و به‌کارگیری الگوریتم‌های مبنی بر هوش مصنوعی و آماری است. در این تحقیق ابتدا سوخت‌های بیودیزل از منابع مختلف روغن کلزا و آفتابگردان و پسماند آشپزی با متانول و کاتالیزور   KOH(پتاسیم هیدروکسید) تهیه شدند. هرکدام از سوخت‌ها با درصد حجمی 2، 5، 10 و 20 با سوخت دیزل مخلوط شده، با کمک سامانه بینی الکترونیکی مجهز به 10 حسگر ارزیابی و ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی همچون چگالی، گرانروی به همراه پایداری اکسیداسیون آنها به روش استاندار Rancimat در مدت ‌زمان‌های مختلف (هر آزمایش در یک ماه) مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت. همچنین با روش‌های مختلفی همچون شبکه عصبی مصنوعی(ANN)، تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA)، تحلیل تفکیک خطی و درجه دوم (LDA و QDA)، تحلیل ماشین بردار پشتیبان (SVM) و روش سطح پاسخ (RSM) هر کدام در هر ماه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد برای طبقه‌بندی و تفکیک انواع سوخت‌های خالص، روش ANN با دقت 100 درصد قادر به تفکیک سوخت‌های خالص از هم در هر چهار ماه می‌باشد. دقت سایر روش‌های طبقه‌بندی برای تفکیک سوختهای خالص از همدیگر در هر چهار ماه به ترتیب برای SVM 94، 95، 82، 84، برایQDA 100، 100، 100 و 99، برای RSM به صورت 100، 93، 98 و 96 و برای LDA به ترتیب   100، 98، 100و 100 درصد بود. همچنین برای شناسایی و قرار دادن انواع سوخت‌های خالص (D100، K100، WCO100، SUN100) در یک گروه (Pure) و انواع سوخت‌های ناخالص در گروه دیگر (Impure) روش ANN با دقت 100، 8/98، 100 و 100 درصد قادر به تفکیک سوخت خالص از ترکیب دیزل- بیودیزل است. کلیدواژه: بیودیزل، روغن کلزا، روغن آفتابگردان، روغن پسماند آشپزی، پایداری اکسیداسیون، بینی الکترونیکی، هوش مصنوعی
  14. نقش باکتریهای حل کننده فسفر و پتاسیم بر قابلیت دسترسی این عناصر در خاک
    سمیرا فتاحی 1402
  15. نقش رایزوشیس در انتقال و جذب پتاسیم توسط گندم در شرایط تنش خشکی
    محمد جواد الماسی 1402
  16. اثر بعضی از عوامل کلات کننده بر گیاه پالایی گیاه باقلا در یک 0خاک آلوده به کادمیوم
    هانیه دوست محمدی 1402
  17. اثرات متقابل بیوچار و اسید هیومیک برکاهش تنش قلیائیت در گیاه دارویی ریحان(Ocimum basilicum L.)
    پردیس فیض عباسی 1402
  18. بررسی کارایی کنسرسیوم در حذف آلاینده های نفتی خاک در منطقه نفت شهر
    زهرا هژبری کرم بستی 1402
  19. مقایسه کاربردهای تلفیقی انواع مختلف کود در رفع کلروز آهن درختان میوه
    زینب عباسی کاروانه 1402
       آگاهی از وضعیت تغذیه­ای باغات میوه به منظور افزایش کمیت و کیفیت محصول یک امر ضروری و اجتناب­ناپذیر است. همچنین، مدیریت پایدار حاصلخیزی خاک یکی از مولفه­های مهم مدیریت خاک در راستای کشاورزی پایدار است که ارزیابی آن از طریق سنجش ویژگی­های شیمیایی و زیستی امکان­پذیر می­باشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر چالکودهای تلفیقی مختلف از کودهای آلی، شیمیایی و زیستی بر رفع کلروز آهن در درختان هلو و شلیل، تعادل عناصر غذایی در برگ و میوه درختان تیمار شده و برخی ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک انجام گرفت. پیش از اعمال تیمارهای چالکود، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متری به ‌صورت مرکب از باغ مورد مطالعه تهیه و ویژگی­های شیمیایی (pH، EC، ماده آلی و فسفر و پتاسیم فراهم) و زیستی (تنفس پایه، کربن زیست­توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک) آن­ها تعیین شدند. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب بلوک­های کامل تصادفی در 3 بلوک و 5 تیمار اجرا شد. اواسط اسفند 1398، تیمارهای آزمایشی به صورت چالکود در یک سوم بیرونی سایه­انداز درختان به این صورت اعمال شدند: کود دامی کاملاً پوسیده (A)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین (B)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس (C)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (D)، کود دامی + اوره + فسفات آمونیوم + کلات آهن سکوسترین + باکتری باسیلوس + تیوباسیلوس + گوگرد پودری (E). مقادیر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، مس و روی در برگ و میوه درختان در سال­های 1399 و 1400 و کلروفیل برگ در سال 1400 اندازه­گیری شدند. پس از برداشت میوه­ها در تابستان 1400، نمونه­های خاک از دو عمق 30-0 و 60-30 سانتی­متر و از کنار محل چالکود با استفاده از اوگر برداشته شد. ویژگی­های شیمیایی و زیستی در خاک­های تیمار شده، اندازه­گیری و با ویژگی­های خاک قبل از چالکود مقایسه شدند. نتایج نشان داد که کمترین و بیشترین مقادیر کلروفیل برگ و عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل به ترتیب در تیمارهای A و E به دست آمدند. بر اساس آنالیز واریانس کیت-نلسون، عملکرد 1/50 و 2/43 کیلوگرم در درخت به عنوان عملکرد بحرانی برای تفکیک جامعه با عملکرد بالا (تیمارهای D و E) از جامعه با عملکرد پایین (تیمارهای A، B و C) به ترتیب در درختان هلو و شلیل به دست آمد. آهن و فسفر، محدودکننده­ترین عناصر غذایی در برگ و میوه هلو و شلیل در جامعه با عملکرد پایین بودند. همچنین، نتایج نشان داد که pH خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به خاک شاهد کاهش یافت و کمترین مقدار pH مربوط به تیمار E بود. همچنین، با افزایش عمق، مقدار pH در خاک­های چالکود شده کاهش پیدا کرد، در حالی­که در خاک شاهد افزایش یافت. مقدار EC خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری بیشتر از خاک شاهد بود. با این حال، افزایش EC در خاک­های تیمار شده به اندازه­ای نبود که منجر به شوری خاک شود. اثر تیمارهای چالکود بر افزایش مقدار ماده آلی خاک معنی­دار بود. مقدار ماده آلی خاک در عمق 30-0 سانتی­متری، از 09/2 تا 23/2 درصد متغیر بود که بیشترین و کمترین مقدار آن به ترتیب برای خاک شاهد و تیمار E به دست آمد. دامنه این پارامتر در عمق 60-30 سانتی­متری، 90/2-69/1 درصد بود که بر خلاف لایه اول، بیشترین مقدار در تیمار E و کمترین مقدار در خاک شاهد اندازه­گیری شد. مقدار فسفر فراهم خاک به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد، در حالی­که بین مقادیر این پارامتر در خاک­های چالکود شده، تفاوت معنی­داری وجود نداشت. مقدار پتاسیم فراهم در خاک­های چالکود شده به طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد و این تفاوت در عمق 60-30 سانتی­متری چشمگیرتر بود. تیمارهای چالکود به طور معنی­داری تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا و کربن زیست­توده میکروبی را نسبت به شاهد افزایش دادند، در حالی­که اثر آن­ها بر کسر متابولیک معنی­دار نبود. به طور کلی، می­توان گفت که مدیریت تلفیقی چالکود در تیمار E، بیشترین تاثیر را در بهبود کلروز آهن، تعادل تغذیه­ای درختان و کیفیت شیمیایی و زیستی خاک داشت.
  20. بررسی تحمل تنش¬های خشکی و شوری در ارقام جو ایرانی و اروپایی
    علی ملکی 1401
          چکیده جوانه زنی و سبز شدن یکی از مهمترین مراحل رشد گیاه زراعی است، لذا جوانه زنی مناسب در محدوده وسیعی از شرایط محیطی برای استقرارگیاهچه ضروری است. برای شناسایی ژنوتیپ­های متحمل به خشکی چندین معیار انتخاب شده است که یکی از آن­ها انتخاب ژنوتیپ­ها بر اساس شاخص­های تحمل به خشکی است که بر اساس آن ژنوتیپ­های مقاوم انتخاب می­شوند. در این تحقیق، 20 رقم جو ایرانی و 24 رقم جو اروپایی،   به منظور بررسی تحمل تنش شوری در مرحله جوانه زنی، در سه سطح شوری (100،   200 و 300 میلی مولار کلریدسدیم) و یک سطح شاهد (آب مقطر) در سه تکرار در آزمایش فاکتوریل براساس طرح کاملاً تصادفی بررسی گردیدند. برای بررسی ارقام مورد مطالعه از نظر حساسیت و مقاومت به تنش خشکی از شاخص‌های تنش، داده­های حاصل از اندازه­گیری سه صفت عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و تعداد سنبله در متر مربع، بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی در سال زراعی 99-1398در شرایط دیم   و آبیاری (در مراحل گلدهی و پر شدن دانه) مورد استفاده قرار گرفت. پارامترهای ژنتیکی صفات در هر دو شرایط اندازه­گیری شد. نتایج تجزیه واریانس صفات مرتبط با جوانه زنی نشان داد که اثر شوری، اثر رقم و اثر متقابل شوری× رقم در همه صفات معنی دار شد. با افزایش سطح شوری از 0 تا 300 میلی‌مولار، کلیه صفات و شاخص­ها به­جز میانگین زمان جوانه­­زنی کاهش یافت. درصد جوانه­زنی همبستگی مثبت و معنی­داری با طول کل گیاهچه، طول ساقه­چه، شاخص بنیه بذر، میانگین سرعت جوانه زنی و شاخص سرعت جوانه زنی داشت. تجزیه خوشه‌ای با استفاده از روش Ward بر اساس مربع فاصله اقلیدسی، ارقام مورد مطالعه براساس صفات اندازه گیری شده در آزمایش جوانه­زنی تحت سطوح مختلف شوری را به دو گروه تقسیم نمود. ارقام 25 (SIRIO)، 28 (SFERA)، 23 (PONENTE)، 38 (ALFEO)، 16(نصرت)، 4 (ماکوئی)، 19 (EXPLORA)، 32 (ALISEO)، 5 (زرجو)، 33 (NURE)، 36 (SCIROCCO)، 15 (سرارود)، 29 (ALIMINI)، 31 (VEGA)، 37 (TREBBIA)، 24(ALCE)، 30 (ALDEBARAN)، 10 (صحرا)، 13 (نیمروز)، 7 (جنوب)، 12 (یوسف)، 18 (COMETA)، 41 (انصار)، 8 (کارون) و 14 (ریحان) در مرحله جوانی­زنی از خصوصیات بهتری جهت تحمل تنش برخوردار بودند. نتایج تجزیه واریانس صفات زراعی   در دو محیط آبی و دیم حاکی از تفاوت معنی­دار ارقام جو مورد بررسی از لحاظ   صفات اندازه‏گیری شده بود. براساس نتایج حاصل از جدول مقایسه میانگین صفات، بیشترین مقدار عملکرد دانه در رقم 35 (AIACE) مشاهده شد. شاخص میانگین حسابی بهره­وری (MP)،   شاخص تحمل تنش (STI) و میانگین هندسی بهره­وری (GMP) با عملکرد دانه در هر دو شرایط دیم و آبیاری همبستگی داشتند. نتایج حاصل از تجزیه خوشه­ای براساس شاخص­های تحمل خشکی توسط روش UPGMA و براساس مربع فاصله اقلیدسی ارقام جو ایرانی و اروپایی به دو گروه تقسیم شدند. ارقام 35 (AIACE)، 39 (ZACINTO)، 44 (سرارود 1)، 37 (TREBBIA) و 25 (SIRIO) از لحاظ تمامی شاخص­ها به­جز عملکرد دانه در شرایط دیم دارای میانگین بالاتری بودند. گزینش بر اساس شاخص­­های مولفه اول و دوم ارقام 5 (زرجو)، 1 (فجر 30)، 33 (NURE)، 36 (SCIROCCO)، 15 (سرارود)، 12 (یوسف)، 41 (انصار)، 14 (ریحان)، 21 (MARTINO)‌ و 43 (محلی) با دارا بودن مقادیر بالای مولفه اول و مقادیر پایین مولفه دوم به­عنوات ارقام دارای تحمل بالاتری به خشکی معرفی نمود. برآورد متفاوتی از پارامترهای ژنتیکی صفات در محیط آبیاری و   دیم به­دست آمد. تعداد سنبله در متر مربع در هر دو شرایط دیم و آبی دارای درصد وراثت پذیری عمومی متوسط و بیشترین میانگین پیشرفت ژنتیکی بودند. ارقام 5 (زرجو)،   33 (NURE)، 36 (SCIROCCO)، 15 (سرارود)، 37 (TREBBIA)، 12 (یوسف)، 41 (انصار)، 14 (ریحان)، 37 (TREBBIA) و 25 (SIRIO) از تحمل به تنش شوری در مرحله جوانه­زنی و نیز تحمل به تنش خشکی در شرایط تنش خشکی برخوردار بودند. کلید واژگان:
  21. بررسی اثر مدیریت های مختلف کودی بر غلظت نیترات برخی سبزیجات در شرایط گلخانه ای
    سهراب تژدان 1401
       چکیده: نیترات یک شکل طبیعی از نیتروژن و بخش جدایی­ناپذیر از چرخه نیتروژن در محیط زیست است. مصرف بیش از اندازه کود­های شیمیایی و آلی، آبشویی نیترات از خاک و تجمع آن در محصولات کشاورزی یکی از مشکلات زیست­محیطی مهم جوامع امروزی است. به دلیل اثرات سوء نیترات بر سلامتی انسان، امروزه به تجمع این یون در سبزیجات توجه زیادی شده است. در این مطالعه اثر سطوح مختلف کود­ شیمیایی (اوره) و آلی (بخش جامد بیوگاز،کود دامی، کمپوست زباله شهری) بر تجمع نیترات در خاک، سه نوع سبزی شاهی، جعفری و ریحان سبز و همچنین میزان آبشویی نیترات از خاک بصورت هفتگی در 6 هفته بررسی شد و طول ساقه، ریشه و وزن گیاه ریحان، جعفری و شاهی در تیمارهای شاهد و کودهای اوره، بیوگاز، کود دامی و کمپوست زباله شهری اندازه­گیری شد. تجزیه واریانس داده­ها با استفاده از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار در شرایط گلخانه انجام گرفت. مقایسه میانگین با استفاده از آزمون دانکن در نرم­افزار    انجام شد. غلظت نیترات در گیاه ریحان در تیمارهای شاهد، کمپوست زباله شهری، اوره، کوددامی و   بیوگاز به ترتیب 68/147، 30/237، 66/278 ، 23/512 و 45/883 میلی­گرم بر کیلوگرم وزن خشک و در گیاه جعفری به ترتیب 49/131، 74/750، 84/720، 26/622 و 31/311   میلی­گرم بر کیلوگرم وزن خشک بود. این مقادیر در گیاه شاهی به ترتیب 172، 42/165، 99/166، 57/128 و 43/160 میلی­گرم بر کیلوگرم وزن خشک اندازه­گیری شد. غلظت این آنیون در خاک­های تحت کشت ریحان در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره به ترتیب 11/48، 88/63، 45/75، 35/75 و 16/54 میلی­گرم بر کیلوگرم وزن خشک و در خاک تحت کشت گیاه جعفری به ترتیب 02/39، 49/126، 96/71، 46/79 و 06/51 میلی­گرم بر کیلوگرم و در خاک تحت کشت شاهی به ترتیب 02/39، 80/33، 52/31، 21/27 و 02/34 میلی­گرم بر کیلوگرم بود. غلظت نیترات در زه­آب خروجی از خاک­ها در هر سه گیاه ریحان، جعفری و شاهی در هفته اول بیشترین مقدار و با افزایش دفعات آبیاری از مقدار آن کاسته شد. در هفته نخست در زه­آب خروجی از خاک تحت کشت ریحان غلظت نیترات در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره 11/1، 95/44، 35/17، 76/36 و 45/32 میلی­گرم بر لیتر بود که در هفته ششم به ترتیب به 7/1، 2/3، 37/4، 1/6 و 6/3 میلی­گرم بر لیتر رسید. در زه­آب خروجی از خاک تحت کشت جعفری در هفته نخست غلظت نیترات در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره به ترتیب 06/17، 23/48، 49/36، 92/17 و 44/40 میلی­گرم بر لیتر بود که در هفته ششم به ترتیب به 36/0، 11/0، 14/0، 05/0 و 17/0 میلی­گرم بر لیتر اندازه­گیری شد. غلظت این آنیون در زه­آب خروجی از خاک تحت کشت شاهی در هفته نخست غلظت نیترات در تیمارهای شاهد، بیوگاز، کمپوست زباله شهری، کود دامی و اوره به ترتیب 10/1، 16/51، 13/28، 34/29 و 23/38 میلی­گرم بر لیتر بود که در هفته آخر از پژوهش به 36/0، 11/0، 14/0، 05/0 و 2/0 میلی­گرم بر لیتر رسید. نتایج نشان داد که غلظت نیترات در استفاده از کود اوره در هیچ یک از سه سبزی مورد مطالعه از تیمارهای کود آلی بیشتر نبود. همچنین در این پژوهش با استفاده از تیمارهای کود آلی به خصوص تیمار بیوگاز میزان آبشویی نیترات از خاک بیشتر از تیمار کود اوره بود.
  22. تاثیر آتش‌سوزی و جوامع باکتریایی خاک در جنگل‌های بلوط زاگرس
    مسلم رازیانی 1401
       چکیده: آتش­سوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار می­رود که به­ طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک می­شود.آتش­سوزی می­تواند ریزجانداران و خصوصیات شیمیایی خاک را در جهت مثبت و یا منفی تحت تاثیر قرار دهد. این مطالعه جهت بررسی اثر آتش­سوزی بر جنگل­های زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام گرفت. از این رو چند نقطه روی ترانسکت­ها با استفاده از متر مشخص شد و در فواصلی منظم (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونه­برداری انجام گرفت حد فاصل ردیف­های مورد مطالعه از هم 50 متر و فاصله هر نقطه از نقطه بعدی 20 متر بود. سه ردیف در منطقه مورد آتش­سوزی و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج ‌نشان‌ داد ‌آتش‌­سوزی‌ در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخص­هایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتش­سوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ­ داد آتش­سوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخص­های زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتش­سوزی جمعیت باکتری­های خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتری­های تثبیت­کننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتری­های اسپوردار روند مشخصی در بازه­های زمانی پس از آتش­سوزی را دنبال نکرد.       آتش­سوزی یک عامل طبیعی در جنگل به شمار می­رود که به­ طور موقت باعث کاهش پوشش گیاهی سطح خاک می­شود. آتش­سوزی می­تواند موجب اثرات منفی و یا مثبت بر خصوصیات شیمیایی و ریزجانداران خاک ­شود. این مطالعه جهت بررسی اثر آتش­سوزی بر جنگل­های زاگرس در استان کرمانشاه، شهرستان گهواره در منطقه لرینی انجام شد. بدین منظور نقاط با اندازه­گیری به وسیله­ی متر بر روی ترانسکت­ها مشخص شد و به صورت منظم و با فواصل زمانی مشخص (مهر، آذر، بهمن، فروردین و خرداد)، نمونه­برداری از آ­ن­ها صورت گرفت. فاصله نمونه­ها در هر دریف 20 متر و فاصله ردیف­ها از هم50 متر است به گونه­ای که سه ردیف در منطقه سوخته و یک ردیف در منطقه شاهد مشخص شد. نتایج ‌نشان‌ داد ‌آتش‌­سوزی‌ در هر دو محل زیر تاج و خارج تاج سطحی بوده و تاثیر چندانی بر ویژگی­های شیمیایی و زیستی خاک نداشت. از این رو در شاخص­هایی چون کربن آلی و هدایت الکتریکی خاک تغییر قابل توجهی دیده نشد و آتش­سوزی تنها موجب افزایش فسفر در مناطق سوخته نسبت به شاهد شد. به دلیل رخ­ داد آتش­سوزی سطحی، احتراق موجب افزایش نه چندان چشمگیری در شاخص­های زیستی شد. در این پژوهش در اثر آتش­سوزی جمعیت باکتری­های خاک پس ازگذشت 9 ماه تقریباً به سطح خاک شاهد رسید اما جمعیت باکتری­های تثبیت­کننده ازت افزایش یافت. این در حالی است که جمعیت باکتری­های اسپوردار روند مشخصی در بازه­های زمانی پس از آتش­سوزی را دنبال نکرد.
  23. مهار مرگ گیاهچه لوبیا با عامل Rhizoctonia solani با استفاده از ترکیبات فرار القا کننده مقاومت
    آرزو ضمیری آهق 1401
  24. ارزیابی و پهنه‌بندی غلظت کل نیکل در خاک سطحی منطقه ماهیدشت
    اسما افشاری 1401
      چکیده
  25. اثر اسید¬های هیومیک استخراج شده از منابع آلی بر قابلیت دسترسی عناصر پر¬مصرف در یک خاک آهکی
    سیمین خسروی 1400
      Humic acid is the active ingredient in humus, which is gray to dark brown in color. Humic acid macromolecules have a predominant aromatic characteristic and have a high content of functional groups such as phenolic, carboxyl and quinone, which leads to the surface charge and reactivity of this compound.This factorial experiment will be performed in a completely randomized design with three replications. Initially, humic acids will be extracted from five different organic sources (bovine manure, municipal waste compost, vermicompost, sheep manure, poultry manure) with 0.1 M NaOH. Extraction with distilled water will also be performed to compare the extraction with NaOH and to calculate the extraction efficiency. In the next step, the properties of the extracted humic acids such as spectroscopic absorption at different wavelengths, ash percentage, carbon content, nitrogen, hydrogen, oxygen and total sulfur with the elemental analyzer (Elemental Analyzer) and groups The factor will be determined with the FTIR device and the results will be compared. Then, a sample of surface layer calcareous soil (depth 0 to 20 cm) is prepared and after applying different concentrations of humic acids (four concentration levels, 0, 0.25, 0.5 and 1 g of humic acid per kg of soil) extracted from various sources, and will be incubated for 70 days. Finally, the availability of the three main consuming elements (nitrogen, phosphorus and potassium) will be determined at the end of the incubation period. After collecting the results, they will be analyzed using    software.Keywords: humic acid, nitrogen, phosphorus, potassium
  26. تغییرات جمعیت قارچ¬های مایکوریزایی خاک پس از آتش¬سوزی در جنگل¬های زاگرس
    میترا کریمی نسب 1400
      آتش¬سوزی یک عامل اکولوژیک در جنگل به شمار می¬رود که طی آن اکثر گیاهانی که در حال رویش هستند، آسیب می بینند. آتش¬سوزی با سوزاندن پوشش گیاهی سطح خاک، می¬¬تواند موجب اثرات منفی و یا مثبت بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی، میکروارگانیسم¬ها و پوشش گیاهی خاک شود. قارچ¬های میکوریزا از اصلی¬ترین میکروارگانیسم¬های موجود در محیط خاک محسوب می¬شوند که رابطه همزیستی با گیاه دارند. این موجودات از اهمیت بسیاری در اکولوژی خاک برخوردارند. آتش محیط زندگی قارچ¬ها را با اثر بر ساختمان خاک، مواد غذایی در دسترس، مواد آلی و غیر آلی لایه¬های زیرین خاک و سایر اجزاء زنده که با قارچ¬ها ومخصوصاً سایر ریز موجودات در ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم هستند تغییر می¬دهد. اثر آتش بر قارچ¬ها به شدت متفاوت است و به عواملی مانند نوع خاک و گیاه ، فاصله زمانی بین آتش و تفاوت درشدت آتش بستگی دارد. نتایج بررسی¬های صورت گرفته نشان می¬دهد آتش سوزی که در منطقه مورد مطالعه (زیر تاج و بیرون از تاج درختان منطقه زاگرس) رخ داده است سطحی بوده و قادر به ایجاد تغییرات چندانی در فاکتورهای فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک نبوده است. علاوه بر این تاثیر قابل توجهی از آتش سوزی سطحی بر شاخص های مورد مطالعه (تعداد، فراوانی و چیرگی و ...) قارچ مایکوریزا دیده نشد.
  27. تاثیر عصاره آوندول( Smyrnium cordifolium ) بر عملکرد، خصوصیات آنتی¬اکسیدانی و ایمنی بره¬های پرواری .
    سیده فرزانه حمدی 1400
  28. کمپوست کردن کود مرغی با زئولیت و کاه گندم و اثر کاربرد آن بر برخی از شاخص های زیستی و شیمیایی خاک
    شیوا ملکی 1400
  29. جزء بندی و سینتیک آزاد سازی پتاسیم خاک تحت تاثیر کاربرد کودهای شیمیایی و آلی در کشت های مختلف
    سمیرا محمدی 1400
  30. تحلیل زنجیره ارزش تولید کلزا در بخش بیستون و ارائه راهکارهای بهبود آن.
    مژگان طهماسبی 1400
    چکیده هدف: امروزه اهمیت محصولات راهبردی کشور، مانند دانه‌های روغنی، خصوصاً کلزا، لزوم توجه و بررسی نقش عوامل موثر بر بهبود زنجیره ارزش این محصول را بیشتر نموده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تحلیل زنجیره ارزش تولید کلزا   و ارایه راهکارهایی برای بهبود آن بوده است. روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی(کیفی-کمی) و به روش متوالی انجام شده است. روش گردآوری داده­ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختارمند با جامعه مورد پژوهش یعنی 15 نفر از مطلعان کلیدی منطقه بوده است. در بخش کمی نیز با ابزار پرسشنامه و به دو روش پیمایشی (برای کشاورزانN=130 ) و سرشماری (برای کارشناسانN=25 ) به گردآوری داده­ها پرداخته شده است. یافته­ها: یافته­های این پژوهش نشان داد که در حال حاضر زنجیره ارزش تولید کلزا در بخش بیستون شامل 9 حلقه­ی کلزاکاران، مراکز خرید کلزا، مراکز خدمات جهاد کشاورزی، مراکز تحقیقات و آموزش کشاورزی، بانک­ها، تامین و توزیع­   نهاده­ها، شبکه حمل و نقل، شرکت­های خدمات مشاوره­ای کشاورزی و بیمه محصولات کشاورزی می­باشد که اکثر آن­ها در وضعیت نامناسب ابعاد مورد بررسی پژوهش قرار گرفته­اند. اولین و مهم­ترین چالش این   زنجیره در بخش بیستون، کمبود ماشین­آلات خصوصا کمباین برداشت بوده است. غالب بودن   نظام بهره­برداری سنتی،   ضعف در دانش فنی کلزاکاران سبب افزایش هزینه­های تولید و منفی شدن میزان حاشیه سود برای حلقه تولید­کننده و کاهش بهره­وری زنجیره گردیده است. نتیجه‌گیری:. کلیه حلقه­های زنجیره ارزش تولید کلزا در ابعاد بررسی شده پژوهش به عملکرد مورد انتظار دست نیافته­­اند ومیزان اثرگذاری بخش حاکمیتی با ایجاد حمایت­ها و محدودیت­ها در سیاست­گذاری­ها، برنامه­ریزی­ها و نظارت بر چگونگی انجام فعالیت­ها کاملا مشهود است. بنابراین لازم است دولت و نهادهای حاکمیتی در راس   و   کلیه کنشگران زنجیره، با نگاهی سیستمیک اقدام به بهینه­سازی کنش­های خود در زنجیره و رفع مشکلات در این منطقه نمایند. از دستاوردهای این پژوهش، شناسایی حلقه­های ناکارآمد، گمشده و اضافه در زنجیره ارزش تولید کلزا در بخش بیستون بوده است که پیش­تر به آن پرداخته نشده است. کلمات کلیدی: توسعه کشاورزی، زنجیره ارزش، زنجیره عرضه،کلزا، بخش بیستون   
  31. جداسازی، همسانه‌سازی و آنالیز توالی پروموتر اختصاصی بذر اولئوسین از کلزا
    مسعود تورنگ 1399
    بذر گیاهان یک اندام ذخیره‌ای طبیعی است که به‌عنوان هدفی ایده‌آل برای بیان ژن‌های نوترکیب توسط مهندسان ژنتیک موردتوجه قرار می‌گیرد. بنابراین کنترل بیان ژن‌های انتقال‌یافته در این اندام، یکی از مهم‌ترین گام‌ها در توسعه استراتژی کشاورزی مولکولی محسوب می‌گردد. راهکار عملی برای این منظور شناسایی، جداسازی و به کار بستن پروموترهای اختصاصی بذر در گونه‌های مهم تجاری همچون کلزا است. اولئوسین یکی از فراوان‌ترین پروتئین‌های در پروتئوم اندام بذر در گیاه کلزا بوده و بیان آن تحت کنترل یک پروموتر بسیار اختصاصی می‌باشد. پروموتر این ژن موجب بیان شدید ژن گزارشگر در بافت جنین و اندوسپرم بذر می‌گردد. در این تحقیق به‌منظور کاربرد و نیز شناسایی عناصر تنظیمی موجود در پروموتر اولئوسین، این توالی از ژنوم گیاه کلزا جداسازی و در ناقل pSK همسانه‌سازی شد. مقایسه توالی قطعه کلون‌شده با توالی‌های موجود در بانک اطلاعاتی NCBI نشان داد که این توالی دارای تشابه قابل‌توجه با دو دسته توالی‌های شناسایی‌شده می‌باشد. یک دسته توالی‌های مربوط به پروموتر اولئوسین و دیگری توالی‌های مربوط به ژن متیونین سولفوکسید ردوکتاز. این به معنای وجود این قطعه در یک ناحیه میان ژنی بوده که عملکرد دوسویه این پروموتر را توجیه می‌نماید. رسم درخت فیلوژنتیک و محاسبه فاصله ژنتیکی قطعه کلون‌شده با این توالی‌ها نشان داد که فاصله ژنتیکی قطعه کلون‌شده با توالی‌های موجود برای ژن اولئوسین بسیار کمتر از ژن متیونین سولفوکسید ردوکتاز می‌باشد. بررسی‌ توالی این قطعه نشان داد که این قطعه حاوی تعداد بسیار زیادی عناصر تنظیمی در هر دو رشته سنس و آنتی‌سنس همچون جعبه TATA، عنصر RY، جعبه پرولامین و موتیف Skn-1 می‌باشد. بیشتر این عناصر تنظیمی در 400   نوکلئوتید انتهایی این قطعه (ناحیه منطبق بر پروموتر اولئوسین) شناسایی شدند؛ حال‌آنکه 540 نوکلئوتید ابتدایی آن دارای تشابه قابل‌توجه با ناحیه CDS ژن متیونین سولفوکسید ردوکتاز است. بررسی‌های بیشتر نشان داد که تراکم توالی‌های تنظیمی موجود در رشته سنس (پروموتر اولئوسین) بیشتر از رشته آنتی‌سنس (پروموتر متیونین سولفوکسید ردوکتاز) می‌باشد و بسیاری عناصر تنظیمی همچون موتیف نیپین، جعبه پیریمیدین، جعبه E، سایت‌های اتصال SEF1 و SEF3 تنها در رشته سنس وجود دارند. این به معنای عملکرد کاملاً متفاوت این پروموتر در بیان دو ژن تحت کنترل آن است به‌طوری‌که اغلب عناصر تنظیمی که در رشته سنس این قطعه وجود دارند (ولی در رشته آنتی‌سنس وجود ندارند) در پروموترهای اختصاصی بذر یافت می‌شوند.   
  32. پالایش زیستی هیدروکربن¬های خطی با استفاده از باکتری¬های جدا شده از خاک مناطق آلوده در استان کرمانشاه
    سمیرا پاکدل 1399
  33. ارزیابی کارایی تلخ بیان (Sophora alopecuroides) و میاگروم (Myagrum perfoliatum) در گیاه پالایی خاک¬های آلوده به سرب و کادمیوم
    سپیده چراغی 1399
       گیاه پالایی یکی از راه­های مقرون به صرفه و سازگار با محیط زیست برای کاهش اثرات منفی کادمیوم و سرب در محیط است. مطالعه حاضر به منظور بررسی فاکتور تجمع زیستی (BF) و فاکتور انتقال (TF) کادمیوم و سرب در گیاه میاگرومMyagrum perfoliatum) ) و تلخ بیان (Sophora alopecuroides) انجام گردید. تاثیر آلودگی عناصر سرب و کادمیوم در برخی از پاسخ­های رشد گیاهان و شاخص­های بیولوژیکی خاک نیز مورد بررسی قرار گرفت. نمونه خاک­های آلوده به چند نمونه فرعی تقسیم بندی شد: یک نمونه به عنوان شاهد (بدون آلودگی) و بقیه جداگانه با سه سطح کادمیم (3، 5، و 10 میلی گرم درکیلوگرم) و سه سطح سرب (100، 300 و 600 میلی گرم درکیلوگرم) آلوده شدند. آزمایش به صورت کشت گلدانی و در شرایط گلخانه­ای انجام گرفت. مقادیر BF کادمیوم در تمام سطوح آلودگی بیش از 1 بود که نشان دهنده پتانسیل گیاه میگروم و تلخ بیان برای جذب و تثبیت گیاهی کادمیوم است. تنها 1 TF > در گیاه میاگروم در بالاترین سطح آلودگی بدست­ آمد. مقادیر TF سرب بسیار کمتر از مقادیر به دست آمده برای کادمیوم بود که نشان می دهد کادمیوم در مقایسه با سرب بیشتر از ریشه به قسمت­های هوایی گیاه میاگروم و تلخ بیان منتقل می شود. سطوح بالای آلودگی سرب و کادمیوم به طور قابل توجهی بر پاسخ­های رشدی میاگروم و تلخ بیان اثر نگذاشت. علاوه بر این، کاشت میاگروم و تلخ بیان ، اثرات آلودگی کادمیم و سرب را بر شاخص های بیولوژیک از جمله شدت معدنی شدن کربن (CMR)، تنفس ناشی از سوبسترا (SIR)، کربن توده زنده میکروبی (MBC) و ضریب متابولیک (qCO2) کاهش داد.      
  34. ارزیابی عملکرد شاخص‌های مدیریتی و اقتصادی واحد‌های مرغ گوشتی استان کرمانشاه
    مالک باقری 1399
    چکیده:    این پژوهش به منظور بررسی عوامل موثر بر افزایش بهره وری تولید مرغ مرغداریهای گوشتی استان   و راهکارهای بهبود آن به اجرا درآمد. روش تحقیق در نظرگرفته شده برای انجام این پژوهش، روش   تحقیق پیمایشی و از طریق نمونه گیری بود. به این ترتیب از میان جامعه مورد پژوهش(جامعه مرغداران گوشتی استان کرمانشاه)   تعداد70 واحد   با ظرفیتهای مختلف به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی شده انتخاب گردید و از آنها ، پرسشنامه ای بصورت حضوری حاوی اطلاعات کلیه هزینه ها، درآمدها وخصوصیات مدیریتی واحد پرورش تکمیل شد. با استناد به اطلاعات جمع آوری شده، بهره وری متوسط یا میزان بدست آوردن ستاده (محصول) به ازای واحد داده ، بهره وری نهائی یا مقداری که هر واحد عامل ورودی (داده) به ستاده کل اضافه میکند وبهره وری کل عوامل تولید بدست آمد. نتایج حاصل از مطالعه جاری نشان دادکه هزینه دان، هزینه اصلی مرغداریها و در حدود 94 درصد از کل هزینه مرغداری ها را سه هزینه دان، خدمات بهداشت و درمان و خرید و حمل جوجه تشکیل می دهند و واحدهای پرورشی از نظر نوع و نحوه استفاده از وسایل گرمایشی در وضعیت نامطلوب اقتصادی قرار دارند. همچنین از انواع داروها و واکسنها بیش از حد مطلوب اقتصادی استفاده شده است و بنابراین بهره وری استفاده از این نهاده در سطوح پایینی قرار دارد. سایر نتایج نشان داد که هزینه مصرف دان بر بهره وری تولید واحدهای پرورش مرغ گوشتی تاثیر مثبت، معنی دار و   با ضریب اهمیت بالایی دارد و هزینه استفاده از این نهاده در بین اکثر مرغداریها کمتر از حدمطلوب اقتصادی است. بررسی ضریب تبدیل غذایی   در بین مرغداریهای جمعیت نمونه نشان داد که تنها 17 درصد مرغداریها در وضعیت ایده آل قرار دارند، 47 درصد در وضعیت نسبتا مطلوب و حدود28 درصد در وضعیت نامطلوب قرار دارند. بررسی وضعیت تلفات در هفته اول پرورش و در کل دوره نشان داد که عمده تلفات از هفته اول به بعد اتفاق افتاده است، نتایج این پژوهش نشان داد در اکثر مرغداریها استفاده از نهاده نیروی کار در حد کمتر از میزان مطلوب اقتصادی بوده است.    واژه های کلیدی: بهره وری ، مرغداری گوشتی، استان کرمانشاه   
  35. مهار پاخوره گندم (Gaeumannomyces tritici) با استفاده از فرمولاسیون ترکیبات فرار القا کننده مقاومت
    الهام صفری 1398
       371 نانومتر و در در حدود 75.19 نانومتر بود. با توجه به نتایج اسپکتوفتومتری این حامل‌ها توانستند ترکیبات فرار را تا 14 روز نگه‌دارند که در روزهایی   آغازین رهایش بیشتری داشته و بتدریج کاهش یافته و پس از 14 روز مقدار جذب روش اکستروژن امولسیونی   به 2/0 و خشک کن پاششی و پلیمریزاسیون رسوبی به 5/0 رسید و برای تایید محصور شدن ترکیبات فرار در حامل‌های بالا از FTIR   نیز استفاده شد که این نیز محصور شدن ترکیبات فرار را تایید کرد.  [B1]در زیر عکس اسکیل وجود دارد و بر اساس آن اندازه چندین ذره محاسبه و میانگین گرفته می شود.
  36. نوسانات جمعیت شته مومی کلم Brevicoryne brassicae L. و تاثیر آفت¬کش¬های گیاهی تنداکسیر و پالیزین روی آن
    فاطمه رماسی 1398
  37. مقایسه کاربرد کودهای شیمیایی و آلی بر وضعیت تغذیه¬ای درخت سیب
    سمیه زندی 1398
  38. واکاوی پیش ¬برنده¬ها و بازدارنده¬های تشکیل صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی دهستان کوزران
    رویا مرادی 1398
    چکیدهاز اواخر دهه 1980 نهادهای مالی خرد به عنوان یکی از راهکارهای مناسب و موثر جهت توسعه مالی یا در برنامه­های توسعه­ای کشورهای در حال توسعه از جایگاه ویژه­ای برخوردار شدند و تعداد این نهادها به شدت افزایش یافت. سابقه صندوق­های اعتبارات خرد زنان روستایی در ایران به سال 1378 برمی­گردد. طرح صندوق اعتبارات خرد در ایران با استفاده از تجارب گرامین بانک بنگلادش بر مبنای «الگوی پس­انداز و وام­دهی گروهی» به عنوان الگویی موفق در جوامع روستایی و پس از بومی سازی توسط کارشناسان مرکز تحقیقات وزارت جهاد کشاورزی به صورت آزمایشی در سال 1379 در دو استان مازندران و کرمانشاه با دو شیوه متفاوت به اجرا در آمد.   پس از موفقیت برنامه اجرا شده در استان مازندران، از سال 1380 نسبت به توسعه گسترش آن در کشور با رویکرد اجتماعی اقدام گردید. همچنین از حدود   سال87، نمایندگی دفتر عمران سازمان ملل در ایران با هدف، توسعه پایدار انسانی (محرومیت زدائی و ایجاد اشتغال) کار انتقال و ترویج ایده­ها و راهکارهای مناسب توسعه در سطح بین الملل را بر عهده گرفت. اهداف برنامه­های اعتبارات خرد، افزایش درآمد فقرا از طریق ایجاد خوداشتغالی، ارائه خدمات آموزشی برای استفاده بهینه از منابع و توانمندسازی زنان روستایی به واسطه ایجاد اشتغال بوده است. گروه­های هدف اعتبارات خرد، افراد و خانواده­های فقیر و کم­درآمد و همچنین زنان روستایی را نیز شامل می­شود. با این حال، صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی در ایران به طور کلی موفق نبوده است و بیشتر آن­ها شکست خورده­اند. حال هدف از این تحقیق واکاوی عوامل پیش­برنده و بازدارنده تشکیل صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی می­باشد. مطالعه حاضر، به لحاظ ماهیت از نوع پژوهش­های کیفی و از نظر شیوه گردآوری داده­ها، در زمره پژوهش های توصیفی – تحلیلی قرار می­گیرد. از لحاظ هدف نیز در حیطه پژوهش­های کاربردی به شمار می­آید. نمونه­های مورد مطالعه­، به صورت هدفمند از میان اعضای صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی به روش گلوله برفی انتخاب گردید. داده­ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند، گروه­های متمرکز، مشاهده مستقیم، تجارب شخصی، اسناد و مدارک موجود گردآوری شد. اعتماد و اعتبار اطلاعات با استفاده از تکنیک مثلث سازی در شیوه گردآوری داده­ها و تکنیک کنترل اعضا محقق ­گردید. تجزیه و تحلیل داده­ها با بهره گیری از مراحل کدگذاری   باز، محوری   و انتخابی   روش گرندد تئوری انجام پذیرفت.یافته­های تحقیق حاکی از آن است که عوامل پیش برنده تشکیل صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی در مرحله کدگذاری باز، 20موضوع اولیه استخراج شد که این موضوعات در مرحله کدگذاری محوری در 6 مقوله دسته­بندی گردید؛ عوامل بازدارنده نیز در مرحله کدگذاری باز 36 موضوع اولیه شناسایی گردید و در مرحله کدگذاری محوری موضوعات اولیه در 6 طبقه گروه­بندی شد و در نهایت در مرحله کدگذاری انتخابی به صورت مدلی در قالب سه خوشه زمانی شامل قبل از تشکیل صندوق­ها، حین تشکیل و پس از تشکیل صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی دسته­بندی گردید. با توجه به نتایج به دست آمده مهم­ترین عامل پیش­برنده قبل از تشکیل صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی، سرمایه­گذاری اعضا صندوق بود و مهم­ترین عامل پیش­برنده­ای که در هر دو مقطع زمانی حین و بعد از تشکیل شناسایی شد، اعتماد بین اعضا بود. از میان عوامل پازدارنده­ای استخراج شده، مهم­ترین عامل بازدارنده­ای قبل از تشکیل صندوق، مسئله عدم حضور اعضا در جلسات بود. عامل بازدارنده­ای که حین تشکیل صندوق مورد شناسایی قرار گرفت، میزان تسهیلات اعطایی بود و عامل بازدارنده­ای که در فاز زمانی بعد از تشکیل صندوق استخراج گردید، عدم بازپرداخت تسهیلات توسط اعضای صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی بود. کلید واژگان: صندوق اعتبارات خرد، زنان روستایی، مشارکت، توسعه روستایی    
  39. اثر رقابت درختان روی حضور دارواش و خشکیدگی ناشی از آن در جنگل شروینه جوانرود
    زینب عزیزی 1397
  40. مقایسه کاربرد بایوچار، کمپوست و پتاسیم بر ویژگی های انگورتحت تنش خشکی
    آسیه صفری 1397
       انگور یکی از مهمترین­ محصولات باغی در دنیا و ایران است. ارزش این محصول به لحاظ تازه خوری، کشمش، روغن و غیره است. مهمترین عامل محدود کننده رشد درختان میوه در مناطق خشک و نیمه خشک کمبود آب قابل استفاده است. استفاده از راهکارهای تغذیه­ای همانند استفاده از کودهای مناسب می­تواند سبب بهبود عملکرد گیاه در شرایط کم آبی باشد. این تحقیق به منظور بررسی کاربرد کودهای سولفات پتاسیم، کمپوست و بایوچار بر برخی ویژگی­های انگور بیدانه قرمز تحت شرایط تنش آبی با 4 تیمار کودی و 2 تیمارآبی در 4 تکرار به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک کامل تصادفی انجام شد. تیمارها شامل: تیمار شاهد (بدون مصرف کود) و تیمارهای کودی سولفات پتاسیم، کمپوست و بایوچار به ترتیب به مقدار ده گرم، پنج درصد و ده درصد و تیمار آبی، تنش 40 و 80 (شاهد) درصد ظرفیت زراعی تا زمان بروز علائم تنش آبی انجام شد. داده­های جمع آوری شده با نرم افزار SAS تجزیه گردید. نتایج نشان داد سولفات پتاسیم باعث افزایش پتاسیم خاک و گیاه می­شود. کمپوست موجب افزایش فسفر، سدیم، هدایت الکتریکی ، کربن آلی خاک ونیتروژن، آهن، روی و مس گیاه شد. همچنین بایوچار باعث افزایش پتاسیم ، کربن آلی خاک و پتاسیم گیاه و فسفر گیاه شد. بایوچار و کمپوست به ترتیب تحت شرایط تنش آبی موجب افزایش رطوبت نسبی برگ، فتوسنتز، تعرق، هدایت روزنه­ای، کلروفیل و پروتئین محلول شدند. آنزیم­های پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز کمترین مقدار تحت شرایط تنش آبی در تیمار کودی بایوچار داشتند. کمپوست و بایوچار تحت شرایط تنش آبی نسبت به کود شیمیایی سولفات پتاسم در بهبود وضعیت انگور نتیجه بهتری دارند.
  41. بررسی اثر کاربرد فیلتر کیک و بایو چار برویژگی¬های خاک وگندم
    سمیه عزیزی 1397
  42. بررسی نقش ریزوباکتری‌های افزایش دهنده رشد گیاهان (PGPR) در کاهش تنش شوری در گوجه فرنگی
    شیدا ناصری 1397
    شوری و تجمع املاح در خاک از مهم­ترین تنش‌های غیرزیستی محدودکننده تولید محصولات کشاورزی در مناطق خشک و نیمه خشک می­باشد که موجب اختلال در عملکرد بهینه محصولات کشاورزی می­شود. شوری خاک اثرات مخرب خود را از طریق سمیت یون‌های ویژه موجود در خاک، اثر بر فعالیت­های زیستی و اثر تخریبی بر ویژگی‌های‌ فیزیکی خاک اعمال می‌کند. در گیاهان مختلف، غلظت بالای نمک در مرحله جوانه‌زنی باعث از بین رفتن جوانه‌ها و کاهش عملکرد می­شود. از این رو بررسی راهکارهای موثر به منظور کاهش تنش شوری بسیار با اهمیت است. در پژوهش‌های پیشین، به منظور کاهش تنش شوری خاک روش‌های مختلفی مورد آزمون و استفاده قرار گرفته است که از مهم­ترین آن‌ها می­توان به روش‌های زیستی اشاره کرد. از جمله مهمترین روش‌های زیستی استفاده از ریزوباکتری­های محرک رشد گیاهان (PGPR) می‌باشد که آنچنان که از نام آن‌ها پیداست، باعث افزایش رشد گیاهان می­شوند. در این مطالعه، اثرات برخی سویه‌های PGPR در کاهش تنش شوری در گیاه گوجه‌فرنگی در شرایط گلخانه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل شش سطح باکتری (5   سویه باکتری+1 شاهد) و پنج سطح شوری خاک (شاهد،5/2، 0/5، 5/7 و0/10 دسی زیمنس برمتر از نمک‌های کلرید سدیم و کلرید کلسیم با نسبت برابر)   می­باشند. ابتدا ویژگی‌های شناسنامه‌ای خاک بررسی شد، سپس ویژگی­های گیاهی شامل: میزان سدیم، پتاسیم، پرولین و ویژگی­های خاک شامل: تنفس میکروبی، تنفس برانگیخته (SIR)،کربن زیست توده میکروبی و کسر متابولیک و ویژگی‌های مورفولوژیک شامل وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، طول ریشه، حجم ریشه، ارتفاع بوته، تعداد گل، مقاومت روزنه‌ای و عملکرد میوه اندازه­گیری شد. پس از تجزیه و تحلیل، نتایج نشان داد که پتاسیم اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، ارتفاع بوته، تعداد گل، وزن خشک ریشه، طول ریشه، حجم ریشه و عملکرد میوه پس از اعمال تنش شوری نسبت به شاهد کاهش معنی‌دار یافت. پارامترهای بیولوژیک شامل تنفس پایه، تنفس ناشی از سوبسترا، کسر متابولیکی و کربن زیست توده میکروبی پس از اعمال تنش شوری کاهش معنی‌دار یافت. محتوای سدیم گیاه و مقاومت روزنه‌ای و محتوای پرولین پس از اعمال تنش شوری افزایش یافت که این افزایش معنی‌دار بود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل شاخص­های بیولوژیک پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد گیاه نشان داد تنفس خاک، کربن زیست توده میکروبی، تنفس ناشی از سوبسترا و کسر متابولیک   تفاوت معنی‌داری با شاهد ( تیمار بدون باکتری) نشان دادند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد نشان داد که محتوای سدیم اندام هوایی و مقاومت روزنه‌ای و محتوای پرولین در مقایسه با تیمار شاهد کاهش معنی‌دار یافت. وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، حجم ریشه و طول ریشه پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد افزایش یافت اما این افزایش معنی‌دار نبود. عملکرد میوه پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد افزایش یافت اما این افزایش معنی‌دار نبود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‌ها پس از تلقیح با باکتری‌های محرک رشد گیاه نشان داد که ارتفاع بوته، تعداد گل، محتوای پتاسیم گیاه افزایش یافت که این افزایش نسبت به شاهد معنی‌دار بود. از بین سویه‌های مورد بررسی در این پژوهش تاثیر باکتری سودموناس جنیکولاتا (Pseudomonas geniculate B11) بیشتر از سایر سویه‌ها بود و موجب بهبود بسیاری از پارامترهایی شد که در اثر تنش شوری دچار افزایش یا کاهش شده بودندبه طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که استفاده از باکتری‌های محرک رشد گیاه در کاهش اثرات تنش شوری می‌تواند راهگشا باشد.‌‌
  43. نقش ریزوباکتری‌های محرک رشد (PGPR) در کاهش تنش خشکی در گوجه‌فرنگی
    سهیلا ساسانی فر 1397
    چکیدهگوجه­فرنگی یکی از محصولات بسیار مهم اقتصادی دنیا است و با توجه به این­که ایران به عنوان یکی از کشورهای خاورمیانه از متوسط   بارندگی سالیانه حدود 240 میلیمتر، معادل یک سوم میانگین نزولات سالیانه جهانی برخوردار می باشد به همین دلیل بررسی اثرات تنش خشکی بر گوجه­فرنگی از اهمیت فوق­العاده­ای برخوردار است. به منظور بررسی تاثیر باکتری­های افزایش دهنده رشد گیاهی1 بر کاهش تنش خشکی، در گوجه­فرنگی، مطالعه­ای گلخانه­ای در سال 96-1395 در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با 4 تکرار به اجرا درآمد. به­کارگیری باکتری­های افزایش دهنده رشد، به صورت تلقیح با ریشه گیاه بود. تیمار­های آزمایشی شامل؛ استفاده از رقم گوجه­فرنگی کارون، چهار سطح خشکی 50، 40، 30 و 20 درصد رطوبت حجمی خاک و پنج جدایه باکتری B103، B19، B124، B60 و D3 بودند. البته تیمار شاهد (بدون تلقیح باکتری) نیز در آزمایش گنجانده شد. جمع­آوری گیاهان و اندازه­گیری پارامتر­های مورد نظر سه ماه پس از کاشت (90روز) انجام شد. در این مطالعه برخی صفات رشدی در گوجه­فرنگی شامل؛ وزن تر و خشک اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه، ارتفاع ریشه، ساقه و بوته، حجم ریشه، تعداد گل، وزن میوه و مقاومت روزنه­ای، آزمایشات مربوط به اندام هوایی گیاه شامل؛ محتوای پرولین آزاد در برگ وعناصر سدیم و پتاسیم در اندام هوایی و همچنین ویژگی­های بیولوژیک خاک شامل؛ تنفس پایه، تنفس برانگیخته، کربن بیومس میکروبی، کسر متابولیک و کسر میکروبی اندازه­گیری شد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که هر پنج جدایه باکتری استفاده شده، باعث افزایش معنادار وزن تر اندام هوایی، وزن خشک ریشه، حجم ریشه، تعداد گل، وزن میوه و مقاومت روزنه­ای شدند. البته این پنج جدایه باعث افزایش سایر صفات رشدی گیاه شدند اما این افزایش معنادار نبود. محتوای پرولین آزاد در برگ افزایش معناداری نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. غلظت پتاسیم در اندام هوایی افزایشی معنادار، اما غلظت سدیم در اندام هوایی کاهشی معنادار، نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. همچنین جدایه­های استفاده شده باعث بهبود کیفیت بیولوژیک خاک شدند، به طوری که تنفس پایه ،تنفس براگیخته، کربن بیومس میکروبی و کسر میکروبی افزایشی معنادار، اما کسر متابولیکی کاهشی معنادار نسبت به تیمار شاهد (عدم تلقیح) داشت. از بین پنج جدایه به­کار گرفته شده، سه جدایه B19، B60 و D3 بیشترین تاثیر را در کاهش شرایط تنش ایجاد شده داشتند.   واژگان کلیدی: خشکی، باکتری­های محرک رشد ( (PGPR، گوجه­فرنگی، صفات رشدی، پرولین، سدیم، پتاسیم، ویژگی­های بیولوژیک

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/03/20